Some Girls

Some Girls (Algunas chicas)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Some Girls (2013) (minifans ir)All Blu-Ray 1080p,720p,480p
Some Girls (2013) (minifans ir)WEB-DL720p H264 PublicHD
Some Girls (2013) (minifans ir)WEB-DL720p H264 Ganool
Some Girls (2013) (minifans ir)WEB-DL720p H264 HDMgATE
Some Girls (2013) (minifans ir)HDRip XviD ETRG
다음의 해설 minifans
minifans.ir | ترجمه و زيرنويس از : نيــما سبحاني لطفـــــآ رنک دهید !

태그

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
HD
ganool
hdrip
HDRip
XviD
게시일: 2013-11-20
다운로드: 43
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

.:.: minifans :.:. تقديـــــــــــــــــــــــم مـــــي کند

سلام , عزیزم

سلام

سلام , سلام

سلام

خب , اینجا خیلی خشگله

.. اوه . آه ه ه

من قبلا اصلا اینجا نیو مدم

نه ؟ اوه ه , آره , همه چی خوشگله

اینا خیلی باحالن , همه جا خونه پر از ایناست

حدس میزنم بدونم چرا اینجام , درسته ؟

, تو یه شهر زندگی کنی

چند باری هم دلت میخواد تو یه هتل محلی بمونی , درسته ؟

نه ,حقیقت داره

.. منظورم اینه که , مگر اینکه

چی ؟ مگر اینکه چی؟

تو میدونی

نه , نمیدونم

آره تو میدونی , میدونی دارم چی میگم

نه ,واقعا نمیدونم , چی؟

مگر اینکه بخوای یه نفر رو دزدکی ببینی

اوه , پس اینطور

اره , اینطور

به چیزی احتیاج نداری ؟ مثل , یه لیوان آب یا چیز دیگه ای ؟

نه , ممنون

, شاید یه مقدار اجیل دوست داشته باشی

اگه دوست داری , از این اجیل های کاشو هم هست

موافقم

هرچند شبیه

‏‏‏600 دلاری میمونن

واو , حتی نمکزده هم نیستن , من که علاقه ای ندارم

اوه

من ... من اون کارت رو که برا اون مجله انجام داده بودی خوندم

این ... یکی برام ایمیلش کرد , اون واقعا عالی بود

اینکه تو اینقدر درباره زنها میدونی خیلی خوبه

... به هر حال

به هر حال , خب , آره

اه , میدونم این کارم یه جورایی غیر منتظره هستش

... و من فقط , اوه ه

ببین , من باید تو رو می دیدم

چطور مگه ؟

من فقط میخوام درباره موضوع اصلی بدونم

چون که , میدونی ,بچه هام ساعت 3 بر میگردن خونه

اوه , باشه , حتما , متاسفم

... خوب , اوم م م

حقیقتا , میخوام برم یه خورده آب بیارم

این آجیل ها واقعا باعث میشن گلوت خشک بشه

گوش کن , تو احتمالا از اینکه

من اصلا اینجا تو این قسمت سایتل چیکار میکنم , اوم م م تعجب کردی

به ذهنم خطور کرده بود , آره

, خب , درست

البته

, هرچند من هر چند سالی به اینجا برمیگردم

یه جورایی برای دیدن آشناهام

اوه , اونا هنوز تو این شهر هستن ؟

آره

ولی ... من به خاطر دیدن اونا اینجا نیستم

نه ؟

نه

, من اینجام , اه

چون که فقط میخوام اینجا یه کاری انجام بدم

, اوه , درست کردن یه اشتباه , یا چیزی که باید درست شه یا هر کاری که میتونه اوضاع رو درست کنه

