처음 200줄입니다.
....:::::::: Sarah_FirstSub@ ::::::::.... ::::: تـقـدیم می کنـد :::::
(قسمت 40)
- گوانگ شیک آ. - بیا بریم.
این گوانگ شیک چش بود؟
ما رو قبول نداره
ما که کارِ اشتباهی نکردیم
نگو ما ، فقط تو
حالا که ازدواج کردی باید مثل یه آدم بالغ رفتار کنی
میخوام شما سه نفر مثل چسب بهم بچسبید ...
و پُشتِ هم باشید
حالا چون وضع مالیت خوبه دلیل نمیشه فخر فروشی کنی
و از بالا به خواهرت نگاه کنی. من یه همچین رفتاریُ تائید نمیکنم
اونم کار اشتباهی کرد که بهت سیلی زد ،
اما توام بدجور رو اعصابش راه رفتی
من کِی یه همچین کاری کردم؟
میخوای بگی من از اون بدترم؟
هیچی بدتر از این نیست که از بالا بهت نگاه کنن
تحقیر دیگران بدترین رفتارِ ممکنه
تقریباً نصف مردم کُره تو همین وضعیتن
اون قدیم ندیما هیچکس هیچی از خودش نداشت
برای همین کسی به کسی فخر نمی فروخت
دقیقاً اینروزا حتی بچه های کم سنُ سالم ...
به سر و وضع و خونه زندگیه خانواده های دیگه دقت میکنن تا ببینن وضع کدومشون بهتره
این اولین چیزیه که بهش توجه میکنن.
اینجوریام نیست
زیادی بزرگش کردین
چه بزرگی بنظرم حرفش حقه
حالا اینا به کنار
تو نباید با خانواده ـت اینجوری رفتار کنی
چطور تونستی خانواده ـتُ تحقیر کنی؟
باید خوددار تر باشی
دیگه چقدر باید خوددار باشم؟
اصلاً مُهلت نداد حرف بزنم
همه وسایل خونه ـش دستِ دومه
اونوقت تو یه همچین ایده ای میدی
معلومه که احساساتش جریحه دار میشه
من درکش میکنم
قبل ازدواج وضع زندگیش از گوانگ ته بهتر بود
بایدم احساساتش جریحه دار شه زندگیش از اینرو به اونرو شده
گوانگ ته ، باید ازش عذرخواهی کنی.
یعنی میگین اشتباه از من بوده؟
من چه اشتباهی کردم؟
فقط یکم فخر فروشی کردم
اجازه ی یه همچین کاریم ندارم؟
من چرا باید الکی الکی سیلی بخورم؟
راستش،همه اینا تقصیر اونه
حتی تو ماهِ عسلم نذاشت یه آبِ خوش از گلومون پایین بره
هرچند در اینمورد چیزی بهتون نگفتم.
حق با گوانگ ته ـس
راستش ، اون بود که شروع کرد
همیشه طرف اونُ می گیرید و کاسه کوزه ها رو سرِ من میشکنین
همیشه همین بوده
توام که همیشه طرفِ اونُ میگیریُ از من متنفری
چی داری میگی؟
من کِی ازت متنفر بودم؟
آیگو، گوانگ ته چطور میتونی این حرفُ بزنی؟
تو که از بچگی همه ی تقصیرارو گردن اون مینداختی اونم که همه چیُ گردن میگرفت و جایِ تو سرزنش میشد،چی داری میگی؟
خواهشاً راجب چیزی که نمیدونی اظهار نظر نکن
این منم که همیشه تحقیر میشدم
خیلی خُب، دیگه دخالت نمیکنم
با خاله اینجوری رفتار نکن این تویی که باید ازش عذرخواهی کنی
تو دیگه چرا؟
من کسیم که سیلی خورد. چرا همه طرفِ اونُ میگیرید؟
اونوقت سیلی زدن کار درستیه؟
خودم بهش میگم ازت عذرخواهی کنه
گوانگ ته، مشکلات زیادیُ پشتِ سر گذاشته
به ظاهر خوب بنظر میرسه برای همین ممکنه فکر کنید هیچ آسیبی ندیده
قبلاً که تو اون کبابی کار میکرد،
بعد از رفتن مشتریا،
از گرسنگی ته مونده ی غذاشونُ میخورد
سر همین موضوع اخراجش کردن
بعد از اون جریان مشکل گوارشی پیدا کرد
برای همین اینجوری رفتار میکنه میتونید درکش کنید؟
کافیه ببرش خونه
بریم.
پس بذارید یه چیز دیگه هم بگم...
منکه فکر نمی کنم فقط گوانگ ته مقصر بوده باشه
به قول خودش از بچگی پسش زدن و کسی نبوده که بهش اهمیت بده
حالا منظورشُ میفهمم.
واقعاً ناامید شدم.
خانومم، صبر کن بیام
دیدی؟
من اینجوری زندگی کردم
میدونم
لی گوانگ نام ، کار درستُ انجام بده
هرچی باشه فرزند ارشد این خانواده ای
باشه بابا
حالا واجب بود وسط یه همچین غذای خوشمزه ای بهم بپرن؟
این درست نیست
شنیدم پیوند خواهری به محض ازدواج خواهرا تموم میشه
تا همین چند وقت پیش خوب باهم کنار میومدن
اما به محض اینکه ازدواج کردن به مشکل برخوردن.
