처음 200줄입니다.
...فکر کنم وقتش شده
تا این رابطه ساختگی رو تموم کنیم
منم داشتم به تموم کردن این رابطه تقلبی فکر میکردم
صادقانه برای کمکتون ممنونم
چرا یه جوری بود انگار همه چی تموم شده؟
خانم سونگ
فردا، فردا سر کار میبنمش
چرا بعد از گفتن اون حرفا، منتظر زنگشم؟
صبح حتی یادم نمیاد که چه احساسی داشتم
واقعا امروز دلم نمیخواد برم سر کار
سابقه تماس ها
دوباره چش شده؟
سون جو، یه آمریکانو بده
بین تو و رئیست اتفاقی افتاده بود؟
نه ، هیچ اتفاقی نیافتاده ، چرا؟
پس معنی این چیه؟
نکنه بهش اعتراف کردی؟
گفتم تا وقتی مطمئن نشدی این کارو نکن
من بهش هیچی نگفتم
قبل اینکه بتونم مطمئن شم ، تموم شد
اون گفت دلش میخواد این رابطه ساختگی رو تموم کنه
خودش اینو گفت؟
آره
خب، تو بهش چی گفتی؟- چی میتونستم بگم ؟-
بهش گفتم باشه، باید تمومش کنیم
خیلی با متانت- این دیگه چیه ؟-
حستو بهش نگفتی که هیچ، رابطه الکیتون هم تموم شد؟
چرا وقتی اصلا از تو خوشش نمی اومد باهات اینقدر خوب رفتار کرد؟
این کار غیر قانونی نیست؟
میدونم
چرا اون دفه این کارو کرد؟
میخواست اثر انگشتشو کنار لبم بزاره ،ها؟
عوضی
عوضی؟چرا صداش اینقدر قشنگه ؟
و چشاش چرا اون جوریه؟
هی، باید ببرنش دادگاه
و برای بقیه عمرش زندانیش کنن- حق با توئه-
وقتی اینجوری با تو حرف میزنم ، حس خوبی داره
الان حالم خیلی بهتره
!هی ، رئیسته
چرا قایم میشی؟ تو که به هر حال سر کار میبینیش
هنوز شجاعتشو ندارم ، ببینمش
صبح بخیر - رئیس شما بایدم صبحتون به خیر باشه -
...شما- من چی؟-
....خانم سونگ - اینو تو منو نداریم -
باشه، پس
میشه یه شیر غلیظ بگیرم - اوه ، شیر غلیظمون تموم شده -
پس میشه یکم شیر گرم بدید؟-
اوه، امروز کلا شیر نداریم
پس چی دارید؟
!قــهــوه
قهوه میخواین؟- نه ممنون -
مطمئنم که خانم سونگ بود
چرا دروغ گفت؟
رفتش
چرا من اینقدر بدبختم ؟
دوک می ، عکس پروفایل یا جملاتشو عوض نکن
هیچ وقت این کارو نکن
و حتی توی شبکه اجتماعیت هم نرو
حتی تو اکانتم هم نرم؟
ممکنه حست مثل وقتی باشه که فن گرلی رو شروع میکنی
ولی وقتی میخوای تمومش کنی ، چیکار میکنی؟
ساکت میشی
فقط آروم باش و رو کارت تمرکز کن، باشه؟
باشه
اون عوضی
صبح به این زودی چرا اومدی اینجا؟
گفتم شاید بتونیم با هم صبحانه بخوریم
نه، من گرسنه ام نیست، تو چرا اینجایی؟
تازه اول صبحه، چرا اینقدر بدجنسی؟
واقعا حستو بهش گفتی؟
اگه واسه کار نیومدی، باید زود بری
باشه، خوب، بیا درباره کار حرف بزنیم
خانم سونگ، چیکار میکنین؟ چی؟-
چرا اینقدر شوکه شدی؟
اون رئیس گلده
سلام ،آقای گلد
سلام
سلام خانم چویی ، سلام رئیس گلد
من خیلی کار دارم ، بعدا میبینمتون
آره ، به هم زدن دقیقا مثل اینه که دیگه فن یه نفر نباشی
بیا فقط آروم باشیم
بیا یه مدتی آروم باشیم و فقط رو کار تمرکز کنیم
رایان دیگه نمیخواد این رابطه ساختگی رو ادامه بده
به این معنیه که تو واقعا به کمک من نیاز داری
واقعا به کمکت نیاز دارم ، چویی دا این
رو کار تمرکز کن
تو چیزی میدونی؟
خانم سونگ
الان سرتون شلوغه؟
همونطور که میبینین ، یکمی سرم شلوغه
کار خاصی با من داشتید؟
رئیس گلد؟
نه،مهم نیست
...بنظر نمیاد رئیس گلئ و خانم سونگ
دعواشون شده باشه؟
...خانم سونگ دیروز تا قبل اینکه به دیدین
خانم چویی بره ، حالش خوب بود
حق با توئه
رایان ، دلم برات تنگ شده
گفتی توهم دلت برام تنگ شده- سه -