آه , بسیار خوب

با عقل جور در میاد ؟

اوم م , راستشو بخوای نه

خوب , چیزی که منظورمه اینه که , اوم م

ما قبلا واقعا یه برو بیایی داشتیم برا خودمون

دبیرستان

آره ,آره مدرسه , آه

اون دوران طلایی تو سنتران والی

و کلی خاطره و سرگرمی

.. و بعد ما یه جورایی

خوب , تو تمومش کردی

اه , درسته

تو از من جدا شدی

آره , من اینکارو کردم , درسته

چیز دیگه ای هم بوده که تو به خاطرش اومدی اینجا ؟

تو از من عصبانی هستی ؟

جدی میگم, عصبانی هستی ؟

من نمیتونم باور کنم که تو داری اینو میگی

خوب , نمیدونم , تو میتونی بیخیال گذشته ها بشی

میتونی غافلگیر بشی

نه , من نمیخوام

اوه , من نمیخوام , چونکه من درباره اون اتفاقات

بین خودمون , فکر میکنم

عالی , بزار درباره اش حرف بزنیم

حالا؟

, آره , منظورم اینه که میدونم تو باید بری

ما میتونیم حداقل یه خورده در باره , اختلافاتمون بحث کنیم

یا هر طوری که حرفامون پیش بره

تو میخوای همه این مسائل رو همین الان بگی ؟

آره , فقط اگه ایرادی نداره

به جای پانزده سال پیش ؟

الان اومدی اینارو بگی امروز؟

...آره , میدونم , یه خورده عجیبه ولی

باشه , قبول , خوبه , شروع کن

باشه

تو عصبانی هستی

شاید در حد یه سیلی , آره

باشه , بسیار خوب , سام , من میخوام با تو اینجا , رو راست باشم

کاملا , رو راست , و رک

... من فکر میکنم اون دلیلی که باعث شد ما قبلا از هم جدا شدیم

اونجا هیج کلمه "ما ای " نبود بلکه تو بودی تو باعث شدی تموم بشه

, میدونم , اون رو میدونم حتما همینطور بوده

. و لی من تنها دلیلی نبودم که باعث اون اتفاق شد .... من نبودم

.... و .... و

, برای یه دلیلی خاصی من همیشه این ثصور رو داشتم که

... تو فکر میکردی , تو داری یه کار اشتباه داری انجام میدی , یه کاری

نه , من .... نه

... باشه , خوبه , فقط میخواستم بدونی

... همونطور که بهتر ه یه کاری دیر انجام بشه تا هرگز انجام نشه

در باره این موضوع هم , اصلا به اون دلیلی که تو فکر میکنی نبود

میدونم , اون رو میدونم

چرا من باید اینجور فکر میکردم ؟ من این فکرو نکردم

باشه , پس من فقط دارم برات تکرار میکنم

هرچند یه خورده دیر تو بازی

که تو هیچ کار اشتباهی مرتکب نشدی

عالیه , خوبه

.. همه اش به خاطر من بود , من احتیاج داشتم

باشه

بهم بگو , به چی احتیاج داشتی ؟

تو اون زمان , احساس میکردم که باید آزادی خودمو داشته باشم

یا شایدم احساس میکردم که باید امورات مربوط به درس و مدرسه رو

یه جایی دیگه بدور از اجتماع انجام بدم

, و , اه شاید یکی نوشته هامو پیدا کنه و از این حرفا

و تو دختری بودی که

, یه جورایی نظر منو به خودت جلب کردی , میدونی , اه

و گفتم که بد نیست با ارتباط با تو درباره تمام آرزوهای آینده ات باخبر بشم

واقعا ؟

یه جورایی , آره , و اونم خیلی چیز بدی نیست یا اصلا هیچی نیست , اصلا نیست

من فقط فکر میکنم

... اگه من بتونم اینو بگم

اوه , بگو , تو که داری همه چی میگی

, گذشته نظر منو بدرستی اثبات کرده

منظورم اینه که , تو همونجوری که من انتظارشو داشتم ازم جدا شدی

