처음 200줄입니다.
! مراقب باش ، تومویا - کون
حالت خوبه ، تومویا - کون ؟
. آره . یه لحظه حواسم پرت شد
! اینجوری آسمونو نگا نکن
! ببخشید
! اگه چیزیت شد تقصیر من نیست ها
. بابا توپو می زنه
. تو هم تشویقش کن
! آکیو - سان ، بجنگ
... این هومران بخاطر
هومران : زدن توپ بیرون از ورزشگاه
! سانائه س
! این مال توئه
! موفق شد
! خیلی محشری بابا
دیدی !؟
اون تپه ای که یه وقتی ازش رفتی بالا
کاری از
Sabzchidori & Sfmking
الان با پرتوهای نور پر شده
من اینجا تنها وایسادم
و اون خاطرات خوشمون رو به یاد میارم
. تو بودی . فقط تو بودی
که دوسش داشتم
، از چشام بخاطر باد داره آب میاد
. و تو ازم دور می شی
. هر چقدر که عوض بشی ، بازم تو رو به یاد میارم
این یه چیز ، فقط این یه چیز ، با اینکه معلومه
. به تو نشونش می دم ، این چیز که پر از شکوهه
. تا ابد ، ازش محافظت می کنم
. هی . ما می خوایم بریم بیسبال بازی کنیم
. بفرما راه باز جاده دراز
! اینو بهم نگو
، یه شنبه هفته بعد یه بازی دیگه داریم
. برای همین دارم بهت می گم یه تیم جمع کن
. هیچ وقت همچین چیزی نگفتی
. حریفمون مغازه دارای کوچه بغلین
. اونا رقیب مغازه دارای کوچه ی مائن
. بابا هم عضو تیمه
. اما اونا این اواخر یه بازیکن کوشیِن گرفتن
کوشین : مسابقات ملی دبیرستان های ژاپن
. بخاطر اون یارو ، همش داریم پشت سر هم می بازیم
. خیلی اوضاعمون خرابه
. برای همینه که همسایه ها دیگه مثل قبل سر حال نیستن
برای زنده کردن شهرمون ، باید هر . جوری شده بازی بعدی رو ببریم
. حتی اگه کل تیم حرفه ای نباشن مهم نیست
. چیزی که مهمه اینه که این روال رو برگردونیم
خوب من چرا باید توی این کار باشم ؟
ناگیسا ، می شه سس سویا رو بدی من ؟
. ترم دوم برای شما دو تا از امروز شروع می شه
. تو توی گروه تئاتر مدرسه رفقاتو داری
. حتما
، از لحظه ای که کار تیمیِ شما رو توی جشن مدرسه دیدم
. دلم می خواست باهاتون بیسبال بازی کنم
. اگه تو دوست پسر ناگیسایی ، پس با من هم مهربون باش
! هی ! تو که می دونی شونه م وضعش چجوریه
! آتیشو تو قلبم روشن کردی
! مثل توپ آتیش
. من که از حرفت سر در نیاوردم
. شاید بتونیم یه معجزه درست کنیم
قسمت 1
خداحافظی در آخر تابستون
. ترم دوم شروع شده
. من هنوزم توی خونه ناگیسا زندگی می کنم
، به عنوان سال آخری های مدرسه . باید آروم آروم به فکر آینده مون باشیم
. اما من هنوزم هیچ فکری درباره آینده م ندارم
! من هستم
! انگار خوش می گذره
. اگه کیو - چان تو تیم باشه ، شکست ناپذیر می شیم
وقتی بابای ناگیسا - چان منو به تیم دعوت . می کنه ... معلومه خیلی سرش می شه
. آره . انگار خیلی به استعداد خوف ورزشی تو امید داره
. که اینطور . انگار استعداد حتی اگه خود آدم نخواد می زنه بیرون
. مثل همیشه راحت می شه گولش زد
الان چی گفتی !؟
! داشتم باهات شوخی می کنم
، تو یه سوپر نابغه و سوپر ورزشکاری . و سوپر نازک و شبا هم سوپر ایمن
اوکازاکی داره مثل تبلیغ رخت خواب حرف می زنه
