Godfather of Harlem

Godfather of Harlem

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

Godfather of Harlem S01E10 720p WEB-DL x264 SerialBaran
Godfather of Harlem S01E10 720p WEB H264-METCON
Godfather of Harlem S01E10 1080p WEB H264-METCON
Godfather of Harlem S01E10 WEBRip x264-ION10
다음의 해설 MMixMkv
ارائه اختصاصی از وب سایت سریال باران | @SerialbaranTV

태그

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
1080
webrip
BRip
게시일: 2019-12-02
다운로드: 65
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫ارائه اختصاصی از وب سایت "سریال باران" ‫کانال تلگرام ما را دنبال کنید: ‫SerialbaranTV@

‫موفقیت من, تو خواهی بود, فرزندم.

‫نیاز نیست با دولت دشمنی کنی.

‫به اندازه کافی دشمن داری.

‫دیدم با مستاجرها با بی رحمی ‫رفتار شد و هیچ کاری نکردم.

‫دیدن تو, ‫میمی و مارگارت

‫در کنار هم, ‫مانند بهشت روی زمین برای من شده بود.

‫مارگارت دختر بیولوژیکی من نیست.

‫دختر الیس هست. ‫بامپی پدربزرگ مارگارت هست.

‫برای حضانت قانونی مارگارت ‫به رضایت تو نیاز دارم.

‫نمیتونم از بچم دست بکشم.

‫بالاخره صاحبان بالری لین رو پیدا کردم.

‫و یکی از اونا, ‫جانسون هست.

‫هر انسانی میراثی دارد.

‫چه بخوان چه نخوان.

‫بیا اتوبوسی به کالیفورنیا بگیریم.

‫این تمام چیزی است که ‫براش تلاش کردیم.

‫بالاخره داره به حقیقت می پیونده.

‫متوجه نمیشی این دختر ‫به کشتنت میده؟

‫مامان, دهن صاب مردت رو ببند!

‫حق با اونه, ‫دیگه تمامه. تدی.

‫ترجیح میدم ازت دل بکنم, ‫تا مردت رو ببینم.

‫استلا! ‫چندتا خوردی؟!

‫استلا!

‫تو یک هیولایی.

‫تدی رو به حال خودش رها میکنی؟

‫بگو چه بلایی سر لورنزو اومد؟

‫تو پسر جو رو کشتی, ‫چون با دخترت رابطه داشت!

‫بامپی هیچ وقت بهم دروغ نگفته, ‫حتی یک بار.

‫اگر متقاعدت کنم که جانسون ‫زامبرانو رو کشته,

‫یه قرار با بونانو ترتیب میدی؟

‫دیدم بامپی یه ربان قرمز ‫دور گردنش انداخت,

‫و از تک تک دقایقش لذت بردم.

‫بامپی جانسون این جنگ رو برانگیخت.

‫چه کاری دربارش بکنیم؟

‫بامپی جانسون.

‫تو اینجا هستی که به فراخوان

‫با خونسردی, درباره

‫کشتن یک مرد ساخته شده در ‫خانواده جنویز, پاسخ بدی.

‫اینجام تا به اون اتهامات پاسخ بدم.

‫بشین.

‫چین, نظرت چیه تو شروع کنی؟

‫بامپی جانسون کمتر از یک سال ‫قبل از زندان اومد بیرون.

‫یه فکر توی ذهنش داشت. ‫تمایل دزدی از ما.

‫تا مارو علیه هم بکنه...

‫قلمرویی رو تصاحب بکنه که ‫هیچ وقت مال اون نبوده!

‫و بدتر از همه, کاپو منو, ‫ریچی زامبرانو رو کشت.

‫اون سرباز وفاداری که

‫11 سال توی زندان سپری کرد و ‫از ویتو جنویز محافظت کرد نیست.

‫اون از "طغیان" کاکاسیاه ها الهام گرفته,

‫که این کشور رو مسموم کردند.

‫این کاکاسیاه اینجا, ‫این مکان رو فراموش کرده!

‫سرطانی برای خانواده ماست.

‫حرکتی زدم تا این لکه سرطانی ‫رو محو کنم!

‫توی جنگ سال 57 , ‫اون دستور قتل پسرم رو

‫از سلول زندان داد.

‫فکر میکنم کاپو منو, ‫دانی آپردا رو هم کشته.

