릴리스 정보

Perfect Education 2 40 Days of Love 2001 DVDRip-harika
다음의 해설 harika

태그

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
게시일: 2019-03-08
다운로드: 34
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

دختره اونروزی بازم اونجاست

" پل اوهتامی "

...ببخشید

چیه ؟

الانه وقتتون ازاده ؟

! بله ،درسته

خوبه ، میتونید باهام بیائید بیرون ؟

جانم ؟

منظورم اینه ... پاپای من باشید ؟

اینجوری که بوش میاد ... هزینه قرار با تو با خودمه ؟

متاسفانه ، نمیتونم اینکارو بکنم

ولی بهت علاقه مند هستم

هان ؟

توی این مدت دائم میومدی اینجا ؛ درسته ؟

بله

من یه متخصص درمانی هستم

وقتی یکی مشکل روانشناختی داره میتونم این بفهمم

وقتی یکی اینجوری سر و کلش پیدا میشه

مجبور میشم درگیر بشم

اگر دوست داری

چرا بهم اعتماد نمیکنی ؟

"اموزش کامل 2 : 40روز عشق بازی"

دختره روز بعد اومد

اسمش هاروکا تسومورا بودش

اون بهار گذشته از دانشگاه فارق التحصیل شده بود

و مدتی بود که کاره پاره وقت داشت

... اولین چیزی که میخوام بدونم اینه

اینجا چیکار میکنی ؟

اگر جواب بدم

فکر میکنی ادم بیچاره ای هستم

... اشکالی نداره

من به همه جور جوابی عادت دارم

دنبال بشقاپ پرنده میگشتم

فکر میکنی خُل شدم ، نه ؟

نه

... در واقع

افرادی که دنبال اینجور کارا هستن دوست دارم

چرا دنبال اونا می گشتی ؟

نمیتونم واقعا بگم

قبلا بشقاپ پرنده دیدی ، اره ؟

بله

کی ؟ کجا ؟

... تجربه

خیلی تکان دهنده ای بوده ، درسته ؟

راحت باش

میتونی هر چیزی بهم بگی

بذار سوالم یه جور دیگه مطرح کنم

از کی این تجربه شروع شد ؟

از 4 ماه قبل

خیلی مختصر و مفید بگو

چه اتفاقی افتاد ؟

اخبار خوندم

چه اخباری

...طی چند روز بعد با رضایت خودش

از هپنوتیزم برای بررسی بهتر روحیه اون استفاده کردم

متوجه شدم خاطراتش اون سرکوب میکنه

به این نگاه کن

خودت اروم کن

پلکهای چشات داره سنگین میشه

بله

تمام هیجان از بدنت دور کن

کاملا احساس ارامش میکنی

کی بشقاپ پرنده ... دیدی ؟

سال دوم دبیرستان

توی پائیز

اون وقتا ... چه تیپ دختری بودی ؟

... من

همش تنها بودم

خانوادت ؟ دوستات ؟

اینجوریام نیست که هیچ دوستی نداشته باشم

پس تنها نبودی ؟

... نه ، حتی اگر دوستی هم داشتم

در این حد نبود که بشه دوست نزدیک صداش کرد

شایدم یه بالن زرد رنگ بوده

ولی من اون به شکل بشقاپ پرنده میدیدم

! من ببر به دور دستها

مامانم هر شب تا دیر وقت کار میکرد

برادرم کازوئه همیشه بیرون بود

همیشه شام خودم به تنهائی میخوردم

... امروز بعد از ظهر نزدیک هیگاشی چیبا

یک پدر به همراه پسرش که در مسیر رودخانه گرفتار شده بودند

طبق اظهارات اعضای خانواده ...اقای ناکا گاوا برای نجات پسر 7 ساله

خودش شینگو به داخل رودخانه پرید

... وقتی پدر هم روی اب امد

مادر به سرعت با خدمات اورژانس تماس گرفت

طبق گفته پلیس کواتا در اون قسمت جریان رودخانه خیلی خطرناک هست

