Paranormal Entity

Paranormal Entity

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Paranormal Entity
다음의 해설 mikesub
by DarkMike دارک مایک

태그

other
게시일: 2010-12-27
다운로드: 33
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

Paranormal Entity وجود پدیده ماوراء الطبیعه

October 25 ضبط از پلیس 4:35

تلفنچی 911 تماس گرفته شده از 911 اورژانس شما چیست

لطفا...

کمک بفرستین، آنها او را کشتند ، آنها کشته شدند

...خانواده من مُرده است

میتونید بمن بگویید چه اتفاقی افتاده است

خواهش میکنم...

فقط کمک بفرستین ...

آنها مادرم را کشتند...

اونها مُرده اند خواهر من مُرده است

ممکن 217 ما احتیاج داریم به تمام واحد ها

کُشته شده خواهر من مُرده است

این خانواده شگفت انگیز منه

مادر شکفت انگیز من . اِلن

مادر ، سلام میکنه به دوربین

- سلام. - لبخند بزنید . و در اینجا ما

خواهر خوشگل من ، سامانتا

سامانتا, برای دوربین لبخند بزن

- لبخند. - خوشگل نیستی تو?!

شما دوتا... اَه...

تو امشب رنگ هارو باهم مطابق کردی ؟

من باید فراموشش کنم بخون یادداشت رو

بله ، در واقع تورو از یادداشت برداشتیم

آره تو جا افتادی چون ما ازت متنفریم

مامان این عجیب و غریبه

نمیخوای تو بشوری ظرفارو، توماس ؟

اَه ... نه ...

چرا تو بما کمک نمیکنی? البته که نه.

مامان ، مرسی از غذا.

خواهش میکنم.

این شام بی نظیری بود

توماس ... من فقط سوال دارم ازت ...

من میفهمم که دکتر لورن ما را میخواد در اینجام اینکار که ...

اما این دوربین باید توی اتاق باشه نکه همش توی دستای تو باشه

چونکه من نمیخوام ببینم چه اتفاقی میفته توی اتاقم

میخوام که یه کسی ... یه چیزی بگه ...

در امتحانی که ما که اینجا هستیم

چطوری تو میخوای با پول یا حقیقت ...

من از پول هیچ چیزی رو نمیخوام

آقای مدیوم گفت که همه چیز سند و مدرک

پس چه راهی بهتر از اینکه کارمون رو با دوربین انجام بدیم

چرا تو نمینویسی ؟ این نوشتنی نیست

پاییز گذشته ، توماس فینلی توسط تجاوز به عنف و قتل خواهر 19 ساله خود دستگیر شد ، سامانتا فینلی

او همچنین از قتل مجرم شناخته شد لورن ادگار این پدیده نادر را بررسی کرد

توماس میگوید که از یک منشا ناشناخته مورد قربانی یک حمله نهاد شیطانی میشد

او بلافاصله پس از خودکشی در زندان

ضبط زیر بعد از یکسال مشخص شد ، در اتاق زیر شیروانی خانواده اش پنهان شده بود

این برای اولین بار به عموم مردم نشان داده شده

ما در حال اجرا هستیم ... آزمایش میشه ... آزمایش میشه, یک ، دو ، سه

دوربین متمرکز میشه

و ما اینجاییم

توماس فینلی ...

این اتاق منه

اینجا جاییه که من میخوابم.

امروز روز مرخصی کارمند

ما در حال قدم زدن در راهروییم

در اتاق نشیمن

در حال حاضر دوربین در گوشه ای هست

فیلمبرداری دوربین در دید شب

با باتری 8 ساعته

برای فیلمبرداری تمام شب که ما میتونیم ببینیمش

هرچیزی که اتفاق میفته در این اتاق

اینجا هم اتاق سامانتاست

در حال حاضر ...

دوربین بر روی سه پایه هست

ضبط در دید شب

با باتری 8 ساعته

در فیلم هرچه که اتفاق میفته

یا اتفاق نمیفته

و بعد ... اگر ما بریم به پایین سالن

ببخشید

لعنتی ...

مادرم در اتاق ما داریم دوربین رو در گوشه ای

مامان

مامان

این پدر ؟

اولین شب 3 اُکتبر 2:06

سلام ما رسیدیم فینلیز در حال حاضر ما پاسخگو نیستیم

اما اگه پیام رو متوجه نشدید ما برمیگردیم . متشکرم

صبح بخیر

این صبح واقعاً عالیه

خوبه

برای صبحونه چی میخوای درست کنی

تو درست میکنی برای من

من هیچ چیزی رو برای تو درست نمیکنم

این کار فقط برای خودمه

بنظر استفراغی میای

برای تو انجامش میدم

می بینم که حوصله داری سر صبح

میدونم

بویژه وقتی که غذای استفراغی منو تو درست کنی

این باعث میشه که من خوشحال بشم

این برای من بزرگ

تو کاری نداری چیزی یا کاری انجام بدی ؟

امروز من رسماً بیکار شدم

اوه ، شوکه شدم

واقعاً شوکه کرد

نگاه کن ، صورت من چقدر متعجب شده

اَه ... خوبه

بله این ضبط ؟

این تعجب که تو بیکار شدی

من فکر میکنم برنده جایزه شدم

که یک بازنده واقعی

پس ... اِم ....

