처음 178줄입니다.
چه خبر شده؟
هوز خبری نشد؟!
کسی نیست گزارش کامل از موقعیت فعلیمون بده؟
فرمانده!
کوآگوآها دارن به مواضع دفاعیمون حمله میکنن.
پس انقدر زیاد هستن که بخوان از مجیکآتیم های تدافعی ما عبور کنن؟
دروازهها رو ببندید!
ولی هنوز اونطرف سربازها در حال نبردن...
احمقی؟ جون دهها هزار نفریِ فئو جرا مهمتره یا اون چند نفر؟
دروازهها رو ببنید!
نذارین حتا یهنفرشونم رد بشه!
نیزهداران! به پیش!
جادوگران، حملهی رعد و برق!
ثاندر بول! گلولهی صاعقه
ثاندر اسپیر! نیزهی صاعقه
زودتر دروازه رو ببندید!
نگران نباشید. نیش و دندون کوآگوآها نمیتونن به این دروازه آسیب برسونن!
اگه به من بود همین الان این شهر رو تخلیه میکردم.
تو هم به همین فکر میکردی؟
پیام! پیام!
فرمانده! یه مورد اضطراری پیش اومده!
یه آندد سر ورودی بالای زمین پیدا شده و میگه میخواد در مورد کوآگوآها صحبت کنه.
یه آندد؟!
قسمت ششم: فاجعهی قریبالوقوع
گفتن که اطلاعاتشون رو از کوآگوآیی که توی فئو رایدو دستگیر کردن به دست آوردن.
تا فهمیدن که کوآگوآها راهی رو برای دور زدن پرتگاه بزرگ پیدا کردن
برای مطلع کردن ما سریع خودشون رو اینجا رسوندن.
من حاکم کشور جادوگر، پادشاه جادوگر آیینز اول گون هستم.
من فرماندهی ارتش دورفها هستم.
چه افتخاری که خود فرمانده به استقبالم اومده.
اوضاع با کوآگوآها چطور پیش میره؟
که اینطور.
از اومدن من به پیشوازتون فهمیدین که اوضاع از چه قراره نه؟
البته
گویا عالیجناب قبلا از همه چی با خبرن.
فعلا تونستیم کوآگوآها رو متوقف کنیم.
ولی از اونجا که نیروهای اضافه نداریم، داریم به تخلیه شهر فکر میکنیم.
من اومدم تا روابط دوستانه با کشورتون برقرار کنم.
اگه کشورتون از بین بره برای من هم بد میشه.
خب، کمک من رو قبول میکنید؟
من باید این موضوع رو با مافوقانم در شورای جانشین پادشاهی در میون بذارم.
ما مشکلی برای صبر کردن نداریم.
ولی ضربالمثلی هست که میگه از سنگ بخار بلند میشه ولی از مجلس نه.
فهمیدم.
فرمانده!
عالیجناب پادشاه جادوگر، لطفا قدرت کشورتون رو در اختیارمون قرار بدید.
این پرتگاه بزرگی که معروف به عبور ناپذیر بود
به محض دور زدنش چندان پخی هم نیست.
مواد معدنی کمیابشون به زودی برای ما میشه.
ریورو ساما خیلی خوشحال میشه.
هوی، به نیروهای اصلی بگید که مسیر اصلی حمله رو پاکسازی کردیم.
فهمیدم!
دارن تسلیم میشن؟
وقتشه تا صغیر و کبیرشون رو پاره کنیم.
بزن بریم!
هوی کوتولهها بگیرین که اومدم
چـ چی شد؟
دورفها دارن ضدحمله میکنن؟
نه بابا! اونها ازین بخارها ندارن
اون اونها چی هستن؟
دورفهای غولآسا هستن؟
پـ پل رو خراب کنین!
یوز ساما
اونها شبیه گولم بودن
گولم؟
یه جور هیولان.
احتمالا دورفها یه جوری تونستن رامشون کنن.
دیگه نباید بتونن بالا برگردن.
عقب نشینی میکنیم!
باید این مورد رو به ریورو ساما گزارش بدیم!
کشورمون فعلا پادشاه نداره و بهجاش توسط شورای جانشین پادشاهی اداره میشه.
که اینطور.
لطفا چند لحظه اینجا منتظر بمونید.
چی شد؟!
چی شده سرورم؟
آه چیزی نیست. یه مورد شخصی بود.
لطفا به کارتون برسید.
پـ پس سریعا میرم تا با شورا صحبت کنم.
دو تا از دثنایتهایی که ساخته بودم از بین رفتن.
هردو همزمان شکست خوردن...
اگه این کار یه دشمن باشه...
پس حداقل باید لول 45 باشن...
بالاخره یه بازیکن پیدا کردم؟
برای یه پلیر دو تا دثنایت چیزی نیست.
شاید اونی اونی که شالتیر رو شستوشوی مغزی داده پیدا کردم...
سپاس از شکیباییتون.
لطفا ازین طرف.
سرورم پادشاه جادوگر وارد میشوند!
من پادشاه کشور جادوگر پادشاه جادوگر آیینز اول گون هستم.
مـ ممنون که تشریف فرما شدین سرورم.
لطفا بشینید.
m 0 0 l 130 0 l 130 34 l 0 34
m 0 0 l 124 0 l 124 28 l 0 28
Secretary General
در ابتدا، از طرف کشورمون از شما تشکر میکنیم.
بدون کمک شما قطعا کشورمون از دست میرفت.
