처음 200줄입니다.
بچهها! مادرتون پشت خطه،
و اولین روزش سر صحنهست،
پس بیاین همهمون اطمینان حاصل کنیم که روحیهاش بالا بمونه، خب؟
الکسیس، بیا
آقای رز، به نظرم باید جواب بدی
آره، اون تنها اونجاست،
پس حتما استرسش گرفته، درسته؟
- یعنی، خستگی راه و... - اوه خدای من، جواب گوشی رو بده!
- بخاطر همینم... - گوشی رو جواب بده، لطفا!
بذارش روی بلندگو، چطوری رو بلندگو میذارن؟
- آه! - بلندگو، بلندگو
بله، الو؟ مویرا؟
جان؟ الو؟ الو؟
مویرا؟ دیوید، فکر نکنم صدام رو میشنوه!
جان، میشنوی؟
آره میشنوم، همه اینجان
انتظار داشتم دیروز بهم زنگ بزنی
بچهها، به مادرتون سلام کنین
- سلام - سلام
- اون مادر من نیست - اونا صداهای کیان؟
آه، بچههات!
اوه الکسیس، دوباره گلودرد گرفتی؟
- صدای دیوید بود؟ - صدای استیوی هستش؟
سلام
دیوید! اوه دیوید، مغازه در چه حاله؟
مشتری جدید اومده، یا هنوز بویی از مشتری نمیبره؟
خیلیخب، ممنون
و جان، میدونم وقتی نیستم چقدر گمراه میشی
یادت نره که اون کتاب جدول رو برات گذاشتم
آره خب، بهش نیاز پیدا نکردم عزیزم
چون از ساعت 5 صبح بیدار بودم
تو مسافرخونه کلی کار هست
ولی گوش کن، تو در چه حالی؟
منظورم اینه که، چه حسی داره که دوباره حرفهات رو انجام بدی؟
اوه جان، هوا یه حالت شیرینی پیدا کرده
و فقط به این خاطر اینو نمیگم...
که داریم کنار یه کارخونه باقلوا فیلمبرداری میکنیم
بچهها!
میخواین اون مجلهها رو بذارین سر جاشون، لطفا؟
نه
عالیه، حمزه! عزیزان، من باید برم
بالاخره قراره خصوصی با کارگردان صحبت کنم
اون یه کارگردان جوونیه که قراره در آینده نزدیک خوب بدرخشه
خب، به نظر اونجور آدمیه که ازش خوشت میاد
آره! پول درست و حسابی که دستت بیاد،
میتونی نظر بهترینها رو جلب کنی
خب، زبوگوم، جان
به زبان مادری میشه خداحافظ!
باشه، خب منم میرم عزیزم
کلی کار دارم، ولی برات آرزوی...
خیلیخب، باشه. منم دلم برات تنگ میشه
قطع کرده که
اوه! چه ضایع، بابا!
اوه خدای من، چقدر خجالتآور
حتما خیلی احساس حماقت میکنی
بهتره یادتون باشه اون کلاه گیسها...
رو از کدوم میخها در آوردین، چون مادرتون جاشون رو یادداشت کرده
دیوید؟ بیا اینجا، لطفا
- یه نگرانی دارم - اوه! آم، نه
خوشبو کننده طبیعیت جواب نمیده
بس کن، دیوید! نه، بیا اینجا
- بشین! - چیه؟
آم...
چیه؟
فقط میخواستم مطمئن بشم که...
همهچی بین تو و پاتریک روبراهه
آره! چرا؟ چرا؟ مگه بهت چی گفته؟
نه، هیچی. فقط...
وقتی نمرهات رو توی این تست رابطه دیدم، ترسیدم
اوه، خدای من!
چون طبق تست "رابطه شما چقدر الکتریکی است"
توی مجله میجر لیدی
که واسه تابستون سال 1991 هستش، تو و پاتریک...
"نیاز به ژنراتور دارین"! بیچاره!
خیلیخب، اول از همه، مجله میجر لیدیه دیگه
و دوماً، اون تست آشغاله
واقعا راست میگی، دیوید
این تست آشغاله که به نظر میاد بیشتر از یه بار انجامش دادی
آره، چون خرابه. هزار بارم انجامش بدی
یه نتیجه تحویلت میده
اوه ایرادی نداره، دیوید
تو پاتریک با اون...
زندگی از ساعت پنج تا نه خو گرفتین، پس اوضاع احتمالا...
کم کم داره یکم سرد میشه
تو با دامپزشکی داری قرار میذاری که تیشرتهاش رو اتو میزنه
آم، من و تد نتیجه "طوفان الکتریکی" گرفتیم پس...
این غیرممکنه. چیکار کردی که همچین نتیجهای گرفتی؟
دوباره با دست خیس سشوارت رو زدی تو برق؟
هی، دوبار همچین اتفاقی افتاد، بیخیالش شو
ببخشید که ما خیلی تلاش میکنیم تا جرقه رو پایدار نگه داریم
این حال بهمزنه
درواقع جدیداً هر جمعه عصر...
میریم به "قرار ماجراجویانه"
"قرار ماجراجویانه" به نظر چیزی میاد که یه مشاور زناشویی...
واسه راه آخرین توصیه میکنه
خیلیخب، باشه. میخواستم ببینم...
شما میخواین امروز عصر بهمون ملحق بشین یا نه،
ولی احتمالا کارهای هیجانانگیزتری دارین
مثل برچسب قیمت زدن روی چیزا
راستش، امروز روزِ بازارپردازیه
اوه!
