처음 200줄입니다.
« اولين سايت پيشبينيِ ورزشي با آپشنهاي بينظير » ::. BPersia.Win | بيپرشيا .::
مـترجم: سينا خدادادي Sina Kh
تقصير من نيست
که باعث ميشي فکراي بد بکنم
اوه، درسته تو خيلي معصومي
من کاملا دارم تورو به راه فساد ميکشونم
راست ميگي
اگر تو راه امتحانم تصادف کنم و بسوزم
تقصير توئه
اوه، آره
ياد رفت امروز امتحان قبولي دانشگاهتو داري
آماده اي؟
چطور ميتونم آماده باشم
موقعي که تو تمام زمان مطالعه منو ميگيري؟
خيلي امتحان خوبي ميدي
پس شايد بتوينم امشب جشن بگيريم؟
پدرت و مادرت ميذارن بياي بيرون؟
بايد يه بهانه اي جور کنم
ولي ميدوني که من چقدر ميتونم خلاق باشم
مامان تن لشتو از رو تخت بردار
!خدايا! در بزن، لطفا
!اوه، خداي من، ميکشمت
چندين گزارش از پليس به دستمون رسيده که گفتن
نزديک فروشگاه در منطقه گراند مونتن
و همچنين نزديک خيابون کورنل
شاهدين به ما گفتن
که راننده با خونسري از ماشين پياده شد
درست چند لحظه قبل از تصادف
پليس ميگه که کودک در آن واحد کشته شده
و گزارشات بهمون ميگن که آن خانم
که در واقعمادر بچه بوده است يا نه، هنوز تاييد نشده است
خداي بزرگ، واقعا؟ قبل از صبحونه؟
اوه، ببخشيد. خانم رايان
ميبيني، جاش؟
هميشه حرف مامانتو گوش کن
!نه! نه! نه! نه
اصلا خنده دار نيست
وحشتناکه
هي، ميتونم امشب با رايلي برم سينما؟
با رايلي - خفه شو -
از کي تا حالا افراد زير سال ميرن سينما؟
عزيزم، تو نبايد با اون پسره بگردي
خب، اون اسم داره
و ميدونم که چرا نميخواي من اونو ببينم
آره، چون که اون دانش آموز سال سومه
و تو سال دومي هستي
گوش کن، من يه زماني يه آدم 17 ساله بودم
...پس فکر کنم ميدونم - بابا، حالم بهم خورد؟ -
واقعا؟ - آره -
عزيزم، پدر بزرگ و مادر بزرگت دارن
براي شام امشب ميان خونمون، يادته؟ - ولي... مامان، واقعا؟ -
واقعا
چيه؟ چند ماهه که نديديشون
و اونا جوون ترم نميشن، ميدوني که
پس اون برنامه سينمات رو ميتوني بذاري بعدا
!عاليه
تو و مامان بزرگ مثل موش گربه
ميوفتين به جون هم
و پدربزرگ مياد داستان هاي حال بهم زنشو درباره ويتنام ميگه
تفنگو کشيدم و اون چارلي حرومزاده رو نفله کردم"
"با چاقوي سلاخي خودش کشتم
کارلي! خيلي ببخشيد
خانم رايان
من چينيام
چيني همون چارلي نيست
...خب، من که از قبل لباس بيرونمُ پوشيدم و من
صداتو نميشنوم
...هشتگ، حرف نامناسب قبل از
هشتگ؟ - پسرم، نصيحت منو آويزه گوشت کن -
هيچوقت بچه دار نشو
آقاي رايان
خيلي دير شده - اين چرت و پرته -
خيلي خب، کارلي
!ديگه بسه، خانم جوون
خب هنز خبري از جيني نشده؟
نه. هنوز خبري از بچه نيست. همين زوديا خبرش مياد
اين خيلي داغونه. همين الان دارم ميبينم
قضيه از چه قراره
خاله جيني امروز بچهشو به دنيا مياره
از بين اين همه روز
و تو هم براي شام سر و کلت پيدا نميشه
...من
...ميدوني، من ميخوام بهت اعتماد کنم کارلي، واقعا
ميخوام
من و پدرت جفتمون ميخوايم بهت اعتماد کنيم، ولي تو کارو سخت ميکني
وقتي مارو از خودت ميروني
ميشه لطفا وقتي تو ماشين هستيم تو فيسبوک چت نکني؟
اين تنها زمانيه که با هم داريم
که فقط دوتامون تنها باشيم
چت فيسبوک
ميدوني که منظورم چيه
آره، حالا هر چي
ميدوني. خيلي خيلي بدم مياد وقتي اين کلمه رو ميگي
شگفت انگيزه، واقعا
همه چيز فقط دور تو ميگرده، مگه نه؟
مگه دنياي همه دور خودشون نميچرخه؟
مگه بايد دور کي بگرده؟
خب
تو عضوي از خانواده اي، کارلي و اين به اين معنيه که
