처음 200줄입니다.
اون طاق ... اینجا سنتلوئیسه ؟
یه زمانی بود
« الان بهش میگیم « دیفاینس
ما در جایی منحصر به فرد زندگی میکنیم
جایی که انسانها و گونههای مختلف وتان به طور برابر در کنار هم زندگی میکنن
اگه دیتک توی انتخابات پیروز بشه
دروازههای شهر رو ،برای سرهنگ مارش باز میکنه
و یک سال دیگه اینجا اونقدر عوض میشه که دیگه نمیشناسیش
... نام شهردار آینده دیفاینس
دیتک تار
میدونی که اون فرقه بهم چی میگفتن ؟
- من فرشتهی مرگم - نه تو یه دختر کوچولویی
که توی بد شرایطیه
دختر کوچولوی خودم
فقط بگو کجا میتونیم دختره و اون شی عتیقه رو پیدا کنیم
میخواین باهاش چیکار کنین ؟
من بیشتر نگران کاری هستم که میخوایم با خودت بکنیم
تبدیل شو
طبقه پایین دارن دنبال سرهنگ میگردن
همینجاست
جمهوری زمین میاد سراغمون
دیگه سرنوشتمون در دست کسی نیست
باید از اینجا بریم
! ایریسا
نمیتونم از دستش بدم
چه هزینهای برام داره ؟
باید تبدیل به سلاح من بشی
نولان
تمام شهروندان دیفاینس توجه کنند
جمهوری زمین صحبت میکنه
ما درحال تصرف شهر هستیم
! ایریسا
« « 9 ماه بعد
من شکرگزار چیزهای خوب در زندگی هستم
به خاطرشون نه مغرور میشم و نه شرمسار
با چیزهایی مثل خوشبوکنندهی دست طوری خوش میگذرونم
که انگار یه گنج گرانبها باشن
حس متمدن بودن بهم دست میده
پس مطمئناً متوجه هستین که
وقتی 8 ماه و نیم پیش قبول کردم شهردار بشم
خیلی نگران بودم
اون فیلمهای غرب وحشی که پدرم نگاه میکرد رو به خاطر آوردم،
شهری پر از مردمی آشوبطلب، یاغی و وحشی
ولی چقدر اشتباه میکردم
ساده بگم، دیفاینس بهشته
به اطرافتون که نگاه کنین
همهجا زیبایی وصفناپذیر میبینین
اینجا شهر مردمیه که میدونن چطور اوقات خوشی داشته باشن
ولی وقتی زمانش میرسه که هرکس آستینا رو بالا بزنه
،و به اهداف بالاتری برسه
،هیچکس سختتر از اهالی دیفاینس کار نمیکنه
و این سختکوش بودنه که باعث شده
دیفاینس تبدیل به یه کلانشهر مولد بشه
و به نظرم شماهایی که مثل من
،از چیزایی خوب لذت میبرین
به زودی خیلی ازشون خواهید داشت
ولی حقیقت مطلقی که
،این شهر رو خیلی منحصر به فرد میکنه
جامعیت اونه
انسانها و وتانها کنار هم زندگی میکنن به عنوان دوست
عاشق، خانواده
واقعاً تاثیر گذاره
،این مدت که شهردار بودم شبانه روز تلاش کردم
استانداردهای بالایی که مردم دیفاینس
ازم انتظار دارن رو ارتقا بدم
با کمک همدیگه جرم و جنایت رو کاهش دادیم
سپر محافظتی رو دوباره برپا کردیم
با ملی کردن معادن گولانایت دستمزدها دو برابر شده
و سود دهی سه برابر شده
و الان باید از هم قطارانم
در جمهوری زمین تشکر کنم
مخصوصاً فرماندار، برتو مرکادو
کسی که راه درازی رو از نیویورک اومده
تا امروز رو با ما جشن بگیره
با تشکر از کمکهای مالی بیشمارشون
ساخت ریل قطار سریعالسیر بالاخره به واقعیت پیوست
خب میدونم همگی دوست دارین زودتر جشن رو شروع کنیم
پس بدون حرف اضافه آرزو میکنم که
سالروز تاسیس دیفاینس، برای همهتون
خوب و موفقیتآمیز باشه
و تموم شد
سخنرانی خیلیخوبی بود جناب شهردار
ممنون برلین، ممنون
خوب پیش رفت
نظرتون چیه ؟
سخنران خوبی هستی پاتینجر
همیشه بودی
... ولی
ولی ؟
فقط بلدی خودنمایی کنی پاتینجر
