처음 200줄입니다.
هی، سلام
یه کمکی میکنید؟
نه، نه
نه، نه، نه، نه، نه
نه
خیلی گرسنه مه - نه، نه، نه -
نه، نه، نه، نه، نه
نه، نه
اول تو، بعدم جوی - !نه، جوی نه، جوی نه -
همه چیز روبراهه؟ - ها؟ -
ها؟ ها؟ ها؟ - ضربانت بالاست -
من... دوست ندارم اینجوری ببندنم
اسمت چیه؟ - پرستار هیل -
اسم کوچیکت؟
استیسی - استیسی. اسم قشنگیه -
تو... میدونی من کی هستیم، چقدر آدم مهمی هستم، درسته؟
البته، آقای میچم - صدام کن وارد -
هر چقدر که توی یک سال در میاری بهت میدم
اگه الان بازم کنی و از اینجا ببریم بیرون امشب
اونموقع چجور پرستاری هستم؟
...باید از اینجا برم بیرون، تا
مواد بیشتری بخرین؟ - نه، نه -
...باید خواهرمو از - ...خواهر -
میدونم دوران ترک کردن خیلی طاقت فرساست
...راستش، یکی از بدترین دوره هایی که دیدم، ولی کتاب مقدس میگه که
"این سختی هم میگذره " لطفا -
.استیسی، منو از اینجا ببر بیرون هر چقدر که دلت میخواد بهت میدم
هرچیزی که دلت میخواد
!منو ببر بیرون
!منو ببر بیرون
سلام، وارد - داری چیکار میکنی؟ -
اوه، آروم باش
اومدم تا کمکت کنم
بفرما
تو با هروئین خانم گائو مسموم شدی
اونو میشناسی؟ تو کی هستی؟ - من باکوتو هستم -
فکر کن این دارو برای اینه که از نشانه های دوره ترکت بگذری
تو با بیمارستان کار میکنی؟ - نه، نه... من هند کار میکنم -
اوه، لعنتی
اگرچه، من دوست گائو نیستم - چی میخوای؟ -
میخوام دوستت باشم
.میتونم بهت کمک کنم از اینجا بری بیرون و از اون مهم تر
میتونم از دستت پدرت آزادت کنم
و چطور میتونی اینکارو بکنی؟
میتونم مطمئن شم که هیچوقت بر نمیگرده
منظورم اینه که دوباره زنده نشه
این یه هدیه ست که به تعداد معدودی از افراد دادیم
میبینیم که با دادنش به هارولد کار اشتباهی انجام دادیم
تو هم اینو میدونی
این هزینه داره، درسته؟
ما داریم توی یه عضر جدیدی زندگی میکنیم که دولت ها
دیگه کنترل کننده واقعی سرنوشت بشر نیستن
شرکت هایی مثل رند هستن که دنیا رو اداره میکنن
پس میخوای رند رو مثل گائو بچرخونی - نه، نه، نه مثل گائو -
اون همش به آدم ضرر میرسونه و خوبی نداره
...میخوام تو مدیر باشی، چونکه هارولد
خیلی آدم خطرناکی شده - نمیتونیم بهش اعتماد کنیم -
رابطه ما خیلی حرفه ای تر خواهد بود
مثلا این دارویی که الان دارم بهت میدمو بخور
هزاران آدم بدبخت بیچاره هستن که به مواد گائو معتاد شدن
و دارن مثل تو همین دوره ترک کردنو میگذرونن
و تو میگی میخوای اینو با رند شریک بشی؟
همش رو و آزاد شدن از دست پدرت برای همیشه. به نظر خوب میاد. نه؟
آره
خوبه. باید یه درخواست سریع ازت بکنم
و اون چیه؟ - بهم کمک کنه آیرون فیست رو بگیرم -
و تو و خواهرت در امان خواهید بود
کانال تلگرام تیم ترجمهی ایران فیلم @IranFilmSub
...باکوتو
استادم میخواست منو بکشه
