처음 200줄입니다.
...آنچه گذشت
کسي اونجا نيست؟
چي مي خواي آقا پليس ـه؟ - مي تونم بهت اعتماد کنم که اينو به دستشون برسوني؟ -
چي پيدا کردي؟
ببخشيد ، شما متأهل هستين؟ - من تنها زندگي مي کنم -
ليز فلچر
تا حالا شده برين اتاق زيرشيرووني آقاي موس؟
من به ندرت پيش مياد از طبقه همکف جائي ديگه اي برم
پگي؟ کدوم گوري هستي؟
تو نيازي نيست که اينجا باشي لن خودتم اينو مي دوني ، مگه نه؟
تو بازنشسته شدي
!آخ
بي خيال ، بابا اون بيرون ـه - امکان نداره ، اون هيچ وقت بيرون نميره -
سلام! چطوري؟ - خوبم -
مليسا بودي ديگه ، درسته؟
بله - من پگي ـم ، اينم الين ـه - مي دونم -
اشکالي نداره يه لحظه بيايم تو؟ - نه ، حتما -
نمي دونم ، خيلي...راحت نيستم
!تو عجب پوست فوق العاده اي داري
کسي قبلا اينو بهت گفته بوده؟
نه راستش - خيلي قشنگه ، برق ميزنه -
بذار اون يکي شيشه رو هم باز کنيم در باز کنُ کجا ميذاري؟
کشوي نزديک يخچال
اگه نمي خواي انجامش بدي رک و راست بگو نه
گفته بودم ، اين زن کارش با لنز محشره؟
اري مي کنه که خوشگل تر از هميشه ـت بشي
من تضمين مي کنم
و اگه نتونست ، به جهنم در هر حال هر کاري هم مي کنيم رنگ آميزي ميشه
...فکر نکنم...راستش
ما تا يه تاريخي وقت داريم
و راستش کس ديگه اي هم نيست که اينو ازش بخوايم
به عنوان يه همسايه؟
يا يه دوست؟
خواهش مي کنم
ارائه اي از اولين انجمن حرفه اي و اختصاصي در زمينه سريال >
خودشه ، از بالاي شونه هات به دوربين نگاه کن
...به اون طرف نگاه کن
....بقايا
ترجمه و تنظيم : مـــــحـــمد رضــــا و بهــــــروز 'Behr00z & S!CAR!O'
چطور اينطوري شد؟
احتمالا بيهوش شدم زياد چيزي يادم نمياد
سرم به چيزي خورده
يه...نفر بود
کجا؟ طبقه بالا؟
نه ، نه ، نه ، مطمئن نيستم
خب ، ممنونم خانوم کان
ببخشيد که اينقدر مزاحتمون ميشم
بذارين به يکي از همکاراتون زنگ بزنم - تا شمارو برسونن نه ، نه -
راستش ، الان خوبم ديگه
چه بلايي سرش اومده؟ اون دختر ـه طبقه بالا
شما مدام بر مي گردين اينجا ...شما حتمن فکر مي کنين
اون کشته شده؟
نمي تونم به طور قطع بگم
سلام؟
اليزابت؟
...اون پليس ـه
اون برگشته بود
تو کجا بودي؟
بهم دروغ نگو اليزابت
شماره پنج
مگه در مورد رفتن به طبقات بالا حرف نزده بوديم؟
هميشه وقتي ميري بالا اتفاقاي بدي ميوفته
ببخشيد - تو رو ديد؟ -
پليس ـه ، ديدت؟ - من زدمش؟ -
بايد مي زدمش ، بايد از اونجا ميومدم بيرون
يه روزي بايد يه راهي پيدا کنيم که همه رو برگردونيم ، مگه نه؟
منو ببخشين ، آقاي سلرز
هيس
يه خورده استراحت کن
پگي تو کدوم گوري هستي؟ بهم زنگ بزن
پوستر طراحي شده توسط الين مارکم و پگي اسکات؟
خيلي ببخشيد ، همکارم دير کرده - باشه ، اشکالي نداره -
