처음 200줄입니다.
مالمکروگ
اقتباسی سینمایی از نوشته "ولادیمیر سولوویوف"
زویچکا
زویا
بیا تو
مراقب باش، وگرنه لیز میخوری و میفتی زمین
ممکنه، ولی حالا بیا مسیر متفاوتی رو طی کنیم، نیکولای عزیز
آماده هستی دنبالم بیای؟
بله، آماده ام
برگردیم به داستان دو راهب
"خب پس، برگردیم به "اسکندریه
ولی این چیزی نیست که منو سر ذوق بیاره
ما همون مسیر رو میریم
و همون نتایج رو میگیرم
ولی ماهیت، یعنی وجود خدا و شیطان رو حذف میکنیم
:پس طبق این فرض پیش میریم نه خدا وجود داره و نه شیطان
...اونچه در اینجا برای من جالبه
اینه که اگر ما معتقد باشیم ...که شر از درون میجوشه
...سپس
به نظر شما کدوم یک ...از این دو شخص
به سه روز فسق و فجور در "اسکندریه" تن میداد؟
در واقع کدوم؟
نمیدونم، این فقط یه فرضیه ست
...جالب میشه اگه فرض کنیم
...کسی پیش قدم خواهد شد که
احساس پشیمانی نمیکنه ...توبه نمیکنه
و گرفتار ناامیدی نمیشه
داستان رو بخاطر میاری؟
مطمئنا، داستان به این شرحه: پس ..."از سه روز اقامت در "اسکندریه
اونها به صحرا برمیگردند
با همدیگه - هر دوی اونها -
در راه، یکی از اونها متاسف میشه و خودش رو سرزنش میکنه
...و بیحال میشه - ...درسته -
"اون نمیتونه اونچه که در "اسکندریه رخ داده رو فراموش کنه
...در حالی که دیگری - ...دیگری همینطور که راه میره -
سرود و آواز میخونه ...و سپس
اونی که همچنان توبه میکنه ...و خودش رو سرزنش میکنه
سرانجام تصمیم میگیره به "اسکندریه" برگرده
تصمیم میگیره بذاره بره - آره، تصمیم میگیره بذاره بره -
اون همه چیز رو پشت سر میذاره
چونکه اون معتقده که پس از ...تسلیم در برابر فسق و فجور
دیگه راه بازگشتی وجود نداره
فکر میکنم ژنرال داره میره
بریم بیرون بدرقه اش؟
اون برای سه روز به "مارسی" میره
"میره به "تالون
تالون؟
"آندره نیکولایویچ" باید بیدارشون کنم؟
آره
برو یه سطل آب سرد بیار
...خب
من باید برم
برمیگردم
پارت یک
"اینگریدا"
چرا یک ارتش امروزی نباید لقب دوستدار مسیح" رو به یدک بکشه؟"
لقب
در این صورت، سفید یا سیاه هم لقب محسوب میشن؟
شیرین یا تلخ هم لقب هستند؟
شجاع یا بزدل هم لقب هستند؟
این فقط حرف من نیست حرف تمام مردم مطیع قانونه
عذر میخوام ...ولی به من بگید
آیا هنوز ارتش دوستدار مسیح و شکوهمند روسیه وجود داره؟
چرا بر سر کلمات بحث کنیم؟
منظور "اینگریدا" صرفا عملکرد یک "ارتش دوستدار مسیح" بود
ممنون، مادلین
:منظور من اینه
...از ابتدای خلقت
هر مرد نظامی ...سرباز یا مارشال
بر این باوره که برای هدف بزرگ و خیری خدمت میکنه
...نه فقط یک هدف مفید یا ضروری
مثل خالی کردن مستراح یا شستن رخت ها
بلکه به معنای رفیعتر، یک هدف نیک، نجیب و شرافتمندانه
هدفی که همیشه بهترین انسانها در خدمتشن: نخبگان، حاکمان، قهرمانان
آرمان و هدف ما همیشه ...توسط کلیسا تقدیس شده
و همه اون رو ستودند
ناگهان متوجه میشیم که باید ...همه اینها رو فراموش کنیم
