릴리스 정보

Six Flying Dragons Episode 45
다음의 해설 Persian Dream Team
Rasselas

태그

other
게시일: 2016-03-08
다운로드: 27
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

سرورم، شما بايد از اين جنگ حمايت کنين

و به يه عقب نشيني هزار ساله پايان بدين

ما کشوري مي سازيم

که مردمشو شکنجه نمي کنه

و به ابرقدرتا تسليم نمي شه

شما بايد جلوي اين جنگ رو بگيرين

و کشورتونو نجات بدين شاهزاده

براي همين بود که

عصبي بودم

بريم

به هانيانگ

"قسمت 45"

بايد خودمونو آماده کنيم

کلي کار داريم که از فردا بايد شروع کنيم

استاد

چيه؟

يه چيزي بخورين و يه کم استراحت کنين

يئون هي پاش ضرب ديده

نه من خوبم

چرا زودتر نگفتي؟

وقتي 15 سالم بود

شاه گونگ مين خانواده هاي بانفوذ يوان رو تنبيه کرد

و اونا رو از يوان انداخت بيرون

من تو بچگي شاهد بودم که اونجا چطور پيشرفت کرد

فکر مي کنين چه حسي داشتم؟

دلم داشت آتيش مي گرفت

بعد اون ماجرا به بابام گفتم منو بفرسته به سونگ کيون کوان

اونجا شاه گونگ مين رو ديدم

و اولين بار اين آرزو تو قلبم شکل گرفت

آرزوي فرمانروايي بر ليائودونگ

پس اين آرزو رو از شاه گونگ مين دارين

آره

آرزو

آرزو به نظر

يه چيزي تو مايه هاي اميد مياد

اما در اصل يه جور آرام بخشه

آرام بخش من

شاه گونگ مين بود

آرام بخش منم شمايين

جدي ميگي؟

خوشحالم که باعث راحتي خيالت مي شم

ولي امنيت خاطر تهش نيست

بايد بعدشم به زندگي فکر کنيم

زندگيمون... خوشبختي مون

باز شروع کردين؟

انقدر دلتون مي خواد منو از سر خودتون وا کنين؟

آرزوي جديد استاد اينه که من اين شغل رو ول کنم

برم پي زندگيم

آره

من هميشه تو فکر ساختن يه مملکت جديد بودم

انقدر که خونواده خودمو فراموش کردم

دوستا و همکارام و شما دو تا

خونواده منين

پس

دلم مي خواد تو شوهر کني يئون هي

بله؟

نظر تو چيه؟

...يعني چي

منظورم با توئه

از فردا جنگ واقعي شروع مي شه

مينگ رو ميگم که به من تهمت زده

که نامه رو دستکاري کردم

من پاي آن بيون چک رو مهر کردم

من رفتم پيش ده تا خانواده بزرگ که اسلحه داشتن

من دومون دونگ رو آتيش زدم

من اون شب روي پل سون جي

پوئن رو کشتم

همه اينا کار منه

خودم تصميم گرفتم و به خودم هم مطمئن بودم

بله

اما الان

بله

اونجا با يکي از مقامات مينگ

درباره يکي از مقامات اينجا حرف زدم

که کشورو رو انگشتش مي چرخونه

مثل يه بچه ننر که از بزرگترش کمک مي خواد

از مينگ کمک گرفتم که سامبونگ رو بکشونم پايين

حالتون خوبه؟

موهيول- بله شاهزاده-

... من

بله، بگين

بچگي کردم

سامبونگ مي خواد

واقعا با مينگ دربيفته

لعنتي

شاهزاده

هيچي چيزي نيست

من تو 12 سالگي

بدوم کمک بقيه

با دستاي خودم برادراي لي رو کشتم

پس چرا؟

چي شد که به اين روز افتادم؟

داداش، بابا برگشت به قصر

ولي مشکلي هست- چه مشکلي؟-

با سامبونگ برگشته

چي؟ سامبونگ؟

سامبونگ اينجا چه غلطي مي کنه؟

نمي دونم والا

فرستاده هاي ما به مينگ جونگ چونگ

کيم ياک هانگ و نو اين دو

