처음 200줄입니다.
کجا داریم میریم؟
جایی که داستان من و آ اوم شروع شد و تموم شد
اینجا کوهستانیه که من قبلا توش حکمرانی میکردم
زادگاهم بود، خونه م بود
و محل کارم بود
میدونستی که توی دوران چوسان هم
یه روزی شبیه ولنتاین داشتن؟
پنجم مارچ، روزی که تمام موجودات زنده از خواب بیدار میشن
زوج ها به نشونه عشقشون، به همدیگه مغز جینکو میدن
چرا جینکو؟
درخت های نر و ماده ش برای تولید مثل جفت میشن
و بیشتر از 1000 سال عمر میکنن
پس هدیه ولنتاینی که دوست دختر قبلیت بهت داده رو
هنوز نگه داشتی
راستش هدیه جدایی بودن
وقتی اینارو بهم داد بعدش از هم جدا شدیم
بیا
من ازت محافظت میکنم
چی؟
روح کوهستان از تمام موجودات جنگل محافظت میکنه
یکیم در عوض باید از اون محافظت کنه
حالا چرا تو؟
چون دوستت دارم لی یون
فکر کردی کی هستی؟
تو خیلی ضعیف و ناتوانی
چرا یهویی اینطوری رفتار میکنی؟
حالا چون میتونی با من همکلام بشی خیال برت نداره که خیلی آدم خاصی هستی
مگه توی خواب ببینی
تو هیچوقت به قدرتمندی من نمیشی
چجوری میخوای ازم محافظت کنی
تو یه موجود فانی هستی
از ته قلبت این حرفارو میزنی؟
از ته قلبمه
پس دیگه هیچوقت برنگرد اینجا
از ته قلبت نبود، مگه نه؟
ترسیده بودم
نمیدونستم که اگر عاشق یه انسانی که یه روز میمیره بشم
چه اتفاقی میوفته
پس چجوری دوباره همدیگه رو دیدین؟
تو رفتی دنبالش؟
من ارباب کوهستان بودم
و مجبور بودم که همونجا بمونم
روح کوهستان نمیتونه جایی که بهش واگذار شده رو ترک کنه
اگر اونجارو ترک کنی چی میشه؟
ضعیف میشم
اما حالا که دیگه روح کوهستان نیستم
فقط یکبار
وقتی دنبال ارواح بودم از محدوده ام خارج شدم
و همون باعث شد که آرامش اینجا بهم بریزه
یه روباه نه دم به روستا حمله کرده
روباه نه دم؟ چی گفتی؟
باید گیرش بندازیم- خدای من-
روباه نه دم- روباه نه دم توی روستاست-
کجا رفت؟
رد خونش اینجا مونده
اونجا- از این طرف رفته-
خدای من- برید دنبالش-
وای خدا
چقدر وقیح
بیاین از این طرف بریم- خدایا-
باورتون میشه؟
برو
اگه از این راه بری، به جنگلت میرسی
آ اوم
من امروز تو رو ندیدم
ممنونم
هرجور که شده باشه این لطفت رو جبران میکنم
پیدات کردم
به زودی میام سراغت
بشین و منتظر باش
چی انقدر خنده داره؟
صحنه نمایش دیگه تقریبا کامله
صحنه نمایش؟- به لطف روح تاریکی-
تونستم بفهمم که لی یون
نمیتونه توی این زندگی اون دخترو بکشه
اما حتما یه دلیلی داره که اون دوتارو انتخاب کردین
اون جایگاه مال من بود
من قرار بود که روح کوهستان باشم
و اون دختر رو در کنارم داشته باشم
...منظورتون- من بدن روح کوهستان رو-
تسخیر میکنم
و اون دخترو عروس خودم میکنم
وای، اینجا واقعا خیره کننده ست
چرا چیزی ازم نمیپرسی؟
چرا ازم نمیپرسی که چرا بهت خیانت کردم؟
دلت نمیخواد بدونی چرا توی زندگی قبلیت، کشتمت؟
توی راه که داشتم میومدم اینجا
متوجه شدم که افسانه های زیادی
درباره این آبشار زیبا وجود دارن
درباره یه زوجی که خیلی خیلی عاشق هم بودن
اما بعضی قصه ها میگن زنه مرده و بعضیا میگن شوهره مرده
برای همین مطمئنم که یه چیزی