ولی جستجو تا انتها ادامه داره

موضوع اخبار شبانگاهی در مورد پدری بود که برای نجات پسرش به رودخانه پریده بود

هر دوی اونا طی این حادثه کشته میشن

وقتی خیلی جوون بودم پدرم از دست دادم

ذهنیت عشق پدرانه برای من بیگانه بود

درست مثل چیزی از دنیای بیگانه

من بشقاپ پرنده ندیدم

صدا در نیاد

این میبینی ؟

بازش کن ! قفل نیست

بالا نیا

اگر همینطور اروم باشی بهت صدمه نمیزنم

کفش هات در بیار ، برو داخل

! لخت شو

!یالا

شلوارتم در بیار

کُرست رو هم در بیار

! بجنب

خیلی خوشگلی

سرت بگیر بالا

اینجارو نگاه کن

تقلا نکن

! کثافت جنده

!متاسفم ... ببخشید

نمیخوام بیشتر از این از کارد استفاده کنم

میخوای دهنت باز کنم ؟

داد نکش

! ببخشید

اسم و سنت بهم بگو

هاروکا تسومورا ... 17ساله

واقعا ؟

اینجا چطور اسمت مینویسی ؟

هاروکا چجوریه ؟

هارو مثل خوب ، کا مثل عطر خوش بو

فهمیدم

اسم قشنگیه

تاریخ تولدت ؟

22اپریل 1979

نماد ستاره ؟

برج ثور

گروه خونی ؟

آ منفی

49کیلو ، هوم ؟

19سپتامبر ، پنجشنبه 49کیلوگرم

! اهای

چیه ؟

خودت میدونی خانوادم پولدار نیستن

هدفم این نیست

از الان به بعد قراره با من زندگی کنی

! محاله ! لطفا بذار برم

نه

نمیخوام به احدی چیزی بگم

اینجا چیزی برای ترسیدن وجود نداره

بعد از یه مدت بهش عادت میکنی

سومیکاوا صحبت میکنه

چیه ؟

اقای اوندا ... چیکار کرده ؟

! هی

کمک

چیزی نشده درکل چیزی نیست

... راستش

فقط پام اومد روی کنترل تلویزیون

... نه ، نمیتونی

امشب بهم مرخصی بدی

ممنونم

از این بابت ممنونم ولی یه چیزی پیش اومده

درسته

ممنونم

شب بخیر

متاسفم

هاروکا ، تو کارم خیلی جدی هستم

فقط کافیه یه بار دیگه مسخره بازی در بیاری

اول تو رو میکشم بعدشم خودم

باور کن

متوجه شدی ؟

شرمنده

واقعا متاسفم

ولی ... این سرنوشته ، هاروکا

تقدیر

... اولین باری بود که این کلمه

اینقدر بد یمن بود

چی دوست داری بخوری ؟

چی شده ؟

نمیتونی بیخیال صبحانه بشی

میخوام که سالم بمونی

به مدرسه ، دوستام و خانوادم فکر میکردم

... و بعدش

!یکی اونجا بود

نمیتونستم زیاد سر و صدا بکنم

! لطفا ! صدام بشنو

نمیتونستم هیچ کاری بکنم

بعد از افتادن ریختن خون از سرم حس کردم

و همینطور که خون بیرون می رفت بدجوری خواب الودگی وجودم فرا میگرفت

همونجوری که گوش میکردم

یه چیزی برام واضح شد

ایناهاش اشتباه نیست

اسم مجرم تاسوکی سومیکوا بود اون موقع 42 ساله بوده

اسم قربانی هیچوقت افشا نشد

اونجا یه رودخانه هست ؟

این یه چهره هست ؟

صورت میمونه ؟

گشنمه

چی شده ؟

چرا اون برنگشته ؟

قراره اینجوری بمیرم ؟

افکارم در هم بود

!ببخشید ! واقعا متاسفم

جلسه همینجوری طول کشید و نتونستم در برم

بدون من خیلی تنها بودی ؟

زیادی عرق کردی

! جیش دارم

فکر میکردم برای ناهار بتونم بیام خونه

فردا برات یه لگن میارم

! نه ! بذار باز باشه

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left