처음 200줄입니다.
چرا ما رو نکشت؟
ما رو به عنوان هدف تمرینی نگه میداره.
- احتمالا ما باید... - یه کم فضا بهش بدیم. ایده خوبیه.
- بیشتر تو فکر یه بغل کردن گروهی بودم. - نچ.
اون چرا اینجاس؟
اون چه فکری کرده؟
سعی کرده تو رو نجات بده.
جک...
فقط...
یکبار هم کشده تائو از پیت رو فراموش کن.
پدربزرگ تنها خانواده ای بوده که تا حالا داشتم.
و حالا اونم رفته.
اگه به اونجا برگردی...
می میری.
خب، تا زمانی که اول اون بمیره.
چرا باید انتقام باشه؟
چرا می خوای ازش محافظت کنی؟
متاسفم.
سعی کردم ازت محافظت کنم.
یه راه دیگه برای متوقف کردنش هست.
باید باشه.
باهم پیداش می کنیم، باشه؟
تا تو نری من ازین ماشین بیرون نمیرم.
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«: مـتـرجـم: سعید :» .:: Theo_S ::.
جک.
- درباره پدربزرگت متاسفم. - بذار فقط...
- دربارش حرف نزنیم. - باشه.
بیا درباره لیلیت حرف بزنیم.
اون کجاست؟
اون گرگینه شد و حواس ادوارد رو پرت کرد، برام زمان جور کرد تا فرار کنم.
و بعدش؟
نمی دونم.
کمدش رو بعدا چک می کنم.
چه فکری کردی؟ ما یه نقشه داشتیم.
آلیسا تو خطر بود.
باید کمک می کردم. مشکلی باهاش نداری؟
نه، چون تو هر کاری دلت بخواد می کنی، و مردم می میرن."
- لیلیت اونجا مخفی نشده - یا گمشده، به همون اندازه بد.
نکته اینه که، چند نفر دیگه باید به خاطر تو بمیرن؟
فقط یکی دیگه.
ببین، جک...
می دونم باید رو کشتن کاونتری تمرکز کنیم.
ولی باید لیلیت رو نجات بدیم.
کاری که باید بکنیم دور کردن اون کتاب از ادوارده.
یادم نمیاد کار گروهیمون دفعه پیش جواب داده باشه
کتاب کلید همه چیه.
و در حال حاضر، ادوارد در آسیب پذیر ترین حالتشه.
مطمئنی؟
باید آخرین قربانی رو قبل از اینکه وید میکام باهاش یکی بشه انجام بده
آخرین قربانی چیه؟
پسرش.
اولین پسرش.
می دونی برای شکست دادن کاونتری باید چکار کنیم؟
هیچکاری.
هان؟
میگس اعظم.
کپلر.
کپلر، چرا اینجایی؟
چون...
منو احضار کردی.
چرا هنوزم شورای روحانی رو نگه می داریم؟
دوست دارم خودمون رو به عنوان آدم های منطقی انجمن بدونم، میگس.
فکر می کنی ویر خودش رو آدم منطقی بدونه؟
وقتی توطئه کرد که وید میکام رو ازم بدزده؟
بهت اطمینان میدم، میگس،
چیزی درباره نیت ویرا نمی دونستم.
راستشو میگی.
راستشو میگم، میگس.
اگه چیزی می دونستم سریعا بهت اطلاع می دادم.
یه کم جلوترید
همینگ مرده.
ویرا به من خیانت کرد.
این منو با تو تنها میذاره.
بله، میگس. ممنون.
گرگینه ها دارن دور می زنن.
سعی می کنن وید میکام رو ازم بگیرن.
وظیفه توئه که متوقفشون کنی.
فهمیدی؟
چندتا شاگرد رو بفرست خونم که پسرم رو بیارن. می خوام که اینجا با من باشه.
فورا.
و کپلر...
شورای روحانی رو منحل می کنم.
نه به معنای وافعی کلمه.
خدایا شکرت.
خواهش می کنم.
رفیق.
- نمی تونیم لیلیت رو اینجا ول کنیم. - شنیدی آلیسا. لیلیلت انتخابش رو کرد.
خودش رو برای دوست دخترت فدا کرد.
و با ول کردنش اینجا می خوایی ازش تشکر کنی؟
هر دومون می دونیم که اون می تونه از خودش مراقبت کنه.
- به معنای این نیست که لازمه. - فکر می کنم تصمیم گرفتیم زندگی مون رو برای هدف فدا کنیم.
آره، ولی پیمان چیزی درباره رها کردن دوستامون نگفته.
بهرحال اون کمک من رو نمی خواد.
احتمالا باعث کشته شدنش بشم.
موفق باشی اگه می خوای حرف منطقی باهاش بزنی.
هیچی؟
- نقشه بزرگت اینه؟ - آره.
نمی تونم باور کنم فقط می خوایی فرار کنی.
فرار نمی کنم، من کنار می کشم و وقتی ادوارد نتونست قربانی آخر رو انجام بده
منظورت اینه وقتی برادر کوچیکت رو کشت؟
برادرم نیست، باشه؟
مدام همینو به خودت بگو.
