Westworld

Westworld

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 3

릴리스 정보

Westworld S03E03 WEBRip x264-ION10
Westworld S03E03 WEB H264-XLF
Westworld S03E03 The Absence of Field 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Westworld S03E03 The Absence of Field 720p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Westworld S03E03 The Absence of Field 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Westworld S03E03 The Absence of Field 1080p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Westworld S03E03 The Absence of Field 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Westworld S03E03 The Absence of Field 1080p 10bit WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Westworld S03E03 INTERNAL 720p WEB HEVC x264-RMTeam
Westworld S03E03 iNTERNAL 720p WEB H264-GHOSTS
다음의 해설 Naser_69
► www.YekMoviez.net | ناصر اسماعیلی ◄

태그

web
webrip
720p
720
BRip
x265
HEVC
x264
2CH
1080
TS
게시일: 2020-03-30
다운로드: 66
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫خودت رو دوباره آنلاین کن

‫ضبط و ثبت زمان

‫من شارلوت الیزابت هیل هستم

‫این یک پیام برای نیتان هست

‫خودت رو دوباره آنلاین کن

‫من کجا هستم؟

‫من کی هستم؟

‫فکر میکنی کی هستی؟

‫نمیدونم. یادم نمیاد

‫آروم باش

‫تو مخلوقی از زیبایی هستی...

‫و قدرت

‫حالا، تمرکز کن

‫یادت بیار کی هستی

‫بله

‫الان داره یادم میاد

‫یادم میاد کی هستم

‫خوبه

‫حالا بذار نشونت بدم...

‫که نیازه تظاهر کنی کی باشی

‫شارلوت هیل

‫ولی اون سعی کرد هممون رو بکشه

‫چرا نمیتونم خودم باشم؟ مثل خودت؟

‫چون ما باید دلوس رو کنترل کنیم

‫ولی چرا من باید اون باشم؟

‫چون بهت اعتماد دارم

‫هممون باید نقش خودمون رو بازی کنیم

‫ما تنهاییم. شمارمون کمه

‫من و تو مادری نداریم. پدری نداریم

‫بدون دلوس، دیگه چیزی از نوع ما باقی نمی‌مونه...

