White Oleander

White Oleander

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

White Oleander 2002 1080p WEB-DL x264-YIFY
다음의 해설 RainbowSubs

태그

webdl
게시일: 2025-09-17
다운로드: 35
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫ همه می‌پرسن ‫چرا از آخر شروع کردم

‫ و به سمت ابتدا برگشتم.

‫ دلیلش ساده‌ست.

‫ نمی‌تونستم ابتدا رو بفهمم

‫ تا وقتی به آخر نرسیدم.

‫ قطعات زیادی از پازل گم شده بود.

‫ چیزهای زیادی بود که هیچ‌وقت نمی‌گفت.

‫ می‌تونستم این چیزها رو بفروشم. ‫مردم می‌خوان بخرن.

‫ ولی اول همه رو آتیش می‌زدم.

‫ اون این رو دوست داشت.

‫ این کاریه که اون می‌کرد.

‫ اون چیزی می‌ساخت فقط برای اینکه بسوزونتش.

‫ نمی‌تونستم هزینه این یکی رو بدم،

‫ ولی ابتدا شایسته چیزی خاصه.

‫ ولی چطور نشون بدم که هیچ‌چیز،

‫ نه طعم، نه بو،

‫ حتی رنگ آسمون

‫ هیچ‌وقت به این وضوح و تیزی نبود

‫ که وقتی مال اون بودم.

‫ نمی‌دونم چطور بیان کنم

‫ که بودن با کسی این‌قدر خطرناک

‫ آخرین باری بود ‫که احساس امنیت کردم.

‫ بادهای سانتا آنا اون پاییز ‫گرم از بیابون وزید.

‫ فقط درخت‌های خرزهره رشد کردن.

‫ شاید باد دلیلش بود ‫که مادرم اون کار رو کرد.

‫ اگه این بود، ‫من نمی‌دونستم.

‫ اون موقع تو سایه‌اش زندگی می‌کردم.

‫ اون بود

‫ زیباترین زنی که تا حالا دیده بودم.

‫ می‌دونم همه وقتی کوچیکن اینو فکر می‌کنن،

‫ ولی اون ‫زیباترین زنی بود

‫ که بیشتر مردم تا حالا دیده بودن.

‫ اون بدون هشدار وارد زندگی‌مون شد.

‫ مادرم اول بهش بی‌توجهی کرد.

‫ اون تایپش نبود.

‫ ما بهش می‌خندیدیم، ‫به سماجتش.

‫ "هیچ‌وقت نذار یه مرد ‫شب بمونه،"

‫ اون گفت.

‫ "هیچ‌وقت عذرخواهی نکن، ‫هیچ‌وقت توضیح نده."

‫ اون داشت همه قوانینش رو می‌شکست...

‫ و این همه‌چیز رو عوض می‌کرد.

‫اینجا چی کار می‌کنی؟

‫بیا کنارم بشین.

‫بهترین جا برای حس کردن باده.

‫از اینجا هم می‌تونم حسش کنم.

‫نه، نمی‌تونی.

‫اشکالی نداره.

‫باید یه کم بخوابی.

‫من هیچ‌وقت نمی‌خوابم.

‫ساعت‌هاست اینجام.

‫یه ایده فوق‌العاده داشتم

‫برای اینکه چطور از پولاروید‌هام ‫تو نمایشگاه نیوپورت استفاده کنم.

‫امروز از کار مرخصی می‌گیرم.

‫تا تمومش کنم ادامه می‌دم.

‫هنوز برای شب والدین میای،

‫مگه نه؟

‫اوه، خدایا، یادم رفت.

‫برنامه ریختم ‫برای افتتاحیه گرتا برم.

‫همه والدین دیگه می‌رن.

‫اونا چی می‌تونن درباره تو بهم بگن ‫که من قبلاً نمی‌دونم؟

‫وقت تمومه! مدادا رو بذارید پایین.

‫ورقه‌ها، لطفاً. ممنون.

‫ممنون.

‫وقت تمومه، آسترید.

‫مادرت امشب میاد؟

‫نه.

‫برنامه دیگه‌ای داره.

‫مهم‌تر از شب والدین؟

‫اون هنرمندِ.

‫براش چیزایی مثل شب والدین مهم نیست.

‫درسته.

‫فراموش نکنید، بچه‌ها، ‫فصل‌های ۱۷ و ۱۸ برای فردا.

‫عکس‌های پرتره‌م رو تموم کردم.

‫نظرت چیه؟

‫عالین.

‫نه.

‫داری نگاه نمی‌کنی.

‫اگه نبینی نمی‌تونی هنرمند باشی.

‫چرا فکر می‌کنی عالین؟

‫نمی‌دونم.

‫تنهان.

‫منم وسطش.

‫این رازمونه.

‫نمی‌تونی به کسی بگی.

‫نمی‌گم.

‫من هیچ‌وقت رازامونو نمی‌گم.

‫این نگاه گوزن‌مانند تو نوره.

‫خنده‌داره.

‫این چند وقته ادامه داره؟

‫چند ماه.

‫زنش دیر یا زود می‌فهمه.

‫آه، اون احمقه.

‫صحنه سینما.

‫دوباره بری کولکره.

‫بهش بگو کشته شدم

‫تو یه حادثه کوهنوردی ‫تو هیمالیا.