اصلا کجا دارین میرین؟
تد یه تور تو پارک اِلم فالز گرفته،
که گردش خیلی رمانتیکی برامونه
به نظر مسخره میاد
باشه، اطلاعاتش رو برام اساماس کن،
تا ببینم علاقهمندیم بیایم یا نه
اوه! دیوید؟ ممکنه بدترم باشه
شماها ممکنه یه "قطع کامل برق" باشین
اومم! برو گمشو
قار قار! برادران همتیمی من!
آره منم، اگه باورتون بشه!
خیلیخب، به تهیه کنندهها گفتم
پس زمینه رو سر صحنه تایید میکنم
اوه! و منم همینو بهشون میگم
تو باید بلیر باشی. بدون فامیلی
دکتر کلارا بئاتریس ماندراک در خدمت شما
اسم میانی نوشته نشده بود، ولی من تحقیقم رو کردم
خیلیخب. پس تو رز هستی؟
مویرا رز. و متوجهام قضیه از چه قراره
منو خراب کن تا دوباره بسازیم!
درست مثل کاری که استنلی کوبریک با شلی کرد
خیلیخب، من خیلی با بازی حال نمیکنم
و تا یه ساعت دیگه باید برم سر صحنه
پس این هرچی که هست رو میشه بذاری تا اون موقع؟
به گمونم بهتره قبل از...
شروع فیلمبرداری...
فیلمنامه رو بازنگری کنی
فیلمنامه مشکلی داره؟
خب، فقط یه چندتا اصلاح شخصیتها لازمه
شوخی کردم
فیلمنامه آشغاله، معلومه خب
ها! اگه فیلمنامه آشغال بود
فکر نکنم کار رو قبول میکردیم
یه فیلم فانتزی آخر الزمانی درمورد کلاغهای جهشیافتهست
فکر کنم همهمون میدونیم اینجا چی داریم میسازیم
یه تمثیل به موقع درمورد تعصب
- خیلیخب، ماورا بودی؟ - مویرا
فیلم قبلی من یه پروژه استودیویی 50 میلیون دلاری بود
فکر کنم به راحتی میشه گفت که این، اون نیست
و پس این دقیقا برات چیه؟
یه سفر به بورا بورا
که اینطور. بورا بورا
یه بار کرولاین کندی اونجا رو آتلانتیکِ...
پلینزی فرانسه خطاب کرد
خیلیخب، بیا فقط دستمزدمون رو بگیریم
و دعا کنیم که کسی اینو نبینه، باشه؟
صبح بخیر، استیوی
فقط اومدم استعفا نامهام رو تحویل بدم
خیلیخب، میتونی همینجا روی میز بذاریش
خب، درواقع هنوز ننوشتمش
ولی به گمونم میتونم همین الان برات بخونمش
آم، "به افراد و مسوولین مربوطه"
ببخشید رولاند، دقیقا چرا داری کارت رو ول میکنی؟
خب، ترجیح میدم استعفا بدم تا اینکه هر روز بیام اینجا...
و تحقیر بشم!
یعنی، میام سر کار و جانی...
داره تمام کارهام رو میکنه!
آره، از وقتی خانوم رز رفته...
- همش خودش رو درگیر اینجا کرده - آره، دقیقا!
منظورم اینه که، بیخیال کار بعدیش چیه؟
میرم خونه و میبینم داره با زنم تخته نرد لختی بازی میکنه؟
بیخیال!
- نه، باهام حرف نزن - آره
یعنی، تو آینه نگاه میکنم
و چهره جانی بهم زل زده؟
فهمیدم، رولاند. باهاش حرف میزنم
باشه خب، منم باهات میام
اوه، ببین! لباس کار پوشیده
دیگه حتی داره عین من لباس میپوشه
آه...
چیکار میکنی، آقای رز؟
اوه، متوجه شدم که تو آبرووها چیزهایی گیر کرده
ولی آم...
رولاند مسئول انجام آبرووهاست
آره، من درست کننده آبرووهام، جانی
همه میدونن که من درست کننده آبرووهام!
خب، تو لیست کارهای امروز بود
آره، تو لیست کارهای من بود!
بعدش میخوای چیکار کنی، دستشوییها رو تمیز کنی؟
نه، دستشوییها رو تمیز نکردم
خدایا، اگه دستشوییها رو تمیز میکرد از نظرم مشکلی نداشت
همهچی روبراهه، آقای رز؟
آره، از این بهتر نمیشم. احساس نشاط میکنم!
خب، شاید بتونی بری سروقت تمیز کردن پنجرهها
و کار رولاند رو بهش پس بدی؟
خب، پنجرهها رو تمیز کردم
به نظر میاد رولاند باید بره کار دیگهای پیدا کنه
اوه خدایا. برو کار دیگهای پیدا کنم، میشنوی چی میگه؟
بعدش چی قراره بشه؟ میرم پیش متخصص پوستم،
و جانی اونجا داره خالهام رو چک میکنه؟
منظورت رو رسوندی رولاند، ممنون
- اوه، سلام - سلام
تا حالا بهت گفتم که چقدر سکسیه که بیام اینجا...
و ببینم تو داری...
به موجودی مغازه میرسی؟
و این لاستیک انگشتهای کوچولو رو دستت کردی؟
بهم کمک میکنن راحتتر صفحه بزنم
جذاب. سکس جذابانه
میدونی دیگه چی جذاب و سکسیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.