처음 200줄입니다.
آنچه گذشت
يا فيلم هاي سکسي رو ميزاري کنار يا بايد بيخيال عروسي شي
انتخاب با خودته
اين مسير خطرناکيه
فکر نکنم شان و کريستين از اين که ما همديگه رو ببينيم خوششون بياد
ديگه نمي خواد نگران اين باشي که اون دو تا چي فکر مي کنن
تو که باز نمي خواي منو اين جا با کوئنتين تنها بزاري؟
من نميتونم اين عملو با اون انجام بدم
پس بايد يه راهي پيدا کني
بزار ببينم
من اصلا چرا دارم اين کارو مي کنم ؟
واسه اين که دوستم داري
واسه اين که روياي من اينه
و واسه اين که لباس مارک " مونيک لويير " من کوچيک ترين سايزه
و تا وقتي که اندازه تنم نشه ، احساس يه عروس خوشبختو ندارم
چه کارايي که بايد به خاطر عشق انجام بدي
بزنش
جاي کبودي ها خيلي بد ميشه ؟
با ميکروليپوساکشن ديگه کبود نميشه
يه روزه جاش خوب ميشه
تازه ، به قدري حالت خوب ميشه که حتي مي تونيم واسه ناهار بريم بيرون
کريستين ، اصلا وقت ناهار نداريم
با برنامه ريز مراسم عروسيمون قرار ملاقات دارم
عزيزم ، فکر مي کني به خاطر استرس عروسيه که يکم فراموش کار شدي ؟
هنوز که برگه هاي تعهد نامه اتو امضا نکردي ؟
باشه امضا مي کنم
ميدونم ، من بودم که اين موضوعو مطرح کردم فقط مسئله اين جاس که هنوز وقت نکردم
و تازه يادم اومد ، بايد براي تست کيک عروسيمون تنها بري
من روزه گرفتم
واسه چي آخه ؟
، واسه اين که اگه يه ذره هم چاق باشم تو اين لباسم خيلي ضايعس
واسه همين دارم آبشون مي کنم
ميدونم اما تو اين شرايط حتي نگاه کردن به کيک هم چاقم مي کنه
آخه عروسي عشقش به همين چيزاس ، اگه اينا نباشه که لطفي نداره
اگه وزن اضافه کنم
به هيچ کس خوش نمي گذره چون پامو تو اون عروسي نمي ذارم
باشه ، خودم واسه تست کيک مي رم
اما اينم يادت باشه ، اگه اون برگه ها رو امضا نکني
و تو نوشتت توافق نکني که کارگرداني فيلم پورن گروهي دوبل رو کنار ميذاري
عروسي بي عروسي
مترجمين : Shary, Shirin
خانم برگ، بهم بگيد چي رو در خودتون نمي پسنديد؟
من مادرشم، ميريام برگ
تازه داشتم به مديسن مي گفتم
وقتي 16 سالم شد ، پدر مادرم صاف و پوست کنده بهم گفتن
"اگه مي خواي شوهر گيرت بياد ، بايد اون دماغتو عمل کني "
پدر مادرم هميشه در اين مورد شوخي مي کردن که اگه به خاطر دماغم نبود من الان اين جا نبودم
ظاهرا که پدر و مادرت حسابي با اين کار موافقن ، اما خودت چي
مي خواي بينيتو عمل کني ؟
خب ميدونين ، من برنامه هاي مهم تري از ازدواج کردن و بچه دار شدن دارم
منظورم اينه که ، اگه به خاطر مامانم نبود الان اوضاع حسابي فرق ميکرد
البته نه خيلي ، خدا رو شکر سال هاي خيلي بديم نبود
خانم برگ ، از بينيتون راضي هستين يا نه ؟
من فقط ميدونم که هميشه بهم مي گفتن چند روز قبل
از تولد 16 سالگيم ميام اين جا
موضوع اينه که وقتي خودتو تو آينه نگاه مي کني چه حسي بهت دست ميده
درسته ، ما عمل بيني رو ، روي دختراي يهودي زيادي انجام داديم
و تو اين زمينه سابقه ي کاري عالي داريم
ميتونم چند تا از کارامون رو نشونتون بدم ،اگه تو تصميم گيري کمکتون مي کنه
شرط ميبندم دلتون ميخواد پکيج 16ساله هامون رو يه نگاهي بندازيد
