처음 200줄입니다.
،به عنوان کسی که اینقدر جوونه .سبک خطاطی ـت خیلی تکراریه
... شاید بهتره بگیم سبک کپی برداریه
.یا کاری که فقط واسه بردن جایزه خطاطی نوشته شده
تلاش کردی دیوار اصول رو دور بزنی؟
پذیرش جوائز ممتاز ایکا
...جناب مدیر، با تمام احترام
این همه سال مدیریت کردنِ تالار به من .چشمای بصیری رو اعطا کرده
.و خطاطی تو کاملاً پیش پا افتادهاس
...میگما، الان این عکسا رو گرفتم
!هــوی! هاندا
!خطاطیِ من چه مشکلی داره؟
!دیوونه، چیکار میکنی؟
!ولم کن! نباید اینطور بهم توهین کنه
!حتی نمیدونه چقدر سخت کار کردم
!آخ آخ
یک پیغام جدید
از طرف : کاوافوجی جزیره چطوره؟
...جور خاصی نیست
فرودگاه ایستگاه اتوبوس گوتو
روزهای سرویس : 6/14 - 7/31
ردیف 7-1 فقط از 14 ژوئن تا 31 جولای فعالیت مکینند توجه : احتمال به تعویق افتادن سرویس اتوبوس به دلیل پروازها وجود دارد
کسی اینجا نیست؟
خودت باش به چه معنیه؟
خودت رو از دسته جدا کن
تو مجلهای روی میز مغازه اون گوشه
یهو نوشته ای رو دیدم
خودت باش به چه معنیه؟
وقتی بچه بودم، واسم مهم نبود
وقتی دنیا باب میلم پیش نمیرفت، گرسنه میشدم
اگه خوشم می اومد، صادقانه ازش حرف میزدم
همه در طول زمان عوض میشیم
مثل چیزهایی که میخوایم ازشون محافظت کنیم
از گنجهایی که نمیتونی تصورشُ بکنی
تا چهره هایی که به ما اجازه قابل فهم بودن میده
هر چی بیشتر بزرگ میشیم، بیشتر تو پشیمونی غرق میشیم
ولی بازم
چیزهایی هستند که بدست میاریم
بخاطر همین من، خودم هستم
و تو هم، خودتی
فکر نمیکنم که همه یک شکلیم
این چیزی نیست که تو از شروع به دنبالش بوده باشی
آخه من که تو نیستم
و تو هم، من نیستی
وسعت پیدا میکنیم و دستامونُ بهم میدیم
و عشقِ به خود اونجا خلق میشه
باراکامون
: ترجمه و زیرنویس
hossein 2 & Thomas
AnimWorld Presents
بارا کودون
بچه شنگول
ساعت 10 پرواز SNA033 فرودگاه هانیدا فرودگاه ناگاساکی : ساعت 11:50 زمان رسیدن ساعت 13:20 پرواز AHA 4674 فرودگاه ناگاساکی فرودگاه فوکوئه : ساعت 14:00 زمان رسیدن تو فرودگاه فوکوئه تاکسی بگیر بعد از رسیدن به محل روی نقشه با کدخدا کیدو یوجیرو تماس بگیر .بی ادب نباش سیمی -
!خوش شانسی، پسرم
،اگه من نیومده بودم
بیشتر از نصف روز طول میکشید تا به .دهکده ناناتسوتاکه برسی
ها؟
!نصف روز باید پیاده می اومدی
.ببین، اصلاً نمیفهمم چی میگی
!ها؟! چی گفتی؟
!هــا؟
!هـــا؟
.پسرم، اصلاً نمیدونم چی میگی
.بیخیالش، بهش توجه نکن
...اینجا هیچی نیست
!اونجا رو، پسرم
!دریاست! دریا
دریا؟
...اوه
نظرت چیه؟
.نوه ی من خیلی دریا رو دوست داره
.تا چشمش بهش میخوره، ذوق میکنه
چی بگم؟
...دریاست دیگه
.شاید چون سنگدل شدم، به نظرم زیبا نیست
...وای، دنده هام
.از اینجا بیشتر نمیبرمت
.باید پیاده بری
...باشه
...پسرم، زیبا نبودن دریا تو چشمات
.بخاطر سنگدل شدنِ تو نیست
.بخاطر اینه که، عصر گِلی میشه
.آهان .. که اینطور
،دریا همیشه دیدن داره .خصوصاً وقتی که سنگدل شدی
.نمیفهمی
حمل و نقل کیجیما
!هاندا ســان
هاندا سان؟
!هاندا سان! از حمل و نقل کیجیما اومدم
!اینجام
ها؟
!از حمل و نقل کیجیما اومدم
.باید همش همینا باشن
چیزه، میشه کمک کنید، ببریمشون داخل؟
.آه، شرکت ما از اینکارا نمیکنه
.خُب، من مرخص میشم
.وقتی رقیبی نداشته باشن، خدمات مشتری افتضاح میشه
.منتظرت بودم
...آه، شما
کدخدا؟