‫همین چند هفته قبل.

‫خانواده من, قرار دادی برای ‫مرگ اون میخواد.

‫این حقه منه.

‫بونانو, من بچه نمیکشم.

‫اومدی تو این خط مضخرفات

‫از یارویی که توی خیابون با حوله راه میره؟

‫بیخیال.

‫تو زامبرانو رو کشتی,

‫بعد دربارش بهم دروغ گفتی.

‫30 سال, بهم دروغ گفتی!

‫30 سال دوستی بین ما, ‫بعد بهم خیانت کردی!

‫بگو دروغ نگفتی!

‫اقرار میکنم.

‫ریچی زامبرانو رو کشتم.

‫برای دفاغ از خود!

‫دربرابر دستور خانواده ها ‫تا به من دست نزنند,

‫اون آدم فرستاده ‫منو خانوادم رو بکشه,

‫در نتیجه منم کشتمش.

‫همون کاری که همه شما جای ‫من بودین انجام می دادید.

‫تو یه مرد ساخته شده رو کشتی! ‫ختم کلام!

‫میشه حرفم رو تمام کنم؟

‫سال 1963 برای من سال سختی بود.

‫فکر میکنم برای شما هم بدترین بوده.

‫چند هفته قبل, ‫ادم کلیتون پال.

‫توی تحقیقات بالری لین ‫اسم شما رو برد.

‫بالری لین, سودهای غیرقانونی ما ‫رو سالها مخفی کرده بود.

‫و توی این چند سال,

‫تک تک معامله های بالری لین ‫رو زیر نظر داشتم,

‫همون معاملاتی که

‫حبس ابد رو نصیب "آل کاپون" کرد.

‫من...

‫بدترین کابوس خلافکارها هستم.

‫من کاکاسیاهی, ‫با ذهنی پر از شماره هستم.

‫توی گاو صندوق اسنادی رو دارم...

‫که همونجا میمونه...

‫مگر اینکه سعی کنید به من,

‫به خانوادم,

‫به افرادم, ‫ضرر برسونید.

‫اون اسناد بالری لین ‫برمیگره پیش

‫ادم کلیتون پال, ‫برای جرایم سازمان یافته,

‫داری میگی میخوای خبرچینی کنی؟

‫تو؟ تو قراره خبرچینی کنی؟

‫اخبار رو دیدی,

‫دیدی, چرا روسیه و آمریکا ‫همدیگه رو نمی فرستن هوا.

‫به خاطر اینه که سلاح های اتمیشون ‫به سمت هم نشونه رفته,

‫درست مثل ما.

‫اطمینان تخریب متقابل.

‫پس...پس بزار روشن شم.

‫داری میگی من الهام بخشت بودم

‫که از مردی که نمیتونی تحملش کنی, ‫محافظت کنی؟

‫من و پال, ‫مثل آب و روغن هستیم.

‫می بینی, فکر میکنم داری کمکم

‫به آگاهی سیاسی پی میبری, بامپی.

‫خوبه, چون همه میدونن

‫جرم به اندازه سیاست نون توش نیست.

‫اما, متوجه نیستی برادر؟

‫وقتی که مردان خط شما سیاسی بشن,

‫اون موقع هست که همه چیز تغییر میکنه.

‫ما ارتش یک میلیون نفری داریم ‫که با ستم مبارزه کنند.

‫حتی بیشتر, وقتی که امت ‫رو در دست بگیری.

‫روزت فرا میرسه, وزیر.

‫اره, ‫داره میاد

‫خبری فوری از اخبار سی بی اِس

‫در دالاس, تگزاس, ‫سه شلیک به

‫کاروان رئیس جمهور کندی در ‫مرکز دالاس صورت گرفت.

‫اولین گزارش حاکی از آن است ‫که رئیس جمهور کندی

‫به شدت توسط این شلیک ها ‫مجروح شده.

‫والتر کرانکتی ‫از اتاق خبر هستم.

‫سوء قصدی صورت گرفته, ‫که احتمالا تا الان متوجه شدید,

‫اونم به جان رئیس جمهور کندی.

‫ایشان در ماشینی مجروح شده اند

‫اونم زمانی که در حال رفتن از فرودگاه ‫دالاس به مرکز شهر بوده.

