처음 200줄입니다.
مجله ي آفتابگردان تقديم ميکند
علیاحضرت، بانو اشین از خانواده گو اینجان
این غذاها از چونگجو فرستاده شدن
خیلی شیرین و خوشمزه ان
برای همین برای خودم نگه داشته بودم
فقط برای پذیرایی از تو آوردم
امتحان کن
ممنونم علیاحضرت
...خب
خیلی هیجان زده شدم
وقتی شنیدم، دختر یه نجیب زاده داره انگلیسی یاد می گیره
چطور به زبان غربی علاقه مند شدی؟
...علیاحضرت
...علیا
مشکلی نیست. اول غذاتو قورت بده
بله
ببخشید علیاحضرت
اولش برای این بود که بتونم اسم یک نفر رو بخونم
اسم؟ دلم می خواد بدونم اسم کی بوده
یک خارجی
پس الان می تونی اسمشو بخونی؟
الان حتی می تونم اسمشو بنویسم
خیلی تاثیر برانگیزه
با این حال، به نظرم تصمیم گرفتن برای رفتن به مدرسه
خیلی تصمیم راحتی نبود
یک کلمه انگلیسی هست
به اسم سد اندینگ
صاحب هتلی که من رو به شما معرفی کرد
کسی بود که معنی این کلمه رو بهم گفت یعنی پایان غم انگیز
اولین بار که معنیشو شنیدم
تصمیم گرفتم
که برم مدرسه
چون
می خواستم معنی اون کلمه رو بدونم
و فهمیدی؟
هر فرجامی در خودش یک غم نهفته
پس هنوز هم مونده تا یاد بگیرم
چه جواب عاقلانه ای
برای همچین سوال احمقانه ای
خب باز چی یاد گرفتی؟
نوشته هایی که به معرفتت اضافه میکنن
چه از قصیده ها باشند و چه از کتاب هو نانسولهون
و چه به انگلیسی، مهم نیست به چه زبانی هستند
از زاویه ی دید بهم دیگه مرتبطن
هنوزم، قوانین ریاضیات
که میگه یک بعلاوه ی یک میشه دو
حقایق علمی که
درمورد گرد بودن سیاره امون خبر میده
هم خیلی جذابند
فوق العاده است
پدربزرگت
باید به خاطر داشتن همچین نوه ای خیلی به خودش افتخار کنه
با نگاه کردن بهت
مطمئن شدم که ساختن یک مدرسه
برای بانوان در چوسون، خیلی مفیده
خیلی دلم می خواد بیشتر باهات حرف بزنم
ولی قرار بود صاحب هتل گلوری منتظرت باشه
باید بری
گفت که خودت می دونی کجا
ممنونم علیاحضرت
نمی دونستم با ملکه رفت و آمد داری
خیلی عجول بودم؟
بودی
ولی بیشتر از همه
بیشتر انگار می خواستی قدرتت رو نشون بدی
فقط می خواستم هرچه زودتر بهت خبر بدم
یه چیزی از خود گو دونگمه شنیدم
منتظر یه نامه بودم
ترجیح میدم یه مدرک کتبی جا نذارم
تجربه اینو بهم یاد داده
پس لطفاً بهم بگو. چی بود؟
پدربزرگت به سرتاسر کشور نامه فرستاد
ولی قبل از اینکه دست کسی برسن، سوزونده شدن
گو دونگمه از دیوار خونه شما بالا اومد
تا اون نامه ای که گرفت رو پس بده
از محتوای نامه خبر نداره
و حتی نمی دونه چرا سوزوندنش
البته خودم حس می زنم که
گو دونگمه شخصاً اومده خونه شما
تا پدربزرگت رو نجات بده
جوابی که می خواستی رو گرفتی؟
ممنون
حالا منم یه جواب می خوام
نامه ازدواج دست هی سونگ بود
اینی که می بینم
امید واهیه؟
تو لفافه حرف نزن
خودت دلیلشو می دونی
و خودت می دونستی که اون روز اولین باری نبود که رفتم دیدنش
یه روز، دیدم که اومدی
مشکل چیه؟- یه روز دیگه، دیدم که میری
همون روز نبود
ولی انگار اونجا موندی
