처음 173줄입니다.
همه آماده اين؟
کيسي جونز هميشه آماده بوده
بياين تمومش کنيم
شيشه شور باز
شيشه شور بسته
شيشه شور باز شيشه شور بسته
شيشه شور باز شيشه شور بسته
!هي, منو نگاه کن اپريل
خوب به نظر مياي, مو قرمز
همه کار هاي سختو انجام بده
خيلي بامزه بود جونز
اينقدر تنبلي نکن و بيا کمک کن
هر کاري بگي ميکنم عزيظم
!درستش عزيزمه
من کمکت ميکنم اپريل
!دستمالت رو بکش روي گرد و غبار
...حتما داري شوخي مي
!اه, مايکي, تازه جارو کشيده بودم آره؟
!خب منم زمينو با اون تميز ميکنم
واي, بچه ها
نگاه کنيد
يه دريچه؟
من اصلا نميدونستم يه زير زمين داريم
فکر ميکنيد اون پايين چي باشه؟
!دلقک شيطاني !دلقک شيطاني
فقط يه راه براي فهميدنش هست
کي اول ميره؟
!من که نيستم
فضايي ها
? teenage mutant ninja turtles ?
? teenage mutant ninja turtles ?
? teenage mutant ninja turtles ?
? heroes in a half shell, turtle power ?
- ? here we go, it's a lean, green, ninja team ?
? on the scene, cool teens doing ninja things ?
? so extreme, out the sewer like laser beams ?
? get rocked with the shell-shocked pizza kings ?
? can't stop these radical dudes ?
? the secret of the ooze made the chosen few ?
? emerge from the shadows to make their move ?
? the good guys win and the bad guys lose ?
? Leonardo's the leader in blue ?
? does anything it takes to get his ninjas through ?
? Donatello is the fellow who has a way with machines ?
? Raphael's got the most attitude on the team ?
? Michelangelo, he's one of a kind ?
? and you know just where to find him when it's party time ?
? Master splinter taught 'em every single skill they need ?
? to be one lean, mean, green, incredible team ?
? teenage mutant ninja turtles ?
? teenage mutant ninja turtles ?
? teenage mutant ninja turtles ?
? heroes in a half shell, turtle power ?
فصل سوم قسمت سوم راز هاي مدفون
غير ممکنه
امکان نداره
سفينه مخفي فضايي ها
!باحاله
ولي چطوري... چطوري پيدامون کردن؟
فکر نکنم پيدامون کرده باشن
اين سفينه انگار چند سال اينجا دفن شده
يه سفينه فضايي زير خونه من چيکار ميکنه؟
فقط يه راه براي فهميدنش هست
بجنبين
بچه ها... نگاه کنيد
اون تو يه آدمه؟
خيلي خب, به هيچي دست نزنيد
تکرار ميکنم:
!به هيچي دست نزنيد
!مايکي
قول ميدم به هيچي دست نزنم
!از الان به بعد
مامان؟
مامان؟
آروم باشيد خانوم طاقت بيارين
!جهش يافته ها
نگران نباشيد خانوم اونيل
اونا جهش يافته هاي خوبين
!غير از داني اون يه جورايي احمقه
...آره من !هي
من کجام؟
و تو اسممو از کجا...؟
ا... اپريل؟
ولي...چطور ممکنه؟
...تا همين چند روز پيش تو فقط
!شيش سالت بود
!مامان
واي پسر
بيا مامان, فقط آروم باش
ممنون اپريل
من هنوز يه ذره عصبي ام
...ميدونم باورش سخته, ولي
سفينه فضايي ها چند ساله که اينجاست
پدر پدر بزرگت کسي بود که پيداش کرد
اون اشتباهي فضايي ها رو بيدار کرد
اونام با آزمايش کردن روي اون
و کل دودمانش جوابشو دادن
اونا ميدونستن که ما کليد
کامل کردن جهش زاي با ارزششونيم
ما براشون مثل خوکچه هندي بوديم
!آخي !خوکچه هاي هندي خيلي نازن
!بهت گفته بودم که مسخره بازي در نيار, احمق جون
...بعد از اينکه تو به دنيا اومدي
واضح بود که خيلي خاصي
ما ميدونستيم که وقت زيادي نمونده
تا فضايي ها بيان دنبالت
ما فرار کرديم
کربي به همراه تو به شهر فرار کرد
اونا دوباره منو گرفتن
و منجمدم کردن
تو همه اين سال ها, من نميدونستم چه اتفاقي برات افتاده
نميدونستم چه فکري بکنم
بابا هيچوقت بهم نگفت
حالا همه چيز رو ميدوني و ديگه هيچوقت
مجبور نيستيم از هم جدا بشيم
حالا, کربي کجاست؟
کربي؟
اون تبديل شد به يه
!جهش يافته با کله فضايي
حتما بايد مثل مايکي رفتار ميکردي؟
!ها ها !تو مثل مايکي رفتار کردي
اون فقط شوخي ميکنه, خانوم اونيل
...کربي, آه, رفته به
!يه سفر تو پورتو ريکو
تا يه مدتي بر نميگرده
من خيلي خوشحالم که اپريل برگشته پيشم
مشکل از منه يا مامان اپريل يه خرده عجيب به نظر ميرسه؟
!درست مثل خودت
جدي ميگم رفيق
!حس شيشم نينجاييم بهم ميگه
بهش اعتماد ندارم
يادت مياد چطور تابستونا اين بيرون
مينشستيم و ستاره ها رو تماشا ميکرديم؟
انگار همين ديروز بود
ولي اتفاق هاي زيادي افتاده
زمان زيادي گذشته
موضوع دقيقا همينه گذشته
ما دوباره باهميم
مامان
يه چيزي اينجا درست نيست
ميتونيم دوباره شروع کنيم
ميتونيم دوباره يه خونواده باشيم
فقط اگه بابا اينجا بود
!بوياکاشا
مايکي, داري چيکار ميکني؟ !از اپريل فاصله بگير
!دارم بهت هشدار ميدم
مشکل تو چيه؟
عقلتو از دست دادي؟
!به خودت زحمت نده که جواب بدي
اپريل, صبر کن !ميتونم توضيح بدم
!مامان
!اپريل, صبر کن
...مايکل آنجلو
...تو... به... مادر اپريل
حمله کردي؟
مايکي, تو عقلتو کاملا از دست دادي؟
من بهش اعتماد ندارم
اون خيلي عجيب غريبه
بايد حرفمو باور کنيد
درست مثل همون موقعي که الف هاي کوچولو نانچيکوهات رو دزديدن
و به جاش مازارلا گذاشتن؟
!بله
يا اون موقعي که تو و پيشي بستني
با هم مسابقه رقصيدن گذاشتين؟
!دقيقا بس کن مايکي
هيچ ميدوني اين چقدر براي اپريل مهمه؟
...اگه خرابش کني !خيلي خب
اگه حرفمو باور نميکنين, ثابتش ميکنم
مامان...حالت خوبه؟
داشتم به اون موقع هايي فکر ميکردم که تو جنگل
کنار رودخونه و پيک نيک گرفتيم
اونا جزو محبوب ترين خاطراتم هستن
بايد بريم يه جايي فقط خودمون دوتا
No comments yet. Be the first to leave one.