بنظر منکه سرنوشت یه زن بسته به مـَردیه که انتخاب میکنه
قدیمیام همینُ میگن
والا هر چی میگن درست میگن
شرایط اونام متفاوته ، برای همینم اینجوری رفتار میکنن
اصلاً قابل قیاس نیست
حتی دوستا هم به مشکل برمیخورن .
راستی باید برم دنبال توگی
پیشه کیه؟
دوستم.
چول سو ، امروز اونقدرام بد نبود.
همینکه کار به گیسُ گیس کشی کشیده نشد خودش خیلیه
اگه اینکارُ بکنن که میدونم چیکارشون کنم
هرچی باشه از خونِ همون زنن
فکر میکنی از خدا چی میخوام؟
اینکه شما دخترا با هم کنار بیاین
بابا ، خودم حلش میکنم.
راهنماییشون میکنم و مطمئن میشم که دیگه تکرار نمیشه.
چول سو ، بیا شروع کنیم.
حالا که بهش فکر می کنم،
اون شب ، یه سول اونهمه گوشتُ دست تنها پخت
باید کمکش میکردم
باید موقع کباب کردن یکم می خورد
وقتی خودش به خودش اهمیت نمیده چه انتظاری از بقیه داره؟
. هیون وو
بله پدر.
از حرفای امشبمون چیزی دستگیرت نشد ؟
به عنوان یه وکیل یا داماد ؟
اون شبی که دور هم جمع شده بودید...
تو پیشنهاد دادی که گوشتا رو کباب کنه؟
درحالی که گوشتا رو کباب میکرد،
تو با کی جین گرم صحبت بودی؟
متاسفم.
دفعه بعد جبران میکنم
تو حق نداری با بچه هات اینجوری رفتار کنی
بنظر منکه پول تو ـرم وسوسه کرد
سر اون هدیه ای که گوانگ ته بهت داد انقدر جو گیر شدی که نفهمیدی چیکار میکنی
ببین گوانگ شیک چقدر ناراحت شده ...
یکمم به فکر اون باش
کسی نیست؟ کسی اونجا نیست؟
این درست نیست این اصلاً درست نیست
اتفاقی افتاده؟
بازم چیزی خراب شده؟
...چیزی خراب نشده
این منم که دارم خراب میشم
شوخی کردم.
بیا بریم یکم مرغ و آبجو بخوریم
آیگو، نه نمیشه
مرغ سوخاری تنهایی حال نمیده
مرغ و آبجو اونم تو یه شب تابستونی فوق العاده ـس
- بریم تو - ببخشید ...
نمیتونید اینکارُ کنید
همیشه همینُ میگه.
همیشه نه میاره
مثل اینکه باید تنهایی بخورم
باید جلوی خودتُ می گرفتی تو که اینجوری نبودی
پدر خیلی خوشحال بود
سعی کردم جلوی خودمُ بگیرم ، اما دیگه طاقت نیاوردم.
همش تقصیر منه
من مشکلی نداشتم
تو ـرم درگیر کردم
شرمنده.
فردا آدیشن داری
نگران من نباش روی مسابقه تمرکز کن.
باشه. نگران نباش خانومم
بذار معروف شم عمراً بهشون امضاء بدم
هروقت تو بگی اینکارُ میکنم
ناراحت نباش.
باورم نمیشه همشون طرفِ اونُ گرفتن
پدرت و خاله هات...
الان میفهمم چه مشکلاتیُ پشتِ سر گذاشتی
تازه به حرفات رسیدم
زندگیِ من همیشه همین بوده .
گریه نکن.
منکه اینجام چرا گریه می کنی ؟
میتونی رو من حساب کنی
باشه؟
گریه نکن.
به نظرت دعوامون خنده داره؟
آره.
کاش منم یه خانواده ای داشتم که بتونم باهاشون دعوا کنم
دفعه بعد توام بیا کاش امروز اونجا بودی
سنگین نیست؟ بده به خودم
نه. اصلا سنگین نیست.
به محض اینکه دیدمش از خوشحالی اشک تو چشمام حلقه زد
ممنون که توگیُ به این دنیا آوردی
سوپراستار تروت، نابغه، پادشاه ...
شوهرِ من هان یه سول بهترینه.
لطفا کمکش کن به فینال راه پیدا کنه.
برات کیم باپ آوردم
تو که تا صبح پلک رو هم نذاشتی
ممنونم. امروز تمام تلاشمُ می کنم
میخوای بیام تشویقت کنم؟
اونجا که ببینمت دستُ پامُ گُم میکنم
فینال همراهم بیا مطمئنم به فینال راه پیدا میکنم
تو میتونی ترس به دلت راه نده
تو کارتُ خوب بلدی فایتینگ !
! فایتینگ
بله پدر؟
همین الان رفت
همونطور که گفتین دعاش کردم
نگران نباشید موفق میشه
ممنون که هواشُ داری.
بیا با هم دعا کنیم
باشه
سوپراستار تروت، نابغه، پادشاه ...
پسر دومم بهترینه. لطفاً کمکش کن.
فایتینگ!
(نتیجه ی آزمایش)
No comments yet. Be the first to leave one.