처음 103줄입니다.
سه الکساندر پتروویچ
تقدیم به تمام عاشقان سینما
در آوریل سال 1941، آلمان نازی با .یوگسلاوی اعلان جنگ نمود
.این نبرد، 12 روز به طول انجامید .آن روزها، روزهای سقوط و آشوب بود
داره میاد؟
.چیزی نمیشنوم - تو چی میلووان؟ -
.هیچی
میدونی قطار کی میاد؟ - !اینجا وایسادن ممنوعه -
!تو سرباز، برگرد سر جات !زود
!رئیس داره میاد - !مراقب اون آرنج باش - !نگاش کن! چه شیک پوش -
!البته که آقازادهم !مثله بقیه که دهاتی نیستم
!برین عقب، حرومزادهها
!هلشون بده عقب
اونها میان؟ - آلمانیها کجان؟ -
!جا باز کنین! این زن رو خفه میکنین - میتونن پل رو منفجر کرده باشن؟ -
!خفه شو پیرمرد - !اونوقت خودت چی هستی؟ نکنه دختری -
!تماس گرفتن... داره میاد
چیه؟ به چی زل زدین؟ !برگردین عقب، حیوونا! برین عقب
!آهای رفیق !اون خرس ماده رو بیار اینجا
.بذار نشونمون بده چیکار میتونه بکنه
.بیا .یه مشتری اونجاست
،دارن ما رو ول میکنن میرن !انگار ما آدم نیستیم
!ساکت! بر ضد ارتش حرف نزن - !لعنتی! این خیانته -
دیدی چی شد؟ !ارتش رفت
پس ما چی؟ - !از پلیس بپرس - اون کجاست؟ - !موشصفتها! در رفتن -
.یکی دیگه توی راهه !احتمالا
!برادرها، ما رو سر کار گذاشته - .از هیچی خبر نداره -
!توبه کنین
!توبه کنین! توبه کنین
.کجایی زیکو؟ یه چیزی بگو !ما فقط منتظر تو بودیم
زیکو، تو هم داری سریع در میری؟ - با درجه یک سفر میکنی یا دو؟ -
.هر چی بخوای بهت میدن .نگران نباش
!زودباش زیکو! چندتا قانون واسه اینجا تنظیم کن - تو نتونی پس کی میتونه؟ -
!توبه کنین !پدرمان شما رو در صلح و شادی قرار بده، آمین
"..و مردم تشنهی آب بودن ..." - .یه واگن اونجا خالیه -
!گمشو زیکو - !اینقدر این اطراف نچرخین -
!پلیسها در رفتن - !هیچکی باقی نمونده -
!هر لحظه ممکنه آلمانها بگیرنش - !برادرها، بیاین غارتش کنیم -
.یه مقدار واسه نیرو هوایی میذارم - !اسکای هاوک - !بذارین رد شم -
!زنده باد نیروی هوایی - .چیز خوبیه - !البته که هست! بیخودی نیست -
!مردم، بذارین منم یه قوطی بردارم! من خیلی فقیرم - !خفه شو! داد نزن -
!واسه منم یه مقدار هست
واسه چی ژست میگیری؟ - !تو هم قبلا کشاورز بودی -
!نظم رو به میدون جنگ بیارین، نه اینجا - ...ما پلیس نظامی هستیم -
.این منطقه زیر نظر دادگاه نظامیه - !خب آلمانها میگیرنش -
آلمانها؟ !امکان نداره
.جبهه پیش روی ماست .حقیقت اینه
.باقی همهش غلطه - !ستون پنجم! میدونستم -
!این ارتشه! سریع نظم رو برقرار میکنن - واسه چی با تو تماس گرفتن، پتا؟ -
پس ما چی؟ باید چیکار کنیم؟ - شما؟ این "شماها" کی هستین؟ -
ما؟ .سرباز وظیفه
منتظر چی هستی؟ !به خط بشین! سریع
!سریع به خط بشین !این دستوره
!مستقیم با سیم !توی روز روشن
.به مرکز فرماندهی وصل شده بود - خب بعد؟ -
...خب نیازی به محاکمه نبود .درست توی صحنه جرم بهش شلیک شد
!شناسنامه! آره خودت - من؟ -
!بین این همه آدم چرا من - .شناسنامه -
.تو هم همینطور .شناسنامهت
اسم؟ - .اونجا نوشته - !میدونم! میخوام بررسی کنم -
!شناسنامه
اسم؟ - .میلوش بویانیچ - شغل؟ - .دانشجو -
!شناسنامه - .ندارم. هیچی ندارم -
هیچی؟ - ...همه چیز سوخت -
...خونه بمبارون شد و من .منم از بلگراد فرار کردم
.هر کس یه داستانی داره ... تو یکی از اون
.وطن فروشها هستی ... - حرف "ر" رو عجیب نمیگه؟ -
.صربها اینجوری حرف نمیزنن - .از زمانی که بدنیا اومدم همینطوری حرف میزدم -
.همه یه بار به دنیا اومدن به ما بگو کی هستی؟
.من روزنامه نگارم - !داره دروغ میگه! دوربین داره -
!خب شغل من همینه - !شغل؟ یه حقه واسه جاسوسی -
!جایی که پول هست اونم هست - !یه جاسوس خیلی پول درمیاره - !بهش شلیک کنین -
ما قبلا کوزوو رو بخاطر !آدمهایی مثله این از دست دادیم
.زن و بچهم هم همینجان - کجان؟ -
!ورا
.آروم باشین! بذارین خودمون بررسی کنیم .یه بار دیگه صداش کن
کسی اونو میشناسه؟ - .هیچکس - همسرت کجاست؟ -
.همین اطراف - همین الان براش کاری میکنن؟ - کجا؟ -
.باید منتظر همسرش بمونیم - !کی این حرفو زد؟ -
.من گفتم - !دانشجو، تو خفه شو - ...دانشجو -
.همین تازگی دیدمش .باهاش حرف زدم ولی هیچی نمیگفت
...نمیتونین اینطوری اینکارو بکنین .کشتن یه انسان بدون محاکمه
.این جنگه .اینم دادگاه نظامیه
تو هم یکی از اونایی؟ !ستون پنجم
!ستون پنجم !یکی دیگهشون رو هم گرفتن
!ساکت
!اینجا ما قانونیم
صبر کنین! منو کجا میبرین؟ !خواهش میکنم بهم بگین
خواهش میکنم بگین !منو کجا میبرین
...خواهش میکنم بگین - ...زودباش -
،صبر کنین ...خواهش میکنم بذارین بهتون بگم
...چیزی که
الان چی شد؟ !اون مرد رو کشتن
ما چی؟ - شما" کی هستین؟ "شما" چی؟" -
.ما سرباز وظیفهایم - !گمشو -
.به حال خود
...خواهش میکنم... شوهرم ...یه کلاه گرد به سر داره
...دوربین همراهشه...
.قرار بود اینجا منتظرم باشه
.دستهاتو بذار پشت سرت !تکون نخور
!تفنگتو بنداز
!تفنگتو بنداز
.ترس نداره، رفیق .خالیه
No comments yet. Be the first to leave one.