처음 200줄입니다.
.بابا تو مکزیک بدهکار بود اینو بهت گفته بود؟
بخاطر همین از اونجا رفتیم
بهش وعدهی پول دادی؟
چقدر؟ - صد هزار تا -
تا امشب میخوامش - امشب؟ -
من ترتیبش رو میدم - آره، یه نفر باید بده -
منو اونجا ول کردی
.فقط یه انتخاب داشتم و «آنا» رو انتخاب کردم
همیشه «آنا» رو انتخاب میکنم
بیا
خوبه
.نمیدونم این چیه یا چطوری میفروشنش
!نه! «جک» نباید همهش رو ببری
صد و پنجاه؟ - منو چی فرض کردی؟ -
میترسی، مگه نه؟
«اون کسی نیست که ازش میترسم، «آنا
پس کیه؟
...اگه پلیسا پیداشون بشه
میدونی چی به سر زن و بچهت میاد
من کار بدی کردم
،اگه ازتون بخوام یه کاری واسم بکنین انجامش میدین؟
لب تر کن
...وقتی گفتم موادا رو برمیگردونم یه کوچولو دروغ گفته بودم
لعنتی
.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh
"ستارهی نقرهای" "فصل 2 . قسمت 5"
دندونهای آسیابِ اول - "به آلمانی میشه "بیته شون -
.آسیابِ کوچک. دندونهای آسیاب ثانوی "پرمولار زوئی"
بعدی - ...آسیاب اول، آسیاب دوم -
آسیاب سوم
."مولار آین، مولار زوای" چرا باید به آلمانی یاد بگیرمشون؟
چون بیشتر بیمارها آلمانی رو ترجیح میدن
«توماس»
برو بخواب، حالا
اون باید چند ساعت پیش میخوابید
،توماس»، اگه میخوای رو صندلی نمیری» !بهتره دندونات رو مسواک بزنی
رزا
(دندون عقل (به آلمانی - ببخشید؟ -
دندون عقل - گفتم دندون عقل -
!دندون عقل
تا حالا بهت گفته بودم که چقدر بهت افتخار میکنم؟
من یه آدم شوخ هستم
هیشکی منو به عنوان یه اسبسوار جدی نمیگیره. من عجیب غریبام
تو با شخصیتـی - نمیخوام با شخصیت باشم -
.ولی هستی هر کاری انجام میدی شخصیت داره
،شخصیتی که هر روز تمرین میکنه
،شخصیتی که پاش وایسادی برای باورهامون
برای زندگیای که دوست داری بهش برسی
هی
مطمئنی که اینو میخوای؟
اسلحه رو بیار پایین
«خودت خواسته بودی، «آنا
یه دلیل بهش بده که چرا نباید تو رو بکشه
به دخترم اجازه دادم اینجا بمونه چون به یه جای امن نیاز داشت
چه فکری با خودت میکردی؟
کوکائین قاچاق کردی و بعدش به دخترم راجبش گفتی؟
خواهش میکنم
...خانوادهی من - نه. خانوادهی لعنتی من -
فکر کنم باید بکشیـش
مامان، لطفاً این کارو نکن
اون چیکار میکنه؟ - دعا میکنه. فکر کنم -
خدایا
حواست اینجا باشه
من با شیطان معامله نمیکنم
شیطان یه افسانهی کصشرـه
من بدترین کابوسـت هستم و الان تو آشپزخونهـت هستم
فروشنده کیه؟ - چی؟ -
فروشنده کیه؟ - نمیفهمم -
.تو آوردیش اینور مرز بعد چی؟
اونا بهم پیام دادن - چه پیامی؟ -
دستورالعمل - نشونـم بده -
گوشیـت رو بده
زبونش اسپانیاییـه - "خیلی ممنون" -
ماشینـت رو بیرون مسافرخونه پارک کن و درش رو باز بذار
این اولین پیامی بود که دریافت کردم
موادا تو ماشینان؟ نمیدونم کجان -
بعد چی؟
یه شب راحت میخوابم - به همین راحتی؟ -
برای اولین اولین بار، آره - بعد چی؟ -
یه اتفاقی افتاد - چی؟ -
تو
من برگشتم و تو داشتی خونه رو میگشتی
من موادا رو خونهی همسایه قایم کردم
وایسا
قبلاً این کارو کردی؟
دو بار
میدونستی؟
هنوز حسش میکنی؟
چی رو؟ - روحالقدوس رو -
گمشو - دقیقاً -
اولین بار مقدارش کم بود - ولی بازم یه حرفهای هستی، درسته؟ -
«من یه آدم بیگناهـم، آقای «ورث - نه، نیستی -
جک
«اون یه قاچاقچیِ مواده، «آنا
اونو کردی تو کونت؟
بس کن - چی؟ اونا کردن -
!مگه نه؟ اونا کردن تو کونشون قایمش کردن
بفرما. 4:37 بعدظهر امروز
.بدون شماره تماس گیرنده خودشه؟
