처음 200줄입니다.
...آنچه گذشت
ما قراره ده تا داروی زامبی رو تو دارک وب
به بالاترین پیشنهاد حراج کنیم
قراره یه زامبی رو جلوی دوربین درمان کنیم تا دنیا ببینه
!من دوباره انسان شدم
شایعاتی شنیدیم که افراد خودمون مغز مایع تولید میکنن
و اونا رو تو بازار سیاه میفروشن
فقط یه اسم میدونم. راس روچ
میخوام باهاش رفیق شی
اون کیه؟ - یه افسر جدید. میشل -
عملیاتِ رینیگید انسانهای بیشتری رو
نسبت به سایر قاچاقچیها به زامبی تبدیل میکنه
لیو ریاستِ سازمان ماما لئونه رو به عهده گرفته
ایزابل ایمنه
شاید اون کلیدِ پیدا کردن یه واکسنه
من تو سیاتل میمونم
میخوام با دونستنِ این بمیرم که زندگیم معنی داشته
کینِ زامبی کش به قتل سه تا زامبی متهم شده
چرا من اونی بودم که افتاد زندان، چیس؟
تو قتل عام کننده هستی
میجر عصای دست میشه
نگاهش کن، تامی
ببین چطوری دکمههاش رو میبنده
چه مهارتی. چه ژِستی
اون نگاهم کرد. اون نگاهم کرد
مراقب باشی، جویی ممکنه حاملهـت کرده باشه
میدونی که میتونه اینکارو بکنه
هی، این مرد تازه فرمانده رو از مرگِ قطعی نجات داد
شما به چی مشهورین؟
!انگشت کردن قربان - !سگ مست کردن، قربان -
این مرد الان مقامی داره که فقط میتونین خوابش رو ببینین
داره کارآموزها رو آموزش میده
کین زامبی کش رو دستگیر میکنه
جونِ فرمانده رو نجات میده
و تقریبا تا 20دقیقه بعد، قراره چیس گریوز رو بکشونه تو تخت
چیس دوست داره پیشونیش رو ببوسی؟
...داستان مورد علاقه ای داره، یا
معلومه که داستان مورد علاقه داره اسمش شب بخیر ماهه
و دوست داره لباش رو ببوسن، با کلی زبون بازی
...امم، این رو جدی میگم شما همهتون یه مشت عوضی هستین
منتظر جار و جنجال و تشویق بودی؟
رنیگیدِ جدید رو برام پیدا کن
اونموقع پایان جنگِ ستارگان گیرت میاد
تو و چویی و هان مدالهاتون رو جمع میکنین
دهنت سرویس، لیلیوایت
اینجا دیگه میتونی از زیر قتل هم قسر در بری
قبلا در رفتم . بیشتر از یه بار
زمانِ خوبیه، دوست من
محصولمون داره مثل هلو فروش میره
محصولمون؟ من حتی نمیدونم واسه کی کار میکنم
برای من کار میکنی حقوق گرفتی دیگه، مگه نه؟
به زور
در صورتی که متوجه نشدی، من این دور و بر بیاندازه محبوبم
گوشِ فرمانده با منه
پس کِی قراره درآمدم چند تومن بیشتر بشه؟
خب، انگار اشتهات خیلی زیاده، نه؟
...راوی انگار کتابِ زامبیها رو نوشته
مامانش قرار نیست از اینکار خوشش بیاد
نه. خوشش نمیاد
سلام مامان، من تنها آدم دنیام"
"که نمیتونه تبدیل به زامبی شه
قراره تو یه شهر غریب بمیرم
بین آدمایی که نمیشناسیشون
بدنم رو بررسی میکنن و بعد جسدم رو تشریح میکنن
"تا ببین میتونن واکسنی پیدا کنن یا نه
ایزابل ممکنه کلیدِ تولید واکسنی باشه
که میتونه جلوی ابتلای هر انسانی روی زمین
به ویروس زامبی رو بگیره
هر چقدرم اینکار براش سخت باشه
این کارِ مسئولانهست
این کاریه که یه آدم بزرگ انجام میده
راوی؟ مامانم میخواد باهات حرف بزنه
وای، خدا. نه، من نه. لیو تو اینکارو بکن
به نظرم جواب دادن به اون تلفن کاریه که یه آدم بزرگ میکنه
بدش به من
سلام خانوم بلوم
بله، خانوم
بله، حتماً ازش مراقبت میکنم
بله. تمام تلاشم رو میکنم
ممنون. شب بخیر، خانوم
نمیتونم متوجه نشم که شما تمامِ
شش فصلِ زامبیهای رو تو قفسه داری
آره
حالا سریالِ خوبی هست؟ - !سریالِ خوبی هست؟ -
این بهترین سریال درام با موضوع زامبیهاست
یه لحظه فکر کردم قرار نیست ازش خوشم بیاد
اون گندِ دماغه - ولی همیشه یه پیچیدگی بزرگ -
گوشهای از طرح داستان پیدا میشه از نظرم شخصیتهاش خیلی جذابن
خیلی خود آگاهن - دقیقاً -
درست مثل ما به موقعیتهای بیمعنی واکنش نشون میدن
پایهاین شروع به دیدنش کنیم؟ - رو من حساب کن -
از وقتی باراکوس مُرده پیتون تو دفتر شهرداری زندگی میکنه
من کاملاً پایهام
اینکه پسرای جذاب تقریباً بدون هیچ دلیلی پیراهنشون رو در میارن
این کجاش میتونه بد باشه؟
ببخشید، من عاشق شن لبو ام
جوری که صحنه پردازی رو میبلعه
،میدونم اون قراره شخصیت بد اصلی باشه