.یه کلمه از حرفشو باور نکن. دنی اون عضو هنده
عضوشون بودم. الان دیگه نیستم
چه نوع رابطه ای باهاش داری؟
داووس، آروم باش. این کالین وینگه
تو داووسی؟ از کانلان؟
تو یه یه عضو هند درباره من گفتی؟
اون نمیدونست من عضوشونم
پس بهش دروغ گفتی. برای چی؟ با اغوا کردن آیرون فیست اونو بیاری طرف خودت؟
یا میخواستی بکشیش؟ - هی -
من هیچوقت به دنی صدمه نمیزنم - اون بهمون کمک کرد تا از پایگاه خارج بشیم -
بهای زیادی هم براش پرداخت
یا ممکنه اینا فرارش رو برنامه ریزی کردن تا بتونه بین ما نفوذ کنه
کارشون همینه - اون بخاطر این اینجا نیست -
داره از دستشون فرار میکنه
اون طرف ماست - باشه -
پس میتونه بهمون کمک کنه
تا کل اون پایگاه با باکوتو وسربازاش رو منفجر کنیم
نمیتونین اینکارو بکنین
هی، شاگرد های باشگاهم اونجا هستن
...اونا آدمای بدی نیستن. اونا فقط نمیدونن واقعا چه خبره
پس اونا شاگرد های تو بودن که خردشون کردم
و نمیذاشتن ما فرار کنیم؟
!هی، کافیه! کافیه! کافیه
!میبینی؟ هنوز طرف اوناست
این عوضی بهترین دوستت بوده؟ - !ببین، فقط آروم باشین! جفتتون -
دارین مثل حیوون ها رفتار میکنین - من تنها کسی هستم که داره فکر میکنه -
آیرون فیست هند رو نابود میکنه مهم نیست چی میشه
!اگه تو نمیتونی انجامش بدی. من میدم. من میدم
!هی! هی
!ولش کن - اون احمقه. نذار فریبت بده -
.فقط همینارو میدونه تمام چیزی که بهش یاد دادن
کی تو اینقدر احساسی شدی، دنی؟
ما ترتیب باکوتو رو میدیم، و کالین اینکارو میکنیم
میدونی، اینجا گیجت گرده
تعجبی هم نداره که چرا نمیتونی آیرون فیست رو احضار کنی
هی
میدونی، هفته پیش، اگه بهم میگفتی من میام اینجا
و با دخترم کار میکردم، باور نمیکردم
اگه در حال سرویس کردن این مواد فروشا نبودیم تجدید دیدارمون خیلی بهتر میشد
اوه، خب، موقعی که پیداشون کردیم به خودمون هم رسیدگی میکنیم
تو قبلا اینو موقعی که کنارت میشیتم بهم میگفتی
حین دوران شیمی درمانیت
آره، یادمه
... آره، تو میشستی.... و باهام حرف میزدی راجب مدرسه و
... آخرین کارایی که یا دوستات کردی و
اوه، اون آهنگه رو مدام میخوندی
دیوونه عشقتم؟ - آره -
...هی
میدونم خیلی سخت بود که موقع اون درمان ها کنارم باشی
هر جور میشد از دستش نمیدادم، یعنی، اون موقع ها
حس میکردم تو مال خودمی - خب، خیلی مهم بود -
خب، الان یه فرصت دوباره داریم
بهم قول بده وقتی همه این قضایا تموم شد اون زمان از دست رفته رو جبران کنیم
تو، من، دنی، وارد
مثل یه... مثل یه تعطیلات خانوادگی - آره -
هی، من همیشه میخواستم برم استرالیا
حله - یه ملاقاتی دارین -
بهت گفتم کسی به جز دنی نمیتونه بیاد اینجا
وارد
!هی
اوه
وارد. اینجا چیکار میکنی؟ - اومدم با جوی صحبت کنم -
کجا بودی؟ یعنی، بابا گفت توی بیمارستان بودی