می دونی چرا، الان نوبت ادیه که از دست دادن رو تجربه کنه.
حالا کلیدای کوفتیمو بهم بده.
چدربزرگ، کجا گذاشتیش؟
بجنب.
خواهش می کنم، بگو درستش کردی.
لعنت! پدربزرگ.
چرا باید همه چیزو اینقدر سخت کنی؟
به اندازه فکر جک بده.
- فکر می کنم خیلی خوبه. - به خاطر اینه که خودت پیشنهادش دادی.
- ازش خوشت میاد. - گفتم پتانسیلشو داره.
مدوکس رو بگیریم و با لیلیت معاوضه اش کنیم؟
ما لیلیت رو از چنگ انجمن در میاریم.
ادوارد پسر اشتباهی رو قربانی می کنه، وید میکام شکست می خوره. بی نقصه.
قتله!
در بهترین حالت، این فساد تو زندگی آدم بی تاثیره.
- همیشه یادم میره چندتا واحد حقوق خوندی. - پدرم نه.
- نمی تونم بخشی ازین باشم. - لازم نیست کاری بکنی.
فقط بهمون بگو ادوارد کجا زندگی می کنه.
و از کجا بدونم دیگه کسی رو نمی کشید؟
- قول میدیم. - قول میدیم کسی رو نکشیم.
باور نمی کنم.
- این بهتره احتمالا. - آره. دروغ می گفتیم.
انجمن شیطان نیست.
باید موافق یا مخالف باشیم.
پس فکر می کنم باید برم،
احتمالا.
جک؟
نکروفون.
چرا اینجایی؟
فقط اومدم سر بزنم.
نقشه"هیچ کاری نکردن" در چه حاله؟
اوه، خیلی بهتره.
پس " قربانی کردن جک برای برادری که حتی نمی شناسه
و سعی برای گرفتن کتابی که نابود نمیشه" چطوره؟
اینجا نیومدم که بجنگیم.
می دونیم که هیچ چیز خوبی از حرف زدن با مرده ها در نمیاد.
حداقل می دونستم عذر خواهی کنم.
- برای چی؟ - برای اینکه تنهاش گذاشتم.
ما یه نقشه داشتیم.
تنها کاری که باید می کردیم
چسبیدن بهش بود و دیگه تو این اوضاع نمی افتادیم.
ولی باید می رفتم و...
سعی کردم که یه قهرمان کوفتی باشم.
- تقصیر تو نیست که مرده. - نه. تقصیر توئه.
اینکارو نکن.
منو از خودت نرون.
جفتمون می دونیم من تنهایی بهتر کار می کنم.
تو سعی کردی اینو بهم بگی و من باید گوش می کردم.
خب، اشتباه می کردم.
اینو می گی چون بهش باور داری،
یا اینکه کمک لازم داری؟
راستشو بگم، جفتش.
می تونیم مدوکس رو نجات بدیم.
- من بهش اهمیتی نمی دم. - چرا میدی.
از کجا می دونی؟
چون دلسوزی تو همه تصمیماتت هست.
خب، دلسوزی می تونه بره بمیره.
کاش اهمیت نمی دادم.
کاش هیچوقت قبول نمی کردم به انجمن برم.
یا تو یا شوالیه ها رو نمی دیدم.
می دونی، شاید بعدش، یه زندگی داشته باشم
به جای اینکه فکر کنم نفر یعدی که قراره به خاطر من بمیره کیه
باید بری.
یعنی، نیمه شب اونقدرام به لحاظ حسی تاثیر گذار نیست
ببین، اگه تغییر کنم، ممکنه بهت آسب برسونم.
حتی اگه بخوام اون بچه رو نجات بدم...
هیچ راهی نیست که بتونم تنهایی با ادوارد روبرو بشم.
تنها نیستی.
می تونم نشونت بدم.
امنه.
نه، نمی کشتت.
آره، بهشون قول داده تو رو نکشه
- این کیه؟ نمی کشمت. - فقط گفتم.
کی؟
- شوخیت گرفته؟ - اون طرف ماست.
اون طرف خودشه.
یادت باشه چه قولی دادی.
آقای مورتون.
این بخشیه که برام نوشیدنی می خری.
یه بشکه.
حداقل پدربزرگت یه کم ذوق داشت.
قطعا یه طراحی داخلی نبوده.
یه بار دیگه به پدربزرگم توهین کن و ببین چی مشه.
- حواست باشه چی میگی، دستیار. - برو بمیر، میگس.
- خب، تلف کردن وقت بود. - نه نبود.
- آره، بود. درست میگه. - نه.
- عذر می خوام، میگس. - منظورت رو بگو، خانم دریک.
خب، بذارید یه لحظه بگیم همه موافقیم
که نابود کردم وید میکام اولویت اول ماست.
نه نیست.
اشک های نفیلیم کار رو انجام میدن؟
اوه، تو محفظه از زمانت استفاده کردی، اینو بهت گفته باشم.
اشک های نفیلیم؟
یه معجونه.
جادو رو از اشیای جادویی حذف می کنه.
مثه یک فریزر رنگ نقاشی برای طلسم های جادو.
آره، حتما.
No comments yet. Be the first to leave one.