Attack on Titan

Attack on Titan (進撃の巨人)

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 3

릴리스 정보

Shingeki no Kyojin S3 44 AnimeSubtitle
Attack on Titan S3 E07 AnimeSubtitle
다음의 해설 AnimeSubtitle
AnimeSubtitle.ir > https://t.me/animesubtitle > https://www.instagram.com/animesubtitle.ir/

태그

other
게시일: 2018-09-04
다운로드: 77
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 133줄입니다.

www ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏ AnimeSubtitle ‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏ ir | instagram‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏com/animesubtitle‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏ir | t‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏me/animesubtitle

آرزو

حداقل کسی جز ما این‌جا نیست‏‏.‏‏

بابا‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

شرمنده منتظر موندی‏‏.‏‏

خوب به من گوش بده هیستوریا‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

شاید برات خیلی عجیب باشه‏‏،‏‏ ولی فریدا کاملا نمرده‏‏.‏‏

هه؟

خاطرات فریدا هنوز زنده‌س‏‏.‏‏

می‌خوای خواهرت رو ببینی؟

آره‏!‏

می‌فهمی ارن؟

تو باید انتقام مادرت رو بگیری‏‏!‏‏

وارد شدن؟

اون‏‏.‏‏‏‏.‏‏‏‏.‏‏

اون‌ها چی هستن؟

تیر آتشی؟

باروت؟‏‏!‏‏

طبق الگوی سوختگی‏،‏ اون‌ها باید کیسه‌های پر از روغن رو پخش کرده باشن‏.‏‏.‏‏.‏

این اصلا خوب نیست‏‏!‏‏

بیا دارن میان‏‏.‏‏

شلیک کنین‏‏!‏‏

علامت دودی؟

لعنتی‏‏!‏‏ نمیشه داخل این دود کسی رو بزنیم‏‏.‏‏

بیست و چهار تا‏.‏

سی و دوتا‏.‏

سی و پنج نفر دشمن‏!‏

آنها دور ستون‌ها جمع شدند‏‏!‏‏

طبق نقشه پیش می‌ریم‏‏!‏‏

همه رو از اینجا بیرون می‌بریم‏‏!‏‏

همه‌ی گروه‌ها‏،‏ پخش شید‏!‏ تو هر لحظه یکی رو محاصره کنید‏!‏

بازم دود؟‏‏!‏‏

لعنتی‏‏!‏‏ دشمن کجاست؟‏!‏

بزرگترین نقطه‌ی ضعف دستگاه حرکت ضد نفر اینه که

‏.‏‏.‏‏.‏ مسیر تیراندازی و پرتاب چنگه‌شون هردو به یک سمت هست‏.‏

پس یعنی‏،‏ منطقه‌ی پشت سرشون کاملا خارج از دسترس‌شونه‏.‏

اون طرف‏!‏ شلیک کن‏!‏

نتونستم بزنمش؟‏!‏

کجا رفت؟‏!‏

لعنتی‏!‏

ساشا‏!‏

کونی‏!‏ تو دود قایم شو و بجنگ‏!‏

بگیر که اومد‏!‏

لعنتی‏!‏

ولی بزرگ‌ترین ضعف‌شون اینه که‏.‏‏.‏‏.‏ بعد از دوبار شلیک کردن‏.‏‏.‏‏.‏

زمان زیادی برای دوباره پر کردنش لازم‌ـه

این اصلا به نفع مون نیست‏.‏

این دیگه چجور زنی‌ـه؟

وقتی بتونن تا اینقدر نزدیک بشن داشتن شمشیر براشون مزیت‌ـه‏!‏

باید جلوشون رو بگیریم‏!‏

با این وضع‏،‏ همه مون از بین می ریم‏!‏

سلوم‏،‏ لیوای‏.‏

واقعا وقت ندارم حروم تو یکی کنم‏،‏ اما‏.‏‏.‏‏.‏

اگه تو بخوای ازینجا در بری‏،‏ همه ی کارهام پوچ میشه‏.‏

کاریش نمیشه کرد‏.‏ یکم بازی میکنم‏.‏

حسابی حالت خوشه‌ها‏،‏ نه؟

لعنتی‏!‏

هنوز از بازی خسته نشدی؟ ای بابا‏.‏

مگه بهت یاد ندادم؟‏!‏

وقتی دشمن رو تعقیب میکنی‏،‏ فقط جلو رو مستقیم نگاه نکن‏!‏

اینجا حرومی‏!‏

مسخره‌ی عوضی‏.‏

خیلی درد گرفتا‏!‏

اگه حواس یکی رو هم پرت کنم تا وا بده‏.‏‏.‏‏.‏

هه؟ عزیزم کجا رو هدف گرفتی؟

تو هم شرطبندی رو جونت رو دوست داری؟‏!‏

آی‏!‏

هانجی‏-‏سان‏!‏

حالا‏!‏ همه برگردن به آخرین پست دفاعی‌شون‏!‏

وقت دور هم جمع شدن‌ـه‏!‏

دیگه سر راهم سبز نشو‏،‏ جوجه فکلی‏!‏

درد داره‏.‏‏.‏‏.‏

بندازش‏!‏

فرمانده‏،‏ از مراسم محافظت کن‏!‏

آره‏،‏ دارم می‌رم همونجا‏!‏

اطلاعاتی برای عموم سرنگ وسیله‌ای که رود ریس از هیستوریا ریس می‌خواست استفاده کند تا مبدل به غول شود‏.‏ گفته می‌شود که با استفاده از مایع نخاعی‏،‏ و تزریق سرم تبدیل‏،‏ آن فرد می‌تواند توانایی غول‌ها را به ارث ببرد‏.‏

