처음 200줄입니다.
زندگي تقريبا تموم چيزي ـه داريم
ولي حالا اين زندگي فايده اي هم برامون داره؟
من يه منتقدم ، ولي کارم
نقد غذا ، کتاب يا فيلم نيست
من خود زندگي رو نقد مي کنم
!زنده باد انقلاب
تـي وـي سنتر و تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـند » &
'S!CAR!O | Achillies' مـحـمـدرضــا و محـــمد
سلام ، به برنامه "نـــقــد" خوش اومدين
من فارست مک نيل هستم
هر چيزي که تو زندگي ـتون ، کنجکاو هستين تا تجربه ـش کنين
رو من به جاتون انجام ميدم و بعدش اون تجربه رو براتون نقد مي کنم
و پاسخگوي درخواست هاي شما از اينجا
مرکز فرماندهي برنامه نــقد کسي نيست جز اي جي گيبز
اي جي ، اگه بتونيم اينکارو به خوبي انجام بديم
پرتو جديدي از زندگي رو به نمايش خواهيم گذاشت
پس بهتره بترکونيم
آره ، بايد همين کارو کنيم
اولين نــقد من خب برامون بگو چيه؟
اولين درخواست از طرف مورک
که تو لينکلن نبراسکا ـست ، برامون اومده
مورک؟ - بله -
خب ، کم پيش مياد از اين اسما شنيده باشيم
سلام ، من مارک ـم
فارست ، به سرم زده که تلويزيون مامانم رو بدزدم
ولي نمي دونم بعدش چه احساسي بهم دست ميده
احساس گناه منو از پا درمياره
يا اينقدر از اينکارم لذت مي برم که
ديگه هيچي تو زندگي به جز اينکار برام لذت بخش نميشه؟
دزدي
چه حسي داره چيزي که مال شما نيست رو براي خودتون بردارين؟
ميريم که ببينيم
و خبرش رو بهت ميدم مارک - موفق باشي -
دوست قديمي خودم تخم هاي شکلاتي شيري
چند باري تو هفته ميام اينجا
و يه خورده از اينا رو تو يه کيسه ميريزم
و ميبرمش صندوق
:-p تا پول تخم هام رو حساب کنم
...ولي امروز اون سلام
امروز مي خوام اون بخش آخر رو از قلم بندازم
يالا ، خيله خب
اوه پســـر
واو
دارم چيکار مي کنم؟ دارم چيکار مي کنم؟
دارم چيکار مي کنم؟
راستش امروز چيزي ...واسه خريدن پيدا نکردم ، خب
باشه - از اين روزا پيش مياد ديگه -
اوه ، اوه
حالت خوبه ، رفيق؟
خوبم ، خوبم
دارم موفق ميشم
خيله خب
اين آدما بهم اعتماد دارن
بخاطر اينکارم ممکنه زنداني بشم
واو !خيلي هيجان انگيز بود
منظورم اينه ، ترسناک بود ، ولي ترس ـش
مثلِ سوار شدن سورتمه هوايي بود مي دونين که چي ميگم؟
و نميــ...راستش
اونقدام هم در موردش احساس گناه نمي کنم
و اينجا رو نگاه کنين
اينا خوراکي هاي مورد علاقه من هستن
حس مي کنم دزدي ـم زياد کسي رو تحت تأثير نذاشت
هي ، ببخشين
مي تونم کمکتون کنم؟
ممنونم
حتما خوبه ، باشه
...خيلي سخت ـه
مي دونم ، بله - ممنونم -
خب ، قابلي نداره
منو ببخشين
آره
هي ، کجا داري ميري؟
اين يکي خيلي فرق داشت
حس بدي داشتم واقعا حس بدي داره
ولي وقتي اون خوراکي هارو آوردم خونه
و به زنم سوزان و پسرم اريک
نشونشون دادم ، ديگه دزدي برام خيلي فرق داشت
!کيک
خداي من چي روش نوشته؟
لورين...تولدت مبارک"؟"
...آره خب ، گمونم
...کيک اضافي آورده بودن و
!لب و بده بياد ببينم
من عاشق اينطور سوپرايز شدنم
آره
کلي گندم برشته ، هان؟
آره
براي اينکه زندگي ، يه دزد رو کاملا لمس کنم
فکر کردم که بايد خودم رو
تو خطرات قانوني بزرگ و بزرگ تري قرار بدم
ديگه نمي تونستم دست به جرائم کوچيک بزنم
يا آدماي پير و ضعيف رو قرباني دزدي هاي خودم کنم
ببخشين - اوه -
شما کلاه منو برداشتين؟
نه
هي ، ولي مي دوني چيه؟
، اگه کسي کلاتون برداشته
من اجازه ميدم که کلاه منو براي خودتون بردارين
بــيا
آره ، چرا که نه؟
خيلي برام عجيب بود
که استعداد فوق العاده اي
