처음 194줄입니다.
میخوایم بازی بزرگ رو پخش کنیم ...که کلی طرفدار داره، به ما زنگ بزنین
الو؟ الو؟
کی بود؟
.بدون اینکه چیزی بگه قطع کرد - بدون اینکه چیزی بگه قطع کرد؟ -
چرا برات مهمه؟ تو که هیچوقت .از این تلفن لعنتی استفاده نمیکنی
چه خبر رفیق؟
.باید خط تلفن اون خونه رو برداری
از روی آپارتمان برش دارم؟ چرا؟
شانسی" نمیگه" چرا خونهش یه خط تلفن نداره؟
.باشه، هر چی تو بگی
.چی شده، رفیق، مشکلی داری؟ خوبه - .همینطوری گفتم -
.فکر کنم وقت این همه مراقب بودن گذشته، مرد
.انگار که تحت تعقیب هستیم یا همچین چیزی .میدونی، انگار توهم ورمون داره و از اینجور چیزا
.نه، این تلفن نه .از این تلفن دیروز استفاده کردیم
چرا اینجوری میکنی؟
انگار که کسی اون بیرون دنبال من نیست ها؟ انگار که هیچ دشمنی ندارم؟
.نه، مرد
.مشکلی نیست
کمی آروم، کمی دیر ایوان بارکزدیل
ترجمه از: داوود
.خیلی آسونه
اون احمقهای بخش شرقی .مثل آدمهای "ایوان" نیستن
.نگاه کن، خودت متوجه میشی
باشه، تو اینجا میای، درسته؟
!صبر کن، صبر کن، پسر
.من از اینجا رد میشم .تو "بیلی" حواست به این کوچه هست
!هی
.هی، "موریس" مواد کم اورده، پسر
چقدر؟ - .سه تا -
.بهش بگو بره بزرگترش رو بیاره
تو کجا هستی؟
.درست اونجا کمین میکنم
تا متوجه بشی از کوچه رد میشن یا نه؟
.خبرچینها موقع خطر میرن تو خونههاشون
و تو همونی، مگه نه؟
کی؟ - .خطر -
نه، مرد، من فقط یه سیاهپوست با .یه نقشه خوبم، فقط همین
.و یه شاتگان - .حتما -
.ببخشید دیر کردم
.توی اون راهرو دیگه گمشده بودم
.اون راهرو به انبار میرسه - .آره، و عجب انبار عمیقی هم هست -
پس اینجا تو رو گذاشتن؟ .خیلی خوب منظورشون رو رسوندن
...و منظورشون - .دور از دید، دور از ذهن بوده -
.مثل یه غارنشین واقعی حرف زدی
.کلی کاغذ حیف این مزخرفات شده
.پایه و اساس پرونده تو
اگر درست شروعش کنی، میتونی پرونده خوبی بسازی .اگر اشتباه شروعش کنی، همه چیز از بین میره
آمادهایم؟
سوگند میخورید و تایید میکنید که این بخشنامه واقعا بهترین روش برای شماست؟
.سوگند میخورم
پس با قدرتی که به من واگذار شده .اینک شما رو زن و شوهر اعلام میکنم
اونم سوگند خورده؟ - منظورت دادستان کل ـه؟ -
.آره، میبینمش
نسخه دوم برای دادگاه مهروموم میشه .و بقیه نسخهها رو میتونه پلیس برداره
روش کار چطوره؟
با همون فرکانس پیجری .که "دیآنجلو بارکزدیل" داره شروع میکنیم
.پیامی دریافت کنه، ما هم پیام رو گرفتیم
خب، حالا آمادهایم؟ - .رسمی شده، آمادهاید -
.پس بیاین بازی رو شروع کنیم
آدمهای مشهور .همیشه وقتی از نزدیک میبینشون، کوچکتر به نظر میان
!هی! هی
!هی، تو
.اونجا رو ببین، داره میاد
.لعنتی، یه چیزی جور درنمیاد، پسر - .مراقب باش، مرد، یه شاتگان داره -
.اسلحه داره - .داره میاد -
!هی، زود باش، "عمر" داره میاد مرد
!لعنتی
.آره
.تنها چیز مهمی که باقی میمونه
از کجا میدونی؟ - .چون اگه تونسته بودی، منم تجربهش کرده بودم -
هی، این میگه همینطوری .اگه یکی برات ساک بزنه، لذت نمیبری
احمق، باید حتما با یه دختر باشی که بفهمی چی میگم، باشه؟
پسر، اگه میخوای کاندوم بذار .هیچکس دوست نداره یه پلاستیک رو بخوره
تو از کجا میدونی؟