‫به همراه فرماندار دالاس, کانلی.

‫انها به بیمارستان پارکلند ‫فرستاده شدند.

‫جایی که وضعیت ایشان نامشخص است.

‫خبری از وضعیت ایشان در دالاس ‫در هتلی در مرکز شهر

‫به ما نرسیده.

‫این تصویر هم اکنون فرستاده شده

‫تصویری از که درست در لحظه...

‫درست در لحظه قبل از...

‫وحشتناکه, ‫فقط وحشتناک.

‫تلاش برای قتل, اینجاست.

‫بزارید ببینیم میشه خوب ‫از نزدیک نشان داد

‫تصویری که, هم اکنون به دست ما رسیده. ‫خدای بزرگ.

‫دنیا داره به کجا میره؟

‫می توانید لبخند خانم کندی و ‫رئیس جمهور را

‫در صندلی عقب ماشین, ببینید.

‫خانم کندی...

‫و فرمانندار کانلی, ‫نمی توانید در پشت ببینید.

‫قاتل به قصد مرگ شلیک کرده

‫ظاهرا, کار رئیس جمهور را با

‫اولین شلیک به سر تمام کرده, ‫و سپس فرماندار کانلی.

‫از تگزاس, دالاس, ‫ظاهرا به طور رسمی اعلام شده...

‫رئیس جمهور کندی مرده است.

‫در ساعت 1 بعد از ظهر, ‫به ساعت استاندارد مرکزی.

‫2 بعد از ظهر ‫به ساعت استاندارد شرقی,

‫حدود 38 دقیقه قبل.

‫نمی دانید, ‫که کجا این اتفاق رخ داده.

‫مردم به یاد خواهند داشت, ‫که چیکار می کردنند

‫وقتی که شنیدند رئیس جمهور ‫کندی کشته شده.

‫او اولین رئیس جمهوری بود که ‫گفت حقوق شهروندی

‫مسئله اخلاقی است.

‫اره, اره.

‫دوست خوبی رو از دست دادیم.

‫رئیس جمهور کندی, امروز صبح ‫در فرودگاه دالاس,

‫آه, خوش رو بودند و ‫دست تکان می دادند

‫کاملا...

‫بانوها, ما نباید با این ‫موضوع شکست بخوریم.

‫باید غلبه کنیم.

‫باورم نمیشه.

‫جک

‫جک

‫کارت خوب بود, آقای ‫لی هاروی آزوارد.

‫اون مادر به خطا مرده.

‫مضنون مرگ رئیس جمهور کندی.

‫شاید حالا من بتونم یه قرار ‫با مرلین مانرو بزارم.

‫تو خواب.

‫صبرکنین, می خوام اینو بشنوم.

‫پرو کاسترو, ‫بازی منصفانه برای کمیته کوبا

‫وی در سال 1959 به روسیه رفت, ‫و گفت شهرونی آمریکا را

‫انکار کرده است.

‫پارسال برگشت,

‫شاکی از اینککه سرخورده شده,

‫یاخدا, کمونیستی اینکارو کرده!

‫آزوارد... ‫یه لطفی بکنید دوستان,

‫یه کم به ما فضا بدین.

‫جایی که از او سوال خواهد شد.

‫او همچنین در مرگ دیگری مضنون است....

‫هشت توپه؟

‫میخوای دوباره با اون چوب منو بزنی؟

‫هی, بیخیال.

‫به دل نگیر, ها؟

‫چندر بعد از شلیک به رئیس جمهور...

‫می تونیم یه حرکتی روی بامپی بزنیم.

‫چه طور؟ اگر شلیک کنیم ‫همه رو تابود میکنه.

‫خب, کندی مرده...

‫میدونی, بابی کندی آزادی ‫نابود کردن ما رو داشت.

‫اهرم فشار بامپی از بین میره, ‫وقتی که تحقیقات کنار گذاشته بشه.

‫قبل از اینکه حرکتی بزنیم, ‫باید مطمئنِ مطمئن باشیم.

‫اوه, یه راحی رو بلدم که ‫به ما منتهی نشه.

‫چه طور؟

‫یه آدم توی, پالرموی سیسلی دارم, درسته؟

‫کسی که وقتی میخوام مطمئن بشم

More Farsi Persian subtitles for Godfather of Harlem

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left