Schitt's Creek

Schitt's Creek

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 5

릴리스 정보

Schitts Creek S05E01 HDTV x264-KILLERS CHI
Schitts Creek S05E01 480p HDTV x264-mSD
다음의 해설 Stef@n
█☀️ تـرجمه از تورج پاکاری ☀️█

태그

HDTV
hdtv
x264
480p
480
TS
HD
게시일: 2021-03-08
다운로드: 24
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫بچه‌ها! ‫مادرتون پشت خطه،

‫و اولین روزش سر صحنه‌ست،

‫پس بیاین همه‌مون اطمینان حاصل کنیم ‫که روحیه‌اش بالا بمونه، خب؟

‫الکسیس، بیا

‫آقای رز، به نظرم باید جواب بدی

‫آره، اون تنها اونجاست،

‫پس حتما استرسش گرفته، درسته؟

‫- یعنی، خستگی راه و... ‫- اوه خدای من، جواب گوشی رو بده!

‫- بخاطر همینم... ‫- گوشی رو جواب بده، لطفا!

‫بذارش روی بلندگو، ‫چطوری رو بلندگو میذارن؟

‫- آه! ‫- بلندگو، بلندگو

‫بله، الو؟ ‫مویرا؟

‫جان؟ الو؟ الو؟

‫مویرا؟ ‫دیوید، فکر نکنم صدام رو میشنوه!

‫جان، میشنوی؟

‫آره میشنوم، همه‌ اینجان

‫انتظار داشتم دیروز بهم زنگ بزنی

‫بچه‌ها، به مادرتون سلام کنین

‫- سلام ‫- سلام

‫- اون مادر من نیست ‫- اونا صداهای کیان؟

‫آه، بچه‌هات!

‫اوه الکسیس، دوباره گلودرد گرفتی؟

‫- صدای دیوید بود؟ ‫- صدای استیوی هستش؟

‫سلام

‫دیوید! ‫اوه دیوید، مغازه در چه حاله؟

‫مشتری جدید اومده، ‫یا هنوز بویی از مشتری نمیبره؟

‫خیلی‌خب، ممنون

‫و جان، میدونم وقتی نیستم ‫چقدر گمراه میشی

‫یادت نره که اون کتاب جدول ‫رو برات گذاشتم

‫آره خب، بهش نیاز پیدا نکردم عزیزم

‫چون از ساعت 5 صبح بیدار بودم

‫تو مسافرخونه کلی کار هست

‫ولی گوش کن، تو در چه حالی؟

‫منظورم اینه که، چه حسی داره ‫که دوباره حرفه‌ات رو انجام بدی؟

‫اوه جان، هوا یه حالت شیرینی پیدا کرده

‫و فقط به این خاطر اینو نمیگم...

‫که داریم کنار یه کارخونه باقلوا فیلم‌برداری میکنیم

‫بچه‌ها!

‫میخواین اون مجله‌ها رو بذارین سر جاشون، لطفا؟

‫نه

‫عالیه، حمزه! ‫عزیزان، من باید برم

‫بالاخره قراره خصوصی با کارگردان صحبت کنم

‫اون یه کارگردان جوونیه که ‫قراره در آینده نزدیک خوب بدرخشه

‫خب، به نظر اونجور آدمیه ‫که ازش خوشت میاد

‫آره! پول درست و حسابی که دستت بیاد،

‫میتونی نظر بهترین‌ها رو جلب کنی

‫خب، زبوگوم، جان

‫به زبان مادری میشه خداحافظ!

‫باشه، خب منم میرم عزیزم

‫کلی کار دارم، ولی برات آرزوی...

‫خیلی‌خب، باشه. ‫منم دلم برات تنگ میشه

‫قطع کرده که

‫اوه! چه ضایع، بابا!

‫اوه خدای من، چقدر خجالت‌آور

‫حتما خیلی احساس حماقت میکنی

‫بهتره یادتون باشه اون کلاه گیس‌ها...

‫رو از کدوم میخ‌ها در آوردین، ‫چون مادرتون جاشون رو یادداشت کرده

‫دیوید؟ ‫بیا اینجا، لطفا

‫- یه نگرانی دارم ‫- اوه! آم، نه

‫خوشبو کننده طبیعیت جواب نمیده

‫بس کن، دیوید! ‫نه، بیا اینجا

‫- بشین! ‫- چیه؟

‫آم...

‫چیه؟

‫فقط میخواستم مطمئن بشم که...

