처음 185줄입니다.
وقتی کل لندن خواب بودن ...گربه مومیایی وحشتناک
مشغول غارت یک آپارتمان بود
من گربه مومیایی هستم"
من همه گنجهها رو باز میکنم"
من گاو صندوقا رو باز میکنم"
من در یخچالو باز میکنم" "همه چیزو میشکنم، سر و صدا میکنم
...ناگهان قهرمانِ شیردل داستانِ ما
ریکی جرویز
کمدین، بازیگر، تهیهکننده، نویسنده ....کارگردان، خواننده، بشردوست
و صدالبته یک خیمهشبباز حرفهای
از تختش بیرون میاد و با مومیایی رو به رو میشه
کمکی از دستم بر میاد؟ میشه" "وسایلمو درب و داغون نکنی؟ممنون
و غیبش میشه. میره. مومیایی میره
ممنونم. ممنونم
من کل هفته اینجام
چون اینجا زندگی میکنم
عالی بود من عاشق خیمهشببازی هستم
منم همینطور اسکوبی دو
و همینطور گربه دوست داشتنی من آلی گربه خوشگلمو ببینید
از خیمهشببازی سیر نمیشه
سیر میشی دختر؟
خب باید بگم اینکه اسطوره کمدی ...ریکی جرویز
برامون خیمهشببازی شخصی ...اجرا کنه
چیز خیلی خوبیه ولی خب معناش چیه؟
آره رفیق یعنی این قرار بود خندهدار باشه مثلاً؟
من که فکر نمیکنم خندهدار بود
اوکی شگی ولی میدونی قرار نبوده خندهدار باشه اوکی؟
این درخواستِ کمک بود
بیشتر کمدیها همینن آقای جرویز
خب نه ببین اوکی ...شاید خیلی واضح نگفتم
شما نوجوونای دوستداشتنی و باحالی هستید ولی یکم دوهزاریتون دیر میافته
ازتون خواستم بیاید اینجا چون کمک لازم داشتم
یک مومیایی تو خونه من بود که داشت همه چیزو به هم میزد
یک مومیایی واقعی
خب چرا از اول نگفتی؟
گفتم- چرا تو خیمهشببازی؟-
زندگی بدون هنر میشه مگه؟
چرا سر و صدا میکنید؟
رفیق کارِ ما نبود
مترجم: نوید جمشیدی ترجمه اختصاصی وبسایت دوستیها
وایستا ببینم اون ریکی جرویزه
مجسمهِ منو بده
کجا رفت؟
اوه
ها؟
گربه مومیایی
ببخشید اشغال شده اینجا جفتتون برین
عمراً رفیق. هنوز کلی جا داره
اوه پسر داری چی کار میکنی پشمالو
ببخشید نه منظورم شگی بود
کسی دیگه هم حس میکنه داره باد میاد؟
اسکوبی پشتت داره جامون رو لو میده
عقب بکش مومیایی
ولما من اونو برای تولدِ بعدیم نگه داشته بودم
میدونی اون یک شوخیه در حقیقت
برای کیک تولد از کپسول آتشنشانی استفاده میکنم
دارم پیرتر میشم
کلی شمع رو کیک میاد و اوه اسکوبی دو
تو پسر خوبی هستی ولی یکم خنگی
میتونم برات مسواک بیارما اونم مجانی
آلی بیچاره
گوش کنید. فکر کنم میدونم مومیایی دنبالِ چیه
یکی از اسباببازیهای آلی
خب اون یک مجسمه مصر باستانه
احتمالاً ارزش هزاران دلار رو داره
پوند در واقع
چی میتونم بگم؟ آلی یک گربه کوچولوی لوسه
نیستی؟
مومیایی چرا مجسمه رو میخواد؟
به نظر نمیاد چیزِ خاصی داشته باشه
...مومیایی کلهگربهای
مثل الهه مصر باستان "بَست"ه
بست؟ بست کیه؟
فکر میکردم این سوالو بپرسی اسکوبی
بخاطر همین از یک سری جلوههای بصری استفاده میکنم
بست دخترِ را بود، خدای خورشید
اون خدای محافظت و گربهها در مصر باستان بود
به نظر میرسه باعث محافظت از همه میشد
و اینطور که به نظر میرسه شاید مجسمه یک زمانی متعلق به بست بوده
خیلی خوب بود شگی
بچهها انگار با یک معمای واقعی رو به رو هستیم
وایستا ببینم منظورت.... خب معلومه که این یک معمای واقعیه
تو خودت الان.... یک مومیایی کلهگربهای رو دیدی
که داشت خونه منو خراب میکرد
حالا ببین آلی رو ناراحت کردی
ناراحت نباش عزیزم. بابایی برات رقص محبوبت رو میره
خب همه یک چیزایی مخصوص خودمون داریم
منظورم اینه مثلاً تو کروات داری فرد
