처음 200줄입니다.
این خیلی معمولیه
ابر کافی؛نور کافی
و اشک کافی
اگه الان بباره حس میکنم اوج یه عشق غم انگیزه
اما اون اتفاق نمیفته
چون من هیچوقت تو این دنیا تو هیچ کاری پیش قدم نبودم
من فقط یکی از پنجاه میلیون شهروندم
یکی از هشت میلیون کارمند
یکی از این هفتصد کارکن
یکی از 1.6 مسئول قبوض
یه دانشگاه متوسط رفتم و یه مدرک معمولی گرفتم
یه زن متوسطم که با یه دستمزد معمولی زندگیمو میگذرونم
من یه آدم فوق معمولی از جمهوری کره م.
خیلی گرمه.خیلی گرممه.خیلی گرمه
خدایا
مامان- چیه؟-
من دختر واقعیتم؟- آره.خب که چی؟-
بابا پدر واقعیمه؟
از این موضوعم خیلی اراحتم
امکانش هس که دختر مخفی یه خانواده ثروتمند باشم
اگه اونجوری باشه چقد خوب میشه
من هیچ رازی هم پشت تولدم ندارم
چطوری اولین و تنها زندگیم میتونه اینقد معمولی باشه
صبح بخیر- اینجایی؟-
یکم تخم مرغ بخور
این عوضیو نگا
رابطم چطور میتونه اینقد معمولی باشه؟
صد روز از زمانی که همو ملاقات کردیم
دویست روز از زمانی که همو ملاقات کردیم
سیصد روز گفتم اسنادو تایپ میکنم
هی.باهات تماس میگیرم
آره بعدا بهت زنگ میزنم.آره
سه سال بعد از زمانی که همو ملاقات کردیم
اینجام.اینجام.باشه
بیا بریم سوپ برنج با سوسیس بخوریم
این عوضیو نگا
نمیدونی من سوسیس نمیخورم؟
اما من سوسیس دوس دارم
یه عشق معمولی برا یه زن معمولی
این چیه الان ؟ کجا داری میری؟
دستشویی داری؟
ازش نترس؛به این ازدواج پایان بده؛به بچه داشتن
بحث کردن با شوهرت
و اونجوری که در حدته و ازپسش برمیای زندگی کن
یه زندگی معمولی مارو خیلی بیشتر خوشحال میکنه
فکر میکنی این مسئله خاصیه؟
اون...جوابه؟
!پیش پا افتاده رو رد کن !پیش پا افتاده رو بگیر
اصلا جوابی هس؟
من وارد یه شرکت کوچیک شدم.ازدواج کردم و بچه دار شدم
درباره اومدن به اینجا به پدرم دروغ گفتم اما الان اینجام
به پدرت دروغ گفتی؟- آره-
نمیتونم جوابی پیدا کنم
این حالمو بهم میزنه
دیگه چیز خاصی تو زندگیم نیس
چیزی نیس که قلبمو به تپش بندازه
خیلی خسته کننده س
خیلی...خسته کننده س
میخوام وقتی از مرخصی برگشتی بهت پیشنهاد ازدواج بدم
میخوام ازت درخواست کنم
دوسداشتم بباره
چطوری...باید اینو بگم؟
مث فیلمای فرانسوی
برگرد خونه
نونا بیا برگردیم خونه
نباید گریه کنی.بیا برگردیم خونه
میرم خونه.میرم
بیا بریم فرودگاه- سرکارم الان-
کارمو ول کردم که بیام اینجا
وقتی زمان مناسبش بیاد میام- آها باشه-
حالتو میگیرما- اشکال نداره-
سوسو!الان سر کارم
بیا بریم فرودگاه- بهم گوش بده-
بیا اینجا حرف بزنیم
وایسا
این کارو نکن.بیا بریم.باشه؟
بیا بریم فرودگاه- سوسو!سوسو-
سوسو- نزار سرت رئیس بازی دربیاره-
مث احمقا رفتار میکنی
نباید مردمو اینجوری بزنی
سوسو.منو نگا.میشنوی چی میگم؟
خوبی؟
خوبی؟خودتو کنترل کن
میتونی پا شی؟
میتونی پا شی؟
چیه؟پسش بده
این چه فیلمیه داری میگیری؟
...هی
دوباره پسوردتو عوض کردی
چرا همیشه پسوردتو عوض میکنی؟بازش کن
باید شوخیت گرفته باشه
هی.مشکوک شدی
اون عوضی کیه؟- توریسته-
چون یه توریسته شلوغش کرد؟
باهاش خوابیدی؟
حالتو میگیرما- خیلی وقته این کارو نکردی-
بیا بریم خونه- من یه تور لیدرم-
چطور میشه مسافرامو رها کنم؟
نمیتونی ولشون کنی همون جوری که خونوادتو ول کردی؟
خودم برمیگردم.فقط باید یه نیمسال دیگه رو تموم کنم
کارم که تموم شد برمیگردم
