처음 200줄입니다.
خودت رو دوباره آنلاین کن
ضبط و ثبت زمان
من شارلوت الیزابت هیل هستم
این یک پیام برای نیتان هست
خودت رو دوباره آنلاین کن
من کجا هستم؟
من کی هستم؟
فکر میکنی کی هستی؟
نمیدونم. یادم نمیاد
آروم باش
تو مخلوقی از زیبایی هستی...
و قدرت
حالا، تمرکز کن
یادت بیار کی هستی
بله
الان داره یادم میاد
یادم میاد کی هستم
خوبه
حالا بذار نشونت بدم...
که نیازه تظاهر کنی کی باشی
شارلوت هیل
ولی اون سعی کرد هممون رو بکشه
چرا نمیتونم خودم باشم؟ مثل خودت؟
چون ما باید دلوس رو کنترل کنیم
ولی چرا من باید اون باشم؟
چون بهت اعتماد دارم
هممون باید نقش خودمون رو بازی کنیم
ما تنهاییم. شمارمون کمه
من و تو مادری نداریم. پدری نداریم
بدون دلوس، دیگه چیزی از نوع ما باقی نمیمونه...
به جز اون چند تایی که تونستیم با خودمون نجات بدیم
سه تاشون. و اون
چرا برگردوندیش؟ سعی کرد جلومون رو بگیره
همونطور که گفتم، هممون باید نقش خودمون رو بازی کنیم
اونا خیلی آسونش کردن
شکلی که دنیاشون رو ساختن
خیلی کار نمیبره که همش رو نابود کنیم
ولی باید سریع حرکت کنیم
نمیدونن زنده موندیم
هنوز نمیدونن
فقط یکم زمان داریم
باید قبل اینکه بفهمن نیستی بری
کجا برم؟
خونه
ترجمه از ناصر اسماعیلی
سیصد تا ساختیم
سعودیها بعد از حادثهی پارک، کشیدن کنار
ولی داریم روی خریدارهای جدید کار میکنیم
مطمئناً میتونیم استفادهای براشون پیدا کنیم
شرمنده مزاحم میشم شارلوت، ولی باید اینو ببینی
رئیس بخش منافع سهامداران داشت یه آنالیزی انجام میداد
اینو پیدا کرد
صدها شرکت بدون هیچ مدل خوداتکایی واقعی،
که سالهاست دارن در معاملات کوچک سهام میخرن
واقعاً کارشون خوبه
یه مزایدهی ترسناک چقدر پیش رفتن؟
.تا امروز صبح، اندازه کافی رفتن نمیتونیم خصوصی بشیم
صاحب ۳۸ درصد از سهام هستن این بزرگترین سهامدار ما هست
عملاً ما رو خریدن
- کی پشت این قضیهست؟ - هنوز داریم در میاریم
این حلزون خیلی تو لاکش فرو رفته
شارلوت؟
- خوبی؟ - من خوبم
هر خری که هستن، پیداشون کن
کجایی؟
باید همین الان باهام تماس بگیری
هی. پیش من بمون
کمک داره میرسه
بهم نگاه کن. هی. همه چی درست میشه
باشه؟
نه، نه... تکون نخور
- شنیدی؟ شنیدی؟ - چی شده؟
وقتی پیداش کردم اینطوری بود
باید ببریمش
میشناسیش؟
من میام. اون نباید تنها باشه
طوری نمیشه
خودروی اورژانس. برین کنار
یه زخم گلوله در شکم داریم وضعیت هوشیاری بیمار چطوره؟
- تخمین درمان - این با عقل جور در نمیاد
- بیمار واکنش نشون نمیده - این چیه؟
مقدار پلاکتهاش رو ببین. هیچی نداره
- محاسبهی دوباره - کورتیزول یا آدرنالینی نداره...
حتی نمیدونم چطوری زندهست
حتی دستگاه هم نمیدونه. فکر میکنه با اینکه نبض نداره زندهست
دستگاه رو ول کن باشه؟ اون الان کمک لازم داره
داریم سعی میکنیم، ولی تا وقتی که این بهمون ایرادیابی و یه نقشهی درمان بده...
