처음 157줄입니다.
صبح بخیر - صبح بخیر -
بله؟
صبح بخیر. اومدم آپارتمان رو ببینم
صبح بخیر
حالتون چطوره؟
من ریچارد هستم
انگلستانی هستید؟
آمریکاییام
امیدوارم مشکلی نباشه
نه، نه. از آمریکاییها خوشم میاد
...ولی انگلستانیها
الان وقت خوبی برای دیدن آپارتمان هست؟
بله
بله، بله
کدومان؟
ایناهاشن
دنبالم بیاید
باید از پلهها بریم
آسانسور خرابـه
شرمنده
ایتالیاست دیگه
صبح بخیر - صبح بخیر -
بفرمایید، بفرمایید
اینجاست
خب؟
اینجا نشیمنـه
بیاید
!بیاید
همینـه
اینجا اتاقخوابـه
قشنگـه
شغلت چیـه، ریچارد؟
خانوادم مالک یه شرکت کشتیسازی توی نیویورکن
کشتی
بله
قایق و کشتی
...آها
لطفاً راحت باشید. اینجا
اینجا آشپزخونهست
قشنگ و بزرگـه
ولی خودم توی رُم نقاشی میخونم
اوه، هنرمندید؟
بله
آها
لطفاً این طرف. بیاید
اوه
تلفن هم داره
بله
تلفن گیر آوردن راحت نیست
نصبش چندین ماه طول میکشه
بله
بله، کار میکنه
...خب
نظرتون چیـه؟
به نظرم عالیـه
ریچارد گرینلیف
خانوادهتون هم میان؟ - نه. فقط خودمم -
آها...متأهل نیستید؟
نه
حداقل مدت اجارهنامه شیش ماهـه
مشکلی نیست
شاید تا ابد توی آپارتمانی به این قشنگی موندم
عیبی نداره اجارهی دو ماه اول رو پیشپیش بدم؟
اصلاً
ممنونم، خانم
دوشیزه
دوشیزه
ممنون
.شرمنده، ریکاردو .آسانسور هنوز خرابـه
مشکلی نیست
ببخشید
صبح بخیر - صبح بخیر -
بله - این یکی -
انتخاب عالیایـه
ده هزار لیره. ممنون
« گرینلیف »
...مارجِ عزیز
آره، شالـه رو خیلی دوست داشتم
اینکه تو بافتیش مزیدِ بر علتِ علاقهامـه
همین الان گردنمـه
هنوز از بابت برنامههام مطمئن نیستم
دارم زیردست نقاشی به اسمِ ،دیماسیمو درس میخونم
که معلم خوب و صبوریـه
عالیـه. ممنون
،بیخیال گرفتن یه آپارتمان توی رُم شدم
حداقل فعلاً
دیماسیمو میخواد دو سه ماهی بره سیسیل و
شاید من هم برای ادامهی آموزشهام باهاش برم
،برای بعدش برنامهای ندارم که مشکلی نیست
بیبرنامهبودن برای وضعیت فعلیم خیلی خوبـه
ایشالا که کتابت خوب پیش میره
مطمئنم همینطوره
خیلی زود میره روی «قفسههای کتابفروشیِ «استرند
وقتی بیشتر فهمیدم، دوباره برات نامه مینویسم
...تا اونموقع دلتنگ آترانی و
توئم
دیکی
صبح بخیر - صبح بخیر -
اومدم یه کیف رو تحویل بگیرم
حتماً، آقای گرینلیف - ممنون -
بفرمایید - ممنون -
خداحافظ
ریکاردو
سالمـه
!اوه، عالیـه
!دیکی
!دیکی
فرِدیام
.زودباش، باز کن .صاحبخونه بهم گفت اینجایی
دیکی الان اینجا نیست. رفته بیرون
کجا؟
مطمئن نیستم. شاید بهتر باشه بعداً برگردی
شاید بهتر باشه همینجا منتظرش بمونم
میشه بیام تو؟
حتماً
تام بودی، درستـه؟ - آره -
تام ریپلی
توی ناپل با هم آشنا شدیم
یادمـه
پس پیش اون میمونی؟
نه، فقط یه سر اومدم دیدنش
...پس تو اومدی و
اون رفته
گفتش یه کاری داره
آها
میبینم نقاشی میکرده
بد نیست
کارش داره بهتر میشه
میشه یه نوشیدنی بخورم؟
نمیدونم چیا داره
بذار ببینم چی هست
کفشهات عین من و دیکیـه
جدی؟
فکر نکنم کفشهای دیکی رو دیده باشم
اوه، همیشه اون کفشها پاشـه
اینا رو نیویورک خریدم
نیویورک؟
نمیپرسم کجای نیویورک
کجای نیویورک؟
یادم نیست
ببین، ما کفشهامونو توی فلورانس خریدیم
...خب
میدونی چیه، تازه یادم اومد
اون گفت با یه نفر توی کافه اُتلو قرار داره
میدونی کجاست؟ نزدیکِ بازار دلا روتاندا
احتمالاً بتونی اونجا ببینیش
گفتی رفته یه کاری بکنه
و حالا شد قرار
خب، گمونم هر دوشـه
خب، جریان چیه، تام؟
مطمئن نیستم منظورت چیه
جریانِ دیکی
این که به هیچکس نمیگه چیکار میکنه یا کجا میمونه
به من گفته
آره، به تو گفته
ولی به من یا مارج یا هیچکدوم ...از آشناهامون نگفته، فقط
فقط به تو گفته
No comments yet. Be the first to leave one.