처음 162줄입니다.
صبح بخير گريث
. " ماپتس "
ارائــــه اي از تــيــم تــرجمـه ايـــرانفـيــلم
مـتـرجـم مرتضي نما
دفترِ کار
. نه ، من هنوز به رفتن به دانشگاه اميد دارم
هرگز هم تسليم نمي شم، فقط داشتم روي . امور فروش عالي کار ميکردم که براي من يه فرصت بزرگه
. آدمايي هستند که از سوئيندن مياند . که براي من اقدامي جديد و جالب به حساب مياد
. من 30 سالمه ، بايستي رشد کنم
پيشنهاد ميدم که اين رو بعنوان . يک درس به شمار بياريم
. از ساعت 3 به بعد در اين مورد باهام صحبت کن . از ساعت 3 لطفا
باشه ؟ بعد ديگه چيزي در موردش نمي گيم . خيلي خب ؟
گريث کينان ـم . شما ؟
! اوگي
. بعدا مي بينمت
هنوز با اوگي در ارتباطي ؟ - . اوگي بود -
واقعا ؟ چطوره ؟ - . اون خوبه . تو حتي نميدوني کي ـه -
. اميدوارم ميشناختمش . صداش عاليه - . درسته -
يه تقاضا ، ميشه وقتي مکالمه ميکني صداي جعل هويت خوک رو کمتر کني ؟
آره . قبلا هم بهت گفتم . تو نمي توني بهم . بگي چيکار کنم ، من سرپرست تيم ـم
. من مسئول ارشد فروشم ، پس ميتونم - . سرپرست تيم مقامش بيشتر از ارشد فروش ـه -
. نه اينطور نيست . عنوان شغل من معنايي داره . من مسئول پرداختم . سرپرست تيم هيچ معنايي نداره
.ببخشيد ، ولي من سرپرست تيم هستم
اين يه عنواني ـه که کسي بهت داده ، تا تو . کارهايي بکني که اونها نميخوانند رايگان انجام بدند
مثل اين ميمونه که بچه ي طلاق رو مسئول . شير دهي توي مدرسه کني . هيشکي بهش احترامي نميزاره
. ميزارند - . نه نمي زارند -
آره ، احترام ميزارند . چون اگه که آدما با من بد . رفتار ميکردند من شيرشون رو در آخر ميدم
. درسته
... اوه ، نه
. پيداش کردم "inside paper " توي
. اين مجله ي بازرگاني براي صنايع کاغذ ـه ! تصوير زشت من هم اون طرفش هست
. خجالت آوره
. خدافظي
. اون من رو از کار انداخت . اوه ، آره . ميخواستم تماس بگيرم
... نکن
... دان ، يکي بعدا واسه اينها مياد ، پس
لي ، نتونستم برم اونجا رفيق . چونکه آدماي . جديد دارند ميان . مايه ي شرمساريه
. در هر حال من داشتم ميرفتم . بعدا مي بينمت - . خداحافظ -
متاسفم . بايد همه چيز رو تحت نظر داشته ... باشم و مطمئن شم که همه چيز
. مدت هاست منتظرم - . آره يجورايي سرم خيلي شلوغه -
اما تو خوبي ديگه ؟ - . آره من خوبم -
تو ... ؟ - . تلفن -
. همه چي روبراهه - . ايشون " نيل " هستند -
. نيل گادوين - . سلام -
. نيل جايگزين جنيفر ـه - . من رئيس ديويد ـم -
... فقط مقامش يکم بالاتر از منه - . من مدير بازرگاني هستم -
. توي سوئيندن هم مقام ديويد بودم . يه کار مشابه رو انجام ميدادم
شعبه ي من بسته شد و کارکنان ـم دارند . مياند اينجا
. پس من رئيس ديويد ـم . ازش مراقبت ميکنم
مراقبت کردن " اصطلاح اشتباهيه . چونکه " . ما هردومون از ديدن هم خوشحال هستيم ، در هر حال
. ما قبلا همديگهرو ديديم . توي کنفرانس ايپسوييچ - . اوه خدا . من يکم مست بودم -
. بيشتر هفته رو مست بودي - خصوصيات من اينطوري نيست ، هست ؟ -
. در هرصورت ، بيا به اتاق من
اوه ! جنيفر هم همراهته ؟ - . نه . اونطور که مشخصه توي راه ـه -
. وقت اضافي
! ميمون
