릴리스 정보

The Face Reader 2013 BluRay 720p
다음의 해설 076one
ترجمه و زیرنویس از نیــلوفر * نســـخه هماهـــنگ *باتشکر از نیــلوفر

태그

BluRay
720p
720
게시일: 2014-03-16
다운로드: 39
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

.شما اومدید منُ بکشید

بکشیمتون؟

.فقط داروهاتونُ آماده کردیم

.برید بیرون

.مطمئنم صداشُ شنیدم

.همونطور که دستور داده بودید گارد امنیتی رو دوبرابر کردیم

.هیچ کس بهتون صدمه ای نمی رسونه

.شما قدرتمند ترین مرد این کشور هستید

.من دیگه هیچ قدرتی ندارم

.هیچی باقی نمونده

.زن و دخترم مردند

.هیچی برام نمونده

،بازم شاه براتون دارو فرستاده

.همونطور اون صندلی و اون عصا رو

.واسه همین باید از خودم دفاع کنم

.اگه قرار باشه سرم زده بشه داروها هیچ فایده ای ندارن

سرتون زده شه؟ چطور می تونید این حرفُ بزنید؟

.اون بهم گفت اینطوری می میرم

.گفت روی صورتم نوشته شده

کی جرات می کنه همچین حرفی بزنه؟

.همچین کسی بود. یه چهره خوان

چهره خوان؟ این چیزها خرافه نیست؟

.چون شما هیچ وقت ندیدینش

.اون همه چیزُ می دونست .چیزی نبود که ندونه

همه چیزُ فقط

.با نگاه کردن به چهره ی آدم ها می فهمید

.اون بهترین چهره خوان چوسان بود

.سونگ کانگ هو

.لی جونگ جه

این خونه کجاست؟

.شنیدم همین نزدیکی هاست

.بک یون سیک

.چو جون سوک

.دیگه نمی تونم راه برم

.لی جونگ سوگ

.کیم های سو

اون چیه؟

.رسیدیم

.خدای من. خیلی سنگینه

.هوای خوبیه

.منظره ی خوبیه

شما کی هستید؟

این خونه ی چهره خوان معروفه؟

چیه؟

اوه، بهت نگفته بودم؟

.اونها اومدن قلمو های منُ بخرن

دنبال پوست راسو می گردید؟

.یه چیز تو همین مایه ها

.من می رم بازار

.روز خوبی داشته باشی

.عجله نکن

.خواهرزاده ی من از چهره خوانی متنفره

.از این طرف لطفا

.بیایید بریم داخل

.این ها دم راسو هستن

.خیلی گرونن

خوشتون نیومد؟

.خدای من، اون کاملا لخته

.شوهر خواهر بیدار شو

.شوهر خواهر بلند شو

...اوه، خوبه- .باشه، بیدار شو-

.تو خواب حرف می زنه

.شوهر خواهرم شاید رقت انگیز به نظر برسه، اما حرفه ایه

.شوهر خواهر مشتری داری

.اونها منتظرن

.خیلی نوشیدنی خوردم

می خوان بدونن که

تجارت خوبی می شه اگه از چین ابریشم وارد کنن؟

.برید بیرون

چی؟

.من با دروغگوها حرف نمی زنم

شما آقا

.چشمات بهم می گن که زیاد پول نداری

.چشم و ابروت مال یه آدم تاجر نیست

.بیشتر می خوره خواجه یا منشی باشی

.خانم توی تجارت خوبن

.اما خیلی خیلی بهتر از اونی هستن که فقط ابریشم بفروشن

.اون صورت هلویی و لب های سرخ می گه که یه پیشگویی

. اما اصلا جالب نیست

اما چرا همچین دروغی در مورد تجارت با چین گفتید؟

.نمی دونم چی می خواید اما اگه می خواید دروغ بگید برید بیرون

منُ احمق فرض کردید اینطوری بهم دروغ می گید؟

از کجا اومدید؟

می خندید؟

.به شوهر خواهرم دروغ نگید

چطور جرات می کنید اینطور بی ملاحظه تو روش دروغ بگید؟

.خوبه. خوشحالم اومدم

شما فاحشه خونه ی یون هونگ رو می شناسید؟

فکر می کنید من احمقم؟

.افسران بالا مقامی برای چهره خوانی و خوش گذرونی به اونجا میرن

.ایشون بانوی اونجا هستن

شما یه چهره خوانید؟

.اینطور به نظر نمی رسید

.من یه آماتورم

،تجربیاتم بهم یاد دادن

.که یکم در مورد آدم ها بفهمم

هی، چرا اینجوری می کنید؟

چرا برای من کار نمی کنی؟

.می تونی از استعدادت به نحو احسن استفاده کنی

.من شریک کاریشم

.اون فقط چهره خوانی می کنه

.به ازای خدماتتون بهتون پول می پردازیم