حتماً سفرت از توکیو طولانی بوده، آره؟
.بیا، اینم کلیدت
اینجا اتوبوسی، قطاری، چیزی نداره؟
.اتوبوس روزی یه بار میاد
.میتونی تاکسی بگیری ولی تعدادشون کمه
،هر وقت خواستی بری شهر .میتونی ماشین منو قرض بگیری
بهرحال، میشه یک هفته ای منو تنها بذارین؟
.میخوام غرق خطاطی بشم
.آره، باشه
.بده، بذار من امتحانش کنم
.هرچقدر دوست داری، درگیر خطاطی شو
.لازم نیست نگران غذا هم باشی
ها؟ به این آسونی؟
...میگما
کسی که اینجا زندگی نمیکنه، مگه نه؟
.آره، همینطوره
.به طرز عجیبی حس میکنم آدم تو این خونه بوده
ها؟
!شیـــش
!خیالاتی .. خیالاتی شدی
!طلسم؟
.آه، نگران نباش
.فقط طلسم ان
...توالت معمولی
این چیه؟
تا حالا با آبگرمکنی که لوله متعادل کننده داره، کار نکردی؟
.این دسته رو میچرخونی تا روشن شه
دیدی؟
باید تو چنین جایی زندگی کنم؟
حالت خوبه؟
.خوبم
...مطمئنم یه چیزی اینجاست
!پیدام کــــردی
!کدخدا! این بچه دیگه کیه؟
.اون بچه فضول دهکده ست
.انگار این خونه رو پایگاه خودش کرده
پایگاه؟
.یه چیزی شبیه مستعمره ست
.اون که بدترش کرد
.شرمنده
...بهش گفتم بره ولی
!آقا .. ! پسر جوننی هستی؟
جونن : یک مجله ژاپنی مُده که مخاطبش خانم هاست .و شکل مُد خاصی از پسران رو به نمایش میذاره
ها؟
.نارو! زشته، اینجوری سوال نپرس
،ولی میوا نه میگفت که .پسرای جوننی خیلی باحالن
،اینم باحال میزنه .پس حتما پسر جوننی ـه
.خُب، کاملاً غلط نیست ولی ایشون استاد خطاطی ـه
!آهان! فهمیدم، کدخدا
!پس، پسر جوننی ـه که خطاطی هم بلده
!نه بابا
.ولی بازم به نظر من پسر جوننی ـه
ولی دیگه از سنی گذشته که "پسر" صداش کنیم، مگه نه؟
.هی
ولی مگه آدمای تلویزیون نمیگفتن اونا خیلی جوونن؟
...میوا نه میگفت
.هــوی
خُب دیگه. دست آوردن تو شماره سن هم .حتماً قسمتی از شغل ـشونه
!اوه! کابویها حتی وقتی پیر میشن هم "پسر" هستن
.شرمنده بابتش
.اون بچه هیچ وقت حرف گوش نمیده
آهان، میشه تشریف ـتونُ ببرید؟
قفلش کرد؟
!لعنتی
.اینجا "پایگاه" ـشه؟ برو بابا
.ولی خوبه که حداقل ظاهرش یه ذره به فضای زندگی میخوره
!منم میخوام بنویسم
!چطور اومدی تو؟
چی با خودش فکر کرده؟ .همش یه جایزه بیشتر نبرده
.به مدیر نمایشگاه مشت زد
.دیگه کلاً تو چشم دنیای خطاطی مُرده محسوب میشه
.اخلاق درستی نداره
.باهاش حرف نزن! بقیه فکر میکنن شبیه شی
.باهاش کاری نداشته باش
بهار، تابستان پاییز، زمستان دعا برای گوشهای کر استقلال و عزت نفس دشمنان در همه سو
!لعنتی
!همش حواسم پرت میشه
تو این خونه کتری داریم؟
!واقعاً ذرت مخروطی رو باید اینجوری خورد
.من سندرم متابولیک دارم .پس باید یکی یکی بخورم
سندروم متابولیک به معنای وجود گروهی از عوامل خطرساز برای بروز بیماری های قلبی- عروقی و دیابت در یک شخص است
.هــوی
!اوه! هاندا سنسی
ذرت انگشتی میخوای؟
...قل، قل
!ایول! یه تکنیک جدید یاد گرفتم
!چه باحال، نارو
.به منم یاد بده
.اینجوری نمیتونم خطاطی کنم
...تمرکز .. تمرکز .. تمرکز
چطوری اومدی!؟
کوتویشی نارو
ببین! خوف شده، مگه نه؟
من بهت اجازه نوشتن دادم؟
.اینقدر سختگیر نباش، پسر جوننی
.بابا، گفتم پسر جوننی نیستم
...منم مثل تو که "کوتویشی نارو" هستی و اسم داری
.یه اسمی دارم
!چطور اسممُ فهمیدی؟
!نکنه بلدی فکرمو بخونی؟
واقعاً اینقدر خُلی یا فکر میکنی من خُلم؟
No comments yet. Be the first to leave one.