처음 200줄입니다.
عالیجناب، شوهرم شغلش رو به تعهدش به عنوان
یه همسر و یه پدر ترجیح میده
اونقدر حضور نداره که مجبور شدم مادرم رو از فیلیپین بیارم
دارم نهایت سعیمو میکنم
آقای بنیاگا، متوجه شدم که از استخدام مشاور غفلت کردید؟
...درسته، عالیجناب. من
تواناییش رو نداشتم
،اگه دادگاه بپذیره
حالا که متوجه شدم همسرم احساس میکنه از وظایفم به عنوان
،پدر و همسر غافل شدم
میخوام در این خصوص مفادی رو عنوان کنم
که امیدوارم همسرم رو قانع کنه به خاطر دخترمون، ماریسول هم که شده
دادخواست طلاقش رو پَس بگیره
،تو یه سال و نیم گذشته
من تحت دستورالعمل 9066 داوطلبانه خدماتم رو به شهروندان ژاپنی تبار
که به اردوگاههای مختلف داخلی در سراسر کشور
فرستاده میشدند ارائه کردم
خیلی از افراد در این اردوگاهها از خانوادههاشون جدا میشدن، به اردوگاههای دیگه فرستاده میشدن
،و این مردم، شهروندان آمریکایی تبار
دچار پریشانی عمیق روانی میشدن
و همینطور بچههایی که مجبور میشدن ترکشون کنند
به نظرم این حرفتون طعنهآمیز میاد، دکتر
که اینقدر دل نگران جدایی والدین ژاپنی ،از بچههاشون بودین
ولی اصلا نگران جدایی خودتون از دخترتون نبودین
من حق رو به شاکی میدم
خانم بنیاگا، طلاق انجام میشه
همراه با حق حضانت کامل دخترتون
!صبر کنین
!خواهش میکنم! اون دختر منه
!بابایی
!خواهش میکنم،بذارین ازش خداحافظی کنم !ماریسول
خیلی متاسفم
،از لحاظ مالی حمایتت میکنم متوجهای؟ قول میدم
!تمومه
!عاشقتم - !بابایی -
بفرمایید داخل، دکتر بنیاگا
بگیرش - ممنون -
بفرمایید داخل
اول از همه، میخوام ازتون تشکر کنم که اجازه دادین پسرتون رو ببینم
من... پسر جذابیه
ممنون
،واقعا خیلی باهوشه
و به نظر میاومد حال و احوالش رو به راه باشه
.امروز آشپزخونه رو آتیش زد اینو بهتون گفت؟
یه قاشق رو روی آتیش انقدر داغ کرد که به رنگ سفید در اومد
بعد برش گردوند داخل کشو
دست کنسوئلو دچار سوختگی درجه سه شده
برای همینه که حال و احوالش خوبه
یه دلقکه
یه دلقکه، داره خونریزی میکنه
،پسرتون مریضه خانم آسگود. این که مشخصه
...دو تا آلت
قطع شده
،انزوا خشونت شدید و افراطی
و لذتی که به نظر میرسه از انجامش به دست میاره
و شما؟
میتونین درمانش کنین؟
لطفا بفرمایید
من قسم پزشکیم رو خیلی جدی میگیرم
همه چی رو براش فدا کردم
پس شما رو فریب نمیدم، خانم آسگود
مهم نیست چه انگیزه مالی ممکنه برای این کار داشته باشم
روزگار جدیدی در عرصهی علم ذهن انسان طلوع کرده
،در سراسر جهان تکنیکهای جدید حیرت انگیزی در حال ظهور هستند
که تمام چیزهایی که فکر میکردیم میدونیم رو انکار میکنه
...رفتاری که پسرتون از خودش بروز میده
خشونت
...لذتی که از آسیب به دیگران میبره، اینها
اینها بیماریش نیست
بلکه علائمش هستند
...بیماریش، هرچی که ممکنه باشه
در اعماق روانش مخفی مونده
...و شغل من اینه که پیداش کنم
...تشخیصش بدم
و درمانش کنم
...پس در جواب سوال شما
پسرتون رو درمان نمیکنم
اونو شفا میدم
« زیرنویس از مهسا » .: m@hsa :.
