처음 200줄입니다.
M.R.M زيرنويس ها توسط
اين چيز کجاست مرا مي برد؟
GPS لعنتي
گه
چه لعنتي؟
سلام!
سلام.
سلام.
لعنت به اين
من قصد دارم ماشين شما را به عقب منتقل کنم حدود ده پا ،
بنابراين من مي توانم ماشين خود را از طريق دريافت کنم.
به من شليک نکن
اوه خداي من.
- قرار نيست به من کمک کني؟ - نمي توانم به او دست بزنم.
بنابراين...
او همه بسته است.
ممنون از شما
ببخشيد ، خوب ، من فقط ... فقط نمي توانستم.
حتي تحمل فکر کردن را ندارم پوست او چه حسي دارد.
ميدانم.
ببخشيد من هرچي گفتم
قدم بعدي چيست؟
خوب ، او خواب خواهد بود تا صبح.
و دوربين همه تنظيم شده است.
چه اتفاقي مي افتد وقتي کسي ماشينش را پيدا مي کند؟
ردياب ماشين را غيرفعال کردم ...
مطمئن شد هيچ چاپي باقي نگذارد
چيزي نيست تا او را به ما گره بزنند.
در مورد تماس هاي تلفني چطور؟
همه چيز تحت نام است صاحب خانه مزرعه
و تلفن مشعل رديابي نمي شود
پس چرا من اين را مدام دارم احساس مي کنيد چيزي را از دست داده ايم؟
که شما مي خواهيد دريافت کنيد براي اين مشکل داريد؟
من نيستم.
هيچ کس حتي نمي داند که ما همديگر را مي شناسيم
من هرگز ازت نخواستم اين کار را براي من انجام دهد
من مي خواستم آن را انجام دهم
او بايد هزينه کند براي کاري که با تو کرد
بايد راه ديگري وجود داشته باشد.
پليس مي گويد هيچ مدرکي وجود ندارد ، آنها نمي توانند اتهاماتي را مطرح كنند.
راه ديگري وجود ندارد. او بايد اعتراف کند.
و اگر از اعتراف امتناع ورزد؟
آه ، او اعتراف خواهد کرد ، بسيار خوب.
چه چيزي اينقدر شما را مطمئن مي کند؟
او چاره ديگري نخواهد داشت
اگر او هرگز مي خواهد بدست آورد خارج از اينجا.
حالا او را برگردانيم ...
- قبل از بيدار شدن او - شوخي مي کني؟
ما در حال برنامه ريزي اين بوده ايم براي هفته ها.
- نظرم عوض شده است. - اکنون؟
من چيزي نمي خواهم براي شما اتفاق مي افتد
هيچ چيز پيش نمي رود براي من اتفاق مي افتد
من ميدانم چه کار دارم ميکنم.
شما مي توانيد به زندان برويد براي آدم ربايي
نه اگر آنها نمي دانند من کيستم.
و شما بايد خواص خود را تنظيم کنيد ، پس همينطور است نمي خواهم به تو برگردم
من مي ترسم ، خوب؟
ميدانم.
وقتي پليس از شما مي پرسد ، چه کسي فکر مي کنيد
مي توانست اين کار را انجام دهد ، شما خواهيد گفت؟
که من نمي دانم چه کسي مي توانست باشد
شايد يک سامري خوب باشد داستان را در اخبار ديد ...
- درست. - و ...
به آن داستان پايبند باشيد.
هرگز چشم پوشي نکنيد ... خوب؟
باشه.
حالا بايد کمي بخوابيم.
ما بايد استراحت کنيم در صبح.
فکر نمي کنم بخوابم با او در خانه.
آه ، من او را خوب گره زدم. او به جايي نمي رود.
فکر نمي کنم بتوانم
خوب، اگر باعث مي شود احساس بهتري داشته باشيد ،
باشگاهي را که دارم بگير در جلوي در.
يا...
تو مي تواني در تخت من بخوابي من مطمئن مي شوم که شما در امان باشيد.
خوب.
سلام.
سلام!
سلام!
کسي مي تواند من را بشنود؟
سلام؟
سلام ، کسي مي تواند من را بشنود؟
سلام!
من اينجا بسته ام
سلام؟
سلام.
شما مي توانيد تمام آنچه را که مي خواهيد فرياد بزنيد.
هيچ کس در اينجا نمي تواند شما را بشنود.
شما چه کسي هستيد؟
چرا مرا بسته است؟
من به چيزي از تو احتياج دارم
من هيچ پولي ندارم
اين چيزي نيست که من از تو مي خواهم.
بعد چي؟
من فقط مي خواهم صحبت کنم ، همين.
- در مورد چي؟ - خوب ، اين در مورد من نيست
آگورافوبيا خشمگين.
تو هموني هستي که منو صدا کردي
من هستم.
من بايد بگويم خوشحال شدي که ...
مايل به ساختن يک تماس خانه براي من
من به بيمارانم اهميت مي دهم.
