처음 200줄입니다.
....آنچه گذشت
.با "اليجس4" آشنا بشيد
".هيچ زنداني حق رد شدن از اين نقطه رو نداره"
.خواب انجمادي
.معنيش اينه زندانيا هنوز زندن
.اين يه ارتشـه
ميتوني تنظيمش کني تا از بتونيم از راه دور بکشيمشون؟
چرا؟ - .اهرم داريم -
چي ميخواي؟
.به کمکت واسه باز کردن يه پناهگاه نياز داريم
.اگه انجامش بدي، افرادتُ آزاد ميکنم
.يه دکتر توي اون پناهگاهه
.ميتونيم دکتره رو برداريم
.و ميريم خونه و يه درمان پيدا ميکنيم
.ما بدون جنگيدن باهات ميايم
ما"؟" - .جفتمون -
.شرايطم اينه
:اينم شرط ماست
.دره مال ماست
،تا وقتي که شما همينجا بمونيد
.هيچ مشکلي نداريم
.بريم
!!بريد تو سفينه
.جنگ شروع شده
.موشکها رو فعال کن
.يکي بهسمت جمعيت، يکي هم به سمت پناهگاه
چي شده؟ - .مشکل پيدا کرده -
کار ريونـه؟ - !احتمالا -
.پس بريم سراغش
...بلادرينا الان بايد چکار کنيم؟
.الان ميريم به جنگ
.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــديم مـــيکند
.ميتونستيم تو پناهگاه از کمکت استفاده کنيم کلارک
.مادرم پيشتون بود
از چي ترسيده بود؟
جکسون! هي
لطفا بهم بگو چه اتفاقي
.اينجا افتاده
.جکسون
مراقب باش، باشه؟
ميلر
ميلر
!ميلر
!!ميلر وايسا
.آروم باش
کجا داري ميري؟
.کاش ميشد بهت بگم بلامي
آکتيويا بهت گفته نگي؟
.دارن ميرن به سمت دره
!!کلارک. کلارک
.اينجا نميتوني هر غلطي دلت بخواد انجام بدي
،بنظرم تو داري يه گروهيُ ميبري اونجا
.تا اون دور و برُ بشناسي
از کدوم مسير ميخواي بري؟؟
.الان فصل طوفان شنـه
.باد توي مسير قبل پيشبيني حرکت ميکنه
.من ميتونم اين سفر رو هزار برابر آسونتر کنم
.بهم اعتماد کن .به کمکم نياز داري
،اونا نميدونن که ما داريم ميايم
.پس هر 3 گذرگاه شمالي بايد کاملا باز باشن
.ولي دهکده مستحکمـه
منبع آب کجاست؟
.اينجا - چرا؟ بهچي فکر ميکني؟ -
.سوال منم دقيقا همينه
...ميلر، دستور تو اين بود که بري
.دستوراتُ ميدونم
.بنظرم بايد به حرفايي که کلارک ميخواد بزنه گوش کنيم
.از مسير دريا نميتوني بري
چرا؟ .خودت گفتي دريا از بين رفته
ميشه رفت توش يا نه؟
...آره، شايد، ولي بايد اينو بدونين که
.شايد" واسه من کافيه"
.بيايد بريم - .او -
.تفنگارو بياريد پايين
.خواهش ميکنم او، فقط حرفامونُ گوش کن
.آکتيويا، ما همه توي يهتيم هستيم
هيچکس بيشتر از من نميخواد بره
.توي اون دره
.اونجا خونه منه
.ولي اين راه خيلي خطرناکه
چجور خطري؟
.بهم نشون بده
،تو نزديکترين راه رو انتخاب کردي
.که با عقل جور درمياد
ولي کف خشک دريا تقريبا با
.طوفانشن پايدار پوشيده شده
،ما چادر هم داريم
.شن واسمون مشکلي پيش نمياره
.اين شن خالي نيست
.بعضي قسمتا توي پرامفايا ترکيب شدن
دارم از شيشه خوردههايي
.به تيزي شمشير حرف ميزنم
چادرهات اونجا تيکه تيکه ميشن
.همينطور خودت
.حق با بلادرينا س
.درضمن، ما ميتونيم فقط براي 7 روز آذوقه ببريم
.از مسير دريا 6 روزه ميرسيم
.راه نزديک بعدي تقريبا 80 کيلومتر دورتره
.که ميشه دو روز واسمون، اگه خوششانس باشيم
از کجا بدونيم تو راه طولانيتر از طوفانشن
خبري نيست؟
.کافيه .از همين راه ميريم
،مزرعهآبي به سختي داره غذامونُ تأمين ميکنه
،پس اگه اين آخرين دره قابل سکونت توي دنياس
.بايد مال ما باشه
.ديوزا" هم همين فکرو ميکنه"
.پس براش ميجنگيم
.خواهرت بهت نياز داره، بلامي
.من خوشحالم که واسش اينجايي
.پيش در کوله پشتي با آذوقه هست
!گردان اول !آماده بشيد
من ديوونه شدم يا ميخواستن منو
بخاطر اينکه جلوشُ گرفتم بکشن؟
چيکار کنيم؟
.ريون و مورفي تو دردسرن
.ولي بايد باهاشون برم
6روز پياده رو تو طوفانشن
.با آئين گلادياتورا
چي ممکنه اشتباه پيش بره مگه؟
.بعد از تو
| مـــتـــرجـــم | .::: عـــلـــي حـــيـــدري :::.