حالا میخوای کی رو بکنی؟
."آلرتا موزون"، دخترعموی "ترینی"
لعنتی پسر، اینطوری باید از یه کاندوم خیلی بزرگ استفاده کنی، مگه نه؟
.به جاش از کیسه زباله استفاده کن، گورباباش
"اگه من بودم به حرف "دیآنجلو .برای سکس با اون دختره گوش نمیکردم، ارزش نداره
حالا میفهمی چرا اینقدر !آسونه که بقیه کاکاسیاهها بیان اینجا از ما دزدی کنن
هی، میدونی چیه کاکاسیاه؟
چیه؟
.ولش کن
.142شماره یه تلفن عمومی نیست
تا الان شش تا پیام گرفتیم و پنج تاشون شمارههای بیمعنا هستن؟
شاید نگارنده دچار مشکل شده؟
داریم چیزی رو دریافت میکنیم ...که انتظارش رو داشتی، هفت رقم یک شماره
و یک شماره دو رقمی اضافی .تا هویت تماسگیرنده مشخص بشه، مثل این یکی، 13
.مکنالتی" ـه خط یک"
.بله - همین الان یه شماره با 142 گرفتی؟ -
.آره، ما هم همینو گرفتیم
.خیلی بده - .باشه، بعدا میبینمت -
اونم همین شمارهها .رو در پیجرهای ردگیری شده دریافت میکنه
.پس مشکل از نگارنده نیست
از یک رمز برای پوشش گذاشتن روی تماسهاشون استفاده میکنن؟
.به نظر بدجور حرفهای میاد - چی؟ -
اونا شمارهها رو در .پیامهای پیجرشون رمزگذاری میکنن
از کجا میدونی؟
هر بار که پیجر این بچه "بارکزدیل" خاموش میشه .این ماشین یه پیام همراه با زمان نشون میده
مکنالتی" یه پیجر" .ردگیری شده داره اما ما از این در محوطه اونا استفاده میکنیم
.همینطور اون ثبتکنندههای اطلاعات تماس
هر بار که یه تلفن عمومی ...در محوطه ساختمانهای چندطبقه استفاده میشه
شماره تلفن، زمان و .مدت زمان تماس را دریافت میکنیم
.برای تماسهای دریافت شده هم همینطور - .عجب دستگاه جاسوسی، چقدر باحال -
میگی که دارن از یه جور رمز استفاده میکنن؟
.باید همینطور باشه .این شمارهها هیچ معنایی نمیدن
تو تماس گرفتی؟ - .ماشین "عمر" . "بابلز" جاش رو پیدا کرد -
پلاک متفاوت، بدون گزارش دزدی ...اینا اطلاعاتی که در مورد ون بهم رسیده
اما "بابز" از روی .باربندی که روی سقفش گذاشته شناختش
فرصت خوبیه. میخوای ازش استفاده کنی؟
امتحانش ضرری نداره. یه دفعه میریم .سراغ "عمر"، یه اسلحه میگیریم سمتش، شاید بذاره باهاش کار کنیم
چیزی جدیدی توی اون پیجر اومده؟
تا الان هشت تا پیام .بیشترشون یه جور رمز هستن
.شماره تلفنهای عمومی بالتیمور که نیستن، مطمئنم
سه هفته وقت برد تا "دنیلز" راضی بشه .یه هفته تا بخشنامه نوشته بشه و حالا این وضع گند
اگه این کلهپوکها دارن ازش استفاده میکنن چقدر میتونه شکستن رمزش سخت باشه؟
دوباره میگم، در موردمون چی میگن اگه نتونیم رمزش رو بشکنیم؟
میخواستی "بابز" رو .به مرکز شهر برسونی، من همینجا منتظر میمونم
.باشه
چی رو از دست دادم، دوستم؟ - .هیچ چیز -
خسته شدیم، مگه نه؟
چطوری که شماها هر روز این کارا میکنید و نمیخواین برین سراغ مواد؟
.مدام همینو میپرسم
این دور و اطراف یکم شلوغ شده، مگه نه پسرعمو؟
.استرینگ"، مرد، نمیتونم دروغ بگم"
.اون دزدها که نزدیک بود ما رو به کشتن بدن
و بعدش پلیسهای مبارزه با مواد .لعنتی، نمیدونم چه خبر شده بود
.پلیس، داره میاد
.پلیس داره میاد. همگی خبر داشته باشین - .وقت تمومه -
زود باش، پسر بگو چی شده؟ - چی؟ -
