처음 152줄입니다.
مسیر میتواند باشد
جنگل نارساپور، حیدرآباد
داداش، اینجا غذای بیرون ممنوعه. لطفا ببرش.
سلام...
این خورش ماهی نلور یا بریانی قابلمهای نیست .
خاکستر!
خودتان ببینید.
او خواهد آمد و
گردنت را بگیر.
یادداشت با ارزش بالا.
آره. این آخرین یادداشتیه که اون جسدِ بیصاحب داده.
یادداشت من...
بذار ببینم الان حرکت میکنی!
سلام...
من هیچی نمیدونم، آقا.
قربان، من برای گرفتن یادداشتم که باد آن را با خود برده بود، آمدم.
یادداشت شما؟
بهتره وسایل و خاکستر منو بیاری و اونجا بذاری.
آقا، من آن را سر جایش گذاشتم.
رفیق،
زنان را باید با گل خواستگاری کرد،
نه ضربه شانه!
هی! این همه ادا و اطوار برای اون دختره؟
باهاش انقدر عادی رفتار نکن. بیاحترامی محسوب میشه.
زنها فرشتهاند.
او دوباره فراموش کرد
ای وای! نه!
من فقط دنبال تو بودم عزیزم.
کجا داری میری؟
کجا...؟
در واقع...
- بله؟ - راستش...
تو و حافظهی ماهیقرمزت!
با آلزایمرت چه ربطی به راه رفتن روی سطح شیبدار توی خیابون داره؟
اگر فراموش کنی کجا را جستجو کنیم؟
یه چیزی داشتم که باید بهت میگفتم...
حرفی برای گفتن...
میبینمت که استرس داری...
فراموش کردی اجاق گاز را خاموش کنی،
و خانه را به آتش بکشم؟
اگر خانه آتش بگیرد، من هم این شکلی میشوم ؟
کمدی... زمانبندی...
نکند دزد آمده و همه چیز را دزدیده است؟
به جز این جواهرات بدلی، اصلاً چی دارم؟
این درست است.
او چه فایدهای برای بدبختی ما دارد ؟
هی، بس کن!
مادربزرگ!
از پدربزرگ خبری گرفتی؟
آره عزیزم! قرار بود در موردش بهت بگم...
راستش... اون...
پدربزرگ اومد؟
آیا او تماس گرفت؟
یا
هرگونه اطلاعیه فوت...
او مرده است؟
او مرده است؟!
مادربزرگ!
هی، پول من!
- مادربزرگ! - مادربزرگ!
چه اتفاقی برای مادربزرگ افتاده؟
هی، نیم کیلو گشنیز، یک چهارم کیلو پودر قهوه بیار،
نصف پاکت سیگار، و یک جفت دمپایی پاراگون.
چرا الان به همه آنها نیاز دارید؟
برو، به آمبولانس زنگ بزن! احمق!
مادربزرگ!
مادربزرگ. مادربزرگ!
بیا. موقع خوردن این قرصها فکر کن.
هنگام تماشای تلویزیون فکر کنید.
دم کردن برنج داغ و... اون چیه؟
کاری تخم مرغ و ماهی کولی. موقع خوردن فکر کنید.
دارم میرم.
من تو و این روستا را پشت سر میگذارم.
کجا خواهی رفت عزیزم؟
داری منو پشت سر میذاری؟
کجا خواهم رفت؟!
کجا میتوانم بروم؟
من دیگه کی رو دارم؟
به جز تو.
گرفتی.
کسی که باید منتظرش ماند و به او فکر کرد.
من چه کسی را دارم؟
نه مامانی نه بابایی.
پزشکان چه گفتند؟
اگر بیش از حد فکر کنید،
ممکن است دچار سکته مغزی شوید و بمیرید.
اما تو گوش ندادی.
اصلاً به چی رسیدی؟
به جز، یک وام پانزده لکی از پدرش. و تو
با آلزایمر پیشرفته.
عزیزم...
تو یه بیماری داری که باعث میشه همه چی رو فراموش کنی،
با این حال هنوز هم نمیتوانی او را فراموش کنی.
چه کسی میداند آن مرد بزرگ چه تأثیری بر مغز شما گذاشته است!
به حرف من گوش کن.
هر غمی، داستانی پشت خود دارد.
اگر فقط بنشینی و برایش گریه کنی،
چه چیزی برای زندگی کردن باقی مانده است؟
عشق دیوانه وار من به تو...
چه ارزشی دارد؟
نه عزیزم.
قسم میخورم به جونت.
دیگه بهش فکر نخواهم کرد
دیگر هیچ بیماریای را تحریک نخواهم کرد.
اشکالی نداره ولش کن.
فقط به این قول عمل کن.
قول؟ از کدوم قول حرف میزنی عزیزم؟
کدام وعده؟
بگو!
چی شده عزیزم؟ - تو که دیگه پیشرفت کردی.
تو حتی از مرز فراموشی هم عبور کردی .
تو باعث شدی اشکهای احساسیام بیاهمیت به نظر برسند.
ای وای! نه!
گریه کردی؟ کی، پسرم؟
نه... نکن! زیاد فکر نکن. فقط نکن!
گریه کردم چون خوراک کاری ماهی آنچوی داشت سرد میشد. همین.
چقدر منو فراموش کردی!
من حتی بهت غذا هم ندادم!
با او چه کنم؟
مادربزرگ داره غذا میخوره. بیا و بخور!
بیا!
تو دستهای جادویی داری!
طعم کاریهای شما باورنکردنی است!
سرآشپز بودی یا چی؟
اصلاً چرا باید سرآشپز بشم؟
- من... - فهمیدم! به من نگو!
تو همیشه داستانهای بیربط تعریف میکنی
تو زمیندار یک سلسله سلطنتی هستی.
- این منو یاد پدربزرگت انداخت... - نه!
بحث امروز ما با این موضوع تمام شد .
- بیا فردا ادامه بدیم. - بذار بهت بگم...
- اول بهم غذا بده. ممکنه یادت بره. - هی!
الهه!
راه رسیدن به او را به من نشان بده.
هی، مادربزرگ!
تخت روان رفت. رفته!
ونکاتشوارلو، بیا، بیا!
مادربزرگ!
منم، کریم الله.
حتی اگر اسمم را فراموش کرده باشی،
از روی لباسم باید بفهمی که من مسلمانم.
فقط شناختش رو فراموش کن...
با عجله به یه قرار ملاقات برای پیدا کردن همسر رفتی، درسته؟ چی شد؟
چی میشه داداش؟ مگه میتونن جلوی خوشگلیمو بگیرن؟
مراسم نامزدی انجام شد. و ما همچنین عکاسی هم داشتیم.
دوست دارید نگاهی بیندازید؟ بفرمایید.
وای! قیافش محشره.
هی، واقعاً قبول کرد یا تو متقاعدش کردی؟
آنها مجبور بودند مرا متقاعد کنند که با او ازدواج کنم.
دورش کن!
اشکالی نداره. درد تو مال توئه، درد من هم مال منه.
او درست مثل پدربزرگ به نظر میرسد!
No comments yet. Be the first to leave one.