اوه نه باید بگردیم دنبال آلی
آلی بیچاره امیدوارم حالش خوب باشه
اینجا
اینجا جاییه که مجسمه مصریِ آلی رو خریدم
بیا اینجا آلی
دختر خوب دختر خوب
این شیشه منه بکش کنار
با آلی اینطوری صحبت نکن خودت بکش کنار
اون... به من هیس کرد؟
به من هیس کردی؟
آره آقای جرویز-
شاید باید بیخیالِ اون پیرزن بشی
من ترسیدم- ببین داری آلی رو میترسونی-
ببخشید آلی میترسونتت؟
نمیخواستم ناراحتت کنم ...الان
جبران میکنم باشه؟
این برای تو بود آلی
عجیب غریب
مگه منم که یک شیشه شن رو بغل کرده؟
این شن نیست. نعنای گربهایه
پدرم سالها پیش تو مقبره پادشاه تات پیداش کرده بود
اون باستان شناسِ موزه بریتیش بود
من این بو رو میشناسم
سلام. باید پولشو بدی
مال منه
هیچوقت نباید میدادمش به شما
میخوام پسش بگیرم
پیرزن عجیبیه- یک شیشه پر از نعنای گربهای باستانی-
مشکوک نیست؟
من میتونم بگم مشکو.... البته که میتونم بگم. مشکوک
اوه متوجهم شما دارین یکی از اون چیزای مربوط به حل معمای خودتون رو انجام میدین
آره آره آره من هیچوقت متوجه نمیشم ببخشید
ادامه بدین. کارتونو ادامه بدین خب؟
پولو بده ما پس. پول بده
عجیب غریب
آقای جرویز از دیدن دوبارت خوشحالم
آوردی پس بدی؟
ببخشید آقا من جنس داده شده رو پس نمیگیرم
خب معمولاً نه
ولی مشخصه که هیچوقت به شما نمیتونم نه بگم
حال میکنید چه جذبهای دارم؟ هوم؟
شاید بخاطر فرومونِ من و این چیزاست
به هر حال مردم دوسم دارن
ولی خب ولش کن رفیق. چیزه نمیخوام بهت پسش بدم
موردِ علاقه آلیه
چقدر زیبا
ولی باید معذرتخواهی کنم
من توضیحِ کاملو راجع به این مجسمه ندادم
میگن نفرین شده است
این قضیهِ مومیایی رو توجیه میکنه
مومیایی؟ کدوم مومیایی؟- هیچی-
راستشو باید بگم کمکتو نیاز دارم
من به اون مرد جوان اعتماد ندارم
...هیچکدوم از اعمال احمقانش به نظر
نه وایستا دقیقاً نکته همینه. اعمالش به نظر سیاه بازی میرسه
...شاید اون یک مغزمتفکر
جرم و جنایت باشه
هیچ آدمی انقدر احمق نیست
میخواد دورمون بزنه
میگم آقای مغزمتفکر جرم و جنایت چی؟
سلام
آقای مغز متکفر جرم و جنایت میگه سلام
چی؟
خوشمزه است
خوبه
راستشو بگم شماها رو ...زیاد نمیشناسم ولی
واقعاً میتونم حس کنم چه سطح آی کیوی پایینی دارین
این سطحِ آی کیوتون داره از در و دیوار اینجا بالا میره
یک چیز دیگه هم هست
بیاید دنبالم
من این درِ قدیمی رو پیدا کردم
پسر از درای قدیمی ترسناک متنفرم- منم همینطور-
..شاگردِ من اینجا مشغول
جمعآوری اسکلت و این چیزا بوده
اینجا رو یکم زیر و رو کردم
این در به یک قسمتِ متروکه موزه بریتیش میرسه
ظاهراً این خونه برای راهنماهای تورِ موزه استفاده میشده
من فکر میکردم این یک روشی برای به کار گرفتنشون بوده
موزه بریتیش؟
...یکی از بزرگترین منابع
عتیقههای مصری؟ بریم ببینیم چه خبره-
بهتره آلی رو بزارم تو قفسش
خیلی خب آلی
اسباببازیهاتم میزارم توش
چقدر کوچیکه
نه مشکلی نیست اسکوبی کلی جا داره
انباری داره، کمد داره، توش پره لباسه
این بالا حتی غذا هم داره
جکوزی شخصی هم داره
توالتش این قفس رو منحصر به فرد کرده
خوبه
واو موزه بریتیش تو شب؟
شبیه یک رویای به حقیقت پیوسته میمونه
زوینکز، پسر بیشتر شبیه کابوسه تا رویا
میگم همه شماها تیکه کلامای مخصوص خودتون رو دارین درسته؟
مثلاً دافنه میگه "جیپرز"
"ولما میگه "جینکیز
No comments yet. Be the first to leave one.