.تا فرصت دارید پیشنهادُ قبول کنید

.زندگی کوتاه تر از اونیه که الکی به هدر بره

می خواید همیشه اینطوری زندگی کنید؟

.راسو؟ آره، درسته

!کمرم

اون خوبه؟

.فقط خوب نیست. می تونه هانیانگ رو به لرزه بندازه

قلم موی موش؟

.بیشتر بهم بده

.می دونی که اینها کمیابن

.همینجا منتظر بمون

.خانواده ام هیچی نخوردن

!اونُ ببر بیرون

.حالا که نمی تونید مالیاتُ بپردازید من جاش اونُ می گیرم

!آقا

.خواهش می کنم این کارُ نکنید

!من شوهر دارم، خواهش می کنم- !هی، آروم بگیر-

!اون عوضی

.دیوونه شدی؟ اون بازرسه

.ولم کن- .خواهش می کنم این کارُ نکنید-

پس فقط می شینید نگاه می کنید؟

.اگه شما این کارُ بکنید همگی می میریم

.این عصبانی تَرش می کنه

.بوی خوبی می ده

.باید برش گردونی

.برو کنار

.اصلا بلد نیستی گوشت بپزی

!جین هیونگ

جین هیونگ هنوز غذا نخوردی، مگه نه؟

.امروز مرغ می خوریم

!مرغ داریم

.امروز روز مرغه

اون چشه؟

.خیلی بخور

چطور مرغ خریدید؟

،اون آدم هایی که قبلا دیدی

.قلموهامونُ با قیمت خوبی خریدن

.قلموها که هنوز اینجان

چهره خوانی کردی؟

هی، چه چهره خوانی ای؟

.خب خیلی اصرار کردن

چیه؟ نمی تونم؟- !تو قول دادی-

چطور یه دانشمند می تونه همچین کارهای نا پخته ای ازش سر بزنه؟

پس منم باید برم برای امتحان افسران عمومی درس بخونم و امتحان بدم؟

چرا نه؟

از من می پرسی چرا؟

.خانواده ی یه خائن نمی تونن توی دولت خدمت کنن

.توی اتاقت کتاب ها رو دیدم

.حتی بهش فکر هم نکن

،مثل پدربزرگت

.اگه برای دولت کار کنی صدمه می بینی

!نه. من برای دولت کار می کنم

.حتی اگه به این معنی باشه که مثل پدربزرگم کشته شم

چطور جرات می کنی؟

اون از کی حتی نوشیدنی هم می خوره؟

.من دیگه بچه نیستم. دیگه 17 سالم پر شده

!جین هیونگ! غذاتُ تموم کن

.چیه؟ اون هر از گاهی با من نوشیدنی می خوره

.خیلی سنگدل بودی

.می خوام بی خیال شه

بی خیال شه؟

،اون موقع که دنبال دستفروش ها بودی

.سعی کردم کلی نوشیدنی بخورم و بمیرم

،وقتی خودمُ آویزوون کردم

.دیدمش که بهم نگاه می کرد و گریه می کرد

.تقریبا 5 سالش بود

.فقط پوست و استخون بود

!بابا، نجاتم بده

،با التماس بزرگش کردم

.فکر می کنم چون خوب غذا نخورده می لنگه

.اون مثل خودم هوش و استعداد نوشتن داره

.اما اینکه نمی تونه ازشون استفاده کنه اونُ پر از خشم می کنه

.خواهر بیچاره ی من، با یه خانوده ی نفرین شده ازدواج کرد

می دونی ما قبلا چقدر پولدار بودیم؟

.همه ی زن ها می خواستن از دور منُ ببینن

.چیزهایی که توی گذشته بوده حساب نمی شن

.من می رم یون هونگ

چی؟

.نمی تونیم همیشه همینطوری زندگی کنیم

.چهره خوانی رو یاد گرفتم چون کاری نداشتم که بکنم

.اینجا هیچ استفاده ای نداره

!شاید توی هانیانگ بتونم پول خوبی به دست بیارم

.با استعدادم از خانواده ام حمایت می کنم

.گوشت و برنج می خوریم، لباسای جدید می خریم

.با احترام زندگی می کنیم

اگه بخوایم بریم هنیانگ، به جین هیونگ چی بگیم؟

.براش یه نامه می ذاریم می گیم می ریم قلمو بفروشیم

.تو هی می تونی بعدا به اینجا سر بزنی

فردا صبح زود بیدارم کن، باشه؟

!شوهر خواهر

!جین هیونگ

!جین هیونگ

.نباید اونقدر نوشیدنی می خوردیم

!جین هیونگ

.می رم توی یه معبد ساکت درس بخونم

،وقتی یه افسر دولتی شدم

.میام شما دو تا رو می برم

.مراقب خودتون باشید

More Farsi Persian subtitles for The Face Reader (Physiognomy / Gwansang / 관상)

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left