لازم نیست تشکر کنی
چون منم ازت کمک گرفتم
بابت امروز ممنون
به لطف تو، تونستم بیام بیرون
ولی باید دیگه برگردم
هنوزم تو تنبیهم
امروز من پول کیکو میدم
ممنون
قصر چطور بود؟
نزدیک بود گریه ام دربیاد
ولی خدا روشکر خندیدم
!توجه
آزاد
اینجوری تو حالت آزاد باش وایمیستن
فرقشو نمی فهمم
همینو بگو
قربان، لطفاً ادامه بدین
من مربی شما
یوجین چوی، از نیروی دریایی ارتش آمریکا هستم
اسم کوچیکم یوجین و اسم خانوادگیم چویه
البته شما اینجوری صدام نمی کنین
...یوجین
چو هی؟ چرا دوتا اسم داره؟
لباس نیروی دریایی آمریکا تنشه
یعنی آمریکاییه؟
!دقت کنید
علاقه ای به
تقویت جسم، ذهن یا نظمتون ندارم
اینا رو خودتون باید بفهمین
چیزی که من بهتون یاد میدم
اینه که چجوری نمیرین
کلاس های من
کوتاه ولی بی رحمن
سختن ولی پشت سر هم نیستن
بیاین خوب کارمونو انجام بدیم
بمیریم؟ ما رو میگه؟
خیلی ذهن ضعیفی دارم
من همین الانش هم خسته شدم
در همین حال
با تفنگ خو می گیرین
این یکی
یه هفت تیر کلت از نیروی دریایی آمریکاست
این تفنگ فیتیله ایه که با باروت کار می کنه
بعدی
تک تیرانداز روسیه
...بین همه این ها
...من
من از این استفاده می کنم
با این تمرین می کنیم
چی؟ کی مربی نظامی شده؟
من وزیر امور خارجه ام
و بدون اطلاع من یه خارجی منصوب شده؟
..خب
انگار عالیجناب لی جونگ مون خیلی مُصر بودن که این اتفاق بیوفته
شنیدم که قبل از منصوب شدن شما به وزرات این تصمیم گرفته شده بود
فکر کردی منظورم اینه؟
میگم وقتی لی جونگ مون
!می خواست اینکارو بکنه، تو چه غلطی می کردی
گفتم که می خواستم تعداد هیئت مدیره ی کلانتری رو کم کنم
ولی گذاشتی که یه آمریکایی بشه مربی نظامی
آکادمی ارتش سلطنتی مستقیماً زیر نظر امپراتوره
تازه دیروز فهمیدم
شوخیت گرفته؟
همه می دونستن. حتی بانوان دربار
و مترجمای قصر هم می دونستن
چطور تو تازه دیروز فهمیدی؟- ...خب-
این اتفاق افتاد
اینا مترجمای تازه کارن
وزیر سرشون گرم رسیدگی
به امور داخلی و خارجی کشوره
پس نقش شما در اینجا مهمه
خودتون رو وقف امور کشور کنید
تا کار کمتری به وزیر تحمیل بشه
بله عالیجناب- بله عالیجناب-
خب
نمی فهمم چرا کارمندای سختکوش قبلی رو جایگزین کردین
آب راکد، می گَنده
کسانی که جایگاه خودشون رو نمی شناسن
جوون مرگ میشن
و تو زمین می پوسن
همش تهدید می کنی
چی؟- چه آدم ناسپاسی-
چی گفتی؟- خودت شنیدی-
مرگ و زندگی دست خداست
بریم
بله عالیجناب- بله عالیجناب-
...اون عوضی
هرکاری می کنه که بره رو مخم
خوبه
حالا می بینیم که واقعاً مرگ و زندگی دست خداست یا نه
چرا هنور اینجایی؟
!برو آکادمی ارتش
آماده شلیک
!هدف. شلیک
بنگ- بنگ-
به حالت قبلی
قدم رو. بعدی
آماده شلیک
هدف
عالیجناب، اگر می دونستیم میاین
...اون وقت
برو کنار. سر راهمی
دیـ...دیوونه شده؟
انقد کار سختیه؟
چیش سخته؟
انتهای تفنگ رو بذارین روی شونه اتون
کسی که سانگ وان و زنش رو کشت
No comments yet. Be the first to leave one.