Domestic Girlfriend

Domestic Girlfriend (ドメスティックな彼女)

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

[AnimWorld][DiArY] Domestic Na Kanojo - 11 - 480p
[AnimWorld][DiArY] Domestic Na Kanojo - 11 - 720p
[AnimWorld][DiArY] Domestic Na Kanojo - 11 - 1080p
다음의 해설 Anim World
ارائه‌ای از دنیای انیمه || forums.animworld.net || ترجمان: DiArY کانال‌های دنیای انیمه : @Awsub @Awforum

태그

480p
480
1080
720p
720
게시일: 2019-03-23
다운로드: 44
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 162줄입니다.

اوه نه‏!‏ موش آب کشیده شدین‏!‏

آکیهیتو سان‏،‏ حوله بیار‏!‏ حوله‏!‏

شما کجا رفته بودین آخه؟

خب‏-‏

وقتی رفتم بیرون قدم بزنم‏.‏‏.‏‏.‏

یهویی بارون شروع به باریدن گرفت‏،‏ و بخاطر بارون تو پارک پناه گرفتم‏.‏

بعدش ناتسوئو اومد که منو برداره و گمونم بخاطره پاش خورده زمین‏.‏

که اینطور‏.‏ ناتسوئو کون من شرمنده‌ام‏.‏ حالا بیاین داخل و سریع خودتون رو خشک کنین و لباساتون رو عوض کنین‏.‏

انجمن دنیای انیمه تقدیم می‌کند‏:‏

کانال تلگرام‏:‏

ترجمه و زیرنویس‏:‏

DiArY

ممنون.‏‏.‏‏.‏ که صداش رو در نیاوردی‏.‏‏.‏‏.‏

انجمن دنیای انیمه تقدیم می‌کند‏:‏

کانال تلگرام‏:‏

@Awsub

ترجمه و زیرنویس‏:‏

DiArY

من‏.‏‏.‏‏.‏ یه مدت طولانیه که عاشق سنسی هستم‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏یه مدت طولانی‏"‏؟ منظورت قبل از اینه که باهم زندگی کنیم؟

هینا نه‏.‏‏.‏‏.‏درباره‌ی این موضوع می‌دونه؟

سنسی‏.‏‏.‏‏.‏به احساسات من پاسخ متقابل داد‏.‏

ولی تقصیره سنسی نیستش‏.‏

من به صورت کاملاً یه طرفه احساساتم رو بهش تحمیل کردم و اون یه جورایی مجبور شد‏.‏‏.‏‏.‏

از الان به بعد می‌خوای چیکار کنی‏.‏‏.‏‏.‏؟

می‌خوام که در آینده‏.‏‏.‏‏.‏همراه سنسی باشم‏.‏

واقعاً جدی هستی‏.‏‏.‏‏.‏؟

آره‏.‏

که اینطور‏.‏‏.‏‏.‏

هـ‏-‏هی‏.‏

هی‏.‏‏.‏‏.‏

این‏.‏‏.‏‏.‏

این دفعه‌ی آخره‏.‏‏.‏‏.‏

ناتسوئو کون‏،‏ شام آماده‌ست‏.‏

خیلی ممنونم‏.‏

مطمئنم که دوستش داری‏،‏ درسته؟ گوشت خوک زنجبیلی‏.‏

دیر وقته‏،‏ ولی رویی با انجام دادن بیشتر مقدمات کمک خیلی بزرگی کرد‏.‏

صـ‏-‏صبح بخیر‏.‏‏.‏‏.‏

صبح بخیر‏.‏

گوشت خوک زنجبیلی دیروزی خوشمزه بود‏.‏‏.‏‏.‏

که اینطور‏.‏

میگم که‏،‏ من یه تصمیمی گرفتم‏.‏

هان؟

از حالا به بعد می‌خوام ازت متنفر بشم‏.‏

روش فکر کردم‏.‏

آدم‌هایی هستن که احساساتشون تغییر می کنه و از آدمی که دوستش دارن بدشون میاد یا حتی ازش متنفر میشن‏.‏