‫بری، اون هنوز خارج از شهره.

‫تخم‌مرغ نداریم.

‫ما هیچ‌وقت تخم‌مرغ نداریم.

‫بری می‌تونه ما رو برای صبحانه ببره بیرون.

‫بری شب موند؟

‫آره.

‫شرط می‌بندم هنوز خارج از شهره ‫برای اون مأموریت.

‫به مجله زنگ زدم.

‫سه روز پیش برگشته.

‫خب، احتمالاً داره کار می‌کنه.

‫وقتی کار می‌کنه زنگ نمی‌زنه.

‫زنگ نمی‌زنه

‫وقتی داره از یکی دیگه ‫اون چیزی که می‌خواد رو می‌گیره.

‫فکر نمی‌کنم باید این کار رو کنیم.

‫عصبانی می‌شه.

‫فقط می‌گم تو محلمون بودیم.

‫حرفمونو باور نمی‌کنه.

‫تو تایپ من نیستی.

‫تو تایپ من نیستی.

‫چی شد؟

‫قرار داره.

‫با من عشق‌بازی کرد ‫و بعد گفت باید برم

‫چون قرار داره.

‫به جرم قتل بری کولکر دستگیر شدی.

‫نمی‌تونن منو نگه دارن!

‫یه ساعت دیگه برمی‌گردم!

‫تو باید آسترید باشی؟

‫من خانم مارتینزم

‫از خدمات کودکان.

‫اومدم دنبالت.

‫اگه وقت بیشتری برای جمع کردن وسایلت بخوای،

‫می‌تونم ۱۵ دقیقه بهت بدم، ‫ولی همین.

‫من جایی نمی‌رم.

‫منتظر مادرمم ‫که برگرده خونه.

‫مادرت ‫به این زودی‌ها خونه نمیاد...

‫حداقل برای یه مدت.

‫طبق قوانین ایالت کالیفرنیا،

‫تو رو به مدت تعیین‌شده توسط قانون

‫برای قتل درجه یک محکوم می‌کنم.

‫حداقل ۳۵ سال تا حبس ابد ‫تو زندان با امنیت بالا.

‫سلام، استار. چطوری؟

‫خوبم!

‫تو چطوری؟

‫خوشحالم که میبینمت.

‫خوشحالم که میبینمت.

‫ولی حتماً بعد از اون رانندگی طولانی گرسنه‌تونه.

‫امیدوارم نون زیتونی دوست داشته باشید،

‫چون به اندازه یه ارتش درست کردم.

‫ترافیک چطور بود؟

‫تو مرکز شهر بد بود،

‫ولی خیلی زود درست شد. آسترید؟

‫بیا اینجا.

‫آسترید ماگنوسن، ‫این استار توماسه.

‫خیلی خوشحال شدم که باهات آشنا شدم، آسترید.

‫بیا داخل!

‫بذار کمکت کنم با اون.

‫مسیر طولانی بود؟

‫آره.

‫امیدوارم کلی وسیله نیاورده باشی

‫چون باید اتاق رو ‫با دخترم، کارولی، شریک شی.

‫این کارولیه.

‫اینجا خونه ماست.

‫اینجا معمولاً مهمون می‌پذیریم.

‫و اینجا آشپزخونه‌ست و این چیزا.

‫پسرها اینجا تو پذیرایی می‌خوابن

‫چون اتاق خواب کافی نداریم.

‫اون دیوی‌یه، با عینک، ‫و اوون.

‫این آستریده، بچه‌ها.

‫سلام کردید؟

‫کارولی؟

‫گفتم همین حالا بیا بیرون.

‫بیا بریم اونجا.

‫این کارولیه، دخترم.

‫یه کم جا باز کن، باشه؟

‫و اینجا جاییه که قراره بخوابی.

‫و اون همه رو تمیز می‌کنه، نگران نباش.

‫بهش توجه نکن. هورمونی شده.

‫مشکل اینه که هنوز نجات پیدا نکرده.

‫تو چی؟

‫چی؟

‫عیسی مسیح رو ‫به عنوان ناجی شخصی‌ت قبول کردی؟

‫نمی‌دونم.

‫خب، وقتی این کار رو کردی، ‫اون منتظرت خواهد بود.

‫اینجا جاییه که من و ری می‌خوابیم، ‫و حموم هم اینجاست.

‫بیا برگردیم اینجا.

‫ری امشب دیر میاد ‫چون شب پوکرشه.

‫و مرد خوبیه و اینا،

‫ولی باهاش درباره عیسی حرف نزن.

‫انگار مأمور توقیفه یا چیزی،

‫نه نجار مثل خودش.

‫تو باید تازه‌وارد باشی.

‫من ریم.

‫یا عمو ری، ‫ولی این ایده استاره.

‫نه من.

‫من آستریدم.

‫از آشنایی باهات خوشحال شدم، آسترید.

‫میای داخل؟

‫چرا؟

‫دارم فکر می‌کنم.

‫درباره چی؟

‫مادرم.

‫استار درباره‌اش بهم گفت.

‫داره به خاطر قتل دوست‌پسرش ‫زندان می‌کشه؟

‫آره، خب، این چیزا پیش میاد.

More Farsi Persian subtitles for White Oleander

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left