‫همه‌چی بین تو و پاتریک روبراهه

‫آره! چرا؟ چرا؟ ‫مگه بهت چی گفته؟

‫نه، هیچی. ‫فقط...

‫وقتی نمره‌ات رو توی این تست رابطه دیدم، ترسیدم

‫اوه، خدای من!

‫چون طبق تست "رابطه شما چقدر الکتریکی است"

‫توی مجله میجر لیدی

‫که واسه تابستون سال 1991 هستش، ‫تو و پاتریک...

‫"نیاز به ژنراتور دارین"! ‫بیچاره! ‫

‫خیلی‌خب، اول از همه، ‫مجله میجر لیدیه دیگه

‫و دوماً، اون تست آشغاله

‫واقعا راست میگی، دیوید

‫این تست آشغاله که به نظر میاد ‫بیشتر از یه بار انجامش دادی

‫آره، چون خرابه. ‫هزار بارم انجامش بدی

‫یه نتیجه تحویلت میده

‫اوه ایرادی نداره، دیوید

‫تو پاتریک با اون...

‫زندگی از ساعت پنج تا نه خو گرفتین، ‫پس اوضاع احتمالا...

‫کم کم داره یکم سرد میشه

‫تو با دامپزشکی داری قرار میذاری که ‫تی‌شرت‌هاش رو اتو میزنه

‫آم، من و تد نتیجه "طوفان الکتریکی" گرفتیم پس...

‫این غیرممکنه. ‫چیکار کردی که همچین نتیجه‌ای گرفتی؟

‫دوباره با دست خیس سشوارت رو زدی تو برق؟

‫هی، دوبار همچین اتفاقی افتاد، ‫بیخیالش شو

‫ببخشید که ما خیلی تلاش میکنیم ‫تا جرقه رو پایدار نگه داریم

‫این حال بهم‌زنه

‫درواقع جدیداً هر جمعه عصر...

‫میریم به "قرار ماجراجویانه"

‫"قرار ماجراجویانه" ‫به نظر چیزی میاد که یه مشاور زناشویی...

‫واسه راه آخرین توصیه میکنه

‫خیلی‌خب، باشه. ‫میخواستم ببینم...

‫شما میخواین امروز عصر بهمون ملحق بشین یا نه،

‫ولی احتمالا کارهای هیجان‌انگیزتری دارین

‫مثل برچسب قیمت زدن ‫روی چیزا

‫راستش، امروز روزِ بازارپردازیه

‫اوه!

‫اصلا کجا دارین میرین؟

‫تد یه تور تو پارک اِلم فالز گرفته،

‫که گردش خیلی رمانتیکی برامونه

‫به نظر مسخره میاد

‫باشه، اطلاعاتش رو برام اس‌ام‌اس کن،

‫تا ببینم علاقه‌مندیم بیایم یا نه

‫اوه! دیوید؟ ‫ممکنه بدترم باشه

‫شماها ممکنه یه "قطع کامل برق" باشین

‫اومم! برو گمشو

‫قار قار! ‫برادران هم‌تیمی من!

‫آره منم، اگه باورتون بشه!

‫خیلی‌خب، به تهیه کننده‌ها گفتم

‫پس زمینه رو سر صحنه تایید میکنم

‫اوه! و منم همینو بهشون میگم

‫تو باید بلیر باشی. ‫بدون فامیلی

‫دکتر کلارا بئاتریس ماندراک در خدمت شما

‫اسم میانی نوشته نشده بود، ‫ولی من تحقیقم رو کردم

‫خیلی‌خب. ‫پس تو رز هستی؟

‫مویرا رز. ‫و متوجه‌ام قضیه از چه قراره

‫منو خراب کن تا دوباره بسازیم!

‫درست مثل کاری که استنلی کوبریک ‫با شلی کرد

‫خیلی‌خب، من خیلی با بازی حال نمیکنم

‫و تا یه ساعت دیگه باید برم سر صحنه

‫پس این هرچی که هست ‫رو میشه بذاری تا اون موقع؟

‫به گمونم بهتره قبل از...

‫شروع فیلم‌برداری...