و با خودم فکر می‌کردم که چرا اینجوره‏.‏

ولی الان یه جورایی می‌تونم بفهمــمش‏.‏

تنفر از کسی یه نوع دفاع از خود هم محسوب میشه‏.‏

با ‏"‏تنفر‏"‏ از دلیلی که باعث میشه رنج بکشی‏،‏ قلب آدم شروع به بهبود می‌کنه‏،‏ پس‏.‏‏.‏‏.‏

من هنوزم باهات به عنوان عضوی از خانواده، معمولی رفتار می‌کنم‏.‏ به هر حال مامان ازم اینجوری خواسته‏.‏

تا وقتی پات هم خوب بشه بهت کمک می‌کنم‏.‏

ولی‏.‏‏.‏‏.‏از الان همه‌ی تلاشم رو می‌کنم که ازت متنفر بشم‏،‏ همین و بس‏.‏‏.‏‏.‏

جزوات به ته کلاس رسیدن؟

مطمئنم یه تعدادی از شما بودن که به تقویم سالیانه نگاه انداخته باشن‏.‏

و مشتاقانه منتظر این رویداد بودن ولی بالاخره ماه بعد‏،‏ وقت سفر مدرسه‌ایه‏.‏

مقصدمون اوکیناوائه‏،‏ و استثنائاً ایندفعه اجازه‌ی پوشیدن لباس شنا رو دارین‏.‏

قراره من رو توی شورت ببینین‏.‏

اوق‏!‏ واقعاً؟ چه حال بهم زن‏!‏

مزخرفه‏.‏ هی‏،‏ چه خبر؟

قیافت یه جوریه انگار یبوستی چیزی گرفتی‏.‏

اوکیناوائه ها‏!‏ لباس شنا رو دریاب‏!‏

آ‏-‏آره‏،‏ جالب به نظر میاد‏.‏‏.‏‏.‏

اینور‏.‏‏.‏‏.‏

رویی چطوره؟ سعی کردم از طریق لاین بهش پیام بدم ولی انگار که سین نکرده‏.‏

بعد اون اتفاق‏،‏ من همه چی رو بهش گفتم‏.‏

و بعد رویی گفت که شروع به متنفر شدن از من می‌کنه‏.‏‏.‏‏.‏

بخاطر این موضوع‏.‏‏.‏‏.‏رابطه‌ی ما که قرار نیست به پایان برسه‏،‏‌ درسته؟

پس تونستی خودت رو برسونی‏.‏

آره‏،‏ خوشبختانه یه جوری تونستم به سفر مدرسه‌ای برسم‏.‏

پس همه می‌تونیم تو اقیانوس شنا کنیم‏،‏ درسته رویی رویی؟

خب‏،‏ من‏.‏‏.‏‏.‏

می‌خوام رویی چان رو تو لباس شنا ببینم‏!‏

واقعاً نمی‌دونم چطور باید کاری که در حقت کردم رو جبران کنم‏.‏

دیگه واقعاً هیچ اهمیتی نداره‏.‏

سلام بچه‌ها‏.‏

خوشحالم که همگی اینجا هستین‏.‏ جواب مسابقتون اینجاست‏.‏

گرچه یه خورده دیگه تا اعلان رسمی باقی مونده‏،‏

ولی مایه‌ی شادی منه که بگم یه برنده از کلوپ ادبیات داریم‏.‏

چی؟‏!‏

واقعاً؟‏!‏

با اینکه فقط یه کلوپ مدرسه‌ای هستیم‏،‏ ولی خیلی باعث افتخاره که همچین جایزه‌ی ارزشمندی برنده بشیم‏.‏

