처음 200줄입니다.
.بفرمایید
الان برمیگردم واستون یه کم پارمژان و فلفل قرمز میارم
اگه چیز دیگه ای هم خواستین .بهم اطلاع بدین
فقط یه دستگاه شوک الکتریکی .و سوزن تزریق قلبی هم بیار
می دونم این رستوران برای سلیقه ی شماها یه ذره ناخوشاینده
ولی "شنایا" می خواست به یه رستوران اصیل ایتالیایی بره که سس مایونز ِ
واقعی روی نون میله ای سرو کنن .تا یه خبر غافلگیر کننده بهمون بده
،اشکالی نداره، می دونی چند روز پیش توی روزنامه
خوندم که نوشته امریکایی ها .زیادی سبزیجات می خورن
.پس این عالیه
.از همه ممنونم که اومدین
این واسم واقعاً مهمه
که شما اولین کسایی باشین .که از تغییر سرنوشت سازم باخبر میشین
..."یه پسر توی مدرسه م هست، "ویلبر
،مامان، می دونی کیو میگم ...همون که چشمای خیلی نافذی داره
،زنگ تفریح اومد پیشم ،و اولش
فکر کردم می خواد یه چیزی پرت کنه تو صورتم
...بس که باهام لاس می زنه ...ولی در عوض
،"شنایا"
الان چند وقته با هم دوستیم؟
سه؟ - سه و نیم هفته -
.حس 4 هفته به آدم میده
من واقعاً نمی دونم زمان ِ چی، کِیه
حال و حوصله ی حساب کتابش رو ندارم
ولی می خوام تمام زندگیم رو با تو بگذرونم
می دونم که ممکنه مجبور شی برگردی به غرب میانه
ولی نمی تونم اجازه بدم که قبل از .اینکه احساساتم رو بهت بگم بری
تو باعث میشی بخوام .پسر بهتری باشم
،"شنایا" باهام ازدواج قلابی می کنی؟
.من قراره ازدواج قلابی کنم
.تو فروشگاه اسباب بازی فروشی هم ثبتش کردیم
این حرکات چیه؟
.رقص انگشتره
.ازدواج قلابی "شنایا" چقدر رومانتیکه
چیه؟
به چی فکر می کنی؟
باورم نمیشه قبلاً هرگز .اینجا نیومدی
اگه می دونستم سه قرار زودتر .تو رو اینجا می آوردم
می بینی چقدر خوبه که دور و برت فقط آدمای خوشگل باشن؟
من که فقط یه آدم خوشگل می بینم
"اوه خدای من، اونا "بن افلک .و "جی لو" هستم
پیش بینی می کنم که ازدواج کنن
و نی نی های خوشگلی .همرنگ قهوه سویا بسازن
اونا "مدونا" و "گای ریچی" هستن؟
اوه خدای من. جدیداً به خاطر تو .مجله های زرد می خونم
.خیلی بهت افتخار می کنم .تمام اخبارم از همون مجله ها تامین میشه
.اونا واقعاً زوج بی نقصی ان
.تا مرگ ایشان را جدا سازد
.نه، شنیدم "مدونا" هرگز نمی میره
!خیلی وقت پیش جراحیش رو انجام داده
اوه آره. منم می خوام یه روز
ازدواج کنم و تا ابد به خوبی و خوشی زندگی کنم. تو چطور؟
حتماً. منم دوست دارم یه بازیکن وسط با قد 2 متر و 10 سانت
،تو تیم "شیکاگو بولز" باشم .ولی همچین اتفاقی قرار نیست بیفته
.نفهمیدم چی گفتی - ازدواج واسه آدمایی مثل ما، یه رویاست -
آدمای همجنسگرا می تونن مراسم ِ باشکوه پیوند مدنی واسه خودشون بگیرن
ولی تا وقتی که دولت ایالات متحده
،به رسمیت نشناسدش
.این کارا چیزی جز خاله بازی نیست
.آره، ولی احساسات که واقعی هستن
.یعنی، یه جور ابراز عشقه دیگه
تا وقتی که تمام انسان های بالغ توی این کشور
