처음 200줄입니다.
اگه نتونم پول شام رو بدم بازم دوسم داری؟
.شاید
آره
حالا چیکار کنیم؟
.دارم فکر میکنم
.میتونیم با هم دعوا کنیم
.چندتا چیز پرت کنیم .اونوقت شاید پرتمون کنن بیرون
.اینطوری همه نگاهمون میکنن
داری چیکار میکنی؟
.کفشامو دربیارم
...اول من میرم
،بعد وقتی موقعیت مناسب بود ....مثلاً سرپیشخدمت نگاه نمیکرد
.آخر خیابون بیا پیشم
ببخشید آقا
!بدو، بدو، فرار کن
!لعنتی
!عزیزم
حالت خوبه؟ - .دارم میمیرم -
!چقدر ترسناک بود
خب، گمش کردیم؟
.نمیدونم
اصلاً مگه دنبالمون اومدن؟
هی - چیه؟ -
.هی، ببین، ببین .اونا رو ببین
خیلی قشنگه، نه؟
.آره. قشنگه
چیه؟
.فقط یه قلب تو این سینه هست
.بهم رحم کن
.خفه شو
!هی
خانم "لودلاو"؟ آمادهاین؟
آره
هی - سلام -
...میشه درد میگیره؟
.نه، چیزی نیست
وسایلت همیناست؟
مطمئنی؟
.از آشناییتون خوشحال شدم - .روز خوبی داشته باشین -
فیلیپ" کجاست؟"
.خوابش برد. خسته بود
چیکارش کنم؟
.یه جا دیگه بذارش
.موبایلت رو خاموش کردم
.ممنون
با وسایلی که تو شهر داری میخوای چیکار کنی؟
.چندتا لباس تو کمد داری
بقیهی وسایل هم اگه بخوای .گذاشتم توی زیر شیروونی
.همینا خوبه
.مثل قدیما
.سلام بابایی
خب، حالا چی میشه؟
.فکر کنم الان میخوای سخنرانی کنی
میخوای چیکار کنی "ال"؟
.یه کار دیگه
.یه فکرایی دارم
.میتونی چندتا کلاس بگیری
میشه بعداً راجع بهش حرف بزنیم؟
کانر" چی میشه؟"
.هی... سلام - !"خاله "ام -
.دلم برات تنگ شده بود
.منم دلم تنگ شده بود
امروز چیکارا کردین؟
.شکار پروانه
.یکی گرفتم - واقعاً؟ -
بذار یه کم بهش وقت بدیم وسایلشو جمع و جور کنه، باشه عزیزم؟
.خداحافظ عزیزم - .خداحافظ -
چیزی لازم نداری؟
.نه. ممنون
،میخوام برم شهر .اگه دوست داری تو هم بیا
آره. وقتی خواستی بری صدام میکنی؟
.اینکار بی رحمیـه
.شاید میخواد بری دنبالش
.نه. نمیخواد
شاید بهتره چندروز صبر کنی بعد بری دنبالش؟
.استو"، بسه"
...خب، فکر کنم
...اگه یکی بخواد با سکوت - .خفه خون بگیر -
.شرمنده، نمیدونم چی باید بگم باید چی بگم الان؟
.مجبور نیستی چیزی بگی ...فقط ببند
.مشروب بخور و درمورد هوا حرف بزن
هی، اون یارو که سر میز 2 نشسته میگه ...اگه فوری خوراک مرغش رو آماده نکنین
.میاد حسابتونو میرسه - .خب، میتونه بیاد تخمای منو بلیسه -
.خب، شاید بهتر باشه خودت بهش بگی
میز 2؟
.خودم جوابشو میدم
.هی، آبجو تموم شده
چی؟ یعنی چی که تموم شده؟ .دوتا جعبه اون پشت داریم
...برو چک کن - .ببخشید -
.تو رستوران من کسی چیزی پرت نمیکنه داداش مشکلت چیه؟
این غذای ما چی شد پس؟ - .گوش کن، سرآشپز منو تهدید نکن -
.باشه، آروم باش - .به من نگو آروم باشم -
...هی! اگه یه بار دیگه آشپز رو تهدید کنی
.با اردنگی پرتت میکنم بیرون
شوخیت گرفته؟ - !هی، بیخیال بشین -
!هی، استو
هی، هی، هی، هی .باید حساب کنی
کانر، کانر، رفیق، حالت خوبه؟ - !گم شین بیرون -
!لعنت به تو - !آره، لعنت به خودت بابا -
.بازم تشریف بیارین. خیلی خوب .از اینجا برین بیرون. تو هم همینطور
.برین بیرون
عینکتم یادت رفت، آره کسخل؟
.شمارهی مورد نظر شما در شبکه وجود ندارد
...لطفاً شماره را بررسی کرده - .لعنتی -
