처음 172줄입니다.
« و ابوالفضل شفيع الاسلام Stef@n ترجمه از تورج »
،آهنگ فقط میتوانم تصور کنم یک آهنگ پر فروش است که بالای دو میلیون کپی فروش داشت
که توسط بارت میلارد، اهل گرینویل، تگزاس نوشته شد
پیغام امید بخش او باعث الهام بخشیدن به میلیونها نفر سرتاسر دنیا شد
متشکرم
من آهنگی رو پیدا کردم که تو یه مدت باعث نجاتم شد
میدونین موسیقی چطور باعث نجات آدم میشه؟
من درگیر فقدان و غصه بودم
بعدش این آهنگ رو شنیدم
و روحم رو کامل باز کرد
.به شعر مخصوص خودم تبدیل شد نجاتم شد
،و همش به این فکر میکردم کی میتونه همچین آهنگی بنویسه؟
چه چیزهایی رو تجربه کرده
که بتونه این هدیه رو بهم بده؟
این امیده، امید خالص
آهنگ فوقالعادهایه
یهویی بوجود اومد
به گمونم، متن آهنگ حدود ده دقیقه طول کشید
آهنگ خودش هم حدوداً همینقدر وقت برد
...بارت تو این آهنگ رو تو ده دقیقه ننوشتی
یه عمر وقت برده
چطوری اینکارو کردی؟
بارت؟ بارت؟
،خب، بس کن !کل روز این بیرون بودی
کارم چطور بوده؟
.اوه، کارت خوب بوده، بارت خیلی کارت خوب بوده
!فردا میبینمت !خدافظ
...چون میدونی واسه من بدون آهنگ
همش... به آهنگ مربوط میشه
آره - ...مهم نیست کدوم گروه باشه یا -
شاید از این گروه خوشت بیاد
یکی از بهترین کنسرتهایی بوده که تو عمرم دیدم
حرف نداشت
سلام، عزیزم
چی تو دستته؟
...یه کلاه مبارزهست که توی
یه جنگ بزرگ تو فضاء درستش کردم
خیلی واسش زحمت کشیدی، مگه نه؟
آره
این چیه؟ - فقط... فقط یه تیکه آشغاله -
.تو یه رویاپردازی، بارت این خوبه
تو تا حالا چیزی رو پیش خودت تصور کردی؟
یه چیزی رو بهت یاد میدم، بارت
.رویا خرج زندگی رو نمیده فایدهای نداره
...فقط و فقط
باعث میشه این چیزا رو نداشته باشی
باعث میشه واقعیت رو نفهمی
فهمیدی؟
ها؟ بله، بابایی -
خب، گفتی یه تیکه آشغاله
پس چرا نمیری بندازیش دور؟
.برو، فقط برو بده بهش
چیزی نیست، چیزی نیست
!پسر خودمه، دخالت نکن
!به تو ربطی نداره بین من و اونه
یکی باید مطمئن بشه که اون درست بار میاد
،دهنت رو ببند وگرنه برات میبندمش
بازم میخوای؟ بازم میخوای؟
بیا، بسِته؟ هنوز بسهت نیست؟
هی، بارت؟ هیس
.چیزی نیست هی
مامان؟ - واسه یه ماجراجویی آمادهای؟ -
الان؟ - آره، همین الان -
اسمش اردوگاه گلوریتا هستش
کلیسای پایین خیابون بچهها رو میبره اونجا
یه اردوگاه تفریحیه
،بهشون زنگ زدم و گفتن میتونی بری اونجا
بیخیال، خیلی بهت خوش میگذره
.چندتا دوست پیدا میکنی خاطرات خوبی رقم میزنی
میشه فقط اینکارو کنیم؟
چیکار؟
همینجوری با ماشین بریم
بریم و گوش بدیم
من و تو، به این آهنگ گوش بدیم
فقط به کلماتش گوش بدیم
خیلیخب. رسیدیم
تا حالا غریبه ندیدی؟ هوم؟
خیلیخب، از پسش بر میام - آره -
چه هیجانانگیز - هی -
میدونی که دوستت دارم، درسته؟
خیلیخب
برو. برو دیگه
خدافظ، مامان
.اوه، خدای من. از پسش بر میام از پسش بر میام
.تو اردوگاه واکمن ممنوعه ازت میگیرنش
شوخیت گرفته؟
اوه سلام، من بارتام