و به طور بنیادی نظرمون رو در مورد خود و جهان هستی تغییر بدیم
هدفی که ما یکبار با افتخار ...در خدمت اون بودیم
مغایر با دستورات پروردگار و احساسات انسانی ما، شریرانه و محنت بار اعلام میشه
...یک بدبختی و شر مطلق
که همه ملتها باید در ...برابرش متحد بشن
و نابودی نهایی اون رو در بستر زمان رقم بزنند
آیا عقایدی که جنگ و خدمت ...نظامی رو به عنوان یجور
هم نوع خواری عصر حجری میبینن و اونو محکوم میکنن رو نشنیدید؟
نشنیدم؟
البته که شنیدم، من این عقاید رو خوندم، به چندین زبان
عقایدی که شما راجع ...بهشون صحبت میکنید
رک و راست بگم چیزی جز یاوه نیستند
باید بشنوی و فراموش کنی
ولی الان اوضاع کاملا تغییر کرده
به همین دلیله که من میپرسم چه کاری باید انجام بدیم؟
من، یا بهتر بگم، هر سربازی :چطور باید به خودش نگاه کنه
...به عنوان یک انسان واقعی
یا به عنوان "کوازیمودوی" طبیعت؟
آیا چونکه به یک هدف عادلانه خدمت کردم مجاز به مفتخر بودن هستم؟
یا باید از کاری که انجام ...دادم هراسان باشم
و توبه کنم و از همه ی ...غیرنظامیان خواهش کنم
الان که من غیر مجاز شدم، منو ببخشند؟
میشل کوتوزوف" شده"
مرد بزرگی بود
از طریق عجیبی این سوال رو مطرح میکنید
انگار که ما از ارتش خواستیم کار غیر معمولی انجام بده
این الزامات جدید مربوط به اونها نیست، بلکه ...مربوط به دیپلماتها و سایر غیرنظامیان است
که براشون مهم نیست غیر مجاز بشن
همونطور که براشون مهم نیست شما چقدر مسیح رو دوست دارید
:صرفا از اونها خواسته شده
بی چون و چرا از دستورات مافوقشون اطاعت کنند
از اونجایی که به مسائل ...نظامی علاقه ای ندارید
مطمئنا همونطور که گفتید به نتایج عجیبی هم میرسید
بدیهیه که شما نمیدونید در ...بعضی موارد دستورات مافوق
نه به معنای انتظاره و نه درخواست دستور
به عبارت دیگه؟
به عبارت دیگه: تصور کنید ...که به دستور مافوق
مسئولیت کل یک منطقه نظامی رو به عهده من بذارن
...این بدان معنیه که ماموریت من اینه
که به هر طریقی که لازم باشه، به ارتشهای تحت امر خودم فرماندهی کنم
اینکه باید روحیه خاصی ...رو در اونها پرورش بدم
و باید فراتر از اراده اونها به روشی خردمندانه عمل کنم
من باید احساسات اونها رو در یک محدوده خاص تنظیم کنم
به طور خلاصه، من باید روح وظیفه رو در اونها بیدار کنم
بنابراین من فارق از ...تمام مسائل، مجازم
از جانب خودم و با مسئولیت کامل به نیروهای منطقه ام دستور بدم
اگه من از مرکز فرماندهی ...درخواست ارائه دستور کنم
یا حتی اگه ازشون ...تقاضای راهنمایی کنم
آیا به عنوان یک احمق ...نادون بنظر نمیام
که به خدمت گماشته شده؟
این بدان معنیه که من خودم باید روح خاصی رو در ارتشم القا کنم
که مورد تصدیق و تایید مرکز فرماندهی هم قرار بگیره
...ولی با این حال
سوالات در این مورد چیزی جز حماقت یا گستاخی نیست
...ولی این روحیه
"که در اصل از "سارگون ..."و "آشوربانیپال
تا "ویلهلم دوم" ادامه داشته
