처음 200줄입니다.
...راستشو بخوايد
من ميتونم روحارو ببينم
انقد چرت نباف و مصاحبه هاي ماه پيش رو مرور کن
نه بابا؟ ميدوني اخيرا شونه هام خيلي درد ميکنن
تو کف بينم هستي؟
چه خزعبلاتي
همينه
واي يه دونه الان اونجاس
از کي تا حالا اونجا اتراق کرده؟
تاريخِ مصاحبه با رئيس رو انتخاب کردي؟
پسره؟ خوش بر و روئه؟
درخواستِ چند تا شماره ي لاتاري بده
بايد اينجوري باشه
آخه اون دخترا چشونه؟
روحا رنگ هم دارن؟
فقط محضِ شوخ نپرسيدي؟
اونايي که مرگِ مغزي شدن چي؟
روحِ اونايي که مرگِ مغزي شدن کجا ميره؟
دخترا اگه يه شوخي رو خيلي جدي بگيريد لوس ميشه
اوه پس... فکر کنم من اون بار کشتمش
تو روحش... شما ها يکي دوتا روح سراغ داشتين من نميدونستم؟
ممکنه روحِ کسي باشه که بعدا به قتل ميرسه
تو ديگه نه بانو جونگ
خب چرا خالي بافتي؟
يه چيزي پروندم وقتي داشتيم آب شنگولي ميزديم از دهنم پريد
يه دروغِ ساده بود فقط ...يه
چاخان
نگفته بودم اين عادتِ گندتو ترک کن؟
فقط يه دروغِ احمقانه بود تا يه شور و شوقي به روزمرگي هامون بدم
انقد کارم اشتباه بود؟
گناهِ بزرگي بود؟
آره
خيلي خب پس اگه گناه باشه درک ميکنم
همش تقصير منه بهم سنگ پرت کنيد
تف کنين بهم
فقط کسايي که هيچوقت دروغ نگفتن ميتونن تف کنن روم
چيکار کنم؟- نگرانِ چي هستي؟-
مگه نگفتي فقطِ حرفي بوده که موقعِ مستي پروندي؟
يه چاخان
عشوه خرکي نيا
عاقبت مثلِ اين شد
:قسمت ده باورمون ميشه چون دلمون ميخواد _دروغ
الان راستشو بگم؟ بهترين کار همينه ديگه؟
متاسفم ، همش يه دروغ بود به خاطرِ کاري که کردم بايد بميرم
وايسا ببينم راستش اين قضيه همچين عذرخواهي نياز نداره
ارواح؟ شماها واقعا اين چيزارو باور دارين؟
باورتون شد؟
وايسا نه اينجور حرف زدن خطرناکه
پس يه چيزي بين اين دو حالت خوبه؟
هي ببخشيد داشتم سر به سرتون ميذاشتم
اين چه اداهاييِ در مياري؟ داري ميري رو مخم
چرا ميخندي بعد اخم ميکني؟
ميدوني ... بايد يه اعترافي بکنم
چيزِ خاصي نيست خدايي
فکر کنيد من اينجا نيستم به کارِتون برسيد
يه لحظه وايسيد
ولي قبلِ از اينکه بگم يه قولي بهم بديد
قول بديد که منو به بادِ کتک نميگيرين
بگو ديگه ، چيه؟
...اون حرفي که قبلا زدم
واضح تر بگو
راجع به اون چيزي که ...گفتم اونجاس
دزده؟- چيه؟-
چيه؟ چي شده؟
مشکل چيه؟- چيه؟-
اون...جا
!سونبه يون
کي برگشتي سونبه يون؟
ها؟
حالت خوبه؟
الان ساعت چنده؟
از ده و چهل دقيقه ي شب گذشته
بعدا ميبينمت- باشه-
خدافظ- مواظبِ خودت باش-
باشه
فکر کنم کلِ روز خوابيده سرِ کلاساشم نرفته
فکر کنم سونبه يون خيلي خورده تو ذوقش
...خب اميد بالايي داشت پس
نه تا وقتي بشه ميخوام بهت تبريک بگم مبارکه ، مبارکه
بايد کمتر بهش تبريک ميگفتم
يه شرکتِ سرمايه گزاريه ، اگه استخدام شي کلِ عمرت تاميني ، خيلي حسوديم شد
ماهيانه چه قد بهت حقوق ميدن؟
شورشُ در آوردم
واقعا تبريک ميگم
اشکال نداره ، ناسلامتي سونبه يونه ها
مطمئنم بازم از صفر شروع ميکنه
آره هرچي نباشه سونبه يونه
آره هرچي نباشه سونبه يونه
چي شد؟ هي واي- از کي؟-
باورم نميشه- واي بر من-
سلام
تبريک ميگم
ممنون آبجي
واقعا که عاليه
!يون جه
!عمه
مترو هم نزديکِ خونمونه چرا يه تکِ پا نمياي بهمون سر بزني؟
گفتم بيا کيمچي ببر يه غذاييم باهامون بخور
بله
چيه نکنه مامانت نميذاره؟
نه بابا
بخور
شما هم يه کم بخوريد عمه
واقعا به بابات رفتي
