처음 200줄입니다.
آنچه گذشت
باید نامزدی شاهزاده مری با چارلز رو منحل کنیم
و به جاش با پادشاه لوئی ازدواج کنه
مشورت وولسی علیه منه و تو داری اینو اجازه میدی
چیزی که لازم دارمو بهم نمیدی
من اینجا با خلأ ای میان بدنم ایستادم
و تو فکر میکنی خدا داره منو مجازات میکنه
اما من هیچ کار خطایی انجام ندادم
سرورم، دخترم دلش میخواد ازدواج کنه
هنری استافورد جوان قبولش میکنه
و میشه ویلیام کامپتون رو برای تو پیشنهاد بدم؟
نظافتچی سرویس بهداشتیتون؟
برادرم آلبانی باید از فرانسه برگرده
اون نفر بعدی نیابت سلطنته
تا وقتی که ازدواج نکنم، من نایبالسلطنه خواهم بود
تا زمانی که جیمی به سنش برسه
شما بهترین ملکهای هستین که اسکاتلند تا به حال شناخته
یه اسکاتلندی توی فرانسه
ترجیح میدادی برگردم ادینبرا
نیابت سلطنت رو از خواهرت بگیرم؟
فکر میکنی بتونیم از این نجات پیدا کنیم، کاترین؟
من که دلم میخواد
میخوام مثل قبل بشه
ما قوی هستیم، اسقف اعظم
و هیچکس بین ما نخواهد آمد
این زیرنویس به هیچ سایت یا کانالی اختصاص نداره مترجم: Mary_Fall
مردای جوون قصر گستاخن
چشماشون همیشه روی سینه منه
حتی موقع کلیسا
انگار لذت میبری، آن
البته، من اونا رو سرزنش نمیکنم
اما شوهرم رنجیده
آن
این بچه باعث میشه حالت تهوع داشته باشم
لطفا برو چند تا اسطوخودوس از باغچه بیار
بله، البته، سرورم
بیاین دعا کنیم چشم یکی از این کشته مردههاشو بگیره و براش کمین کنه
فکر کنم اونا فقط توی فکر و خیالشن
برای تسکین دردش که شوهرش تو تخت همراهیش نمیکنه
هر زن دیگه ای به جز اون
مثل ما توی ازدواج خوشبخت نیست
پس باید باهاش صبور باشیم
میرم یه کم هوا بخورم
سرورم
کاترین
پسر و وارث خارق العادم چطوره؟
شرط میبندم از الان مشتاق اولین آبجوشه
میتونه اون تو مشت بزنه؟
میگه باید هوا بخوره و ورزش کنه
اما، کاترین، میدونی که باید استراحت کنی
و ورزش اون پسر پدرشه
یه پادشاه در حال ساخت
انگار ارادهی مادرشو داره
اینم چارلی با خانوم آیندش
بانو اليزابت خیره کننده
فکر کنم حالا دیگه این رفیق رو وایکانت لایل صدا میکنیم
درسته. وایکانت، بله
اولین هدیه از بیشمار هدایایی که مطمئنم ازدواج تجاوزگرایانهام بهم اعطا میکنه، سرورم
ما رو میبخشید
الیزابت دلش میخواد درخت سرخدار بی برگ توی باغ رو ببینه
چه خبر؟
وولسی ازم خواست در نظر بگیرم که صدراعظمش کنم
اون که تازه اسقف اعظم شده
فکر نکنم اونقدرا فکر بدی باشه
فکر خیلی بدیه
لرد صدراعظم توی قدرت بعد از تو دومه
و وولسی همین حالاشم بالاتر از جایگاه خودشه
هر شیش ماه یه عنوان ازت میگیره؟
من نه سال جنگیدم تا بشم ملکهات
تو جنگیدی، یا من بودم که برات جنگیدم؟
تو بودی، البته
اما من همیشه میخواستمت
کدوم زنی نمیخواست؟
و من تا آخر دنیا تو را میخواهم
تا آن روز، مال من خواهی بود؟
شاعر زیبایی هستی
با همچین الههی شعری آسونه
دلم میخواد از بلندیها فریاد بزنم
مارگارت تودور مال منه
و هیچ چیزی بین ما قرار نمیگیره
نمیتونه. من منعش میکنم
و من ملکهام
یا حداقل نایبالسلطنه
دربارش بهم بگو
الههی شعرت
قبلا که یه دخترخانوم بود دربارش قصه هایی میشنیدم
پاکدامن
با ملاحظه
دیندار
سرسخت، جنجالی، سرکش
و حالا
به نظرت چطوره؟
به نظرم فقط با عنوانش ملکه نیست
بلکه طبیعتش هم هست
اون اینجاست
پس راسته- چی میخواین؟-
برید بیرون- ای سگ هرز-
شرافت ملکه رو لکه دار کردی