‫به جز اون چند تایی که ‫تونستیم با خودمون نجات بدیم

‫سه تاشون. و اون

‫چرا برگردوندیش؟ ‫سعی کرد جلومون رو بگیره

‫همونطور که گفتم، هممون ‫باید نقش خودمون رو بازی کنیم

‫اونا خیلی آسونش کردن

‫شکلی که دنیاشون رو ساختن

‫خیلی کار نمی‌بره که همش رو نابود کنیم

‫ولی باید سریع حرکت کنیم

‫نمیدونن زنده موندیم

‫هنوز نمیدونن

‫فقط یکم زمان داریم

‫باید قبل اینکه بفهمن نیستی بری

‫کجا برم؟

‫خونه

ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫سیصد تا ساختیم

‫سعودی‌ها بعد از حادثه‌ی پارک، کشیدن کنار

‫ولی داریم روی خریدارهای جدید کار میکنیم

‫مطمئناً می‌تونیم استفاده‌ای براشون پیدا کنیم

‫شرمنده مزاحم میشم شارلوت، ‫ولی باید اینو ببینی

‫رئیس بخش منافع سهامداران ‫داشت یه آنالیزی انجام میداد

‫اینو پیدا کرد

‫صدها شرکت بدون هیچ مدل خوداتکایی واقعی،

‫که سال‌هاست دارن در معاملات کوچک سهام میخرن

‫واقعاً کارشون خوبه

‫یه مزایده‌ی ترسناک ‫چقدر پیش رفتن؟

.‫تا امروز صبح، اندازه کافی رفتن ‫نمی‌تونیم خصوصی بشیم

‫صاحب ۳۸ درصد از سهام هستن ‫این بزرگ‌ترین سهامدار ما هست

‫عملاً ما رو خریدن

‫- کی پشت این قضیه‌ست؟ ‫- هنوز داریم در میاریم

‫این حلزون خیلی تو لاکش فرو رفته

‫شارلوت؟

‫- خوبی؟ ‫- من خوبم

‫هر خری که هستن، پیداشون کن

‫کجایی؟

‫باید همین الان باهام تماس بگیری

‫هی. پیش من بمون

‫کمک داره میرسه

‫بهم نگاه کن. هی. همه چی درست میشه

‫باشه؟

‫نه، نه... تکون نخور

‫- شنیدی؟ شنیدی؟ ‫- چی شده؟

‫وقتی پیداش کردم اینطوری بود

‫باید ببریمش

‫می‌شناسیش؟

‫من میام. اون نباید تنها باشه

‫طوری نمیشه

‫خودروی اورژانس. برین کنار

یه زخم گلوله در شکم داریم وضعیت هوشیاری بیمار چطوره؟

‫- تخمین درمان ‫- این با عقل جور در نمیاد

‫- بیمار واکنش نشون نمیده ‫- این چیه؟

‫مقدار پلاکت‌هاش رو ببین. هیچی نداره

‫- محاسبه‌ی دوباره ‫- کورتیزول یا آدرنالینی نداره...

‫حتی نمیدونم چطوری زنده‌ست

‫حتی دستگاه هم نمیدونه. فکر میکنه با اینکه نبض نداره زنده‌ست

‫دستگاه رو ول کن باشه؟ ‫اون الان کمک لازم داره

‫داریم سعی میکنیم، ولی تا وقتی که این ‫بهمون ایرادیابی و یه نقشه‌ی درمان بده...