اگه بابات الان ميديدت خيلي بهت افتخار ميکرد
باباتُ که يادته؟
البته که يادته هر چي نباشه دخترشي
يالا بخور بخور ، بخور
اون يارو بيمه ايه ديدنِ توام اومد، نه؟
فکر کردم که اونجور که پدرت مرد خيلي عجيب بود
آخه راننده ي ناشي اي نبود
توي نوشيدن هم قهار نبود
به نظرِ تو کاسه اي زيرِ نيم کاسه نيست؟
آخه قبل از تصادفِ بابات اتفاقاتِ زيادي افتاد آتيش سوزيم بود
اون موقع فقط مادرم آسيب ديد
درسته ، ولي بازرسي درست درموني انجام نشد
کي ميدونه واقعا چي شده؟
يون جه
بيا باز بازرسي پرونده ي پدرتُ شروع کنيم
مادرت داره همه اين چيزارو از سرش وا ميکنه ، تو فقط واسم موندي
چرا قاشقتُ ميذاري زمين يالا بخور
بجنب بخور بخور
اي بابا ديگه سرد شدن
به درک لازم نيست بهشون حقيقتو بگم
من فقط گفتم اونجا يه روحه نگفتم روحه کيه که
اونا چون دلشون ميخواست باور کردن ، تقصير من نيست ، مگه نه؟
هر کار دلت ميخواد بکن من که حرفي نزدم
آخه تو داستانا دروغا فاش ميشن و از اين قبيل اتفاقا ديگه
!اما زندگي واقعي اينجوري نيست لازم نيست همچينم روراست باشي
هميشه يه سري دروغ يهويي ميان ميرن
چته؟
کتابش باحاله؟
به خاطر اون دروغ کوچيک چه اتفاقي توش افتاد؟
يه نفر مرد
سونگ ، محافظِ چشم داري؟- نه-
اوني کانگ تو محافظِ چشم داري؟
اگه داري ميشه يه دونه بهم قرض بدي؟
اينا چيه؟ چيکار ميکني؟
ميخوام بفروشمشون
واقعا؟ چرا؟ چرا ميخواي بفروشيشون؟
اينم ميخواي بفروشي؟
دوسش داري؟
بخرش پس
واسه يکيشون بهت تخفيف ميدم
چه قد؟
ده درصدِ قيمت؟
اوني کانگ
احيانا داري اين کارو به خاطرِ روحه اونجا ميکني؟
...منظورم اينه که
اين تغييرِ ناگهانيت مربوطِ به اون روح کنار جا کفشيه؟
اصن بيخيالش
به کارِتون برسين
اومدم يه سري کيف بفروشم
فک کنم دچارِ سوءتفاهم شدين ما هر کيفيُ نميخريم
خب ميخريش يا نه؟
ميخريمش
يه لحظه پس
دونگ جو
شما کفشم ميخرين؟
وايسا اين نه
ميشه اينو بردارم؟
داري شماره سريالاي پولارو حفظ ميکني؟
آره محضِ احتياط
ميخواي اين يه مشت پولو بپاشم تو صورتت؟
خوشحالي؟
آره ، چي ميخوري؟ يه غذاي خوشمزه مهمونت ميکنم
نميخواد- چـــرا؟-
يکي از دوست دخترات ميخواد ببينت؟
آره
خيلي خب به هر حال بايد پول زندگيتو در بياري
جلو چهارراه نگه دار
بهم زنگ بزن
چيه؟
اشکال نداره بهت زنگ بزنم؟
کله پوک....نکنه ميخواستي باهام قطعِ رابطه کني؟
تنهايي؟
آره
سونبه يون ، ماکروويو
آها
توي مصاحبه ي بعديت اينارو بپوش
راستشُ بخواي کفشاي قديميت مناسبِ موقعيت نبودن
احتمالا به خاطر اون کفشا رد شدي
ميدونم ممکنه از زبونِ من ...خنده دار باشه
ولي کلي کارِ ديگه واست ريخته
مطمئنم دفعه ي بعد موفق ميشي
فکر ميکني به خاطرِ کفشام رد شدم؟
گفتم آره نميدوني اين مسائل چه قدر مهمن؟
يه دختري هست هم رشته ايمه که تو اون شرکت پذيرفته شد
وضعيت ماليش مثلِ من بود
نه فکرشو بکني وضعش بدترم هست
اون با کاراي نيمه وقتش به هزينه هاي خانواده اش کمک ميکنه
يادم نمياد اما خيال نکنم که کفشاش بهتر بوده
...پس در نتيجه
همش به خاطرِ خودم بوده
به خاطرِ قدرت خانوادگيش نبوده
يا صلاحيتش يا روابطش
تنها کاري که بايد بکنم اينه که رو خودم کار کنم
ولي مشکل اينه که نميدونم چطور پيشرفت کنم
حالا هر چي اينارو بگير دارم اينارو به خاطرِ لطفهات بهت ميدم
من چه لطفي بهت کردم؟
No comments yet. Be the first to leave one.