آره، آره، الان خیلی حالم بهتره - ...آم -
باید تنها با جوی حرف بزنم
خب، هر حرفی با جوی داری میتونی به منم بگی
هی، چیزی نیست. فقط یه لحظه بهم فرصت بده
خب حالت چطوره؟
.به بیمارستان یه زنگ بزن بفهمم چطور مرخص شده
آره، خیلی بهتره
امیدوار بودم بتونیم بریم بیرون و با هم باشیم
آه، آره، چشم. ولی الان وسط یه مخمصه بزرگیم
چی؟ - ...خب، من -
من دارم به بابا کمک میکنم از دست هند آزادمون کنه
اوه، خدایا
چی؟ - اون داره ازت سو استفاده میکنه، جوی -
.اون ازم سو استفاده نمیکنه من خودم این نقشه به ذهنم اومد
اون بهم نیاز داره، وارد. اون به ما نیاز داره - همین الان باید ازش فاصله بگیری -
اصلا خبر نداری با کی طرفی
نه، میدونم دقیقا با طرفم. من از همه کار های هند خبر دارم
.من راجب اونا حرف نمیزنم بابا رو میگم
اون بهمون نیاز داره - نه -
اون همیشه یه حرومزاده بوده
از اون موقعی که زنده شده... انگار
یه قسمت از روحش تو گور موند
اون ازت سو استفاده میکنه، بهت آسیب میزنه
و بدون یه ذره فکر پرتت میکنه کنار
اصلا حرفات منطقی نیست - متوجهم -
..من
بیا بریم تا بتونیم صحبت کنیم، باشه؟
...کجاییم - مشکل چیه، وارد؟ -
مشکلی نیست
فقط میخوام یکم با جوی وقت بگذرونم
بیمارستانی که منو فرستادی پیشنهاد کرد که رفتارم رو درست کنم
بخشی از روند درمانه - خنده داره -
سینگلتون به بیمارستان زنگ زد، بهم گفت هیچ دکتری مرخصت نکرده
بهم اعتماد کن. من دارم خوب میشم. و جوی هم بهم کمک میکنه
جوی، بزن بریم
من 13 ساله که بابا نداشتم، وارد و توسط یه معجزه ای، اون... الان اینجاست
میخوام که باهام اینجا پیشش باشیم، باشه؟
متوجهی؟ - !لعنتی -
.باید از هاردولد دور بشی - ...هی، حالا، پسر -
به من نگو پسرم
میبینی چقدر مشکل داره، درسته؟ - تویی که به نظر مشکل داری -
،چون که این هر کسی که هست
اون بابامون نیست، خیلی خب؟
.این... آدم که توی جسم بابامون راه میره
...اون خشنه و خطرناکه اون دو نفرو کشته، اینو میدونم
و اصلا شک ندارم که ویکنز هم کشته باشه
اخیرا کایل رو دیدی؟ - کایل کیه؟ -
خیلی ناراحتم که اینو میگم، جوی مشخصه که وارد هنوز نیاز به کمک داره
مهم نیست. بیا بریم
بیا همین الان بریم - کوین -
!بابا، کافیه
!برو عقب! برو عقب
!بیا
وارد
چرا نمیتونستی با من بیای؟
چرا همه چیز باید اینهمه سخت باشه برات
ولش کن - اوه، دیوونه شدی، پسرم -
.مهم نیست چه فکری میکنی جوی با من میاد
خیلی خب. آره. من باهات میام
من باهات میام
فقط تفنگو بذار کنار - تفنگو میذارم کنار -
وقتی که رفتیم تو آسانسور و از اینجا دور شدیم، حله؟
.حله. چیزی نیست نگران نباش. چیزی نیست
میتونم جلوشو بگیرم
.نه نمیگیری خفه شین. جفتتون -
دکمه رو بزن
نه، نه، نه، نه
No comments yet. Be the first to leave one.