هوم ، فکر مي کنم ممکن است چيزي داشته باشد
براي انجام با پنج بزرگ من به شما پيشنهاد دادم
بنابراين اين است چگونه درمان رايگان مي کنيد؟
آدم ربايي؟
فکر مي کنم شما فقط عصباني شده ايد پنج بزرگ شما را به دست نمي آورد.
همسرم آدرس شما را دارد.
او احتمالاً قبلاً بوده است پليس ناميده مي شود
من چک نکردم شب گذشته با او
چقدر احمقانه فکر ميکني من باشم ، دکتر؟
من فقط آدرسي به شما دادم که مي دانستم شما را از آن جاده عبور مي دهد
باشه...
شما آگورافوبيا نداريد.
مي خواهيد در مورد چه چيزي صحبت کنيد؟ من مي توانم کمک کنم.
من به افراد زيادي کمک کرده ام.
اوه ، من نيستم من ميخواهم درباره ... صحبت کنم.
پس چه کسي ، اوه؟
- يک دوست ، يکي از اقوام؟ - شما.
من
آن چيست؟
آن براي توست
- براي زماني که آماده صحبت هستيد - در مورد چي؟
شما سال گذشته در يک مهماني بوديد ...
در يک خانه در سانست هيلز.
بله ، حزب بازنشستگي يک همکار
پليس براي ديدن شما آمد چند روز بعد.
آنها از من پرسيدند جايي که بعد از آن رفتم
و از کجا به آنها گفتيد رفتي؟
خانه همسرم تاييد کرد.
- البته - چون درسته
نه ، اينطور نيست
- شما آنجا بوديد. - آنجا کجا؟ من حتي نمي دانم
چه اتفاقي افتاد در آن شب
يک زن مورد تجاوز قرار گرفت. اين چيزي است که اتفاق افتاده است.
يک ... تجاوز؟
من نمي دانم هر چيزي در مورد آن
فقط ما دو نفر هستيم.
همسرت اينجا نيست مي توانيد وانمود کنيد.
به خدا سوگند نمي دانم
هر چيزي در مورد يک زن در آن مهماني مورد تجاوز قرار گرفتند.
من مستقيم به خانه رفتم ،
پس از آن همسرم مي تواند آن را تأييد کند.
شما فکر مي کنيد من مي خواهم او را باور کنم؟
مردان ديگري هم بودند در مهماني.
چه چيزي باعث مي شود فکر کني من هستم؟
نه فقط تو بودي
و دو مرد ديگر
- نه ، فکر مي کنم تعداد بيشتري وجود داشت. - جواب منفي،
فقط شما سه
خوب ، پس چه در مورد دو پسر ديگر
من به آنها نگاه کردم ...
و من مطمئنم که آنها نبودند.
اگر خيلي قانع شدي من پس از آن به اين زن تجاوز کردم
چرا مرا نمي بري الان به پليس
پليس حتي نيست تحقيق در مورد آن ديگر.
آنها مي گويند هيچگونه هدايتي ندارند.
پرونده اکنون در پايين است از يک بزرگ
- انبوهي از موارد حل نشده - پس اين شخص کيست؟
همسرت؟ دوست دختر شما؟
من حتي او را نمي شناسم.
پس چي؟ شما نوعي هوشيار هستيد؟
دقيقاً همين است.
من حتي نمي دانم چه کسي مورد تجاوز قرار گرفته است.
مطمئناً
سبزه با موهاي کوتاه؟
حدس مي زنم ممکن است سخت باشد به خاطر سپردن...
هنگامي که او را بسته است بنابراين شما نمي توانيد چهره او را ببينيد.
من هرگز به زني تجاوز نکرده ام در زندگي من.
- من عاشق همسرم هستم. - هوم
اين را در کيف پول خود پيدا کرديد
آيا او است؟
خيلي خوشحال به نظر مي رسد در اين تصوير.
اگر او فقط مي دانست ...
نوعي هيولا که او با او ازدواج کرده است.
چه لعنتي آيا شما از من مي خواهيد؟
همه کاري که بايد بکني...
به دنيا بگوييد
دقيقاً چه اتفاقي افتاد
و اين تمام خواهد شد
خوب ، ما در حال غلتيدن هستيم.
هيچ اتفاقي نيفتاده
من آن مهماني را ترک کردم و من به خانه رفتم.
- سر راست؟ - آره.
لاستيک نخورديد؟
- نه - واقعاً؟
'علت...
فهميدم که خريدي روز بعد لاستيک جديدي
اگر من يک تخت داشتم ، پس چه؟
اوه ، اما من فکر نمي کنم شما انجام داديد.
من فکر مي کنم شما بريده بريده است لاستيک خودت
بهانه داشتن به همسرت بده
که چرا دير کردي
شما همه اينها را داريد چون لاستيک جديدي خريدم؟
خوب...
اين ثابت مي کند که همسرت دروغ مي گويد
وقتي گفت تو خانه هستي تا نيمه شب
ثابت نمي کند که من آن زن را تجاوز کردم
به همين دليل به تو احتياج دارم اعتراف كردن.
به شما چه بگويم
No comments yet. Be the first to leave one.