تو جدا کردن اشياي افراد از خودشون رو داشتم
اوه خداي من ، اون جاستين بيبر نيست!؟
؟:-p يا شايدم اون دختر ـه فقط شبيه ـشه
نه بابا ، خودشه
چه قيافه معصومي داره اين پسر
...چيزي نبود که
نتونم مفت و مجاني داشته باشم
!برو
در اثر موفقيت هايي که در انجام ، جرائم کوچيک کسب کردم
دفتر برنامه "نقــد" رو تبديل به محل تمرين يکي از
جاه طلبانه ترين سرقت هاي مسلحانه عمرم کردم
ما بخاطر پول شما اينجا نيستيم
ما براي پول هاي بانک اومديم اينجا
که بيمه شده هستن
تو اينکار از دستيار اجرايي ـمون ، لوسيل
و کارآموز ـمون جاش کمک گرفتم
نمي تونستيم بدون آمادگي قبلي وارد عمل بشيم
همون طور که در بحران ، سال مالي 2008 ديديم
دولت فدرال در مداخله و
...کمک مالي به بانک ها از طريق
!سي ثانيه شد - ...پول ماليات دهندگان تعلل نمي کنه و -
تو موقع عمليات کوتاه ترش مي کنم
خيلي طولاني ـه ، خيله خب
!اگه سرصندوق دار توئي ، دستات رو ببر بالا
ميشه نقش سرصندوق دار رو بازي کني لوسيل؟
خواهش مي کنم ، خوبه ، خيله خب - عالي شد -
خيله خب ، منو ببر سر گاو صندوق !همين حالا
شوخي هم در کار نيست - عاليه ، صبر کن ، صبر کن -
گاو صندوق کجاست؟ - اينجاست -
ممنونم
خيلي ممنون - خواهش مي کنم -
خوبه ، پس تو ميري سمت گاو صندوق
درسته
لوسيل ، جوراباي ساق بلند همراته؟
آره ، آوُردمشون
اوه
آقاي مک نيل اون نگهبان ـه
خيله خب
بزن بريم
چه گرم ـن اينا :))
!چه خوبن
خيله خب
اول سرصندوق دار - آره -
بعدش مستقيما به سمت گاوصندوق ميري ، خب؟ - آره -
و منم جمعيت رو کنترل مي کنم
آماده اي؟ - آره -
بزن بريم
ورجه وورجه نکن لطفا - باشه ، چشم -
!بريم تو کارش
!اسلحه ـتو بنداز - نه ، نه ، نه -
!خداي من! خداي من
!بزن بريم! بزن بريم! برو بيرون
!نگاش کن
خيلي شرمنده ـم
خدايـ....خدايـ
تو ديگه ميميري - !نه -
!آره ، تو ميميري - !خفه شو بابا -
!ماشينُ روشن کن لوسيل
چي؟ - !يه نگهبان ديگه هم اون تو بود -
!ماشينُ روشن کن !ماشينُ روشن کن
!در رو وا کن - وايسا -
دستت رو دراز کن و دستگيره رو باز کن
در رو دستي باز کن - !همون جا -
ممنونم چرا اينقدر سخت بود!؟
!يالا جاش
داره خون ريزي مي کنه - ...آره ، مي دونم داره -
برو ، برو ، برو
!برون ، برون ، برون
!چه مرگ بي هدفي :))
!از کجا مي دوني دارم ميميرم
!تو که خونُ نمي بيني
!کلي خون ـه - !خوب ميشم بابا -
چيزي هست که بخواي
به خونواده ـت بگيم؟
!کس ننه ـت من بهت اعتماد داشتم
...اون حرفِ نزن
هرچند که با کيف پرپول
، از اون بانک بيرون نرفتيم
ولي من چيز خيلي باارزش تري از اونجا با خودم آوُردم
نگاهي نو به کارآموزان آمريکايي
تا عمر دارم جيغ هاي جاش در ذهنم خواهند ماند
!خــــــدا
، تنها دلگرمي ـم ، البته اگه بشه اسمش رو دلگرمي گذاشت
اينه که اون نشونه رو
تا آخر عمر همراه خودش داره
...نشونه اي از حماقتي به نام دزدي
روي لپ کونش... اتفاقا جاي خوبي هم براي جا گذاشتن نشونه هاست
دزدي : دو ستاره
بريم ببينيم ، نقد بعدي ـمون در چه مورد ـه اي جي
پتي از پارک سيتيِ يوتا : برامون پيامک زده که
دکترا بهم ميگن که بايد
از طريق چاه فاضلاب خونه مراقب معتاد شدن اعضاي خونواده ـم باشم
ولي من دقيقا نمي دونم چطوري
فارست ، معتاد بودن چه حسي داره؟
خب ، تنها چيزي که تو زندگيم بهش اعتياد داشتم
عطش براي دونستن بوده
که گمونم اون اعتياد به حساب نمياد
گمون نکنم - خيله خب پس -
No comments yet. Be the first to leave one.