چی شده؟- مشکل یه زنه -
یه زن؟
خانم چویی دا این
من خیلی کار دارم ، بعدا میبینمتون
احتمالا بخاطر رئیس گلد دعواشون شده
یعنی خانم سونگ باخته؟
بنظر که اینطور میاد
خانم لی موزه هنر اولیم گفتش که ...ما میتونیم کارای آقای آن رو قرض بدیم
من اطلاعات جدید رو با ایمیل براتون ارسال میکنم
رئیس خیلی ازتون نا امید شدم
...آقای کیم، انبار چی شد
منم از طریق ایمیل شما رو در جریان میزارم
رئیس ، مایه ننگ مردا شدین
خانم کیم؟
...من براتون ایمیل میفرستم- ....چا شی آن -
نمایشگاه ویژه
اونا فکر میکنن من ولش کردم؟
فکر میکنن بهش خیانت کردین
من؟
خانم سونگ اینو گفته؟
نه، این فقط حدسیات مائه
فقط حدسیات شما؟
چرا تو هیچی نگفتی؟
تو جون منو تعقیب میکردی همه چیو میدونی
بله، من میدونم که خیانت نکردین
...ولی - ولی چی؟-
...چرا باید بهتون کمک کنم
وقتی حتی تهدیدم کردین ازم شکایت میکنین؟
خوشحالم که این اتفاقا افتاده
چرا یه جوری رفتار کرده انگار من ولش کردم وقتی خودش منو رد کرده؟
نه ، صبر کن
چطوری وقتی هنوز باهاش قرار نزاشتم میتونم رد بشم؟
باید همه چی رو روشن کنم
...اگه چیزی ندارید که بگید من با اجازه
خانم سونگ
منظورت از حرفی که دیروز زدی چی بود؟
منظورم همون بود که گفتم
...پس یعنی تو میخوای رابطه الکیمون رو
تمومش کنیم ؟
نمیتونیم ادامه بدیمش، در هر صورت که الکی بود
"در هر صورت الکی بود؟"
...خودتونم
از اول همینو گفتین
گفتین سی یو پچ که رفت و هیوجین هم بزودی استعفا میده
...خب دیگه دلیلی برای این رابطه الکی - ...دلیل-
واقعا چرا؟
...خانم سونگ من
باشه
بابت همه چیز ممنونم
الکی بود؟
شی آن زندگیمه، تو چی فکر میکنی؟
اونجایی که واسه خرید کیک انتخاب کردیم رو دوست نداری؟
باید یه جای دیگه پیدا کنیم ؟
نه بزار همین جا باشه
مهلت اجاره ماشین قبلیتون سر رسیده، ، یه ماشین دیگه براتون دادن
ما کارای ثبت پلاک رو انجام دادیم
ممنون
برای گالری اوه یانگ هی ، ایده خاصی دارید؟
...تصمیم داریم که نمایشگاه مجموعه ای
...از عکسا ، ویدئو هایی باشه که سالها کار سخت و
زحمات یه بالرین رو نشون بده
این خیلی ساده لوحانه نیست؟
ممکنه این نمایشگاه تکی اون باشه
...ولی بازم خیلی با نمایشگاه قبلی
فرقی نداره
...نمایش یه فیلم تاثیر گذار از زندگی اوه یانگ هی
الان کاملا جدیده
...فکر نمیکنی خیلی عجولانه بدون اینکه حتی جزییات
طرح رو نگاه کنین ، دارید قضاوت میکنین؟
فکر نمیکردم همچین آدمی باشید، آقای رایان گلد
چرا ما باید بخاطر به هم زدن اونا عذاب بکشیم؟
فکر کنم 15 دقیقه تمام نفسمو حبس کرده بودم
فکر میکنم قرار گذاشتن سر کار خیلی بده
باید به مادرم بگم برای این موضوع یه ممنوعیتی بزاره
من ...من فکر نکنم درست باشه
درسته
اول...اوکی
بیاین بریم تو آرامش غذا بخوریم
من با خانم سونگ و هیو جین میرم غذا بخورم
تو میتونی با رئیس گلد بری دیگه ، باشه؟
باشه
چهار قسمت ؟- برو دنبالش-
باشه
...چرا نریم
لایون با همه مهربون و بخشنده ست
این هیچ معنی خاصی نمیده
بنظر خوشمزه میاد
خوبه
خیلی با مزه ست
با مزه و خوش تیپ ، چرا نمیتونه فقط یکی از اینا باشه؟
آدم حریص
چرا تو دنیا همه چیو خودش داره ؟
عوضی خودخواه
چی؟
فقط میخواستم یکمی براتون بریزم
ببخشید که اینجوری بنظر رسید
...خب
من دیگه نمیتونم تحمل کنم
وقتی قرار میزاشتن همه چی با حال بود
No comments yet. Be the first to leave one.