طبیعیه که در هنگام سختی به دوستانمون کمک کنیم.
m 0 0 l 200 0 l 200 34 l 0 34
m 0 0 l 196 0 l 196 28 l 0 28
فرماندار غار و معدن
فرمانده گفته که شما دوست دارید تا
روابط بازرگانی دوستانهای رو با کشورمون داشته باشید...
درسته همینطوره.
امیدواریم تا علاقهتون رو به سبزیجات تازه و غذاهایی که به سختی در کشورتون به دست میاد جلب کنیم...
همچنین شراب نابی که از انسانها و کشور جادوگر به دست میاد.
m 0 0 l 158 0 l 158 34 l 0 34
m 0 0 l 152 0 l 152 28 l 0 28
رییس انجمن بازرگانان
و در عوض چه کالاهایی رو از کشورمون طلب میکنید؟
اول از شما سنگهای معدنی میخوام. کشور من معدن کافی برای تهیهشون نداره.
که اینطور.
همچنین ازتون اسباب و لوازم هم میخواهیم.
شنیدم لوازمهای ساخت دورفها بسیار با کیفیت و خوبه.
m 0 0 l 110 0 l 110 34 l 0 34
m 0 0 l 104 0 l 104 28 l 0 28
رییس صنعتگران
به خاطر کمکی که برای جلوگیری از ورود کوآگوآها کردین هرچه تشکر کنیم کمه
ولی به این درخواستتون نمیشه سریع جواب داد.
البته. مشکلی نیست.
خب، در مورد کوآگوآها...
کشور ما جلوی حملهی ابتداییشون رو طبق خواست خودش گرفت، درسته؟
درسته.
اگه شما نبودید و دروازهها شکسته میشد
مجبور میشدیم همهی مردم رو بسیج کنیم تا پای مرگ توی شهر بجنگن.
هرچند، شهر فئوجرا هنوزم کاملا امن نیست.
حالا که اونها راهی رو برای دور زدن پرتگاه بزرگ پیدا کردن
کوآگوآها قطعا دوباره حمله میکنن.
اگر کشورتون از بین بره برای من مشکلساز میشه.
خب نظرتون چیه؟ آیا کمکم رو قبول میکنید؟
به کمک قدرت کشور من میتونیم تا مدتها از یورشِ اونها جلوگیری کنیم.
این که خیلی میتونه کمک حالمون باشه ولی...
بله... مثلا ما میتونیم به لانهشون که... فئو برکانا باشه حمله کنیم.
ما میتونیم پایتخت سلطنتی دورفها رو براتون پس بگیریم.
پایتخت پادشاهی رو پس بگیرین؟
m 0 0 l 106 0 l 106 30 l 0 30
m 0 0 l 104 0 l 104 28 l 0 28
ساقی
این کار بسیار خطرناکیه سرورم.
الان همهی هشت قبیلهی کوآگوآها تحت رهبری یک رییس قبیله متحد شدن و نیروی قدرتمندی رو به وجود آوردن.
درضمن رسیدن به پایتخت سلطنتی هم غیرممکنه.
m 0 0 l 198 0 l 198 30 l 0 30
m 0 0 l 196 0 l 196 28 l 0 28
رییس اداره غذا
باید از سه منطقه بسیار خطرناک عبور کرد.
حتی اگر با خوششانسی از اون سه منطقه گذر کنید
m 0 0 l 136 0 l 136 30 l 0 30
m 0 0 l 134 0 l 134 28 l 0 28
کاهن اعظم زمین
یه فراست دراگون وحشتناک اونجا رو لونهش کرده.
هو؟ یه دراگون؟
عالیجناب، هنوزم میگید میتونید پایتختمون رو پس بگیرید؟
البته
گفتنش از انجام دادنش راحتتره.
چرا اینهمه کمک میکنی؟ چی در ازاش میخواهی؟
مراقب حرفات باش.
آخه وقتی یه آدم غریبه بهت شراب خوشمزه تعارف میکنه نباید شک کنی؟
حتما یه کاسهای زیر نیمکاسهش هست.
حق داری مشکوک باشی.
دلیل اول، ترجیح میدم به جای کوآگوآها که عقل و منش درست و حسابی ندارن
با نژادی وارد رابطهی دوستانه بشم که درکی از داد و ستد داشته باشن.
درضمن، طرف بازنده نسبت به برنده همیشه بیشتر قدردان محبتیـه که بهش شده.
و دلیل دوم اینه که شماها چیزی رو دارید که در ازای کمکم ازتون میخوامش.
که اینطور؟ یه جایزهی درخور میخواهید؟
میخوام همهی رونسازهای سرزمینتون رو به کشور خودم دعوت کنم.
چی گفتی؟!
همه رو میخوای بردهی خودت کنی؟
چطور آدمهای یه کشور دوست رو بردهی خودم کنم؟
فقط میخوام همهی رونسازها رو یه جا جمع کنم تا برای کشورم آیتم بسازن.
نظرتون چیه بجاش، دسترسی خرید انحصاری به محصولات رونمون داشته باشید؟
نمیشه. اینطوری فایدهای برای من نداره.
من میخوام تولیدکنندهی انحصاری فناوری رون باشم.
این چیزیه که در ازای بازپسگیری پایتخت پادشاهیتون ازتون میخوام.
کی پاسخم رو میدید؟
خب، فردا چطوره؟
ما در حال نبرد با کوآگوآ هستیم!
خیلی میبخشید. میتونید در اتاق انتظار منتظر جواب باشید؟
خیلی زود پاسختون رو میدیم.
ا اون دیگه کی بود؟
No comments yet. Be the first to leave one.