مطمئناً
وقتي آگهي تونو توي روزنامه ي " معبد " ديدم
نوشته بودين اگه دوران نقاهت رو توي استراحتگاه دلامر " بگذرونيم 20درصد تخفيف ميدين "
واي خدا جونم ، اين ليزا بروزه
تو مدرسه ، سال بالاييم بود
قبل از عملش ديده بوديش؟
ليزا بروز يهوديه ؟
باشه
من هستم
و مي خوام دماغم مثل دماغ اون بشه
تموم دانش آموراي اين مدرسه از فروشگاه " جي.کرو " خريد مي کنن؟
تا الان که تو تنها آدم غير عادي هستي که ديدم
تازه داشتم ازت تعريف مي کردم
واقعا ؟ مرسي پس
من آريل هستم
توي کلاس " تاريخ آمريکا " هم کلاسيتم
تازه اومدم تو اين مدرسه
منم مت هستم ، همون آدم غير عادي که ته کلاس ميشينه
سلام سلام
اوه اوه، جپ داره از روبرو مياد
آره انگار تازه از کشتارگاهي که بابام راه انداخته بيرون اومده
اون جراح پلاستيکه ، دماغ خيلي از دختراي 16 ساله رو عمل کرده
يهوديا با اون اسماي يهودي و دماغاي يهوديشون
واقعا که حال بهم زنه
بانداژ رو صورتش ، دماغشو نپوشونده بلکه نشون ميده که چقدر از خودش متنفره
تازه فقط اون نيست
هر طرف رو نگاه مي کني يه مشت آدم رقت انگيز ميبيني که آرزو دارن خوشگل باشن
خب من که اصلا شبيه اينا نيستم ، تازه اصلا متوجه اشون نشدم ، متوجه اي که ؟
ايول خوشم اومد
فکر کنم بتوني راجبه مسئله اي کمکم کني
دارم يه مقاله راجبه تاثيرات هم جنس گرايي در فرهنگ رو به افول " پات " مينويسم
و واقعا خيلي خوب ميشه بتونم با يه جراح پلاستيک صحبت کنم
ميتوني منو به بابات معرفي کني ؟
اگه يه قهوه باهام بخوري ، چرا که نه ؟
" همون موقعي که گفتي " مت غيرعادي توجهم بهت جلب شد
بايد ميدادمش بهت ، فکر نمي کردم تموم بشه
من تموم آبرومو به کريستين مديونم
قلب خودشو گشوده و بهش اجازه ي عاشق شدن داده
خيلي انعطاف پذيري
فکر کنم به خاطر پوزيشن هاي مختلفي باشه که واسه عکسبرداري مجبوري بگيري
البته تقصير بردليه
اون مربي خصوصي پلات هامونه
اون هرروز صبح با من و کريستين کار ميکنه
اينو مهمون ماييد
من داوطلب شدم کارشناس فنيتون بشم
اينه هديه عروسيتون از طرف من
آها راستي ، هنوز دعوت نامه ي عروسيتون دستم نرسيده
فکر کنم حتما اشتباهي پيش اومده
جينا ، قرار نيست دعوت نامه اي دستت برسه
واسه اين معذرت مي خوام
قراره اون جات بسوزه
پس قرار نيست منو واسه عروسي دعوت کنين
جينا ، خودتو بزار جاي من
ما که نمي تونين تموم معشوقه هاي قبلي کريستين رو دعوت کنيم که
رو زانو به پشت بخواب
و گمون کنم با اون همه آشغال و جاکش و هنرپيشه هاي پورني که تو دور خودت جمع کردي
کل کليسا پر بشه ، نه ؟
ميخواستي مو سياه هاي پشت باسنت رو هم بکنم؟
فکر مي کردم مثل يک خانم متشخص با اين قضيه کنار بياي ، جينا
!نه من خانم متشخصم نه تو
تو فقط يک فاحشه ي خوش شانسي که تو موقعيت مناسب ، جاي درستي بود
بيا
اينو بزار در کونت
ميدوني چيه ؟ حتي اگه بياد التماسمم کنه من باهاش ازدواج نمي کنم
بهت گفت که ديگه پول درمانمو هم نميده؟
واسه اين که يه مردو به دام خودت بندازي نبايد بدبختياتو سرش آوار کني
اگه باهاش ازدواج کني ، کسي که بدبخت ميشه تويي کيمبر
کريستين تروي تنها عاشق کسيه که نتونه بدستش بياره