کی؟ کی برنده شده؟

برنده‌ی جایزه‌ی ایندفعه‏.‏‏.‏‏.‏

تاچیبانا رویی کون هستش‏.‏

عالیه‏!‏ رویی رویی مبارکا باشه‏!‏

فوق العاده‌ست‏!‏ مبارکه رویی چان‏!‏

اولین بارت بود که داستان می‌نوشتی‏،‏ درسته؟

آره‏.‏‏.‏‏.‏

و اینکه این همه هم جالب باشه واقعاً محشره‏!‏ می‌دونم‏!‏

بیاین جشن بگیریم‏!‏ یه جشن برای بردن جایزه‌ی رویی چان‏!‏

خوب بنظر میاد‏!‏

درسته‏،‏ نات چان؟‏!‏

هان؟ آه‏،‏ آره‏.‏‏.‏‏.‏

رویداد فرخنده‌ایه‏،‏ پس همه با هم بریم بیرون‏.‏

آرررره‏!‏

فوجی کون‏.‏

راستش‏،‏ منم حسابی دپرس شدم‏.‏

فوجی کون‏،‏ تو هم همین حس رو داری؟

نمی‌دونم که داشتن استعداد چیزه مهمی هستش یا نه‏.‏‏.‏‏.‏

از وقتی بچه بودم علاقه به مطالعه‌ی کتاب داشتم و‏.‏‏.‏‏.‏

وقتی تقریباً تو دوره‌ی راهنمایی بودم تلاش کردم که تو یه مسابقه‌ی نشر کتاب تصویری شرکت کنم‏،‏

و پایین‌ترین جایزه‌ی مسابقات رو دریافت کردم‏.‏

به خودم گفتم که حتی منم از پسش بر میام پس مدام تو یکی پس از دیگری شرکت کردم‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

یه درسی گرفتم‏،‏ اونم اینه که همیشه یکی بهتر هستش‏.‏‏.‏‏.‏

و بعدش تصمیم گرفتم که اینجوری فکر کنم‏،‏

حتی کسایی که استعداد ندارن‏،‏ باید ‏"‏یه چیزی‏"‏ داشته باشن که آدم‌های با استعداد هم نتونن اونو حس کنن‏.‏

به نظرم این احساس ناراحتی بالاخره یه روزی به کار میاد‏.‏

احتمالاً‏،‏ از الان به بعد هم همچین اتفاقاتی به وفور رخ میده‏.‏

بیا این احساسات نامحقق رو بگیریم و هرچی تجربه که می‌‌شه ازش کسب کنیم‏،‏

و باهم بیشتر و سخت‌تر تلاش کنیم‏!‏

باشه‏.‏‏.‏‏.‏

خاطره هاسوکاوا یو

تماس / پایان

بله؟

چی تو این ساعت به اینجا کشوندتــــت؟

سنسی‏.‏‏.‏‏.‏

لطفاً منو به شاگردی بپذیرین‏!‏

الان به این کارا علاقه‌ای ندارم‏.‏

یه جوری که انگار فروشنده‌ام جواب نده‏!‏

لطفاً بیخیال شو‏.‏ من از اینجور کارا انجام نمیدم‏.‏

حداقل به حرفام گوش کن‏،‏ سنسی‏!‏ هاسوکاوا یو سنسی‏!‏

لطفاً تخلصم رو همینجوری فریاد نزن‏.‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏

موضوع چیه؟

بدون دعوت و یهویی سر و کله‌ت پیدا شده و می‌خوای که شاگرد من بشی‏.‏‏.‏‏.‏؟

من همین الانم راهنمات هستم‏،‏ می‌دونی که؟

اعلام برنده‌ی جایزه‌ی امروز‏.‏‏.‏‏.‏خب چطوری بگم‏.‏‏.‏‏.‏ راستش خیلی برام غافل گیر کننده بود و‏.‏‏.‏‏.‏

