The Order

The Order

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 1

릴리스 정보

The Order S01E10 WEBRip x264-ION10
The Order S01E10 WEB x264-STRiFE
The Order S01E10 720p WEB X264-AMCON
The Order S01E10 1080p WEB X264-AMCON
The Order S01E10 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Order S01E10 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NTG
The Order S01E10 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
The Order S01E10 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Order S01E10 720p NF WEB-DL x264-MkvCage
다음의 해설 Theo_S
►► Theo_S ارائه شده توسط وبسایتِ ۳۰نما | سعید ◄◄

태그

web
x264
720p
720
x265
HEVC
Web-DL
web-dl
WEB-DL
mkv
MkvCage
webrip
BRip
2CH
1080
게시일: 2019-03-25
다운로드: 27
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫چرا ما رو نکشت؟

‫ما رو به عنوان هدف تمرینی نگه میداره.

‫- احتمالا ما باید... ‫- یه کم فضا بهش بدیم. ایده خوبیه.

‫- بیشتر تو فکر یه بغل کردن گروهی بودم. ‫- نچ.

‫اون چرا اینجاس؟

‫اون چه فکری کرده؟

‫سعی کرده تو رو نجات بده.

‫جک...

‫فقط...

‫یکبار هم کشده تائو از پیت رو ‫فراموش کن.

‫پدربزرگ تنها خانواده ای بوده که تا ‫حالا داشتم.

‫و حالا اونم رفته.

‫اگه به اونجا برگردی...

‫می میری.

‫خب، تا زمانی که اول اون بمیره.

‫چرا باید انتقام باشه؟

‫چرا می خوای ازش محافظت کنی؟

‫متاسفم.

‫سعی کردم ازت محافظت کنم.

‫یه راه دیگه برای متوقف کردنش هست.

‫باید باشه.

‫باهم پیداش می کنیم، باشه؟

‫تا تو نری من ازین ماشین بیرون نمیرم.

آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.

«: مـتـرجـم: سعید :» .:: Theo_S ::.

‫جک.

‫- درباره پدربزرگت متاسفم. ‫- بذار فقط...

‫- دربارش حرف نزنیم. ‫- باشه.

‫بیا درباره لیلیت حرف بزنیم.

‫اون کجاست؟

‫اون گرگینه شد و حواس ادوارد رو پرت کرد، ‫برام زمان جور کرد تا فرار کنم.

‫و بعدش؟

‫نمی دونم.

‫کمدش رو بعدا چک می کنم.

‫چه فکری کردی؟ ما یه نقشه داشتیم.

‫آلیسا تو خطر بود.

‫باید کمک می کردم. مشکلی باهاش نداری؟

‫نه، چون تو هر کاری دلت بخواد می کنی، و ‫مردم می میرن."

‫- لیلیت اونجا مخفی نشده ‫- یا گمشده، به همون اندازه بد.

‫نکته اینه که، چند نفر دیگه ‫باید به خاطر تو بمیرن؟

‫فقط یکی دیگه.

‫ببین، جک...

‫می دونم باید رو کشتن کاونتری تمرکز کنیم.

‫ولی باید لیلیت رو نجات بدیم.

‫کاری که باید بکنیم دور کردن اون ‫کتاب از ادوارده.

‫یادم نمیاد کار گروهیمون دفعه پیش ‫جواب داده باشه

‫کتاب کلید همه چیه.

‫و در حال حاضر، ‫ادوارد در آسیب پذیر ترین حالتشه.

‫مطمئنی؟

‫باید آخرین قربانی رو قبل از اینکه ‫وید میکام باهاش یکی بشه انجام بده

‫آخرین قربانی چیه؟

‫پسرش.

‫اولین پسرش.

‫می دونی برای شکست دادن ‫کاونتری باید چکار کنیم؟

‫هیچکاری.

‫هان؟

‫میگس اعظم.

‫کپلر.

‫کپلر، چرا اینجایی؟

‫چون...

‫منو احضار کردی.

‫چرا هنوزم شورای روحانی رو نگه می داریم؟

‫دوست دارم خودمون رو به عنوان ‫آدم های منطقی انجمن بدونم، میگس.