اجازه ی ازدواج با هر کس که بخوان رو نداشته باشن
من حتی از فکر کردن به ازدواج .خودداری می کنم
.چه غیررومانتیک
ولی چقدر سیاستمدارانه و ."سکسی تو مایه های "هاروی میلک
،ام، باشه .پس ازدواجی در کار نیست
بچه چطور؟
...اون رو بهش علاقمندم
.در کنار یه مرد مناسب
برایان"، درباره ی چی فکر می کنی؟"
.هیچی
:ترجمه و زيرنويس از EraZer Head
.زنبور خان، تقریباً 9 شده
.چراغ کلاه ایمنی خاموش
،باید بگیری بخوابی .نه اینکه معدن یابی کنی
.ببخشید مامان
باید طرح لباس عروسم رو .تموم می کردم
فکر کنم بشه از برگهای پاییزی .درستش کرد
"به عنوان نمادی از رضایت من و "ویلبر
برای رشد و تغییر با هنگامه ی .فصل های پرجوش و خروش زندگی
بعلاوه، صدای خش خش .باحالی میدن
عزیزم، گرفتن یه ازدواج قلابی .یه جورایی خیلی مهمه
مطمئنی "ویلبر" آماده ست که فقط متعلق به یه دختر باشه؟
مامان، من تو نیستم و .ویلبر" هم بابا نیست"
.ما عاشق همدیگه ایم
یادت نمیاد چه حسی داشتی
وقتی تازه نامزد کردی؟
.بزن به هدف عزیزم
اگه با یه پرتاب همه رو بزنم باهام عروسی می کنی عزیزم؟
.نه جدی میگم
شکمم به اندازه ی اون توپ بولینگ .گنده شده
برای همین ازم خواستگاری می کنی؟
می دونی، چون مجبوری؟
آره - اوه -
آره، چون باید
تک تک روزای زندگیم رو کنار تو بگذرونم
همیشه و تا ابد، با یا .بدون این بچه ای که ساختیم
من عاشقتم "گلدی"، و میخوام .زنم باشی
.منم عاشقتم
خیله خب، تماشا کن - !باشه -
.بله
.بله. باهات ازدواج می کنم .چه درست و چه غلط
،می دونی چیه عزیزم .حق با توئه
.جلو عشق رو نمیشه گرفت
پس تو لباسم رو درست می کنی؟
:به شرط اینکه یه قول بهم بدی
.تا وقتی 25 سالت نشه سکس نمی کنی
هیچ جوره امکان نداره .تا اون موقع دکترا گرفته باشم
بعلاوه من و "ویلبر" می خوایم لااقل
به مدت یه سال تو یه روستای فرانسوی پرورش شراب زندگی کنیم
.قبل از اینکه حتی حرف از بچه دار شدن بزنیم
.بگیر بخواب
.عشق زیباترین احساس در جهانه
هاماچی تارتار" روی "وانتون"ِ تُرد"
استیک ِ دنده ی خیس خورده توی چیلی ِ خشک
،و غذای مورد علاقه م ."لقمه ی بره"
حالا، چون گوشت بره ست ممکنه دهن آدم یه کم بو بگیره
ولی اگه لازم بود می تونیم میان وعده های .نعنادار دم دست داشته باشیم
.گرفتم
!بابای منم پول نداره یه پای تازه بخره
.همه ی اینا به نظر زیادی خارجی میان
تمام شب بیدار بودی که اینا رو درست کنی، "راکی"؟
نه، ولی تمام شب بیدار بودم .و به زندگیم لعنت می فرستادم
،خیله خب، من گل یاسمن سفارش دادم
.دعوتنامه ها رو هم فرستادم
حالا، "گلدی"، کار لباس به کجا رسید؟
اه، فکر کنم خودم یه چیزی .واسش بدوزم بس باشه
.خیله خب، پس یه لباسم لازم داریم
چه خبره؟
.داریم عروسیم رو برنامه ریزی می کنیم
.فکر می کردم قراره فقط تظاهر به ازدواج کنین
آره، ولی قراره «واقعاً» تظاهر .به ازدواج کنن
دیوید"، خنگی؟"
