처음 178줄입니다.
× وعده ی چانگآن ×
= قسمت ۱۵ =
...امیدوارم چنگ شو و یو یینگ
یک زندگی خوب داشته باشن
..حالا که چنگ شو ازدواج کرده
میتونم کمتر نگرانش باشم
مینگ یو
مینگ یو
بله؟
..میدونم تو ذهنت چی میگذره
..ولی حالا که
..دوتاتون ازدواج کردید
شرایط بهتر نیست؟
نگران من نباش
من درک میکنم
خواهر
میتونی بهم اجازه بدی که برم تالارِ عبادت؟
برو
چند نگهبان میفرستم تا مراقبت باشن
نیازی نیست
ژنر پیشِ من هست
تو مسیر مراقب باش
تا دیروقت اونجا نمان
نگران نباش
صدای هیچ مهمانی رو بیرون نمیشنوم
چرا هنوز چنگ شو نیامده؟
بانوی من ، نمیتونید صبر کنید؟
منظورت چیه که نمیتونم صبر کنم؟
..میترسم مهمون ها معطلش کنن
اونم صبر نداشته باشه
چنگ شو اینجاست
سو شی ، برو بیرون
بله
سرورم
زن داداش
تمام برادرم برای شما هستش
چنگ شو
تو باید بیای و بادبزن منو بگیری
..مردم میگن
زن ها برای کسی که دوستش دارن،خودشون رو عروسک میکنن
من هم امروز با دقت خودم رو به عروسک تبدیل کردم
چنگ شو
چنگ شو
یو
چنگ شو
منو صدا کردی؟
مینگ یو
چی گفتی؟
.."وقتی گفتی "یو
منظورت سو یویینگ بود یا هلان مینگ یو؟
پس درست شنیدم
تو گفتی هلان مینگ یو
..چطور میتونی وقتی اسم هلان مینگ یو رو صدا میزنی
دستای منو نگه داری؟
یو یینگ
امروز روزه عروسیه ماست
نمیخوام با تو دعوا کنم
من خوب درباره ی احساساتت به خودم خبر دارم
..در گذشته
همیشه مثل خواهرم با تو رفتار میکردم
..ولی حالا ما ازدواج کردیم
تو از الان به بعد همسر من هستی
از این به بعد تو عهده دارِ تمام این عمارت هستی
من هر چیزی که همسرِ یک شاهزاده باید داشته باشه بهت میدم
من کمترین اشتباهی در قبالت نمیکنم
پس هر چیزی که بخوام ، به من میدی؟
قلبت چی؟
شیائو چنگ شو
..حالا که در شب عروسی
..این حرف ها رو به من میگی
.. هنوزم در قلبت
مینگ یو هست؟
حالا فهمیدم
.."وقتی گفتی "همش مثل ابِ زیر پل بود
تو داشتی دروغ میگفتی
تو هنوزم نمیتونی فراموشش کنی
..فراموش کردی
که اون ازدواج کرده؟
اون الان صیغه ی اعلیحضرت هستش
اون زن داداشته
..اگر جرعت کنی به زن داداشت طمع داشته باشی
چیزی بجز یک حرامزاده ی خیانت کار نیستی
اون وقت تمام جهان تحقیرت میکنن
..اگر واقعا نمیتونی فراموشش کنی
..و اسم خودت رو میزاری مرد
چرا نمیری پَسِش بگیری؟
..فقط بهم نشان بده
واقعا جرعت چنین سرکشی رو داری؟
تمام شد؟
نه
..من میترسم حتی اگر جرعت چنین کاری رو داشته باشی
اون دیگه قبولت نکنه
..فراموش کردی
..چطور تو رو رها کرد
و تو چقدر بدبخت شده بودی؟
یو یینگ
من برخلاف میلم با تو ازدواج کردم
..قصد داشتم از ابتدا رفتار خوبی با تو داشته باشم
..ولی به نظر میرسه
تو اصلا لیاقتش رو نداری
شیائو چنگ شو
خوب گوش کن
ازدواج ما به دستور اعلیحضرت مکتوب شده
من همسر قانونیِ تو هستم
..از الان به بعد
..تو فقط میتونی
به من فکر کنی ، به من اهمیت بدی، و فقط منو دوست داشته باشی
اجازه نداری به شخصِ دیگه ای فکر کنی
..هیچ کس
نمیتونه منو مجبور به کاری بکنه
حتی اعلیحضرت
تنهات میزارم
صبر کن
کجا میری؟
امشب ، شبه عروسیِ ماست
..اگه جرعت داری
پاتو از این اتاق بیرون بزار
..وگرنه میرم پیش اعلیحضرت
..و همه چیز رو درباره ی
شما بهش میگم
باشه
شیائو چنگ شو ، برگرد
شیائو چنگ شو
چنگ شو
بریم
...الهه ی ماه
..من و چنگ شو قول داده بودیم
..باهم بیایم و دعا کنیم
تا همیشه با هم باشیم
...متاسفانه
فال من خالی بود
..شاید سرنوشت ما این بود که
نتونیم خواسته هامون رو بنویسیم
..توی این زندگی
..تنها ارزویی که دارم
اینکه ، چنگ شو در امنیت و سعادت باشه
..لطفا بهش
در پناهِ خودت نگهش دار
سرورم
..امروز نهمین روز از نهمین ماه
تولد الهه ی ماه هستش
ارزو کنید
تا الهه به شما برکت بده
..پیشنهاد میکنم
چراغ مهراب رو روشن کنید
= دوست دارم جلوی قلبم رو بخاطر ارامش اون بگیرم =
..دوست دارم
..جلوی قلبم رو
..بخاطر
ارامش اون ، بگیرم
مینگ یو
این نوشته ی مینگ یوعه ، مینگ یو اینجا بود
چنگ شو
بانوی من
اعلیحضرت کمی پیش رفتن تا تمرینِ شمشیر زنی انجام بدن
بانوی من
..بزارید کمکتون کنم
بزارید کمکتون کنم اماده بشید
و برای تشکر از اعلیحضرت به قصر برید
تشکر از اعلیحضرت؟
بانو
سو شی
برو بهترین جواهرات و لباسام رو اماده کن
میخوام خیلی زیبا به قصر برم
بله
چنگ شو
شیائو چنگ شو
تو شوهر منی
ما تازه ازدواج کردیم
میخوای اینطوری ترکم کنی؟
میخوای جلوی همه خجالت بکشم؟
بریم
شاهزاده یان وارد میشوند
درود بر ملکه
بایست
ملکه
خاله
ملکه
No comments yet. Be the first to leave one.