‫فکر می کنی ویر خودش رو آدم منطقی بدونه؟

‫وقتی توطئه کرد که وید میکام رو ازم بدزده؟

‫بهت اطمینان میدم، میگس،

‫چیزی درباره نیت ویرا نمی دونستم.

‫راستشو میگی.

‫راستشو میگم، میگس.

‫اگه چیزی می دونستم سریعا بهت ‫اطلاع می دادم.

‫یه کم جلوترید

‫همینگ مرده.

‫ویرا به من خیانت کرد.

‫این منو با تو تنها میذاره.

‫بله، میگس. ممنون.

‫گرگینه ها دارن دور می زنن.

‫سعی می کنن وید میکام رو ازم بگیرن.

‫وظیفه توئه که متوقفشون کنی.

‫فهمیدی؟

‫چندتا شاگرد رو بفرست خونم که پسرم رو بیارن. ‫می خوام که اینجا با من باشه.

‫فورا.

‫و کپلر...

‫شورای روحانی رو منحل می کنم.

‫نه به معنای وافعی کلمه.

‫خدایا شکرت.

‫خواهش می کنم.

‫رفیق.

‫- نمی تونیم لیلیت رو اینجا ول کنیم. ‫- شنیدی آلیسا. لیلیلت انتخابش رو کرد.

‫خودش رو برای دوست دخترت فدا کرد.

‫و با ول کردنش اینجا می خوایی ازش تشکر کنی؟

‫هر دومون می دونیم که ‫اون می تونه از خودش مراقبت کنه.

‫- به معنای این نیست که لازمه. ‫- فکر می کنم تصمیم گرفتیم زندگی مون رو برای هدف فدا کنیم.

‫آره، ولی پیمان چیزی درباره رها کردن ‫دوستامون نگفته.

‫بهرحال اون کمک من رو نمی خواد.

‫احتمالا باعث کشته شدنش بشم.

‫موفق باشی اگه می خوای ‫حرف منطقی باهاش بزنی.

‫هیچی؟

‫- نقشه بزرگت اینه؟ ‫- آره.

‫نمی تونم باور کنم فقط می خوایی ‫فرار کنی.

‫فرار نمی کنم، من کنار می کشم ‫و وقتی ادوارد نتونست قربانی آخر رو انجام بده

‫منظورت اینه وقتی برادر کوچیکت رو کشت؟

‫برادرم نیست، باشه؟

‫مدام همینو به خودت بگو.

‫می دونی چرا، الان نوبت ادیه که ‫از دست دادن رو تجربه کنه.

‫حالا کلیدای کوفتیمو بهم بده.

‫چدربزرگ، کجا گذاشتیش؟

‫بجنب.

‫خواهش می کنم، بگو درستش کردی.

‫لعنت! پدربزرگ.

‫چرا باید همه چیزو اینقدر سخت کنی؟

‫به اندازه فکر جک بده.

‫- فکر می کنم خیلی خوبه. ‫- به خاطر اینه که خودت پیشنهادش دادی.

‫- ازش خوشت میاد. ‫- گفتم پتانسیلشو داره.

‫مدوکس رو بگیریم و با لیلیت ‫معاوضه اش کنیم؟

‫ما لیلیت رو از چنگ انجمن در میاریم.

‫ادوارد پسر اشتباهی رو قربانی می کنه، ‫وید میکام شکست می خوره. بی نقصه.

‫قتله!

‫در بهترین حالت، ‫این فساد تو زندگی آدم بی تاثیره.

‫- همیشه یادم میره چندتا واحد حقوق خوندی. ‫- پدرم نه.

‫- نمی تونم بخشی ازین باشم. ‫- لازم نیست کاری بکنی.

‫فقط بهمون بگو ادوارد کجا زندگی می کنه.

‫و از کجا بدونم دیگه کسی رو نمی کشید؟

‫- قول میدیم. ‫- قول میدیم کسی رو نکشیم.

‫باور نمی کنم.

‫- این بهتره احتمالا. ‫- آره. دروغ می گفتیم.

‫انجمن شیطان نیست.

‫باید موافق یا مخالف باشیم.

‫پس فکر می کنم باید برم،

‫احتمالا.