آخر شب ملاقات با پدرت

جالب نبود

اجازه بده خواهرت آشتی کنه تامی ؟

باشه ؟

فقط به ایست

در مورد مادرت ؟

چیزی اتفاق افتاده امشب ؟

قهوه درست کردی ، سم

نه

مامان

بله ، تامی اتفاقی افتاد ؟

من نمیخوام که در این مورد صحبت کنی فکر میکنم ما باید صحبت بکنیم

بنظر من مهم این بحث که چه اتفاقی میفته توی این خونه

خاموش کن دوربین رو ببینم چه چیزی اتفاق میفته

خاموش کن دوربین رو

من فکر میکنم که چه کسی صحبت میکنه با پدر

دوربین لعنتی رو خاموش کن

حدود یک سال شوهر من دیوید ....

در تصادف اتومبیل در گذشت

منو ببخش که ناراحتت کردم

حتی یک روز وجود نداره که من به اون فکر نکنم

چند ماه ....

من فقط شروع به صحبت کردن با اون شدم

میدونم ... من فقط ...

فقط صحبت ، مدعی

خیلی عجیب و غریب عجیب

و یک خانمی بود که با ما صحبت میکرد

تو میتونی واقعاً میتونی که صحبت کنی با یک مُرده

بنویسی برای اونها

بنابراین گفت ، بسیار خوبه

پس به خانه من رفت

قلم من رو برداشت و یادداشت کرد

من شروع به نوشتن یک شب کردم

من نوشتم فقط نوشتم ....

و ...

من احساس میکنم که یک چیزی برای من بود حرفاش منو مواظبت میکرد

من فقط ...

من احساس میکنم واقعاً صحبت کردن با دیوید

اون بود واقعاً پاسخ رو تو میدونی

منظورم ... هر ... هر کلمه ای که نوشت

این بود که اگر او در اونجا با من بود

و هر شب میومد به اتاقم و مینوشت چیزایی که من بهش میگفتم

من واقعاً فکر میکنم صحبت میکردم با دیوید

اما در این صورت این

سپس برخی چیزهای عجیبو غریب آغاز شد و اتفاق افتاد

من نمیدونم .... این مانند ....

من نمیدونم ... چیزهای بد ...

چیزهایی که اتفاق میفتاد با ریونس و سامانتا

چیزهای بد اتفاق میفتاد

این دیوید نبود اوکی ؟ دیوید نمیکنه ...

نمیدونم این چیزها چطوری میشه

تو فکر میکنی دلیلش چیه ؟

نمیدونم

نمیدونم

من نمیدونم این چه جهنمیه

هرچی هست پدر تو نیست

چی بود ؟

اوه لعنتی

اون در رفت

یا عیسی مسیح

و دوربین ...

روشن

اتاق بعدی

شب دوم چهارم اُکتبر 3:43

تامی !

چیه ؟

من یک چیزی روی زمین پیدا کردم

بدش بمن

من چی گفتم که سم اونجا هست امکانش هست که از عبور از روی دیوار افتاده شده باشه

و در گوشه ای به پایان رسید

چیزهایی که نمی افتاد از روی دیوار به زمین خورد و حرکت کرد به گوشه ها

نه اونها نمیتونند پرواز کنن مُوَرب

کی گفته چیزهای مربع نمیتونن چرخش کنن

من نگفتم که می چرخه اما اگر از دیوار بیفته

یه جای دور بودم

خب پس تو لگد زدی

چرا اون لگد بزنه ؟

چی میشه اگه ؟

نه اگه از دیوار عبور کنه این بدین معنی نیستش که او لگد میزنه این چیزیه که من میگم

من دوست ندارم حقیقت رو خواهر تو بمن دروغ میگه

پیشنهاد من که نیست تو آره

من حتی به اون دروغ گفتم

خب این چیزیه که ممکنه اتفاق بیفته

اگر از عبور دیوار اتفاده باشه بدین معنی نیستش که روح افتاده باشه

نه نه حق با شماست من نمیگم که کار روح

حق با تویه این معنی آن رو نمیده

بله من مطمئنم سم

آره حرف تو درسته نه چیز دیگه ای

هیچ چیز دیگه ای نیستش که اینجا اتفاق بیفته مامان من فقط میگم چیزی اینجا نیست

آره او سعی میکنه بگه که بما بگه همه صحنه های لعنتی فیلم خوب پیش میره ، همه

خفه شو لعنتی ، واقعاً من خسته شدم از حرفای تو

برای من مهم نیست حرفات رو تموم کن ، اوکی ؟

تمومش کن تمومش کن

من میخوام که تمومش کنی تموم

کریست !

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left