يا خدا! ديگه مي خواستم به عنوان فرد گمشده اسمت رو ثبت کنم
مطمئنم همچين کاري نکردي - خب ، نتونستيم قرارداد ببنديم -
شايد تعجبي نداره چون که شريک دوم اصلا خودشو نشون نداد
اصلا اون قرارداد احمقانه برام مهم نيست
بريم يه قهوه بخوريم
من قهوه نمي خوام - ولي من که مي خوام -
خب طور تخريب شخصيتي که برام نظر داري رو
بذار حداقل با کافئين يه کم ملايم ترش کنيم
کي پيداش کرده؟ - همسايه جديد بالايي ـمون -
به يه دليلي بايد ميرفته تو زيرشيرووني و بعدش اونجا اون خيکي خرفت رو ديده
البته اونقدام ديگه چاق نبوده - اونطوري حرف نزن -
شايعه شده که خودکشي بوده
بيا خونه پگ
نمي تونيم اينجا حرف بزنيم
نمي تونم برگردم اونجا
ديگه نمي تونم حتي يه شب ديگه تو اون خونه باشم
خب ، از اونجا ميريم
ميذارميش واسه فروش و بعدش يه جاي ديگه رو مي خريم
!مشکل خونه نيست الين ، مشکل توئي
!ديگه نمي تونم با تو باشم
به حرفاي که مي خواي بزني خوب فکر کن
يه ون کرايه کردم
جمعه ميام اونجا و هرچي ماله خودم هست رو مي برم
لازم نيست اون موقع اونجا باشي
راستش ، بهتره که نباشي
بيشتر آدما تير اولشون خطا ميره
داره ديرت ميشه
رفته سر کار
صداشو مي شنوم که هر روز صبح رأس 7 و 40 ميره
تنها زندگي مي کنه پس؟ - جو؟ حتما اينطوره -
هيشکي نمي تونه اخلاق اين پير خرفت بداخلاق رو تحمل کنه
من کيرون ـم ، نشده بود همُ ببينيم - منم مايکل ـم -
بذار در باز کنم - ممنون -
خيله خب ، از اينا استفاده کنيم متوجه که نميشه؟ - باشه -
خيله خب
بله؟ - خانوم کان ، منم سربازرس هارپر -
نمي خوام بترسونمتون خانوم کان
ولي هر که مي خواسته مي تونسته به اينجا دسترسي داشته باشه
پس يعني يه نفر اينجا بوده؟
فقط دارم ميگم امن نيست
اون روز شما گفتين که فکر مي کنين ممکنه که کشته شده باشه
من گفتم که نمي تونم به طور قطع بگم - در هر حال منو به فکر فرو برد -
خب؟ - اگه کار يکي از اهالي اينجا باشه چي؟ - يکي از آدماي همين خونه؟
چرا يکي از همسايه هاش بايد بخواد که بکشش؟
...ببخشيد ، من
!صبر کنين ، لطفا
من آدام ـم
پاتريشا ـم
بايد از دوستاش باشين
شما هم بايد پسرش باشين
پس بياين تو
مي توني نظرت رو در مورد يه چيزي بپرسم؟
مشکل اين عکس چيه؟
مي خواين بگم چاق به نظر مياد؟
مي توني بگي تو عکس راحت يا نه؟
خب داره مي خنده - اينطور فکر مي کني؟ -
اگه من باشم ، ميگم خنده يعني اين
راحت نيست ، خجالت ميکشه
پس چرا انجامش داده؟
بهت زنگ مي زنم
من بايد...برگردم سرکار
خب ، کارت چيه پاتريشا؟
من خبرنگارم
پس با هم کار مي کنين
اون در مورد من چيزي نگفته ، مگه نه؟
قول ميدم اونم در مورد من بهت چيزي نگفته
خب هردومون به يه اندازه بهمون توهين شده