‫جک؟

‫نکروفون.

‫چرا اینجایی؟

‫فقط اومدم سر بزنم.

‫نقشه"هیچ کاری نکردن" در چه حاله؟

‫اوه، خیلی بهتره.

‫پس " قربانی کردن جک برای برادری ‫که حتی نمی شناسه

‫و سعی برای گرفتن کتابی که نابود نمیشه" ‫چطوره؟

‫اینجا نیومدم که بجنگیم.

‫می دونیم که هیچ چیز خوبی از ‫حرف زدن با مرده ها در نمیاد.

‫حداقل می دونستم عذر خواهی کنم.

‫- برای چی؟ ‫- برای اینکه تنهاش گذاشتم.

‫ما یه نقشه داشتیم.

‫تنها کاری که باید می کردیم

‫چسبیدن بهش بود ‫و دیگه تو این اوضاع نمی افتادیم.

‫ولی باید می رفتم و...

‫سعی کردم که یه قهرمان کوفتی باشم.

‫- تقصیر تو نیست که مرده. ‫- نه. تقصیر توئه.

‫اینکارو نکن.

‫منو از خودت نرون.

‫جفتمون می دونیم من تنهایی بهتر کار می کنم.

‫تو سعی کردی اینو بهم بگی ‫و من باید گوش می کردم.

‫خب، اشتباه می کردم.

‫اینو می گی چون بهش باور داری،

‫یا اینکه کمک لازم داری؟

‫راستشو بگم، جفتش.

‫می تونیم مدوکس رو نجات بدیم.

‫- من بهش اهمیتی نمی دم. ‫- چرا میدی.

‫از کجا می دونی؟

‫چون دلسوزی تو همه ‫تصمیماتت هست.

‫خب، دلسوزی می تونه بره بمیره.

‫کاش اهمیت نمی دادم.

‫کاش هیچوقت قبول نمی کردم به انجمن برم.

‫یا تو یا شوالیه ها رو نمی دیدم.

‫می دونی، شاید بعدش، یه زندگی داشته باشم

‫به جای اینکه فکر کنم نفر یعدی که قراره ‫به خاطر من بمیره کیه

‫باید بری.

‫یعنی، نیمه شب اونقدرام به لحاظ ‫حسی تاثیر گذار نیست

‫ببین، اگه تغییر کنم، ممکنه بهت آسب برسونم.

‫حتی اگه بخوام اون بچه رو نجات بدم...

‫هیچ راهی نیست که بتونم تنهایی با ‫ادوارد روبرو بشم.

‫تنها نیستی.

‫می تونم نشونت بدم.

‫امنه.

‫نه، نمی کشتت.

‫آره، بهشون قول داده تو رو نکشه

‫- این کیه؟ نمی کشمت. ‫- فقط گفتم.

‫کی؟

‫- شوخیت گرفته؟ ‫- اون طرف ماست.

‫اون طرف خودشه.

‫یادت باشه چه قولی دادی.

‫آقای مورتون.

‫این بخشیه که برام نوشیدنی می خری.

‫یه بشکه.

‫حداقل پدربزرگت یه کم ذوق داشت.

‫قطعا یه طراحی داخلی نبوده.

‫یه بار دیگه به پدربزرگم توهین کن و ‫ببین چی مشه.

‫- حواست باشه چی میگی، دستیار. ‫- برو بمیر، میگس.

‫- خب، تلف کردن وقت بود. ‫- نه نبود.

‫- آره، بود. درست میگه. ‫- نه.

‫- عذر می خوام، میگس. ‫- منظورت رو بگو، خانم دریک.

‫خب، بذارید یه لحظه بگیم همه موافقیم

‫که نابود کردم وید میکام اولویت اول ماست.

‫نه نیست.

‫اشک های نفیلیم کار رو انجام میدن؟

‫اوه، تو محفظه از زمانت استفاده کردی، اینو ‫بهت گفته باشم.

‫اشک های نفیلیم؟

‫یه معجونه.

‫جادو رو از اشیای جادویی حذف می کنه.

‫مثه یک فریزر رنگ نقاشی برای طلسم های جادو.

‫آره، حتما.

More Farsi Persian subtitles for The Order

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left