به دستور امپراطور

کشته شدن

اين چه معني داره؟

کشتن فرستاده هاي خارجي يعني چي؟

اين يعني

اعلام جنگ

ما هم بايد تلافي کنيم

غير ممکنه

ما به ليائودونگ حمله مي کنيم

عاليجناب

ما ارتشمونو

براي يه همچين روزي آموزش داديم

اما چون جنگ رو پيش بيني نکرده بوديم

از حالا

بايد هر ماه آموزش انجام بشه

تمام مقامات و شاهزاده ها که سرباز شخصي دارن

اجبارا بايد تو اين دوره هاي آموزشي شرکت کنن

اين يه دستور نظاميه

در ضمن براي اجرايي کردن اين قانون

تغييراتي تو پُستاي مديريتي داريم

بخون

"اول اينکه براي آمادگي جهت جنگ"

"بخش تجهيزات در دولت به وجود مياد"

"و رياست اون به عهده جونگ دوجون خواهد بود"

"دوم اينکه براي تقويت نيروهاي منطقه اي"

"تمام افسرها عوض مي شن"

"هاريون مسئول منطقه چونگ چونگ"

چي؟

"پارک گيل پو ، منطقه جولا"

"لي سوک بون ، آنسان"

"لي جي ، منطقه کيونگ سانگ"

"لي جون وو ، گانگ ون"

"... و منطقه چونگ چانگ"

اين ديگه ربطي به ليائودونگ نداره

اين فقط حقه سامبونگه که سربازاي شخصيمونو ازمون بگيره

يعني چي؟

وقتي ارتش سر و سامون گرفت نيروهامون جذبش مي شن

اون وقت مالکيت شخصي سربازا خودبخود از بين مي ره

فکر نمي کنم عاليجناب

براي موضوع به اين کوچيکي جنگ راه بندازه

براي همينه که ميگم اين يه حقه ست

اگه تو آموزشاي نظامي شرکت نکنيم چي؟

اين فقط تمرينه

من که نمي رم

اگه حقه نباشه چي؟

داگيونگ

امکان نداره واقعي باشه محال ممکنه

اگه عاليجناب دستور اعزام نيرو بدن

و شما اطاعت نکنين

خيانتکار محسوب مي شين

اين حقه نيست

منظورت چيه؟

اين جوري که محاله

امپراطور هونگ وو

همين روزا مي ميره

چي؟

پس

جنگ داخلي راه ميفته

فتح ليائودونگ

شدنيه؟

معلوم نيست

ولي اگه امپراطور هونگ وو بميره

و جنگ داخلي راه بيفته

هيچي غيرممکن نيست

اما بازم با عقل جور درنمياد

نهايتش

شانس بردن ما

پنجاه درصده

مثلا تو شرط بندي اگه 50 درصد احتمالش باشه که ببرم

من صد تا شرط مي بندم

يا صدتا ديگه مي برم يا صد تا مي بازم

به امتحانش مي ارزه

اما اينجا يا هزار تا مي بريم

يا مي ميريم

اين قماره

چرا همچين ريسک بزرگي کردن؟

ريسک

... اونم به چه بزرگي

شاهزاده

چته؟

نمي دونم

اگه امپراطور هونگ وو بميره

و جودي بره به نانجينگ

ما ميريم به سمت شمال

نيروهاي شخصي تو اين موقعيت بايد يکي بشن

حتما شاهزاده ها مقاومت مي کنن

ما بايد آماده باشيم

بله، مخصوصا بايد حواسمون به شاهزاده جونگان باشه

يئون هي، برو آمار و محلِ

اسلحه و سرباز شاهزاده ها رو جمع کن بيار

چشم استاد

تو هم برو بازرسا رو آماده کن

چشم

از حالا بايد اقدام کنيم

استفاده از تجملاتي مثل ابريشم و جواهرات

بين افراد سطح پايين جامعه و آدماي عادي

ممنوع مي شه

چي؟- چي داره مي گه؟-

ما که به هر حال پول خريدن ابريشم نداشتيم

اينا چي مي گن؟

More Farsi Persian subtitles for Six Flying Dragons

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left