و دوباره تلاش کنید. متشکرم
الو؟ - مری"؟" -
بله؟ - .کانرـم -
ال اونجاست؟
...الو
الو؟
الو؟
هی
...فکر کردم
.فکر کردم شاید بتونم یه مدت اینجا بمونم
."سلام "رالف
.اتاق مهمان رو که بلدی
آره
.حولهها توی کمد تو راهروـه
.تو یخچال هم چیز زیادی نیست
.یه کم برشتوک هست
.اشکالی نداره. میتونم از بیرون بگیرم .کاری نداره
.خب، باید برم به رستوران برسم
.باشه - .شب خوش -
.شب بخیر
.هی. هی، ال
سلام
.هی استو
حالت چطوره؟
بابام رو یادت میاد؟
سلام
حالتون چطوره؟ - .خوبم، ممنون -
.تو همون آشپزهای
.آره، آشپزم
.چیزی نیست
اوضاع رستوران چطوره؟
خوبه
.آره، خوب پیش میره .واقعاً خوبه
.ال، باید ثبت نام کنی
.ما... ما باید بریم
خیلیخب، باشه، منم باید از اینوری ...برم رستوران، ولی خوشحال شدم
.خوشحال شدم دیدمت - .آره، منم همینطور -
...اگه یه وقت خواستین قهوهای چیزی بخورین
.پیامی یا زنگی چیزی بهم بزنین
.باشه - .خوشحال میشیم -
.خب، "لیلیان" منتظرته
.تو دانشگاه نیویورک باهم همکار بودیم
.میدونم. قبلاً گفتی
...با خودت
قلم و دفتر آوردی؟
.آره بابا
...من کلاس دارم، و
.بعدشم مریض دارم
...پس فکر کنم
.امشب خونه ببینمت
باشه
ال؟ - بله؟ -
.موفق باشی
حتماً
اون پایین هوا چطوره؟ - .معتدل -
با هم قرار داشتیم؟ - .من "النور ریگبی" هستم -
.باید سخت باشه
اومدم باهاتون حرف بزنم که .منو تو کلاس اخلاق نظری راه بدین
.اوه، تو بچهی "جولیان"ـی
.یه کم کافئین لازم دارم .خوشحال میشم با هم قدم بزنیم
.باشه
خب، جولیان عضو بیتلز بود؟
.یه جورایی - یعنی چی یه جورایی؟ -
تو یکی از مراسمهای گروه بیتلز .مامانم رو تو خیابون دیده بود
قبل از مردن "لنون" شایعه شده بود .که قراره یه نمایش بازی کنن
مثل همونی که رو سقف یه خونه .تو لندن اجرا کردن
.پدر و مادرم هم منتظر گروهی موندن که هیچوقت پیداش نشد
.چه خاطرهانگیز
.این شد که فامیلی بابام شد ریگبی
.حتماً از بیتلز متنفری - .نه راستش -
چیزی میخوای؟
.اسپرسوی دوبل با 3تا قند رژیمی
خب، چرا میخوای تو کلاس من شرکت کنی؟
.دورهی شما برام جالبه
...و... ببین، همکار بابام هم هستی، پس
.آره، خب، باید بیشتر از اینا تلاش کنی
میخوای برات کاری بکنم؟
.خب، بیشتر مردم که اینکارو میکنن
کلاس برمیداری که یه کاری کرده باشی، درسته؟
تقریباً - .خب، پس بذار وقتت رو تلف نکنم -
،تمام دانشجوهای تنبل ...زنهای خرپول بیکار
،و نسل آمادهخور شما ..."معمولاً میرن کلاس "تیم گان
...و به حرفای اون درمورد پروژهی مد گوش میدن
یا شاید بهتر باشه بری کلاس تاریخ هنر ...درمورد پیدایش عکاسی رنگی یاد بگیری
.که تو مهمونی یه وقت پیش کسی کم نیاری
نسل "آمادهخور" من؟
.دموکراسی هم اشکالات خاص خودشو داره
،اینم از اسپرسوی دوبل شما .با 3تا قند رژیمی
ممنون
شما هم... تدریس میکنی فقط واسه دل خودت، درسته؟
.یه چیزی تو همین مایهها
.اوقات بدی دارم، شرمنده
.پدرت اطلاعات زیادی درموردت بهم نداد
.و منم اصلاً اهل پارتیبازی نیستم
فقط باهام تماس گرفت گفت .تو یه کلاس بچپونمت
.پس واقعاً نمیدونم کی هستی
No comments yet. Be the first to leave one.