رفیقهام، بارت صدام میزنن
میدونم، منم شانونام دیگه
واسه اردوگاه حاضری؟ - اومم -
!کاملاً امنه
دیدی؟ امنه
خب، به جزء اون پسره
میای؟
.ببخشید، ببخشید یکم راه بده. عذر میخوام
!اوه، شرمنده
هی بارت، این کِنتـه - خوشوقتم، بارت -
.هی، داداش. این بازی با لیوانه خیلی بازیم خوب نیست
.اهالی اردوگاه !اهالی اردوگاه، به من توجه کنین
خب من راستیام
کسایی که منو نمیشناسن
من پیشوای روحانی خردسالان کلیسای "گرینویل باپتیست" هستم
،پس اگه دفترتون رو نیاوردین بیاین اینجا
یکی بهتون میدیم
واسه جلسه امشبتون لازمتون میشه
بیاین هفته خوشی رو سپری کنیم - داداش، بشین. من برات میارم -
...پس یه دفتر خاطراته، یا
.یهجورایی، ولی بیشتر از ایناست بهم کمک میکنه افکارم رو منظم کنم
،دعاها، مشکلات، رویاها چیزایی که بعضی اوقات تصور میکنم
آه، میتونم ببینم؟
ببخشید، نمیدونستم اشکال داره
،بی9، واسه انجام وظایف آشپزخونه بیا دنبالم بریم سروقتش
.خب، با منه بعداً میبینمت، باشه؟
.هی، بارت دفترت رو آوردم
!اووه! کنت
.بیا. بگیرش عذر میخوام
.چه باحاله نمیدونستم نقاشیت خوبه
چرا اینجوری لباس پوشیدی؟
اگه میخوای زنده بمونی بیا دنبالم
میخوایم یواشکی بریم بیرون
خب وقتی میخوای بزرگ بشی چیکاره بشی، هنرمند؟
.اِه، یا بازیکن فوتبال بابام بازیکن بود
.راستش بازیش هم خیلی خوب بود یه جورایی تو دانشگاه مشهور بود
بخاطر این کارمون بدجور تو دردسر میوفتیم
واقعاًنم، مگه نه؟ یه چیزای توپ گیر آوردم
.از اون چیزای معرکه عصری ردیفشون کردم
پس شماها برین اونجا
و روتون رو کنین سمت شمال، فهمیدین؟
و راستی، میدونستی بارت نقاشیش خوبه؟
سلام
پس نقاشیت خوبه؟ - به گمونم، یه خورده بلدم -
بارت، از اینکه چیزهای تو دفترم رو دیده باشی، بدجور وحشت کردم
دیدی؟ - نه -
چی داری میگی؟ - داری دروغ میگی -
هرچی نوشته بودم رو دیدی، مگه نه؟
شاید
.پس بهت میگم میدونی من چه فکری میکنم؟
فکر میکنم که یه روز همهمون عاشق میشیم
ازدواج میکنیم و این سرنوشتمونه
و حالا خجالتزده شدم
میرم پایین به کنت کمک کنم
.صبر کن، صبر کن شانون، لطفاً بمون
چرا؟ از تاریکی میترسی؟ از هیولاها میترسی؟
فقط خوشم نمیاد تنها باشم
خیلیخب، بیاین بچهها
!بارت، بارت
بیا. نوار مورد علاقمه - دمت گرم -
و میخوام مثل اون یه روز خواننده بشم
خیلی ممنون
!بابا و مامانم اومدن دنبالم، خدافظ
.آخرین ایستگاه باید پیاده بشی
.از آشنایی باهات خوشحال شدم، بارت یکشنبه میبینمت؟
آره. آره
سلام
مامان؟ مامان
مامان کجاست؟
رفته
کجا رفته؟
.فرار کرد رفت دیگه برنمیگرده
فقط من و تو موندیم
کِی برمیگرده؟
بهت که گفتم، فرار کرده رفته
،دیگه منو نمیخواد و تو رو هم نمیخواد
چیکار کردی؟
داری واسه من شاخ و شونه میکِشی، پسر؟
اذیتش کردی، مگه نه؟
!هی - !مثل من اون رو هم اذیت کردی -
!هی
!هیچی! هیچکاری نکردم
!هیچکاری
بخاطر من نرفت
!متأسفم، مامان
No comments yet. Be the first to leave one.