درباره روباه نه دم و
و جایی که عشق اولشو کشته هم هست که من ازش بی خبرم
آ اوم
چرا بهم تیر زدی؟
بدن این دختر خیلی به درد بخوره
ارواح کوهستان هیچوقت سپر دفاعیشون رو پایین نمیارن
اما با این بدن، من حتی تونستم بهت تیر بزنم
ایموگی
مشتاق دیدار لی یون خیلی وقته که منتظرت بودم
آ اوم کجاست؟- اینجا-
با میل خودش بدنش رو به من داد تا پدرش رو نجات بده
از اون بدن بیا بیرون
یادم رفت یه چیزی رو بهت بگم
اون تیر عصاره گل مغربی قبرستان روش بود
گفتم بیا بیرون
این دختر مال منه- بیا بیرون-
بکشمش، و از بدنش بیام بیرون؟
این دختر هیچ اهمیتی برای من نداره
منم باور کردم - تو فکر میکنی از اون به عنوان طعمه استفاده کردی -
ولی فکر نکردی شاید من بودم که اونو طعمه کردم تا به تو برسم؟
منو نکش
من نمیخوام بمیرم
بهم قول داده بودی
قول داده بودی تا وقتی بمیرم عاشقم باشی
لی یون
نه
آ اوم
تویی؟
نزدیکم نشو
خودتی
من
مردم روستارو کشتم
من همه رو کشتم
تقصیر تو نیست
کمکم کن لی یون
جلومو بگیر تا دیگه به کسی آسیب نزنم
جلومو بگیر تا بهت آسیب نزنم
منو بکش
اشکالی نداره تو منو داری
همه چیز درست میشه
این دختر جسور تر از چیزیه که فکر میکردم
نه میتونی منو بکشی نه میتونی زنده نگهم داری
چیزی که تو میخواستی منم، نه؟
بدن منو بگیر
و اونو ول کن بره
چقدر متاثرکننده
مجبورم نکن حرفمو دوباره تکرار کنم
بدن روح کوهستان رو انتخاب میکنی یا بدن اونو؟
باشه، میذارم بره
به جاش
قلبتو بهم بده
شنیدم که انرژی ارواح کوهستان
تو قلبشون قرار گرفته
قلبتو بهم بده
آ اوم
داری گوش میکنی مگه نه؟
یه قولی بهم بده
قول بده که همه چیزو درباره من فراموش کنی
منو فراموش کن
و یه زندگی طولانی داشته باش
لازم نیست که برام متاسف باشی
یا ازم تشکر کنی
زندگیم به هرحال متعلق به تو بود
با اجازه کی میخوای خودتو بکشی؟
آ اوم
ولم کن من باهاش مشکلی ندارم
لی یون
ازم خواستی که تورو فراموش کنم
اما من اینو ازت نمیخوام
منو فراموش نکن
چی داری میگی؟- اگه عاشق یه زن دیگه بشی-
از تو قبرم بلند میشم و میام سراغت
ولش کن
دینت رو به من ادا کن لی یون
نه
منو بکش
...قول داده بودم
...که از تو
محافظت کنم
ممنونم لی یون
قولت رو نگه داشتیو فراموشم نکردی
...و
...ببخشید
که مجبورت کردم اینقدر منتظر بمونی
این برات باارزش بود
تو سایه ایی از گذشته ی من نیستی
... من
خوب به تو نگاه میکنم
نه تناسخ آ اوم، خود تو
اومدی؟
فکر کردم توی جنگل قحطی زده ها مردی
حالا هرچی. نا امید شده بودم
الان؟
خب میخوای بیا میخوای نیا
حالتون خوبه؟ به شین جو بگم برگرده؟
وحشت نکن. چیزی نیست
به خاطر سم نیست نه؟
عمرتون داره تموم میشه
درست میگم نه؟
به عنوان یه روباه دورگه، عمر طولانی داشتم
لطفا گیلاس زمینی بخورید
شما میتونید عمر آدما رو بدزدید و هرچقدر میخواین عمر کنید
لی یون داره میاد اینجا
میخوام بهش بگم ایموگی کیه
من تنها کسیم که میدونم اون چه شکلیه
پس خودتون چی؟
اینجوری نیست که هیچ وقت برای آیندم رویا پردازی نکرده باشم
اینکارو نکنید. لطفا نکنید
No comments yet. Be the first to leave one.