چرا؟چون مردی که باهاش فرار کردی ولت کرد؟
اگه دکتراتو بگیری کمتر خجالت نمیکشی؟
اون چیزی رو تغییر نمیده خیلی داری غرورتو حفظ میکنی
اجازه ندارم؟ نمیتونم غرورمو حفظ کنم؟
فایده ش چیه؟ غرورو واسه چی میخوای؟
کسی بخاطر دکترا ستایشت میکنه؟
پدر؟مادر؟
یا اون به هیونگ گو عوضی؟
اسم اون عوضیو نیار- ...اون عوضی-
گفتم اسم اونو نیار
منظورم اونه.اسمشو نمیارم
داغه
سوسو- چیه؟-
حالت خوب بوده؟- البته که نه-
مامان بابا چطورن؟
خیلی داغه
تو اخلاق مامان و بابا رو میدونی
بعد از اینکه رفتی خوب شدن
باید اونو با پول بیشتری میفرستادی
چرا حلقه طلارو جا گذاشتی؟اون دختر پولی نداره
وای.جدا
کارتتو برداشته پس میتونه پول ازش برداشت کنه
اینقدر نگران نباش
هی.کارته برا کره س.واسه همین نمیتونه اونور ازش استفاده کنه
جدا- نباید گریه کنی-
اسمشو از شناسنامه پاک کن و همه وسیله های توی اتاقشو بسوزون
دوری.گزارششو به پلیس بده- چی؟-
فراموشش کن.انجامش میدم
دست نگه دار
الو؟اداره پلیس؟
مامان- اسمش یون سوسوئه-
مامان تمومش کن- هی ولم کن-
اینکارو نکن- ولم کن-
هی مراقب باش!هی قطعش کن
پشتت.تمومش کن- خدایا چیکار میکنم-
بلند شو- بدش به من-
هی تمومش کن- شما زنا-
نمیتونی گزارش دخترتو بدی- از سر راهم برو کنار-
اتاقت هنوز همونجوریه
مامان هم هر روز تمیزش میکنه
بگیرینش- هی ولم کن-
ولم کنین- واو جدا-
یه عمر بزرگت کردم
چطور میتونی بخاطر یه مرد مارو ول کنی؟
...میخوام همه چیو بسوزونم.من
مامان نمیتونی اینکارو بکنی.این درست نیس
تمومش کن
میزنمت.با تفنگ میزنمت
میزنمت
کیو میخوای بزنی؟- بنگ بنگ-
بنگ
وای این زن
میزنمت
نمیتونی کسیو بزنی
مامان بابا اعتقاد دارن هر لحظه برمیگردی
از وقتی رفتی فقط یه چیز گفتن
گفتن فردا برمیگرده
پس حالا میتونی برگردی
داغه
نونا بیا بریم خونه
تحت تاثیر قرار گرفتم
وقتی که باهاش بودم
زمانی که باهام بود
زمانی که باهم گذروندیم
هان سوران
وقتی این بگذره مسیر جدیدی پیش روم باز میشه؟
هی کی میخوای تمومش کنی؟
این راه تموم میشه
هی
این یه پایان مرگبار دیگه س
میدونستم این اتفاق میفته
همه چی رو به راه میشه
سرمایمو میگیرم و بیزنسه نتیجه میده
همه راهو تا اینجا اومدم اما این یه پایان مزخرف دیگه س
میدونم.گرفتم.بیا با هم حرف بزنیم
چرا همه چی اینقدر مشکله؟- میدونم کارا سخت پیش میره-
واس اینه نمیتونی درست دستشویی کنی
بخاطر تو نمیتونم خوب دستشویی کنم
من...از کارم استعفا دادم
کار درستی انجام دادی خیلیا هستن که میخوان استخدامت کنن
من میخوام...کارمو ول کنم
از اون شرکت خوشم نمیومد.حقوقش پایین بود
جایی داری که بری مگه نه؟
اره...اما باید دنبال گزینه های بیشتری باشم
کارمو ول میکنم- چی؟-
فکر نکنم برا کار تو این شرکت ساخته شده باشم
ایده خوبی دارم واسه همین میخوام بیزنس جدیدیو شروع کنم
یه سونبه قراره باهام تماس بگیره واسه سرمایه گذاری
اون موقع بود که یببس شدم
تو سه روز قراره خبرای خوبی بهم بده
واقعا موفق میشم. مطمئنم
درسته .برات بهترینارو آرزو میکنم
اینجوری نکن
بیا عصبانی کردن و اذیت کردن همدیگه رو تموم کنیم
چرا اینجوری میکنی لازمه بهم بگی
بهت گفتم
چون از کات کردن میترسیم داریم باهم ادامه میدیم
از وقتی اومدیم فرانسه کارات عجیب غریب شده
هفت ساله این سوالو ازت نپرسیدم
No comments yet. Be the first to leave one.