هر اتفاقی هم بیوفته می‌خوام که یه رمان نویس بشم‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏ تا بتونم ازطریق رمان برای زندگی امرار و معاش کنم‏!‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏ یه جورایی شصتم خبر داشت که همچین رویایی داشته باشی ولی‏.‏‏.‏‏.‏

حس می‌کنم کمبود استعدادم داره خودش رو به رخ می‌کشه‏.‏‏.‏‏.‏ ولی من نمی‌تونم تسلیم بشم‏!‏

و امیدوار بودم که بتونم زیر نظر شما یاد بگیرم‏،‏‌ سنسی‏.‏‏.‏‏.‏

که اینطور‏،‏ پس حس می‌کنی بین استعداد تو و تاچیبانا تفاوتی وجود داره و همین باعث شده پریشان بشی‏.‏

تاچیبانا کون پیش من اومد و گفت که می‌خواد جایزه رو رد کنه‏.‏

رد کنه‏.‏‏.‏‏.‏؟ چرا‏.‏‏.‏‏.‏؟

نمی‌دونم‏،‏ دلیلش رو نگفت‏.‏

بی تابیـت رو درک می‌کنم‏.‏

هرچند‏،‏ اگه چیزی که تو بهش میگی ‏"‏استعداد‏"‏ معیار اندازه‌گیری برای اینکه ‏"‏کی احتمال داره نویسنده بشه‏"‏ باشه‏،‏

پس گمونم چیزی که تو زیاد داریش همین ‏"‏استعداده‏"‏‏.‏

دلیلش هم ساده‌ست‏.‏ چون تو میل شدیدی برای تبدیل شدن به یه نویسنده داری‏.‏

مهم نیست چقدر حس رسایی و درون گرایی داری‏،‏

به هیچ چیزی ربطی نداره اگه تصمیمی برای ادامه دادن به اون چیزی که می‌خوای نگیری‏.‏

در این صورت حتی اگه پتانسیل متوسطی هم داشته باشی‏،‏ اگه به تلاش زیاد و سختـت ادامه بدی‏،‏ فرصت به سراغت میاد‏.‏

اینو یادت باشه در رابطه با جواب درخواستی که ازم کردی‏.‏‏.‏‏.‏

حتی ارزش جواب دادن هم نداره‏.‏

چی؟‏!‏

شنیدن همچین چیزی از کسی که می‌خواد رمان نویس بشه کاملاً منو شگفت‌زده کرد‏.‏

چندتا اثر تاحالا نوشتی؟

فرض کنیم که زیر نظر من شاگردی کنی‏،‏ ممکنه چندتا چیز دباره‌ی صنعت یاد بگیری‏،‏ ولی‏.‏‏.‏‏.‏

ولی در آخر‏،‏ تنها راه برای تو اینه که خودت دست و پا بزنی و به نوشتن ادامه بدی‏.‏

فوجی کون‏.‏

می‌خوای رمان بنویسی؟

یا فقط می‌خوای عنوان یه رمان نویس رو داشته باشی؟

خوش اومدی‏.‏

هـ‏-‏هی‏.‏‏.‏‏.‏

اوه درسته‏،‏ هنوز نتونستم درست و حسابی چیزی بهت بگم‏.‏‏.‏‏.‏

بابت جایزه‌ای که گرفتی بهت تبریک میگم‏.‏

اصلاً درباره‌ش خوشحال نیستم‏.‏

اینجوری نگو‏،‏ به هر حال این جایزه‌ایه که بعد از اون همه تلاش گرفتی‏.‏

حرف‌های کیریا سنسی کاملاً‌ درسته‏،‏

و حس می‌کنم همه‌ی ترس و وحشت و بی‌فکری منو فهمیده باشه‏.‏‏.‏‏.‏

من‏.‏‏.‏‏.‏خیلی ضایعم‏.‏‏.‏‏.‏

Domestic Girlfriend subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Domestic Girlfriend

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left