دارن با پاي پياده ميرن؟ مگه ديونن؟
.نزديک 240 کيلومتر راه صحراييـه
.نه ستوان، اونا ديوونه نيستن
.متعصبان
.و تعصب سربازاي خوبي درست ميکنه
.من که ميگم بذاريم بيان
اين کاريه که ميکردي؟
صبر کني تا اينجا باهاشون بجنگي؟
جنگ و کشتار سر تنها نقطه روي کره زمين
که قابل سکونته؟
.ما همين الان 4تا دشمن توي جنگل داريم
5تا، اگه بخوايم اون بچهاي که کلارک
.خودشُ کشت تا ازش محافظ کنه رو حساب کنيم
تو واقعا ميخواي اجازه بدي که پنجاهتا ديگه هم اضاف بشن؟
.سربازايِ منظم و با انگيزه
.لابد تو ايده بهتري داري
بله
.سيستم موشکهام رو دوباره درست کن
اگه اين ريون که اينقد تحت تاثيرش قرار گرفتي
،نگفت که چجوري سيستمُ قفل کرده
.از "ماکوري" استفاده کن
.حداقل تو يهچيزي بدرد ميخوره
تو که فکر نکردي من اين همه تلاش کردم
.تا برگردم رو زمين
.چاپلوسي نکن .تمام خواستت هم شکنجه دادنه
"شاو" .اون موشکهاي لعنتيُ واسم فعال کن
.جاتون امن نيست
.يه لشگر داره به سمتمون حرکت ميکنه
ارتشـي که حاضرن تا پاي مرگ براي
،اين مکان معجزهآسا بجنگن جايي که شما دو ساعت توش بودين
.و بي حرمتش کرديد
،گفتم ميارمتون خونه .و آوردم
.شايد اون خونهاي که انتظار داشتيم نباشه، ولي ما اينجاييم
.و آزاديم
.1روز فرصت دارين تا به وجودِ جديدتون عادت کنين
.از فردا صبح تمريناتتون شروع ميشه
.خدا بگم چيکارتون کنه، يه آهنگ درست حسابي پخش کنيد
.وينسون".... همراهم بيا"
.وانکرو روحشم خبره نداره که اينا موشک دارن
.آکتيويا همشونُ بهکشتن ميده
...اَبي
شنيدي چي گفتم؟
.کلارک اينو کشيده
.اينجا جاييه که زندگي ميکرده
اين کيه؟
.نميدونم
.دوتا تخت هست
.انگار تنها نبوده
اين خونه دخترم بوده؟
.آره
حالا ميتونه خونه تو باشه تا وقتي که وفادار
.و مفيد باشي
مفيد؟ - به يک دکتر نياز پيدا ميکنيم -
.چون پزشک سفينه خودمون کشته شده
.وينسون اولين بيمارته
.نعمتيه که جفتتون رو اينجا داريم
از خودتونه که، چرا گردنبند داره؟
بعضيامون هنوز واسه کنترل کردن
.انگيزههاي قديميمون مشکل داريم
.من عموماً آدم خوشمشربـي هستم
،اگه شيطان بيرون اومد
.ماشه رو بکش
.پس من برم که شروع کنيد
...وايسا
.وقتي اومديم توي سفينه من يه کيف باهام بود
.داخلش تجهيزات پزشکي بود
.بهش نياز دارم
.هرچيزي که نياز داشته باشي رو اينجا داري
.بيماري وينسون رو تشخيص بده و معالجهش کن
.اونوقت ميتونيم درمورد قرصهات صحبت کنيم
پس زنداني هستيم ما؟
.شما از من پيروي ميکنيد
چرا بهش نگيم نگهداري و حفاظت؟
جان مورفي چي؟
ريون رِيِز؟
.ميدونيم که از روي سفينه مادر آورديشون اينجا
،بايد بهمون اطمينان بدي که هيچ آسيبي نميبينن
.در غير اين صورت بهت کمک نميکنيم
تو استعداد مخفي داري که من نميدونم؟
No comments yet. Be the first to leave one.