میلدرد
پرستار رَچِد
همون میلدرد خوبه، هاک
...میخواستم ببینم بعد از اتفاقی که
تو اون رقص و باقی مسائل افتاد حال و احوالت چطوره
دیگه... دیگه نتونستیم باهم صحبت کنیم
ممنون
حالم خوبه
تو؟
نه، من خوبم
ممنون. شکایتی ندارم
خوبه
،راستش، یه چیزی هست ...البته نمیشه بهش گفت شکایت، فقط
...خب، وقتی
...همچین اتفاقی میافته
...خشونت
و به سادگی ممکن بود تو به جای خانم بریگز گلوله بخوری
یه جورایی آدم همچین مقایسهای تو ذهنش پیش میاد، درست نمیگم؟
،و برای همین به فکرم رسید ...که میدونی
یه چیزی هست که واقعا ...تو زندگیم کم دارم
...و اون یه
معشوقه
...پس، گمون کنم
...می خواستم بدونم
امکانش هست گاهی باهم بیرون بریم
فقط اگه این پیشنهاد به نظر تو هم خوب بیاد
هاک
متوجه شدم. معذرت میخوام
نه. هاک، خواهش میکنم صبر کن
مساله این نیست که تو به نظرم جذاب نیستی
تو مرد فوقالعادهای هستی، هاک
تو یه قهرمان واقعی هستی
...ولی
...متوجه شدم که
...ممکنه از اون افرادی باشم
...از اون زنهایی باشم
...که از همراهی با
زنهای دیگه لذت میبره
اگه متوجه منظورم شدی
اوه
ممنون میشم اگه این موضوع بین خودمون بمونه
البته
کسی یه کلمه هم از من نمیشنوه
تو عشق رو پیدا میکنی، هاک
یه دختر اونطور که شایستهات باشه بهت عشق میورزه
...این
نمیشه گفت عشقه
مطمئن نیستم عشق چیزی باشه ...که تو زندگیم کم دارم، یعنی
نمیدونم هدفم این هست یا نه
هاک
هاک
نگران نباش، میلدرد
رازت پیش من میمونه
خب، باید بگم، لوئیس
تو رو دستکم گرفته بودم
،فکر میکردم تو از اون زنای شلخه ،الکلی و پرسروصدایی
و معلوم شد جنابعالی خیلی کار درستی
خودم میدونم
،باید منو میدیدی بعد از اینکه برای رقص رفت
همونطور که گفتی، سریع رفتم تو اتاقش
داشتم وسایلش رو میگشتم مثل یه مُفنگی که دنبال مواد میگرده
اوه، واقعا ارزشش رو داشت
راستی، اون نون پیمنتو که بهم دادی عجب چیزی بود
باید دستور پختش رو ازت بگیرم
باشه، حتما
یه چیزی رو متوجه نشدم
یه عالمه شماره تلفن و یادداشت اونجا بود
و یه نقشه بود که با دست کشیده شده بود،
و به نظر من دستخط به مرد اومد
خودت میدونی، من کارآگاه نیستم ...ولی فکر میکنم شاید
دنبال شغل مناسبم نرفتم
حالا اونا واقعا متعجب و غافلگیرم کردن
این زن چرا اینقدر نسبت به این قاتل جمعی وسواس داره؟
،یعنی یه جور منحرف
یا همچین چیزیه؟
،ولی بعدش
زیر تخت رو نگاه کردم
چی بود؟
!یه ضبط صوت
...تو حرف میزدی و اون ضبط میکرد - میدونم ضبط صوت چیه -
بییا کمکم کن
بدش به من
دوستمون پرستار رچد میدونه چطور روشنش کنه
ولی تو خاموش کردنش تبحر چندانی نداره
...یه تبادل اطلاعات خیلی
مفید با یه آقای خاص رو ضبط کرده
وای، نه. هیچ علاقهای به شنیدن صدای رابطهی جنسی میلدرد رچد ندارم
نه، منظورم همچین تبادلی نبود
این مرد مورد بحث یه کشیشه
نترس. اونطور که به نظر میاد نیست
اوه، خب، این همونیه که به نظر میاد
در رو ببند و بشین، لطفا
،گمونم بتونم کمکت کنم
ولی لازمه که از این به بعد باهم صادق باشیم
به نوار گوش دادم
...میدونی، پدر
ادموند تولسون برادر منه
یه هیولا متولد نشد
یه نفر اونو تبدیل به هیولا کرد
خدا حفظتون کنه، پدر
میدونم عمل لوبوتومی چطور به نظر میاد، میلدرد
یه چکش بالای یه یخشکن
صدای مرطوب ترک خوردن جمجمه و ورود به لب قدامی مغز
تصور میکنم، به همین منظور وارد بیمارستان شدی، هان؟
که برادرت رو نجات بدی
که میدونی، به نظرم قابل درک باشه
هرچند، انجام عمل لوبوتومی روی مردی که ...تنها جرمش
زنده ماندن از مواجهه با ادموند تولستون بوده؟
این چیزیه که سخت میشه ازش چشمپوشی کرد
من تنها کسی نیستم که از این موضوع اطلاع دارم، میلدرد
،پس اگه بلایی به سرم بیاد ...اگه گم و گور بشم
اون موقع، اون شخص دیگه اطلاعات رو میبره پیش پلیس
کاری که من نکردم
هنوز نکردم
...من از این همه
...فرار کردن و
دروغ گفتن خستهام
کارهایی که کردم
من تفاوت بین خوب و بد رو میدونم
با این حال دست به کارهایی زدم که خودمم باورم نمیشه
اون برادرمه
No comments yet. Be the first to leave one.