처음 200줄입니다.
، وقتی یه بچه بودم رفتم به اردو شهری
و یه پسر خاصی رو ملاقات کردم
!هی
اینجا چیکار میکنی؟
دارم چیکار میکنم؟
دارم میذارم اتیش خشمم خاموش شه
نورهای اردوگاه مزاحمن
اون مشتریه
کدوم؟
بیا
ممنون
ببین ، اونجا
!اوه! همون نقطهه
... نقطه
خب ، اره
، با دوربین نمیتونی ببینیش
ولی مشتری خط و حلقه باریکی دورش داره
اون همچنین 70 تا قمر داره
!خیلی میدونی
هی ، اسمت چیه؟
Ao.
من میرائم
!ستاره بی ثبات
شروع خیلی بد؟
نه ، اون نه
در عصر,تناوب بزرگ ستاره بی ثبات میرا از صورت فلکی نهنگ در اسمون جنوب غربی به اوج بزرگی خودش میرسه
ستاره بی ثبات میرا
یه ستاره توی صورت فلکی نهنگه که عجیبه چون روشناییش متغیره
واو! من اسمم مثل یه ستارست؟
تو چطور ، او؟
ستاره ای به اسم تو هس؟
هیچ ستاره ای با همچین اسم عجیبی نیست
!عجیب نیست! خفنه
ها؟
،به علاوه اینکه اگه هم وجود نداره چرا اسم یکیشون رو از روی تو نذارن؟
اسم بذارن برای یکیشون؟
... یه سیارک ، شاید
، اگه یکیشون رو کشف کنم میتونم قادر به اسم گذاری روشون باشم
!پس ، بیا یکی پیدا کنیم
ها؟
!بیا ستاره او رو کشف کنیم
... اون اخرین باری بود که اون پسر رو دیدم
و حالا من دبیرستانم
من خیلی خوشحالم که اینجا باهمتون توی یه مدرسه از زندگی لذت میبرم
همونطور که هرکدوم به جلو برای اهداف و رویاهامون کارمیکنیم
بیاین سخت کوشانه باهم درس بخونیم
از شروع امروز ، من یه دبیرستانم
و یه چیزی که میخوام بعد از ... شروع دبیرستان انجام بدم
اسم نویسی باشگاهه
!رفت
شروع دبیرستان رو تبریک میگم
ها؟ مشکل چیه ، میرا؟
!سوزو چان
کلوب ستاره شناسی که !تا پارسال اینجا بود نیستش
من کاملا ترغیب شدم که تو !دبیرستان بهش ملحق شم! چرا؟
... اره ، درباره ی اون
اوه
اندو سنسی
شروع امسال ، باشگاه ستاره شناسی و باشگاه خاک شناسی با
با باشگاه زمان شناسی ادغام شدن
باشگاه زمین شناسی؟
باورم نمیشه باشگاه ها ترکیب شدن
شاید زیاد محبوب نبودن؟
!حقیقت نداره
باشگاه ستاره شناسی از اینور
فستیوال فرهنگی پارسال
!اون خوشگله
زمین شناسی
جذاب اسمان نما
!به اسمان نما جذاب ما بیا
!ضربه بزرگی بود
شاید دلیلش اونه؟
کنار گذاشتن توبیخ هاشون برای فستیوال فرهنگی
بخاطرش توبیخ شدن؟
اونا عضواشونو از دست دادن ، و مشکلات دیگه ای در پایان مدرسه بود
پس با باشگاه خاک شناسی ادغام شد و باشگاه زمین شناسی تشکیل داده شد
اگرچه ، به سمت بالا به اسمون نگاه کردن با به سمت پایین به زمین نگاه کردن فرق داره
نه بابا واقعا؟
جفتش یه چیزن وقتی از فضا نگاه میکنی ، مگه نه؟
واو! تو یه چشم انداز بینهایت گرفتی
تمومش کن. شرم اوره
اتاق باشگاه یکم دور نیست؟
ساختمونش تو راه خروجیه دیگر انتهای محوطه دانشکدست
این ساختمون یجورایی قدیمی نیست؟
، هنوز یه چند تا سوراخ مونده ولی چکه هارو درست کردیم
هی ، یه چند تا دختر اوردم که ازت پیروی کنن
زمین
انسان
بهشت
بهشت ، زمین ، انسان؟
ما تو جنگیم؟
فکر نکنم
شرمنده
ما واقعا هنوز به ادغام عادت نداریم
بهشت
من رئیس باشگاهم ، مورینو
من قبلا تو باشگاه ستاره شناسی بودم
من نایب رئیسم ، ساکورای
من قبلا توی باشگاه خاک شناسی بودم
پس ، کدومتونین؟
زمین
کدوم
!خاک شناسی یا ستاره شناسی به کدومشون امید داشتین؟
، اگه برای خاک شناسی اینجایین