اوه , واقعا ؟ الانم اینجورم ؟

خوب , یه جورایی , منظورم اینه که , با شوهرت مشغول انجام کارایی باشی

که من حدس زده ام اون انجام میده باشی

, به هر حال, میدونی , برگردیم به عقب

وقتی که من فقط یه نوجوون ترسو

با یه نیروی بالقوه تو وجودم

میتونستم خودمو ببینم که مدیر یه شرکت تولیدی شدم

و , میدونی , به گمونم , من عصبانی شدم

و تصمیم گرفتم که دیگه تو اون وضع نباشم

بهترین راهی بود که من میدونستم چطور انجامش بدم

اون مدیر تولید نیست

, اون یه مغازه رو مدیریت میکنه تمام مغازه رو

اوه , بسیار خوب

اون , مدیر مغازه است این فرق داره

قبول , متاسفم

فراموشش کن

الان ... منظورم اینه که, الان وقتشه بچه ها برسن ... یا

تو که عصبانی نیستی , هستی؟

نه , خوبم

.... چونکه نمیخواستم

.. نه , من گفتم که حالم خوبه پس فقط

من باورت کردم

خوب , پس چرا تو نمیخوای پا جلو بزاری و منو باور کنی ؟

باشه , قبول

, باشه , خوبه , مواظب خودت باش از دیدنت خوشحال شدم , به گمونم

و همش همین بود ؟

اون همه دلیلی بود که

چرا ما به طور ناگهانی با هم تموم کردیم ؟

چونکه تو یه رویا برای چگونه گذراندن زندگیت

با فکر کردن برای انتخاب یه مسیر مطمئن رو داشتی ؟

... دقیقا همین ه , آره , منظورم اینه که

و بدون هیچ دختری تو زندگیت ؟

.. نه , منظورم اینه که , نمیخوام من هیچ کس دیگه ای رو بخاطر نمیارم

نه , به یاد نمیاری ؟

! نه

باشه , چونکه من همیشه این ابهام رو داشتم

میدونی , نگران اون قدیما بودم , یا هر چیز دیگه ,

نه .. ما بیرون میرفتیم , مثلا برای

دو سال , یه یه کم بیشتر

و تو هرگز با کس دیگه ای به محل رقص دانشگاه نرفتی , درسته ؟

, نه , من اصلا اون شب کار میکردم همون شب رقص تو دانشگاه

... بعد از اینکه از هم جدا شدیم , اون موقع

, تو , تو تمومش کردی چرا نمیتونی اینو بگی ؟

, اوه , من اصلا دلم نمیخواد در باره این موضوع فکر کنم

.. به هیچ وجه , اصلا نمیخوام

.. من الان یه مادر هستم , من . من یه مادر و یه همسر هستم

وهمه این ماجرا ها مثل تاریخچه یونان باستان . دیگه به تاریخ پیوسته

اصلا چرا تو برا این موضوع به من زنگ زدی؟

چرا ... چرا میخوای این کارو با من بکنی ؟

, من میخواستم , نمیدونم

میخواستم مطمئن بشم همه چی بین ما مرتبه

آره , همه چی مرتبه , همه چی آرومه , این چیزیه که تو احتیاج داشتی ؟

این .... این چیزا برا تو کافیه تا دیگه برگردی

.. و به زندگی خاص خودت برسی

..اوه.. کجا کجا رفته بودی !؟

نیویورک من یه خونه تو چلسی دارم

, ولی یه جا دیگه درس میدم .. اهمیتی نداره همه اش تو شهر نیو یورک

من درباره شب رقص دانشگاه ت حرف نزدم

اونی که من منظورم بود همونی بود که تو جنوب قرار داشت

اون محل رقص

اوه , باشه

خوب , تو با کسی تو اون محفل رقص رفته بودی ؟

نه من ... منظورم اینه که ,این قضیه برا حدودا پانزده سال پیش ه

خواهش میکنم

نه , من از هیچ کسی برای رفتن تو اون مکان درخواست نکرده بودم , من این کارو نکردم

Some Girls subtitles in other languages

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left