처음 165줄입니다.
نزدیک مرز ایالات پادشاهی آرانداس
دنیای انیمه تقدیم میکند
مترجم M o r T e z A Forums.AnimWorld.Net
ارتش اینگلمیا صحنه عملیات شمال غربی خطِ مقدم
!متحدانمون حمله رو شروع کردن
!عجله کنید
!بله
ایالات پادشاهی آرانداس
و همپیمانان ملی اینگلمیا
.در حال مبارزه برای به دست گرفتن کنترل قاره بودند
،آرانداس داری منابع طبیعی گرانبهایی بودن
ولی اینگلمیا در حال پیشروی به جنوب ملتهایی که در مسیرش بودند را جذب میکرد
.و قدرت نظامی خود را توسعه میداد
،بعد چند بار شکست
آرانداس رو به عقب .تا مجاورت مرزها رانده شد
،دفاع از دیوار بزرگ قدرتمندانه بود
.و اینگلمیا بارها برای عبور ازش با شکست مواجه گشت
به نظر میرسید که نبرد .به بنبست کیشده شده بود
رویارویی
.نیروهای دشمن، درحال متمرکز شدن هستن
.نیازی به نگرانی نیست
از زمان پیدایش آرانداس دیوار .بزرگ، ما رو در برابر بربرها محافظت کرده
.جایی واسه نگرانی نیست
.دقیقاً درسته
.کشور ما تاریخچه بلند و باشکوهی داره
ما برای انجام بازرسی به اینجا اومدیم .پس زمانبندی عالیای بوده
.به دستهها بگین که اونها رو خاموش کنن
.بله
ببخشید که تو همچین زمانی باید این کار رو انجام بدی
.برای تلفاتی هم که از دست دادی، متأسفم
.ژنرالها بزودی راه میافتن
...بله، ولی
.من نمیزارم که مزاحم بشن
.هدف اونا، راهاندازی مجدد دسته هستش
.بله
.خیلی ممنونم
.چیزی نیست
این جنگ برای چیه ؟
هجوم ؟
فتح ؟
!نه، این آزدایه
کشور دشمن ثروتمنده، ولی آیا این باعث شادی شهروندانشِ ؟
!خیر
اونا دیگه چی هستن؟
و چرا ؟
قانونگذاران اون کشور در حال ،ذخیره ثروت برای خودشون
و راه انداختن جنگ هستند و با اون !راه میتونن جیبهاشون رو پُرتر کنند
!بجنگید، مردان
!آرانداس رو نجات بدین
سرزمین و مردم همسایههامون رو !از دست قانون فاسد اونها آزاد کنید
!این جنگ برای آزادیست
که آزادی ؟
همش باید این رو بگی ؟
.به اندازه کافی شجاع هستی که این رو بگی
.باید ازت درس بگیرم
.شاید
.جوخه جهندههای خونین تونستن نزدیک بشن
.پیشروی به سمت دروازه اصلی
.تهیه پشتیبانی رو فراموش نکنید
.فقط یکم دیگه صبر داشته باش
.زودی تموم میشه
!داغه
!لورنز، اول که پانسمان رو باز نمیکنن
چرا ؟
با اون نوع سهمیه غذایی که تو رو برنج گذاشتی و بخارش
اگه موقع آشپزی پانسمانت رو باز کنی درجه حرارت مناسب رو هم گرم نگه میداره
.که اینطور
این که فرقی نداشت، داشت ؟
.آره
.همونِ دیگه
احمقها! به خاطرِ همون شما
.باشه، باشه، فهمیدیم
.حالا چه فرقی داره آخه، فقط زودباش
.ما گرسنهایم
!شما هم همچنین
!باید با انضباط باشین
باشه فهمدیم دیگه
!لورنز-سان، هیکارو، زودباشین دیگه
!باشه
بدش به خودم، انجامش میدم
.کاپیتان سامونجی
.ناهار آمادهست
.سوزوشیرو
...میدونم که اونا فقط بازش کردن، ولی
.ازتون متنفر خواهند شد
.من با این مشکلی ندارم
جوخه مستقل 8 باید از اینجا بریم
.سریعاً حرکت خواهیم کرد
وسایل نقلیه بزرگتر رو میزاریم میمونن
.با خودمون غذاها، سلاحها، مهمات رو میبریم
!هرچیزی که میتونین رو حمل کنید رو وردارین! عجله کنید
حالا چرا انقدر یهویی ؟
!توکیمونه
! تا کی میخوای بخوری
باشه
نزاشتین غذام رو درست بخورم
!آکانه، کارت تموم شد این رو هم وردار
.باشه
.تازهوارد، ما آمادهایم
!توکیمونه هستم
!دستت درد نکنه
!تا اینجا اومده بودیمها
برای چی ناراحتی ؟
دستورات؟ غذا ؟
...هر دوتاشون
!منظورم، هیچیه
غذا خوب بودش؟
!بـ-بله
.بودش
.پس خوش به حالت
.حداقل تو یه چیز پیدا کردی که بخوری
.و الان هم مأموریت جدید رو شروع میکنیم
.روزِ شلوغی میشه واسه تو
باید روحیه درستی داشته .باشی که خوش باشی
روحیه ؟
.آره،روحیه مهمترین چیز تو میادین نبردِ
.خب، بعداً میبینمت
،سیلفی ، لورنز
.توکیمونه، هروقت آماده شدین زود حرکت کنید
.دریافت شد
.دریافت شد
.دریافت شد
!خب
.تو آرایش بمون
حتی نمیتونی ماشینت رو درست راه ببری؟
!میتونم
!نمیتونی
باشه، کاری میکنم که ماشینم !درست به حرکت در بیاد
چرا اونجوری داری حرف میزنی ؟
رانندههامون باحالنها
قطعاً
! لطفاً صبر کنید، ژنرالها
ما فرماندهی رو از کنار به عهده میگیریم
سربازها منتظر دلگرمی دادن شما هستن
!ما همین الان اونجا به شما احتیاج داریم
.افسرهای محلی باید فرماندهی رو به دست بگیرن
ما فقط برای یه بازرسی ساده اومده بودیم اینجا
...ولی
ما نمیتونیم اینجا بمیریم
.درک میکنی که، ایزومی
ما باید برگردیم به پایگاه شمال غربی
و در اسرع وقت یک ضدحمله رو طراحی کنیم
.سرهنگ، گوش کنید
ما میخوایم که تو این برنده بشیم .مهم نیست چی پیش ماید
به همه بگو که تا آخرین نفر از این پایگاه دفاع کنند
.سرهنگ
!به همه نیروها تلگراف بزنین
.سقوط کرد
دیوار بزرگ ؟
پیرمردها دارن بهترین تلاششون رو میکنن که هرج و مرج رو اونجا از بین ببرن
.و تعداد ما هم خیلی خیلی کمه
.نمیتونیم پیروز بشیم
من یه پیغام رمزگذاری شده .از همپیمانهامون دریافت کردم
زنده بمونید، و بدون عقب نشینی" برگردین به دروازه" درسته ؟
.دقیقاً
.به نظر میاد که تصمیمش رو گرفته
منظورتون سرهنگ ایزومی ِ ؟
کنار کشیدن؟
پس، الان داریم فرار میکیم ؟
چی، یعنی تو راه اینجا بهش فکر نکرده بودی؟
پس دوستامون رو چی کار میکنیم؟
اگه ما از اینجا خیلی دور شیم .دیگه نمیتونیم نجاتشون بدیم
فکر میکنی ما واسه چی اینجاییم؟
ازمون خوششون نمیاد ؟
!درسته
No comments yet. Be the first to leave one.