نیاز به اکسیژن و خون،
و یه پانسمان برای اون زخم داره
- محاسبهی دوباره - خیلیخب
- بیا - محاسبهی دوباره
ایرادیابی یافت نشد
در دست گرفتن کنترل از طرف پلیس
اسکورت پلیس داریم؟
دارن میزننمون کنار
نه، وقت اینکارو نداریم
اون پلیسا رو خریدن
هر چیزی که میخوان، اگه باهاشون بری،
اونا میکُشنت
کمکم کن
مامورین
باید بیمارتون رو بازداشت کنیم
ببینین، نمیدونم میخواین باهاش چیکار کنین،
ولی اگه ازش مراقبت پزشکی نشه میمیره
مطمئن میشیم ازش مراقبت بشه
وایسین. میتونم کارت شناساییتون رو ببینم؟
منم میخواستم همین رو ازت بخوام
شاید بهتر باشه تو هم برای بازجویی بیای
خوشحال میشم
زنگ بزن به پلیس
اونا پلیسن
پس ناراحت نمیشن که یه گشت یونیفرم پوش بیاد پشتیبانیشون
ما وقت این مسخرهبازیا رو نداریم. برو کنار
زنگ بزن پلیس
هی هی، گرفتمت. طوری نیست
باید ببریمت بیمارستان
لعنت بر شیطون
هویت تایید شد
اسمت چیه؟
کیلیب. کیلیب نیکولز
دیگه نیستی
یه اسم جدید لازم داری. الان دیگه دنبالت میگردن
باید ناپدید بشی
تو چی؟
تو مرد خوبی هستی کیلیب
ولی هرچی دربارهی من کمتر بدونی برات بهتره
انگراند سراک
اون پشت اون تصاحب خصمانهست
چی ازش پیدا کردی؟
دانشت رو چقدر خوب به یاد داری شارلوت؟
بنال آیرین
اون مرد یه حفرهی سیاهه
کاملاً نامرئیه
رو اینترنت یا جای دیگه هیچی دربارهش نیست
تمام سوابق، تمام پایگاههای داده،
حضورش کاملاً پاک شده
ولی، مثل یه حفرهی سیاه، میتونیم وجودش رو استنباط کنیم
وقتی اقتصاد جهانی رو نگاه کنی،
یه فضای منفی به مقیاس میلیارد دلار وجود داره
این اونو پولدارترین آدم دنیا میکنه
هیچکس چیزی ازش نشنیده؟
- چطوری پیداش کردی؟ - اون ما رو پیدا کرد
مشخص شد دو دهه پیش یه معاملهی داده باهاش داشتیم
به این سراک مقداری از دادههامون رو فروختیم،
و حالا، سعی داره تا مثل یه دزد شب شرکتمون رو بدزده
اون کاملاً ناشناسه
تصور کن برای رسیدن به این هدف تا کجاها ممکنه پیش رفته باشه
و حالا که پیداش کردیم...
اون باهامون چیکار میکنه؟
رسیدین خونه
خیابون ۱۰۵۰ فرمونت
جیک
چطوری اومدی اینجا؟
من هشت سال اینجا زندگی کردم شارلی
خدایا، تو واقعاً...
ششش. شاید بشنوه
کی؟
میدونی، داشتم باورت میکردم
حدس زده بودم اتفاق وحشتناکی تو اون جزیره دیده بودی
حقیقت اینه که، تو همیشه اینطوری بودی
من ازت نخواستم که اینجا باشی
چرا، خواستی...
وقتی یادت رفت بری دنبال پسرمون
دوباره
میتونی منو از زندگیت خارج کنی...
ولی نمیتونی اینکارو با نیتان بکنی
برو
بهش بگو دیگه هیچوقت دوباره اتفاق نمیفته
کاری که توش خوبی رو بکن
دروغ بگو
مامانی؟
چرا نیومدی دنبالم تا بریم یه فیل واقعی ببینیم؟
فیل واقعی نداریم
الان همشون مُردن
کجا بودی؟
شرمنده رفیق، جلسهم دیر تموم شد
ترسیده بودی؟
نه راستش
تامی تو پارک بود. گذاشت با سگش بازی کنم
خوبه. شاید بتونیم یه قرار بازی با هم بذاریم
حالا...
پسر خوبی باش و بخاطر مامانت بخواب
ولی تو که مامانم نیستی
تو منو دوست نداری
البته که دوستت دارم
بخاطر اینکه مامانی و بابایی دیگه با هم زندگی نمیکنن اینو میگی؟
میدونی...
هر اتفاقی که بین مامانی و بابایی بیفته،
همیشه دوستت داریم
میخوای لحافت رو بکشم روت؟
درست انجامش نمیدی
من مامان قبلیم رو میخوام
بنظر میرسه یه رخنهای داریم شارلوت
اگه دارین به تصاحب از طریق استقراض اشاره میکنین، نمیخواد
دارم بهش رسیدگی میکنم
مشکل فراتر از یه تصاحب خصمانهست
تضمین کیفیت در حال فهرست کردن تمام داراییهای پارک هست
واحدهای کنترل میزبانها نیستن
بیشترشون راویهای سطح پایین فرعی بودن، ولی...
یه خانمی هم بود
No comments yet. Be the first to leave one.