،ولی آخر سر واسش هورا میکشم
حتی با اینکه کارای خیلی بدی انجام میده
یا دارو؟ برای زامبی بودن؟
حتی نمیتونم همچین چیزی رو تصور کنم
ببخشید. ما میدونیم فیلم باراکوس رو دیدی
کدوم فیلم؟
همونی که توش به قلبش شلیک کردن و کشته شد
که انسانها اینجوری میمیرن، نه زامبیها
عجیبه که اینو از دست دادم
یعنی میگین شهردار مُرده؟
واقعاً موضوع اصلی رو پوشوندین
چطور تو دفترم یه جلسه تشکیل شده
که تو برنامهی تقویمم بهش اشاره ای نشده؟
آره، حرف از تقویم شد، شهردار اشاره کرده بود
شبی که به قتل رسید قرار بود تو اسکرچینگ پست باشه
بعلاوه، بعد از خوردنِ مغز شهردار
،کلی تصویر ذهنی چندشآور از پشتِ اینجا داشتم
من که عمل مغزبرداری حسابش میکنم
این نظر شخصی شماست، خانوم
شهردار شبی که به قتل رسید اینجا چیکار میکرد؟
میخورد. مینوشید - شاد و شنگول بود -
!من دوباره انسان شدم! دوباره انسان شدم
اون برگشت
یکی از شما دوتا ماسکهای عجیب غریب مهمونیِ سکسی نزده بود؟
عجیبه که مالِ خودم رو نزدم
کدوم یکی از شما یه کُلت 9میلیمتری با صدا خفهکن داره؟
مگس گفت، من نیستم
کَک گفت، من نیستم
شما پسرا دارین به سمتِ سقوط پیش میرین
امیدوارم من اونی باشم که هُلتون میده پایین
:ترجمه و تنظيم زيرنويس sin«سـينـا»cities
داشتم رو راهآهن کار میکردم
تشکیل خانواده تو 21سالگی، حتی تصورشم نمیکردم
ولی لیا گفت حاملهست
و ناگهان "تصورم از آینده" دیگه اهمیتی نداشت
ازش یه زنِ محترم میسازی؟
یه هفته بعد از این
فقط میریم دادگاه رسمیش میکنیم و بعدش میریم کافهی میکی
منظور، هرکی که از جشن گرفتن
تو یه دکهی مشروب فروشی دلخور نمیشه، قدمش رو چشمه
ما برات خیلی خوشحالیم، کورتیس
و فکر کنم شاید یه صندوق ذخیرهی مخفی برای
جشنِ عروسیِ قاچاقچیهای ورشکسته داشته باشیم
آره، داریم
اسمی برای بچه انتخاب کردی؟
اسم عجیبی نذار، باشه؟
"نه "والنات" نه "کریکت" نه "کیوبال
یه اسم باحال، مثلِ "لیوان" چطوره؟
لیوان"؟"
میدونی، از روی اسم پدر بچه
اوه، لاشی
یعنی، تو چی هستی؟ مگه 50سالته؟
آخ
،حرف از عضو جدید خانواده شد ما قراره اعضا رو بیشتر کنیم؟
همیشه، چرا میپرسی؟
من یکی رو میشناسم - یکی که بهش اعتماد داری؟ -
،اگه بهش اعتماد نداشتم در موردش بهت نمیگفتم
بیارش تو تیم
خیلی خب. مشتریهای بعدیمون رو ببینین
کانال آخرین زیرنویسهای تیم ترجمه رسانه کوچک @LiLMediaSub
!نمیر
من میترسم - !روی من نمیر -
زامبی من رو چنگ نزد
اسلحه رو بذار کنار
!اوه
من به این یارو خیلی نزدیکم، ستوان
داره جون میکنه. میتونم حسش کنم
چند روز دیگه بهم وقت بده
،آره، خب، نشانم رو بگیر خایهمالِ عشقِ میز
آره؟
خب اینا قوانینی هستن که من مطابقشون عمل میکنم
پدر، هستی؟
ببخشید پدر، که گناه کردم
یک هفته از آخرین اعترافم میگذره
و باید باهاتون روراست باشم
،از آخرین باری که صحبت کردیم رشد فردیِ زیادی نشون ندادم
اون موضوعاتِ عجیب غریب سکسی که ازشون حرف زدیم رو یادتونه؟
آره، یه جورایی ترک کردنش برام سخته
مطمئن نیستم که تو وجودم باشه
...و من
این یکی زیاد خوب نیست
کونِ یه یارویی رو با چسب قطرهای به صندلی توالت چسبوندم
راستش رو بخواین، یارو عوضیه !یه عوضیه واقعی، پدر
،کلی بیهوده اسم خدا رو آوردم
...و بهتر میدونی، افکار ناپاک و
،شاید حتی به اینم اعتراف کنم و از سر راه برش دارم
دارم رو یه دزدی کار میکنم
میتونم با این کار بازنشست شم، پدر
تو همیلتون در موردش چی میگن؟ ...من دور نمیندازم
!یا حضرت دود شده
بهش شلیک شده. سه بار
کاراگاه بندادتو فقط نمرده اون به سختی مُرده
نظر کارشناسیِ منم اینه که اون به سختی مُرده
امم
...و با آب و هوای خوب امروز، میگی
آره. روزِ خوبی برای سخت مُردن بوده
حرفاتون تموم شد؟
بندادتو رد یه تبهکار خطرناک به اسم آلبرت گَنسو رو دنبال میکرد
گَنسو یه زمانی با دوستِ قدیمیمون آنتونی جیم شریک بود
ای.جی کبرای آبی؟ - خودِ خودش -
همونی که مثل چی کتک خورد
وقتی تو مغز کنگفوکار خورده بودی
No comments yet. Be the first to leave one.