. يه نمونه از جُک هاي که اينجا داريم ، تنها يکي
مطمئنا ما در زمان آسيب زايي هستيم
اما با ادغام به هم زمان هيجان انگيزي ـه
کارها سريع پيش ميره . همين دو هفته پيش ، بهشون ، گفتم که قراره بمونم
. و ميتونستيد ببينيد که چقدر آسوده خاطر شدند
. اما ما تغييرات 25 درصدي تو پرسنل داشتيم
. موانعي ، گاها غير ارادي جلومون قرار داره
. بايد ميذاشتم حسابدارم بره . اولين صادره از آخرين وارده
. برام سخت بود . ناراحت کننده تا حدي
جاي نگراني نداره. از پسش برميام . دان . هم ميتونه از اون کارها بکنه
مطمئنا که براي اين وقت هست اما . چند نمونه ـش رو بهت نشون ميدم
. جلو دستت رو گرفته ؟ ميزارمش اونور
. اوه ، خدا . نگاش کن . احمقانه ست
. inside paper . مدير برتر ماه رو گير ميارند . و يه چهره ي احمقانه رو قرار ميدند
. جوون به نظر ميرسي - ... خوش عکسم -
. براي 18 ماه پيشه - . آره -
. درآوردمش تا بندازمش دور ، امروز حتما
. نگاش کن - . ميره داخل سطل آشغال " داخل برگه " -
... لعنت بهش . مايه شرمساري چون
" " وايستا ، از جعبه ي شيريني دور شو " "
" " وايستا ، از جعبه ي شيريني دور شو " "
... سلام - بيسکوييت ميخواي ؟ -
" " وايستا ، از جعبه ي شيريني دور شو " "
باحاله . مگه نه ؟
ميدونيد که قراره يه قرار ناهار داشته باشيم ؟ . براي خوشآمد گويي به کارکنان سوئيندن
. صرفا براي آشنايي و ملاقات هم . قراره که من هم سخنراني کنم . پس سوال پيچ نکنيد
. من يه جُک دارم که ميتوني استفاده کني - . بگو -
. شام کريسمس ـه توي خانواده سلطنتي
. کاميلا پارکر ميگه که " خيلي خب . " من به يه چيز فکر ميکنم و شما بايد اون رو حدس بزنيد
. اون داره به يک آلت سياه فکر ميکنه - به کاميلا اعتماد کنيد . اين که نژاد پرستانه نيست ، هست ؟ -
نه . بعد شاهزاده فيليپ برميگرده ميگه " اون . " از جعبه ي نون بزرگتره ؟ " اون ميگه " آره
چارلز ميگه " توي دهن من جا ميشه " ؟ . " ميگه " آره
" ملکه برميگرده ميگه " اون يه آلت سياه ـه ؟
. اون بوسيله ي حدسهاي اونها جواب رو فهميد - . سريع -
. اوه خدا ، اين از اوناش بود که من مي نويسم . اما تو که ننوشتي اون رو . تو به زبون گفتي
. آفرين . دوباره انجامش بده
" " وايستا ، از جعبه ي شيريني دور شو " "
. حواستون باشه
. روز بزرگيه . کارکنان سوئيندن دارند ميرسند
. من ميخوام بهترين کارم رو براشون انجام بدم
. شيلا هستم - . سلام شيلا -
، اگه ميپرسيدن که " وايب " چي ـه
. يجور خوش و بشه . بياين همديگهرو بشناسيم يجور "وايب" ـه
. از ديدنت خوشحالم - اوضاع خوبه ؟ -
جنيفر داره مياد تا به انتقالي ها .سري بزنه
. چقدر هواي نيل رو داره . براش هر کاري ميکنه
! اوه ، دان ميدوني که من نمي نوشم
اون بهم يکم شراب داد و من هم گفتم " ميدوني ! " که من نمي نوشم
تو شراب نمي نوشي ؟ - " اون ميگه که " من شراب نمي نوشم ؟ -
. آره بابا . اون يه پا مسته - . خيلي خب . باشه -
. فقط يکم
! يه جا براي خودتون پيدا کنين
. اول خانوما
. بفرماييد
. تو صندلي ها رو درست کردي ؟ عاليه - . آره -
تو چند کلمه اي ميگي ؟ - . فقط چند کلمه . زياد نه -
دستپاچه نشو . فقط من رو بيار . وسط صحنه و از نمايش لذت ببر