جولياي عزيزش
سلام کيمبر
موم انداختنت چطور پيش ميره ؟
مزاحمتون که نشدم ؟
نه
کارمون تموم شده
مي خواستم بدونم ميتوني فرم رضايت مشتريان رو پر کني ؟
البته
خواهش مي کنم صادق باش. ما کارمون رو تازه شروع کرديم واسه همين کاملا از انتقادهاتون استقبال مي کنيم
راستش ازت مي خوام باهام صادق باشي جوليا
مي خواي چيزي ازم بپرسي؟
چرا هيچ وقت تو و کريستين روي رابطتون کار نکردين ؟
راستشو بخواي ، يه زماني بين ما يه علاقه اي وجود داشت
و هنوزم با هم خيلي خوبيم و دوستاي قديمي هستيم
اما من و کريستين عاشق هم نيستيم
تو و کريستين عاشق هميد
ميدوني، از اون اول که عاشق شدم و اون تو مشروب فروشي
مخ مشتري هاشو ميزد، راه زيادي رو طي کردم
الان ديگه خودم ميتونم زندگيمو بچرخونم
و من دوستش دارم
اما نميخوام تموم چيزايي که خيلي سخت واسه بدست آوردنشون تلاش کردم رو از دست بدم
و يک روز از خواب بلند شم و ببينم که شما دو تا دلتنگ همديگه ايد
و فکر مي کنيد بهتر بود که يکم بيشتر واسه رابطتون تلاش مي کردين
ما هيچ وقت همچين کاري نمي کنيم
گذشته ها گذشته
ممنون
واقعا به شنيدنش نياز داشتم
ميدوني جوليا ، گمون کنم
تو و شان دو تا از باکلاس ترين آدمايي هستين که تاحالا ديدم
اينو به کريستين هم گفتم ، البته بهم خنديد
اما حس مي کنم ، عروسي ما ، باعث ميشه شما دوتا کنار هم برگردين
...اين فرم زمان زيادي نميبره، پرش کن و
توي عروسي ميبينمت
هيچ وقت فکر مي کردي همچين اتفاقي بيفته ؟
من ، تو اين لباس مسخره ، در پيشگاه خدا و تمام حاضرين بگم "قبول مي کنم "؟
شک داشتم
مثل بقيه آدم بشي
به طرز عجيبي احساس غرور مي کنم
تو چطوري؟
بد نيستم
يه جورايي تو فاز تغييرم
برگرد سر کار نمي تونم کريستين
چرا ميتوني ، اون جا بدون تو نمي چرخه
ميتونيم با هم يه فکر راجع به کوئنتين بکنيم
تو فقط برگرد ، دلم واست تنگ شده
تو رو خدا نگو نه ، اين تنها خواهشيه که ازت دارم
سلام
سلام متي
کله کچل ما چطوره ؟
هي ، بعضيا اين مدليو دوست دارن ، باشه ؟
سلام
شايد بهتر باشه بعدا بيام
نه ، نه ، بمون ، از ديدنت خوش حالم
نه ديگه وقتشم هست برگردم
بيان رو همديگه رو ماچ کنين و آشتي کنين
اگه يادتون رفته بايد خدمتتون عرض کنم ، در حال حاضر شخصيت اصلي داستان منم
يالا ببينم بشينيد
ازتون خواستم بياين اين جا ، چون مي خواستم ازتون خواهش کنم ساقدوشم باشين
دوتاتون
من که گمون نکنم دلت بخواد يه کله کچلي مثله من اون بالا تو محراب کنارت وايسه
اي خدا ، داشتم سر برسرت ميزاشتم متي
ميشه حداقل يکي تون قبول کنه ؟؟
اگه يه لطفي در حقم کني من قبول مي کنم
يکي از دوستام داره يه مقاله مي نويسه و واسه همين بايد با يه جراح مصاحبه کنه
اگه قبول کني باهاش صحبت کني منم ساقدوشت ميشم
باشه هر چي تو بگي
اما تو ، تو بايد اين مصاحبه رو واسه من انجام بدي
فکر کن يه قدم کوچيک به سمت برگشت سر کارته
يا هديه عروسيت به من
من خوشحال ميشم با يکي از دوستاي متي ملاقات کنم
پس قرارشو بزار، اما لطف کن تا بعد از عروسيم ، طرف ماشين موزني نري
حله
No comments yet. Be the first to leave one.