این کارو نکرده
.. ارل آنگس شو
شرافت ملکه بیوه رو از بین برده
مجبورش کرده، سگ کثیف
اون منو مجبور نکرده
ما ازدواج کردیم- چی؟-
توسط اسقف مکالروی تو کلیسای کوئینزفری جنوبی
شنبه قبل
اگه حرفمو باور نمیکنین میتونین ازش بپرسین
نه، این نمیتونه راست باشه
حالا شوهرمو ول کنین مگر اینکه بخواین به خواطر خیانت اعدام بشین
ازم دور شید
اگه این راسته، پس شما به کشورتون خیانت کردین، بانو
شما رو به عنوان نایبالسلطنه پذیرفتیم- خیانت؟-
به شرطی که شوهر دیگهای نگیرین
بچههام یه پدر لازم دارن
و اینکه چه کسی رو میبرم توی تختم به خودم مربوطه
و به شورا ربطی نداره
خیلی هم به ربط داره
این زیر سر برادرته، ها؟
داگلاسها همیشه خایه مال انگلستان بودن
این نقشهی مخفیش برای حکومت به ماست؟
پادشاه هنری حتی نمیدونه
و آنگس با من حکمرانی نمیکنه
من نایبالسلطنه پسرمم
آنگس فقط شوهرمه
اوه، و این چیزیه که بهت گفته، آره؟
و تو، به این راضی میشی، آره، آنگس؟
یه دختر کوچولو بهت بگه چی کار بکن چی کار نکن؟
من به خاطر عشق در محضر خدا باهاش ازدواج کردم
اونم همینطور- نه-
برادرم، دوک آلبانی از فرانسه فراخوانده میشه
و نیابت سلطنت رو به اون واگذار میکنی
اون اسکاتلند رو اداره میکنه
باید از روی جنازم رد بشی. من ملکهام
اون سرپرستی شاهزاده جیمز و الکساندر رو به عهده میگیره
نمیذاریم این مرتیکه کشورمون رو اداره کنه
هی! برگرد اینجا
آنگس، فرار کن
داریم چی کار میکنیم؟
برگرد اینجا
حرومزاده
آنگس، تو جیمز رو بردار الکساندر، عزیزم
نباید از شما سرپیچی کنن، سرورم
سریع
از پلهها بیا پایین، زود
از پلهها بیا پایین
بیا پایین
ای حرومزاده! همون جایی که هستی وایسا
آنگس، حرومزاده
برگرد اینجا
بیرون! بیرون
ما رو گول زدی ..هر دوتون فریبمون
برو کنار! از سر راه برو کنار- کمکم کن-
از روزی که ازم سرپیچی کردین پشیمون میشین
من با حمایت کامل از انگلستان و اسپانیا، از طریق کاترین
نایبالسلطنه ام
از امروز دیگه خودتونو مرده بدونین
و اونا به خاطر بی احترامی به من دل و رودهتون رو آتیش میزنن
واقعا؟
به کسی از خانوادت میشه اعتماد کرد
که یه نامه رو برسونن؟
عموم گاوین
وقتی اینو بشنوه خیلی زود میاد
حواست به پنجره باشه تا بیاد
به برادرت نامه مینویسی که کمک کنه؟
از اون بیشتر
برای کاترین نامه مینویسم
هنری
کاترین؟- سرورم-
بچه ست؟
نه، نه
نه، اون کاملا خوبه
یه موضوع دیگهست
باید خصوصی باهات حرف بزنم
.. خواهرت برام نامه نوشته. اون
درباره تنفرش از شوهر فرانسوی خیکیش
این که چیز جدیدی نیست، کاترین- مری نه-
مگ
دوباره ازدواج کرده
آرچیبالد داگلاس ارل آنگس
چی کار کرده؟
اسکاتلندیها به خاطرش مثل اسفند روی آتیشن
میگن نیابت سلطنتش رو به پایان میدن
و به جاش دوک آلبانی که از فرانسه فراخواندن میارن
تو رو خدا آخه اون چشه؟
بعد از همه کاری که براش کردم
اینجوری ازم تشکر میکنه؟
ازت میخواد یه ارتش بفرستی
اما، برای روشن شدن
در صلح میرن
ارتش؟
در صلح؟
چطور اینو نشون بدم؟
به همشون پیراهن بپوشونم؟- میدونم-
اسکاتلندیها فکر میکنن من حمله کردم
آره، میدونم- یه دونه دستور بهش دادم-
صلح انگلستان با فرانسه رو برای من حفظ کن
و حالا همه اینا رو برای تو مینویسه و نه من
تو وارث من رو در شکم داری
سلامت تو و بقای اون رو به خطر میندازه
نه، من براش کاری نمیکنم
No comments yet. Be the first to leave one.