آره - اون بهت چی گفت؟ -
"موادا رو بزارم بیرون یه مسافرخونه تو "استیولی
کِـی؟ - امشب -
بهت مهلت دادن؟
تا نیمه شب
خب، اونا تو دردسر بدتری از چیزی که فکر میکردیم افتادن
.نه، اونا بگا رفتن خیلی بگا رفتن
اون 3 ساعت برای تحویلِ 5 میلیون جنس دیر کرده
منظورم اینه که، نمیتونیم کاری کنیم عشقم، جداً
«خب، بریم «آنا - خواهش میکنم، کمکـم کنین -
خیلی دیره - !نه، امکان نداره -
نمیتونیم کاری کنیم - اونا دارن دروغ میگن -
بهش بگو - چی؟ -
!تو کیف لعنتی رو پیدا کردی - چی؟ -
بهش بگو - اون کجاست؟ -
اونا پیداش کردن. بعد گمش کردن - گمش کردن؟ -
ولی اون میتونه دوباره پیداش کنه، مگه نه؟ - باید بشینی -
...شما گمش کردین
آنا»، هر لحظه ممکنه بخاطر موادا» .سر و کلهشون پیدا بشه
و وقتی این اتفاق بیفته، نباید اینجا باشیم - فکر میکنی من ترسیدم؟ -
از کارتل مواد؟ آره، باید بترسی - وایتی» به قلبش تیر خورد» -
کارتل مواد نمیتونن منو بترسونن
حالا کیف کجاست؟ - چه میدونیم -
زیر تخت. زیر تخت. آره
زیر تخت. برو اونجا
برو، همونجا بمون
لطفاً برو، همونجا بمون
ببین، بهت میگم چیه
باید اونو بکشم
اونو بکشی؟ - فکر بهتری داری؟ -
نه - صحیح -
با کشتن مخالفـم
خواهش میکنم
کمکـم کن موادا رو پیدا کنم - همچین اتفاقی نمیافته -
چرا نه؟ - چون میخوام اونو بکشم -
،«بیخیال «جک نمیتونی یه فروشندهی کارتل رو بکشی
البته که میتونم
کارتل در مقایسه با یه ولگردِ انگلیسی چیزی نیست
.باید بدونم. باید برم مکزیک اونا هرگز بهم اجازه نمیدن برگردم اونجا
بابا نکن - چرا نه؟ -
چون ماجرا اونجا تموم نمیشه، میشه؟ - خب، برای ما میشه -
!ولی برای «یوهان» یا خانوادش نمیشه
خب؟
،خب؟" اگه یکیشون رو بکشی" افراد بیشتری میفرستن اینجا
احتمالاً کل این مستعمرهی لعنتی رو از بین میبرن
چه بهتر
اینو میشناسی؟
آره - اون چیه؟ -
یه حلقهس
حلقهی کی؟
هلن
کی اونو بهش داد؟
من - داخلش چی حک شده؟ -
«برای «هلن - دیگه چی؟ -
«عشقت، «جک
پس بهش گفتی عاشقشی ...بعد زندگیشو به باد دادی
«اون داشت کارش رو انجام میداد «آنا - و پسرش رو کشتی -
اون کسی بود که پسرمون رو کشت
کسی که برادرت رو کشت
تقریباً مامانت رو کشت
اونا رو دقیقاً مثل خودمون بگا دادی
دو تا خانواده رو نابود کردی
به زاویهی دیدت بستگی داره - آره، داره -
لاقل میتونی این یکی رو نجات بدی
.موادش رو دزدیدی بعد کیفش رو گم کردی
بهش کمک کن
این چیه؟ - شراب ریواس -
خیلی افتضاحه
میخوای دنبال کیف بگردی؟
«ازت ممنون میشم، آقای «ورث
میتونی از خانوادهت محافظت کنی؟
میتونم از خانوادهم محافظت کنم، آره
برش دار
اولین بارـه؟
یه تفنگ داشتم
برای خرگوشها؟ - آهو -
تا حالا به کسی شلیک کردی؟ - البته که نکرده -
تا حالا به کسی شلیک کردی؟
نمیتونی ازشون محافظت کنی، میتونی؟
من میتونم
ازشون محافظت میکنم
چطوری؟ - با تفنگها -
پشت اون ماشین کلی تفنگـه
امکان نداره
.تو بهم تیراندازی یاد دادی، مامان یادته؟
خانوادهت میدونن در خطرن؟
نه
بیا بهشون بگیم، با اجازه؟ - ...خواهش میکنم -
خواهش میکنم - هی -
...توماس»، بیا بیرون»
توماس». بیا بیرون، «توماس»، خواهش میکنم»
سارا
میشه یه لحظه بیای؟
همینجا بمون
همینجا بمون
تو خوبی؟
اینجا چیکار میکنین؟
چرا همهتون تو آشپزخونهاید؟
چند وقته ازدواج کردین، «سارا»؟
خیلی وقته
فکر میکنی شوهرت مردِ درستکاریـه؟
No comments yet. Be the first to leave one.