این سنگ قدرت رو تنظیم کن ، شانستو بالا میبره ، فقط برای اعضا جدید
نایب رئیس! تو کاری میکنی اعضا بیشتری از دست بدیم
متاسفم
تایب رئیسمون خیلی بابت قسمت اعضا دلواپسه
اوه ، من اینوسم. سال دومیه سمت خاک شناسی
من ماناکام ، یه سال اولی امیدوار بودم برم باشگاه ستاره شناسی
!دانش اموز های جدید دیگه ای هم اینجا هستن !منم امیدوار بودم برم باشگاه ستاره شناسی
از ستاره ها خوشت میاد؟
!اره
و یه کاری هست که میخوام انجام بدم
!میخوام یه سیارک کشف کنم
اوه؟ این به شدت هدف بزرگیه
کار سختیه؟
یه تاریخچه ای از یه دبیرستانی که ... یکی کشف کرده هستش ، ولی
ولی عملا برای باشگاه کوچیک ما غیرممکنه
!شما خیلی تندین ، نایب رئیس
... اره
ولی یه قولی دادم
به یه پسر ، خیلی وقت پیش
!چی؟
!من درباره ی این چیزی نشنیدم ، میرا
، خب ، اگه بهت میگفتم دربارش تو کاوش میکردی که اون کیه ، درسته؟
!اره! حلق اویزش میکردم! اسمشو بنال
او
ما قول دادیم که یه سیارک باهم کشف کنیم و اسمش رو بزاریم او
اگرچه ، من بعدش دیگه ندیدمش
... اوه، عزیزم. اون احتمال داره که
... فکر کنم ممکنه
تو قرمز روشن هستی ، ماناکا
ماناکا او
!چی؟
!او؟ همون او؟ تو دختری؟
، اسمم یه طوریایی پسرونست ... و موام کوتاه بود و
!تو منو یادته؟
!معلومه
من از اون روز میخواستم یه سیارک کشف کنم
... و این
یه نهنگ بخت اور؟
که اسممو فراموش نکنی؟
خب ، خب
بنظر میرسه که داره جالب میشه
اون پسری که اون روز دیدم درواقع دختر بود
قولشون
!عصر بخیر
!امروز قافلگیری بزرگی بود
من هیچوقت تصور نمیکردم که تو توی یه باشگاه دبیرستانی با من باشی
!من خوشحالم که دوباره بهم پیوستیم
واقعا متاسفم که با پسر اشتباهت گرفتم
!خوبه که دوباره میبینمت
!مامان
!من دارم یه کتاب قرض میگیرم
ها؟
برام سواله که میخواد ... یه شغل پاره وقت بگیره
میرا
اون نگاه چیه؟
هی ، تو بالاخره به اون عزیزی که این سال ها دلت براش پرمیزد پیوستی
بخند ، بخند
عزیز؟
تو داری برای اولین بار با این خوش میگذرونی ، سوزو چان
تو همیشه کار های بدی با کسایی که سعی میکردن بهم نزدیک شن میکردی
خب ، بخاطر اینه که مانکا سان دختره ، و بامزس
اگه دختره ، منم اصلا باهاش مشکلی ندارم
چی؟
خب ، چه خبر؟
... این
همم ، این خیلی رسمیه
اون عادت داشت صمیمی تر باشه
... برام سواله اگه الان ازم خوشش نیاد
... تنها چیزی که میتونم بگم اینه که
پیام های خیلی زیادی فرستادی
!ها؟! واقعا؟
، اگه انقدر نگرانی برو شخصا باهاش صحبت کن
بهترین چیز درباره ی تو اینه که تو بدون بیش از حد فکر کردن اقدام میکنی
اره
!ببخشید
!به هرحال ، یکم حداقل فکر کن
!اوه ، اون اونجاست
او! میخوای باهم ناهار بخوریم؟
شرمنده. میرا داره هجوم میاره
مشکلی نیست
او ، شرمنده که اون همه پیام دیشب برات فرستادم
ها؟
داشتم اذیتت میکردم ، مگه نه؟
دفعه ی بعد کمتر میکنم
نه ، اصلا ازار و اذیت نبود
!واقعا؟ اوه ، خوبه
منم ، متاسفم ، برای اینکه قادر به فرستادن پاسخ های خوب نبودم
!اون خیلی بامزس
ازش به دل نگیرین
سوزو چان همیشه اینطور بوده
حتما
تو واقعا خیلی با زمانی که کوچیک تر بودی فرق داری
من فکر کردم تو خیلی پرحرف بودی اون موقع درطول اردو
، الان این بلوغ رو داری سردی اتفاق میوفته
!هی ، میرا
!من میرم خیلی سریع بشورمش
No comments yet. Be the first to leave one.