.یه لحظه کلید این دیوونه خونه رو بگیر دستت
.من یه مشروب لازم دارم
."برایان" - هان؟ -
می تونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟ - بله -
.بهم بگو اگه زیادی جویدنی بود
یه عروسی؟
یه عروسی واقعی؟
با گل و غذا و لباس عروس؟
باز خوبه یه میمون کرایه نکردی .تا حلقه رو واسه عروس و دوماد بیاره
می خواستم، ولی تنها میمونی که تو شهره رو .واسه یه نمایش تلویزیونی رزرو کردن
برایان"، "شنایا" یه بچه ی 9 ساله ست" .که از همکلاسیش خوشش میاد
اگه یه عروسی خیالی توی زمین ِ بازی می خواست .قابل درک بود
.ولی همه ی آدما خواسته شون مثل تو نیست
این داره تبدیل به بزرگترین .مراسم فصل میشه
.اوه، خدا از دهنت بشنوه
یه سوال: "کارداشیان"ها بچه ی مدرسه ای هم دارن که دعوت کنیم؟
میشه لطفاً یه نفر بهم توضیح بده که این مسخره بازی ها یعنی چی؟
اوه، آره، اون دعوتنامه ی .ازدواج "شنایا"ست
می خواستیم واسش یه جعبه ی اختصاصی طراحی کنیم
.ولی به اندازه ی کافی وقت نداشتیم
.و سر روبانش هم به توافق نرسیدیم
چرا با "شنایا" این کار رو می کنین؟
اوه، نن جون، قراره فقط .تظاهر به ازدواج کنن
.نه، ببین، کار این گِی ها همینه
«تظاهر می کنن»
.که می تونن ازدواج رو از نو تعریف کنن
.امروز میشه بین دو تا بچه
.فردا، بین دو تا آلت خور
،بعد یکهو به خودت میای می بینی دارن
.واسه سگشون عروسی می گیرن
راستش رو بخوای همین بهار قبل، یه مراسم ِ
"پیوند مدنی واسه "بوگندو" و "میبل
.توی "اسکولر باکسر" گرفتیم .فواره ی آبگوشت ِ گاو هم داشتیم
.توضیحاتت مفید نیست
،ازدواج واسه سگا نیست
،واسه بچه ها نیست
،و متاسفم پسرا .ولی واسه شما هم نیست
خانم "فارست"، خیلی نگذشته از زمانی که
ازدواج آدمای سیاهپوست .با سفیدپوستا غیرقانونی بود
.اون موقع همه چی سر جاش بود
"زمانی که ایالت "کالیفرنیا
بالاخره ازدواج همجنسگراها رو قانونی کنه
.من و همسرم ازدواج می کنیم درسته "دیوید"؟
درسته؟
.نمی دونم
،آخی، سیندر الله خان
.انگار کفش بلوری اندازه ت نیست
و این ازدواج دروغی هم قرار نیس .اتفاق بیفته
برایان"، "ویلو اسمیت" همین الان" .جواب دعوتنامه ش رو فرستاد
.قرار نیست بیاد
.خب، این دیگه بدترین روز زندگیم بود
خیله خب. من شخصاً تک تک ِ
.شما دخترا رو دست چین کردم
چون دیدم والدینتون پشت شیشه ی ماشین .عکس "رامنی" رو چسبوندن
یکی این، و اینکه بلدین چطور
.مثل خانما با پاهای بسته بشینین
ما یه مشکل خیلی بزرگ .رو دستمونه، خانم ها
و من به کمک همه ی شما، اعضای آینده ی گروه "یک میلیون مادر" نیازمندم
حالا، من مطمئنم که شما صحبت های والدینتون رو
.درباره ی تقدس ازدواج شنیدین
،البته. ازدواج بین یه زن و یه مرده
.نه یه مرد و یه مرد
."گل گفتی "ریگن
ازدواج همجنسگراها در حال حاضر
.در 6 ایالت قانونیه
.مامانم میگه 6 تاش زیادی ان
No comments yet. Be the first to leave one.