ناگهان اکنون به یکباره به چالش کشیده میشه
تا همین اواخر، من معتقد بودم که باید روحیه نظامی رو در نیروهام تقویت کنم
بطوری که یک سرباز آماده ضربه زدن به دشمن یا مرگ باشه
و برای این کار باید متقاعد بشیم که جنگ مقدسه
ولی الان، بدون هیچ دلیلی، اونها رو از این عقیده ی راسخ محروم میکنیم
:و همونطور که عالمان میگن
اقدامات نظامی از اختیارات اخلاقی-مذهبی خود محروم شدن
همه اینها به طرز وحشتناکی اغراق آمیزه
هیچ چیز به ما اجازه نمیده که بگیم عقاید بسیار تغییر کرده
...از یک طرف
...همه قبول دارند که جنگ بده
و هر چه کمتر اتفاق بیفته بهتره
...از طرف دیگه، افراد جدی تر
متوجه هستند که حتی امروز هم جنگ یک شر اجتناب ناپذیره
موضوع از بین ...بردن جنگ نیست
بلکه موضوع محدود ...کردن تدریجی اون
در محدوده های کوچیکتره
...اما بطور کلی
اندیشه جنگ تغییری نکرده
جنگ یک شر اجتناب ناپذیره بلایی که باید تحمل بشه
حرفتون تموم شد؟
بله
آیا تابحال نگاهی به تقویم اُرتدکس" انداختید؟"
به تقویم؟
توجه کردید که چه مقدسینی رو در اونجا میشه پیدا کرد؟
همه جور مقدسینی
مشاغل اونها چیه؟
همه جور مشاغلی، فکر میکنم
در واقع، اونها همه جور مشاغلی ندارن
چطور مگه؟ ممکنه همه-شون سرباز باشن؟
نه همه-شون بلکه نیمی ازشون
باز هم اغراق میکنید
...مطمئنا
بحث طبقه بندی اونها برای آمار نیست
منظورم فقط اینه که همه ...مقدسین کلیسای روسیه ما
فقط در دو دسته قرار میگیرند
اونها یا راهبانی با ...درجات مختلف هستند
یا شاهزاده هایی که در اون روزها مطمئنا سرباز بودند
ما هیچ قدیس دیگه ای از جنس مذکر نداریم
مگر راهبان یا سربازها
"ولی شما "احمقان مقدس رو فراموش کردید
به هیچ وجه
احمقان مقدس" زیر" مجموعه راهبها هستند
اونها وصله رهبانیت هستند همونطور که "قزاقها" وصله ارتشن
اگه در میان مقدسین روسی فقط ...یک روحانی به من نشون بدید
...که تاجر، مقام دولتی
...وزیر، بورژوا یا رعیت باشه
به طور خلاصه، هر شغلی ...غیر از راهب یا سرباز
"دفعه دیگه که به "مونت کارلو میرم، تمام سودم رو به شما میدم
ممنون، ثروت و تقویمتون رو نگه دارید
فقط برای من توضیح بدید که منظورتون از این کشف چیه؟
منظورتون اینه که فقط راهبها و سربازها میتونن یک نمونه و سرمشق اخلاقی باشن؟
شما حتی نزدیک هم نشدید
من خودم افراد با تقوایی رو در میان روحانیون میشناسم
همینطور در میان بانکداران مقامات دولتی و دهقانان
و با فضیلت ترین شخصی ...که میتونم به یاد بیارم
پرستار بچه ای بود که در خانه یکی از دوستان خدمت میکرد
اما این به کنار
من به مقدسین اشاره کردم ...چون میخوام بدونم چرا
این تعداد سرباز در میان راهبها وجود داره
نسبت به هر شغل دیگه ای
در حالی که ما همیشه جنگ رو به عنوان یک شر قابل تحمل قلمداد کردیم
...بدیهیه که همه مسیحیان
تفکرشون به همین منواله
...و نه تنها مسیحیان روسی
چون در فرانسه هم کم و بیش همینه
No comments yet. Be the first to leave one.