که همديگر رو دوست دارين
وقتي که تحمل همديگرُ ندارين
و تو به يه جات هست
موقعي که در واقع به هيچ جات نيستن بقيه
آره، مامان خيلي با عقل جور در مياد واقعا
مثلا خاله جيميت رو ببين
منظورم اينکه، ميتوني يه دختر خاله جديد داشته باشي
اين خيلي مهمه
...و تنها چيزي که داري بهش فکر ميکني
ميدوني، اصلا من نميدونم
داري به چي فکر ميکني
چون که ديگه بهم نميگي
ما قبلنا دوستاي خيلي بوديم، يادته؟
باشه، خب، ديگه اين جوري نيست، مامان
من دوستاي ديگه دارم
درسته
آخه ميبيني، فقط اينه که، براي من. تو و جاش همه چيز منين
پس حق اينو نداري که منو از خودت بروني
خيلي خب، منصفانه نيست
!خدايا، تقصير من بدبخت نيست که تو زندگي نداري
ميدوني چيه؟
راست ميگي
حالا هر چي
!بس کن! بس کن
حالت جا اومد؟ - آره، آره، آره -
!نه! نه
،خيلي خب
بابت همه چيز ممنون، هفته بعد ميبينيمتون
خدافظ، ليسا
خدافظ، آقاي رايان - خيلي خب آقا -
شامو ميذارم تو فريزر
ريدم بهت
آره، خيلي خب، عاليه
ده... براي تو تصميني نيست
چته؟
خيلي خب، بده ببينم
شما بايد برين کليسا
!پسر
ببخشيد؟ - فکر نکنم -
بتوني همينطوري از گوشيم استفاده کني
ميتوني؟
ريده شد بهت
ميتونين آخر روز بييان اينارو پس بگيرين
هنوز گشنته، کوچولو خان؟
بيشتر شام ميخواي؟
نه چيزي نميخوام، مامان
خيلي خب. چيزي نيست
جاش
!جاشوا
!خدايا، انگار بوي مرده مياد
<چطوري بايد اونُ بيارم بيرون
عاليه. بهترين بهانهست براي اينکه بندازيش دور
.خيلي عاليه، کندال ..ممنون
کارمون واقعا تمومه
دارم ميميرم - چرا داريم اينکارو ميکنيم؟ -
داريم خودمونُ ميکشيم که که عمرمون
مثلا براي چقدر، چندماه بيشتر کنيم؟ - چرا اصلا يه کاري ميکنيم؟ نميدونم -
اينکه سالم بمونيم، فکر کنم
گور باباي سالم بودن، درباره سالم بودن نيست
درباره جذاب بودنه
و فقط جذاب بودن، لاغر عوضي، شده تمام فکر ذکر ما
از طرف خودت حرف زن
يعني، حرفمو اشتباه نفهم
خودتو نگاه کن، فوق العاده اي
ولي اين چيزا باعث نميشه که شوهر جونت
نزه دنبال دختراي 17 ساله
قانون طلاق ايالتي اين کارا رو ميکنه
آره، اگه بخاطر
اون بدن جذابش نبود، اينقدر نميومدم
خودمو شکنجه کنم
خيلي خب، ميدوني که ميتونه براي آزار جنسي ازت شکايت کنه
براي فرو کردن اونجات تو صورتش
شوخيت گرفته؟ داره يه جور مياد تو اون کلاس
انگار بهشته
فقط اميدوارم بتونه بياد تو رديف من
قبل از اينکه بزنه به اونجام
خواهرته؟
قراره يدونه بزائه، نه؟
آره، موفق باشه
خدايا، يه نوشيدني حسايس ميخوام
اونروز رايلي رو ديدم که جلوي آينه لباسشو عوض ميکرد
و يکم ازش متنفر شدم
اون دختر منه بايد بهش افتخار کنم
ولي تمام فکر و ذکرم اين بود که
"يه روز اون سينه هات قراره شل شن و بيفتن. جنده دوهزاري "
اين کار اشتباهه؟ - خنده داره -
...قسم ميخورم - چي؟ -
که ديروز 100 دلار از خودپرداز برداشتم
اوه، نگران نباش. من پولشو ميدم
.آره نه، فقط عجيبه
نميدونم ممکنه سر چي خرجش کرده باشم
من درباره بچه هاي فرشته چيزي نميدونم
ولي فرشته هاي من هر موقعي که بتونه ازم پول ميقابپه
نه - خيلي عوضيه -
کسي ميدونه اين يعني چي؟
کسي ميدونه؟ بيولر؟ نه؟
...اين به محصولاتي اشاره ميکنه که با
طول عمر محدود و مشخص طراحي شدن
محصولاتي که به معناي واقعي براي سوختن ساخته شدن
براي اينکه از مد روز بيفتن
يا ديگه به درد نخورن توي يه مدت معين
No comments yet. Be the first to leave one.