انگار دشمن نزدیک شده‏.‏

بهتره عجله کنی‏،‏ هیستوریا‏!‏

باشه‏.‏

چیه ارن؟ داری چپ چپ نگاه می‌کنی؟

حتما‏.‏‏.‏‏.‏ به خاطر فهمیدنِ سرنوشتش‌ـه‏.‏

قدرتی که دزدیده شده به صاحب حقیقیش بازگردونده می‌شه‏.‏

هیستوریا‏.‏‏.‏‏.‏

منظورم خودتی‏.‏

هه؟

این غار‏.‏‏.‏‏.‏ حدود ۱۰۰ سال پیش توسط قدرت یه قول خاص درست شد‏.‏

اون سه دیوار هم با همون قدرت ساخته شدن‏.‏

با ساختن اون دیوارهای بزرگ و وسیع انسان‌ها نجات پیدا کردن‏.‏

و قدرت اون غول به دل مردم رسید و خاطراتشون رو تغییر داد‏.‏

هرچند اون قدرت روی چند خاندان تاثیر نداشت‏.‏

ولی نوادگانشون و باقی انسان‌ها‏.‏‏.‏‏.‏

تاریخ قبل از یه قرن پیش رو به یاد نمیارن‏.‏

به جز یک نفر‏،‏ فریدا ریس‏.‏

فریدا‏،‏ جز قدرت غول‌ها دانش و حکمت فراوانی داشت‏.‏

اون از چگونگی به وجود اومدن این دنیا و همه‌ی جزییاتش باخبر بود‏.‏

اون وقتی تنها ۱۵ سالش بود به اون قدرت و دانش دست پیدا کرد‏.‏

درست همین‌جا‏،‏ هشت سال پیش در همین مکان‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏ بعد از اینکه عموش رو که برادر کوچیک‌تر من می‌شد خورد‏.‏

فریدا غولِ بنیانگزار و همه‌ی خاطرات این دنیا رو به ارث برد‏.‏

قدرت و خاطراتی که طی ۱۰۰ سال بارها و بارها پشت سر هم نسل به نسل منتقل شده‏.‏

پدر‏.‏‏.‏‏.‏

بله‏.‏‏.‏‏.‏

دراصل‏،‏ اگه فریدا از قدرت غولش استفاده می‌کرد اصلا این مشکلاتی که الان داریم رو نداشتیم‏.‏

شاید هم کل غول‌ها رو از صحنه‌ی روزگار محو می‌کردیم‏.‏

فقط اگر پدر خائنش قدرتش رو نمی‌دزدید‏.‏

حالا‏،‏ اون قدرت‏،‏ تو وجود ارن‌ـه‏.‏

هرچند‏،‏ اون قدرت‏.‏‏.‏‏.‏

به معنای واقعی امکان ظهور نداره مگر این‌که خون خاندان ریس تو رگ‌هاش جریان داشته باشه‏.‏

تا وقتی که کالبدی برای اون قدرت باشه‏.‏‏.‏‏.‏

‏.‏‏.‏‏.‏این جهنم تا ابد ادامه پیدا می‌کنه‏.‏

هه؟

پس‏.‏‏.‏‏.‏

کنی‏.‏

پس اگر کسی غیر از ریس‏،‏ ارن رو بخوره پادشاه واقعی نمی‌شه درسته؟

درسته‏.‏

پـ پس‏.‏‏.‏‏.‏ حتی اگه من یه غول بشم و ارن رو بخورم‏،‏ گوه هم نمی‌ارزه؟

چی داری می‌گی؟

بابا‏!‏

فکر کردی دارم بهت دروغ می‌گم؟

نخیر‏.‏

من همه‌ی عمر آزگارم رو منتظر این روز بودم چون می‌دونستم در مورد مراسم جانشینی دروغ نمی‌گفتی‏.‏

ای بابا‏!‏

با این‌که می‌دونستی دنبال چی بودم این همه مدت ازم استفاده کردی‏،‏ مردیکه‌ی بچه باز‏!‏

ازت ممنونم‏.‏

سگ ولگردی بودی که برادر خیالپردازم تو رو از خیابون‌ها جمع کرد‏،‏ ولی‌ـــ

یه حرف توهین آمیز دیگه به اوری بزن تا بزنم نصف مغزت رو بپاشم رو دیوار‏.‏

بس کن‏!‏

بذار پدرم بره‏!‏

هه؟ تو دیگه خیلی رو اعصابی‌ها‏،‏ هیستوریا‏.‏

تو حالیت نیست؟‏!‏

این بابای جنابعالی می‌خواد تو رو تبدیل به یه هیولا کنه تا ارن رو نوش جونت کنی‏.‏

چون این وظیفه‌ی منه‏.‏

آره‏.‏‏.‏‏.‏

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left