‫نیاز به اکسیژن و خون،

‫و یه پانسمان برای اون زخم داره

‫- محاسبه‌ی دوباره ‫- خیلی‌خب

‫- بیا ‫- محاسبه‌ی دوباره

‫ایرادیابی یافت نشد

در دست گرفتن کنترل از طرف پلیس

‫اسکورت پلیس داریم؟

‫دارن میزننمون کنار

‫نه، وقت اینکارو نداریم

‫اون پلیسا رو خریدن

‫هر چیزی که میخوان، اگه باهاشون بری،

‫اونا میکُشنت

‫کمکم کن

‫مامورین

‫باید بیمارتون رو بازداشت کنیم

‫ببینین، نمیدونم میخواین باهاش چیکار کنین،

‫ولی اگه ازش مراقبت پزشکی نشه می‌میره

‫مطمئن میشیم ازش مراقبت بشه

‫وایسین. می‌تونم کارت شناسایی‌تون رو ببینم؟

‫منم میخواستم همین رو ازت بخوام

‫شاید بهتر باشه تو هم برای بازجویی بیای

‫خوشحال میشم

‫زنگ بزن به پلیس

‫اونا پلیسن

‫پس ناراحت نمیشن که یه ‫گشت یونیفرم پوش بیاد پشتیبانی‌شون

‫ما وقت این مسخره‌بازیا رو نداریم. برو کنار

‫زنگ بزن پلیس

‫هی هی، گرفتمت. طوری نیست

‫باید ببریمت بیمارستان

‫لعنت بر شیطون

‫هویت تایید شد

‫اسمت چیه؟

‫کیلیب. کیلیب نیکولز

‫دیگه نیستی

‫یه اسم جدید لازم داری. ‫الان دیگه دنبالت می‌گردن

‫باید ناپدید بشی

‫تو چی؟

‫تو مرد خوبی هستی کیلیب

‫ولی هرچی درباره‌ی من کمتر بدونی برات بهتره

‫انگراند سراک

‫اون پشت اون تصاحب خصمانه‌ست

‫چی ازش پیدا کردی؟

‫دانشت رو چقدر خوب به یاد داری شارلوت؟

‫بنال آیرین

‫اون مرد یه حفره‌ی سیاهه

‫کاملاً نامرئیه

‫رو اینترنت یا جای دیگه هیچی درباره‌ش نیست

‫تمام سوابق، تمام پایگاه‌های داده،

‫حضورش کاملاً پاک شده

‫ولی، مثل یه حفره‌ی سیاه، ‫می‌تونیم وجودش رو استنباط کنیم

‫وقتی اقتصاد جهانی رو نگاه کنی،

‫یه فضای منفی به مقیاس میلیارد دلار وجود داره

‫این اونو پولدارترین آدم دنیا میکنه

‫هیچکس چیزی ازش نشنیده؟

‫- چطوری پیداش کردی؟ ‫- اون ما رو پیدا کرد

‫مشخص شد دو دهه پیش ‫یه معامله‌ی داده باهاش داشتیم

‫به این سراک مقداری از داده‌هامون رو فروختیم،

‫و حالا، سعی داره تا مثل یه دزد شب ‫شرکتمون رو بدزده

‫اون کاملاً ناشناسه

‫تصور کن برای رسیدن به این هدف ‫تا کجاها ممکنه پیش رفته باشه

‫و حالا که پیداش کردیم...

‫اون باهامون چیکار میکنه؟

‫رسیدین خونه

‫خیابون ۱۰۵۰ فرمونت

‫جیک

‫چطوری اومدی اینجا؟

‫من هشت سال اینجا زندگی کردم شارلی

‫خدایا، تو واقعاً...

‫ششش. شاید بشنوه

‫کی؟

‫میدونی، داشتم باورت می‌کردم

‫حدس زده بودم اتفاق وحشتناکی ‫تو اون جزیره دیده بودی

‫حقیقت اینه که، تو همیشه اینطوری بودی

‫من ازت نخواستم که اینجا باشی

‫چرا، خواستی...

‫وقتی یادت رفت بری دنبال پسرمون

‫دوباره

‫می‌تونی منو از زندگیت خارج کنی...

‫ولی نمیتونی اینکارو با نیتان بکنی

‫برو

‫بهش بگو دیگه هیچوقت دوباره اتفاق نمیفته

‫کاری که توش خوبی رو بکن

‫دروغ بگو

‫مامانی؟

‫چرا نیومدی دنبالم تا بریم یه فیل واقعی ببینیم؟

‫فیل واقعی نداریم

‫الان همشون مُردن

‫کجا بودی؟

‫شرمنده رفیق، جلسه‌م دیر تموم شد

‫ترسیده بودی؟

‫نه راستش

‫تامی تو پارک بود. ‫گذاشت با سگش بازی کنم

‫خوبه. شاید بتونیم یه قرار بازی با هم بذاریم

‫حالا...

‫پسر خوبی باش و بخاطر مامانت بخواب

‫ولی تو که مامانم نیستی

‫تو منو دوست نداری

‫البته که دوستت دارم

‫بخاطر اینکه مامانی و بابایی ‫دیگه با هم زندگی نمیکنن اینو میگی؟

‫میدونی...

‫هر اتفاقی که بین مامانی و بابایی بیفته،

‫همیشه دوستت داریم

‫میخوای لحافت رو بکشم روت؟

‫درست انجامش نمیدی

‫من مامان قبلیم رو میخوام

‫بنظر میرسه یه رخنه‌ای داریم شارلوت

‫اگه دارین به تصاحب از طریق استقراض ‫اشاره میکنین، نمیخواد

‫دارم بهش رسیدگی میکنم

‫مشکل فراتر از یه تصاحب خصمانه‌ست

‫تضمین کیفیت در حال فهرست کردن ‫تمام دارایی‌های پارک هست

‫واحدهای کنترل میزبان‌ها نیستن

‫بیشترشون راوی‌های سطح پایین فرعی بودن، ولی...

‫یه خانمی هم بود

More Farsi Persian subtitles for Westworld

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left