‫فیلم‌نامه رو بازنگری کنی

‫فیلم‌نامه مشکلی داره؟

‫خب، فقط یه چندتا اصلاح شخصیت‌ها لازمه

‫شوخی کردم

‫فیلم‌نامه آشغاله، معلومه خب

‫ها! اگه فیلم‌نامه آشغال بود

‫فکر نکنم کار رو قبول میکردیم

‫یه فیلم فانتزی آخر الزمانی ‫درمورد کلاغ‌های جهش‌یافته‌ست

‫فکر کنم همه‌مون میدونیم ‫اینجا چی داریم میسازیم

‫یه تمثیل به موقع درمورد تعصب

‫- خیلی‌خب، ماورا بودی؟ ‫- مویرا

‫فیلم قبلی من یه پروژه استودیویی 50 میلیون دلاری بود

‫فکر کنم به راحتی میشه گفت که این، ‫اون نیست

‫و پس این دقیقا برات چیه؟

‫یه سفر به بورا بورا

‫که اینطور. بورا بورا

‫یه بار کرولاین کندی اونجا ‫رو آتلانتیکِ...

‫پلی‌نزی فرانسه خطاب کرد

‫خیلی‌خب، بیا فقط دستمزدمون رو بگیریم

‫و دعا کنیم که کسی اینو نبینه، باشه؟

‫صبح بخیر، استیوی

‫فقط اومدم استعفا نامه‌ام رو تحویل بدم

‫خیلی‌خب، میتونی همینجا ‫روی میز بذاریش

‫خب، درواقع هنوز ننوشتمش

‫ولی به گمونم میتونم همین الان ‫برات بخونمش

‫آم، "به افراد و مسوولین مربوطه"

‫ببخشید رولاند، دقیقا چرا داری کارت رو ول میکنی؟

‫خب، ترجیح میدم استعفا بدم تا اینکه ‫هر روز بیام اینجا...

‫و تحقیر بشم!

‫یعنی، میام سر کار ‫و جانی...

‫داره تمام کارهام رو میکنه!

‫آره، از وقتی خانوم رز رفته...

‫- همش خودش رو درگیر اینجا کرده ‫- آره، دقیقا!

‫منظورم اینه که، بیخیال ‫کار بعدیش چیه؟

‫میرم خونه و میبینم داره با زنم ‫تخته نرد لختی بازی میکنه؟

‫بیخیال!

‫- نه، باهام حرف نزن ‫- آره

‫یعنی، تو آینه نگاه میکنم

‫و چهره جانی بهم زل زده؟

‫فهمیدم، رولاند. ‫باهاش حرف میزنم

‫باشه خب، منم باهات میام

‫اوه، ببین! ‫لباس کار پوشیده

‫دیگه حتی داره عین من لباس میپوشه

‫آه...

‫چیکار میکنی، آقای رز؟

‫اوه، متوجه شدم که تو آب‌رووها چیزهایی گیر کرده

‫ولی آم...

‫رولاند مسئول انجام آب‌رووهاست

‫آره، من درست کننده آب‌رووهام، جانی

‫همه میدونن که من درست کننده آب‌رووهام!

‫خب، تو لیست کارهای امروز بود

‫آره، تو لیست کارهای من بود!

‫بعدش میخوای چیکار کنی، ‫دستشویی‌ها رو تمیز کنی؟

‫نه، دستشویی‌ها رو تمیز نکردم

‫خدایا، اگه دستشویی‌ها رو تمیز میکرد ‫از نظرم مشکلی نداشت

‫همه‌چی روبراهه، آقای رز؟

‫آره، از این بهتر نمیشم. ‫احساس نشاط میکنم!

‫خب، شاید بتونی بری سروقت تمیز کردن پنجره‌ها

‫و کار رولاند رو بهش پس بدی؟

‫خب، پنجره‌ها رو تمیز کردم

‫به نظر میاد رولاند باید ‫بره کار دیگه‌ای پیدا کنه

‫اوه خدایا. ‫برو کار دیگه‌ای پیدا کنم، میشنوی چی میگه؟

‫بعدش چی قراره بشه؟ ‫میرم پیش متخصص پوستم،

‫و جانی اونجا داره خال‌هام رو چک میکنه؟

‫منظورت رو رسوندی رولاند، ممنون

‫- اوه، سلام ‫- سلام

‫تا حالا بهت گفتم که چقدر سکسیه ‫که بیام اینجا...

‫و ببینم تو داری...

‫به موجودی مغازه میرسی؟

‫و این لاستیک‌ انگشت‌های کوچولو رو دستت کردی؟

‫بهم کمک میکنن راحت‌تر صفحه بزنم

‫جذاب. سکس جذابانه

‫میدونی دیگه چی جذاب و سکسیه؟

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left