،با حرفای قلمبه سلنبه مایع ضدعفونی دست و نمایشهای تلویزیونی
،ولی یه چیزی بهت بگم که تا حالا یه خودنما رو ندیده بودم که
فکر کنه خیلی باهوش و زرنگه
! خب بالاخره دیدین
میتونین برای نوههاتون تعریف کنین
! اوه
اینو یادم میمونه
فرماندار آدم قدرتمندیه
چرا کاری میکنین که عصبانیش کنین ؟
مرکادو فقط به آدمایی احترام میذاره که ازشون متنفره
اینو باید یادت بمونه چرچیل
چون حقیقت محضه و به دردت میخوره
خانوم شهردار
پاتینجر، دیگه اینجوری منو صدا نکن
الان دیگه تو شهرداری
شهردار موقت
سخنرانیم رو تماشا کردی ؟
چهارتا سخنرانی آخرت رو نگاه نکردم
چرا فکر کردی این یکی رو میبینم ؟
فکر کنم به خاطر خوشبین بودنم
تو میتونی بیشتر از اینا برای دیفاینس مفید باشی
بیا برای من کار کن
تو عضوی از یه ارتش اشغالگری
یعنی داری حق اینجا بودن ما رو زیر سوال میبری ؟
شهردار منتخب شما
افسر عالی رتبه ارتش ما رو با خنجر کشت
این یعنی اعلان جنگ
خب، من مطمئناً به دیتک رای ندادم
عالیه! هردو موافقیم که دیتک یه احمقه
اینم از تفاهم میتونیم برمبنای همین جلو بریم
خوشت بیاد یا نیاد، اشغالگری
برای من مهمه که شغلم رو خوب انجام بدم
،و تا وقتی دستور دیگهای بگیرم
وظیفهم اینه که دیفاینس رو مولد و در آرامش نگه دارم
و تو هم میتونی در انجام این کار بهم کمک کنی
مگه از اول به همین خاطر نامزد شهرداری نشدی ؟
نگاه کن ! تفاهم بیشتر
یه جادویی اینجا هست
حسش میکنی ؟
من که حسش میکنم
بالاخره خندیدی
اومدی اینجا چیزی بخری یا مزاحم بشی ؟
امروز فقط اومدم تماشا کنم
در موردش فکر کن
امروز خیلی زیبا شدین خانم تار
لطف دارین
چی میخواست ؟
طبق معمول
اینم از سهم درآمدت
هفتهی خوبی داشتی
خب، من یه شهر رو میگردوندم
از پس این کار هم برمیام
،میدونی وقتی کنیا برگرده
ممکنه مجبور بشه یه کار دیگه برای خودش پیدا کنه
- به عنوان یه دوست میگم - نمیخواد بگی
باید خودت رو آماده کنی
- که قبول کنی شاید هیچوقت برنگرده - برمیگرده، برمیگرده
مطمئنم
تو خیلی قوی هستی
« « نیو شیکاگو
فالا
طعم تندی که دوست داری رو تموم کرده بودن
برای همین شیرینش رو گرفتم
تکون نخور
کی هستی ؟
چی از جونمون میخوای ؟
میخوام بدونم اون کجاست و همین الان هم باید بدونم
!خیلیخب دایگو، بشین
دایگو ؟
من تشو زاژینو هستم
نمیدونم فکر میکنی من کیام
ولی داری اشتباه میکنی
- اسمم تشو زاژینوئه - منم سعی کردم بهش بگم
تو بچهها رو شکنجه میکنی
! و به دختر کوچولوی من تجاوز کردی
... - ببین، خواهش میکنم ،- توی 9 ماه گذشته
رفتم سراغ تک تک اعضای فرقهتون
بالاخره به اینجا رسیدم، پیش تو
دخترم ناپدید شده
،نمیدونم چرا و نمیدونم چطوری
تنها چیزی که میدونم اینه که
به اون چیزی ربطی داره که مردمت توی بدنش گذاشتن
بگو چه اتفاقی براش افتاد
فعال شد
پیچکهای طلایی و نقرهای مثل چندتا مار کوچیک
... چندین نفر مردن
و اون ناپدید شد
منم اونو دیدم
کجا ؟
توی خواب
سخت بود
یه دیوار سنگی بزرگ که جای چندتا دست روش بود
حالا میفهمم اون تبدیل شده
به چی تبدیل شده ؟
! نه
به چی تبدیل شده ؟
! - میکشمش ! - هرجور که دوست داری
اون عوضی اصلاً ارزشی نداره
No comments yet. Be the first to leave one.