بعضي آدما وقتي با جمعيت زيادي به . شيوه ي تفريحي سخن ميگند دستپاچه ميشند
. اما من نه . من تجربه کافي دارم
توي يک کنفرانس در کاونتري ،من برداشتي از هماهنگ کننده ي مراسم ، اريک هيچمو
. برداشتم
: اون اينطوري صحبت ميکرد و ميگفت
" من با اونکار تو محل کار موافق نيستم "
،خب من از اين جمله ي اون برداشت کردم
" و يه چيز ديگه ، زنم دوستت داره ولي من با اونکار تو محيط کار موافق نيستم "
و من طور ديگه به روش " بيزيل فالتي " اون رو گفتم
" فکر ميکنم که يه بار گفتم ولي من با اونکار تو محيط کار موافق نيستم "
. و اون هم خوشش ميومد چونکه چيزي بدي نبود
،بعضي از کمدين ها از کارهاي ديگران تقليد ميکند . آدمهاي بي مصرفي هستند
اون مثل " جرمي بيدل " دست معلولي . داشت ، من به اون اشاره نکردم چونکه نيازي نبود
سلام به همه . براي کسايي که من رو نميشناسند . بايد بگم من نيل گادوين هستم
براي کسايي هم که ميشناسند خو . چه بهتر
. من مرد ساده زيستي هستم
من به خونه هاي قشنگ و دخترهاي زيبا و رستوران هاي باکلاس نيازي ندارم . بيچاره من
. نه ، اين وضعيت خيلي هم خوبه
، ميدونم که ديويد در مورد اين اوضاع جديد نگرانه
چونکه اين اوضاع به معناي مسئوليت پذيري ، بيشتر ـه
! اون مجبور دوبرابر کار کنه
غرور کاذبي خواهد بود . مطمئنم که اون به دنبال . افراد بيشتري براي مديريت ـه
. اون مرد مرداي گروه ـه . ديويد برنت
با تشکر ، در مورد اينکه من مردِ مرداي گروهم . اين معني رو ميده که من گِي هستم
من گِي نيستم . در حقيقت ، ميتونم صادقانه . بگم که هيچ وقت روي مرد آبم نيومده
. بريم سر اصل مطلب . اون سر شوخي رو باز کرد
. به لجن زار خوش آمديد . اسم من ديويد برنت ـه
من هميشه تو صنعت کاغذ بودم . درسته ؟
، والدينم يک مغازه ي کاغذ فروشي داشتند ! تا وقتي که از بين رفت
.يکي بهتر از اون الان هست ، خيلي خب
من نميتونم از دستشويي هاي عمومي استفاده کنم . چونکه کِرم ميرينم
فيلماي قديمي " تو رانيز " محصول انگلستان
تلفنت رو خاموش کن ، اگه که متمرکز نباشي . از نمايش لذت نمي بري
. تمرکز کنيد ، در هر حال . از حضورتون در اينجا خوشحاليم
شنيدم که روي سوئيندن بمب اتم انداختن . حدود 15 يورو خسارت زده
. خيلي خب
. همين ـه
. خوبه که اريک هيچمو اينجا نيست وگرنه ميگفت " من با اونکار تو محل کار موافق نيستم
. تصور کنيد که " اريک " يه کارآگاه لس آنجلسي باشه يکم عجيب مي بود ،نه ؟
خانم ـم دوستت داره ... اما من با اونکار " . " تو محل کار موافق نيستم
اريک منظورت چيه ؟ يه هتل رو مسخره گرفتي ؟
به جنگ اشاره نکن و ... من با اونکار در " " ! محل کار موافق نيستم
من با اونکار در " " ! محل کار موافق نيستم
شما اريک هيچمو رو ميشناسيد ؟ کسي تو کنفرانس کاونتري بوده ؟
اون رو ميشناسي ؟ - . آره ، اما اونطوري صحبت نمي کنه -
آره . اونطوري صحبت ميکنه . درست ميگم گريث ؟ - . من کارهاي در مورد دست کوچيکش رو ترجيح ميدم -
من از اينکار نميکنم - چرا ميکني -
کسي در مورد " هري انفيلد " چيزي شنيده ؟ هري انفيلد ؟
. بله - خوبه . پس بگيد اين کيه ؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.