به اعضای گروهت بفهمون که .دزدها و زاغ سیاهچوبزنها بیشتر دردسر رو برامون درست میکنن
وقتی طرز فکرشون اینطوری بشه .دیگه خبری از غالفگیری نیست
چونکه میدونی، عموت و من .فکر میکنیم که یه خبرچین تو بازار داری
چی؟ - .یکی داره به دزدها اطلاعات میده -
و تو باید حواست بهش باشه، مگه نه؟ .حواست بهش باشه
.بهت میگم چه کار کنی
امروز چه روزیه، جمعه؟
جمعه چه اتفاقی میافته؟
.روز تسویه حسابه - .این جمعه نه -
چرا نه؟
بهشون زنگ میزنی انگار که میخوای بهشون پول بدی .بعدش اونا حسابی باهاشون دعوا میکنی
بهشون میگی که راضی .نیستی که دارن اینطوری کار میکنن
وقتی تو راضی نباشی اونا هم چیزی گیرشون نمیاد، فهمیدی؟
اما اگه به یه کاکاسیاه پول ندی .دیگه برات کار نمیکنه
فکر میکنی که یه کاکاسیاه میتونه کار گیر بیاره؟
فکر میکنی این کاکاسیاهها میگن گورباباش بذار از اینجا بیام بیرون و برم دانشگاه؟
یکم جفتک میندازن .اما کار رو ول نمیکنن برن
.و در آخر، تو بهم احترامی که میخوای میرسی - .آره -
و وقتی که پولشون تموم شد ...میان پیشت و ازت میخوان
که بهشون بیشتر پول بدی و از اینجور چیزا .و اونوقت که حسابی ورشکست میشن
.اونا کسایی هستن که باید از فهرست خودت بندازیشون بیرون
،اما اونایی که هنوز پول دارن ...اونایی که هنوز کار میکنن، ازت پول بیشتر نمیخوان
اونایی هستن که میخوام ازشون چیزی بشنوم، فهمیدی؟
آره، مرد. لعنتی، تو ."خوب میدونی چطوری باید با یه کاکاسیاه بازی کرد"استرینگ
.ترتیب این یکی رو همینجا بده - .تو دختر مورد علاقه منی -
.لعنتی، بذار خودم حلش میکنم
."هی تو "پوت
.بیا اینجا مرد - چی شده؟ -
چه غلطی داری میکنی؟ چه غلطی میکنی؟ .قوانین کوفتی رو میدونی که
چه غلطی داری میکنی؟ - .کپی میکنم -
.یه تلفن رو
...از دست این مامورت لعنتی
.ساعت از سه گذشته
خب کجان؟
.شاید فقط شب میان بیرون
.قبلا یکی مثل "عمر" برام کار میکرد
."یه یارویی به اسم "روبن تری
کارش خوبه؟ - .یه جوری خیابون رو میبینه که ما آرزومونه -
.هیچی مثل یه خبرچین خوب نیست
.مدرسه تعطیل شده
میتونم از تلفنت استفاده کنم؟
.فهمیدم، باشه
.میدونم - .من چیزی نمیدونم -
منظورت چیه نمیدونی؟
.محض رضای خدا من پدرشون هستم فکر میکنی میذارم روی زمین بخوابن؟
.آره، حواسم بهشون هست
،ملحفهها، بالشها .روتشکی، روبالشی، همهشون رو گرفتم
چه رنگی هستن؟
برات چه اهمیتی داره چه رنگی باشن؟ الو؟
.قطع شد - .حتما -
یه چیزی میدونی؟
همسر سابقم، طوری که با همه چیز ...برخورد میکنه، روشی که با همه چی سروکله میزنه
فکر میکنی مردی که از من کمملاحظهتر باشه ...از خود من بیادبتر باشه
مردی که نسبت به ...حساسیتها و خوشبرخوردیها و ارزشها زنها کمتر حساس باشه
نه من، اما مردی که اونطوریه .ممکنه به اون بگه جنده
.همین الان به مادر بچههات گفتی جنده
.نه، نگفتم
.چرا همین کار رو کردی لعنتی - .نه، نگفتم -
بیا ولش کنیم باشه؟ .یکم کار دارم که باید انجام بدم
.پلیس، بزن بریم، مرد، از سر راه برو کنار
.لعنتی
.این بار زیاد دعوا نمیکنی خسته شدی عوضی؟
هنوز از اون مشتولگدهایی که "کیما" زده .نمیتونه درست راه بره
مثل یه پلیس درستوحسابی .کارت رو ساخته
No comments yet. Be the first to leave one.