خب شايد خواسته محتاط باشه
شما يه سالي ميشه همو مي بينين
پس يه چيزايي بهت گفته؟
از اون لوازم آرايش تو کمد داخل حموم و اون مسواک برقي ميشه فهميد
اولين باري که اون وسايل اينجا پيداشون شد ، ژانويه پارسال بود
ما کريسمس با هم آشنا شديم منم تقريبا ماه بعدش اومدم اينجا
پس ، سه شنبه شب ها و آخر هفته رو کجا مي خوابي؟
من جاي خودم رو نگه داشتم
گرون ـه
مي خوام در هر حال استقلال خودمو داشته باشم - واقعا؟ اينطوري ـه؟ -
ببخشيد ، ولي بايد برگردم سرکار
بهش ميگي که ما همديگرو ديديم؟ - تو ميگي؟ -
شوخي مي کني؟ حتما عصبي ـش مي کنه - پس بهتره هردمون حرفي نزنيم -
وانمود کنيم اصلا همچين اتفاقي نيوفتاده
از نقشه ـت خوشم اومد
يه لطفي بهم بکن
بگو - اون رو تختي ها رو عوض کن -
نظرت چيه دعوتشون کنيم؟
کي رو؟
همسايه ها
مي تونيم يه کارايي بکنيم
نوشيدني ، ساندويچ - مجبوريم اينکارو کنيم؟ -
فکر کنم بايد بيشتر باهاشون آشنا بشيم
ببينيم چه جور آدمايي هستن
صبح بخير آقاي سلرز - صبح بخير مايکل -
واسه جمعه شب همگي رو دعوت کرديم خونمون
يه خورده شراب مي خوريم خوشحال ميشيم شما هم بياين
اين نظر لطف تونه - اگه دوست داشتين مهمون هم بيارين -
يه دوست ، معشوقه
هر کي که دوست دارين
اول شما
آقاي هارپر - لن صدام کنين -
چه کمکي از دستم برمياد؟
اين بروشور شما رو تو صحنه جرم پيدا کردن
پليس هستين؟ - نه ، نه ، دارم پس و جو مي کنم ، مسئله شخصي ـه -
بله ، اينا از محصولات ما هستن ولي...اين بروشور مال ما نيست
اسم شرکت ـتون روش ـه
ان ماله خط توليد ـه 2010 ـه
ولي اين چيزي نيست که ارائه ـش داديم
متوجه نميشم - ما تبليغات ـمون رو خودمون روشون کار نمي کنيم -
ما از طراح هاي خارج از شرکت واسه درست کردن اينجور چيزا استفاده مي کنيم
ما با کسي که بهترين طراحي رو انجام بده قرارداد مي بنديم
حدس من اينه که اين نمونه ايه که قبولش نکرديم
مي تونين بفهمين کار کي بوده؟
بله؟
به طور رسمي ، هيچ کاري واسه اونا انجام نداديم
ولي به طور غير رسمي ، کلي وقت و
هزينه چاپ داديم تا بتونيم قرارداد باهاشون ببنديم
فکر کنم همش بيهوده بود
خب اين زن ـه ، ميشناسينش؟
البته
اون دختره ـست که طبقه بالا بود ، مليسا
وقتي که قبلا ديدمتون اينطوري متوجه شدم که زياد همديگرو نميشناختين
خب همين طور بود
فکر نکنم تو اين چند ساله اصلا بهش فکرم کرده باشم
از اون آدماي نامرئي بود منظورمو مي فهمين؟
نه ، صادقانه ـست
اون فقط يه همسايه بود ، همين
فقط يه مدت کوتاهي بود که يه لطفي در حقمون کرد
ولي فقط در همون حد بود - يه لطف؟ -
...آره ، ما مي دونستيم اون شرکت به تعدد سايزهاشون
No comments yet. Be the first to leave one.