! معلومه که هستم
. تومویا - کون . منم می خوام بیسبال بازی کنم
قوانینشو می دونی ، کوتومی ؟
. تو و تومویا - چان رو دیدم داشتید با تیم بیسبال بازی می کردید
. انگار خیلی خوش می گذره
داشتی اونو نگا می کردی ؟
تو چی ، ریو ؟
مـ - مـن تشویقتون می کنم . من زیاد . در مورد ورزش اعتماد به نفس ندارم
. منم تشویقتون می کنم
. موفق باشی ، تومویا - کون
چیه ؟
. شما دو تا هر روز بیشتر و بیشتر شبیه زن و شوهرا می شید
اینجوری فک می کنی ؟
منو اینجا صدا کردی چی می خوای ؟
. سونوهارا می خواد یه کار منحرفانه باهات بکنه
. انگار لازم نبود قدرت ورزشکاری تومویو رو امتحان کنم
مگه من وسیله اندازه گیریم !؟
موضوع چیه ؟
. خیلی خوبه که حتی تومویو - سان هم میاد
. من هنوز تصمیم نگرفتم
. گفتم اگه میسائه - سان بیاد منم میام
. انگار میسائه - سان ورزشکار خوبیه ، پس می ریم قانعش می کنیم
. من خیلی وقته می شناسمش ، اگه من ازش بخوام حتما میاد
. اون یوشینو یوسکه - سانه
. آه ، همونی که یه مدت پیش جشن عروسیش بود
. عالیه . بیاید دعوتش کنیم
! هی ، یوشینو - سان
. انگار صداتو نشنید
. بیاید یه یوشینو کال راه بندازیم
کال : یه جور تشویق
یوشینو کال ؟
. آره دیگه ، مثل توی کنسرت و اینجور جاها دیگه
. بعد مطمئنم یاد اون روزایی که نوازنده بود میوفته و جوابمونو می ده
آماده اید ؟
! یوشینو ! یوشینو ! یوشینو
! بلندتر
این دیگه چجور اذیت کردنه !؟
. نمی تونم . یه شنبه کار دارم
... که اینطور
. با شما مشکلی ندارم . تا بعد
! وایسا
. تومویا - کون . فک کنم نباید زیاد اصرار کنی
. اون ... سونوهارا تو رو تحسین می کنه
، خونشون شماله ، پس وقتی فارق التحصیل بشه . احتمالا دیگه نمی تونه به این شهر برگرده
، برای همین می خواست قبل از این که بره ، یه خاطره با تو . یوشینو - سان که تحسینش می کنه داشته باشه
. کی فکرشو می کرد همچین حسی داشته باشه
. نمی دونستم
اوکازاکی ... اینقدر به فکر من بودی و نمی دونستم ؟
. شما نباید بخاطر این گریه کنید
. که اینطور
. ببخشید که اینقدر بی فکر بودم
! پس
. آره . سعی می کنم وقتمو آزاد کنم
شما چی ازم می خواید ؟
! بیا بیسبال بازی کنیم
. نه
. خدافظ
. انگار بهتره تو ساکت باشی
چرا ؟
میسائه - سان ، می شه به حرفمون گوش کنید ؟
هنوز کاری دارید ؟
بیا بیسبال با
. دهنتو ببند دیگه
. اوه ، ساکاگامی - سان
اومدی اینجا بازم درباره شورای دانش آموزی بپرسی ؟
. امروز نه
. دوست داریم باهات بیسبال بازی کنیم
بیسبال ؟
. آره . تو ... هدف منی
. و می خوام رقیبت هم باشم
اگه بتونیم توی ورزش با هم مسابقه بدیم ، مطمئنم . می تونم چیزای زیادی ازتون یاد بگیرم
می شه با ما بازی کنید ؟
. وقتی این چشا رو می بینم که نمی تونم نه بیارم
. تونستیم 9 نفر جمع کنیم
. فک نمی کردم آخرین نفر می - چان باشه
یعنی واقعا میاد ؟
. بیا به پدرت هم بگیم بیاد
. بیا یه کاری کنیم ببینه داری همه تلاشتو می کنی
. من دوس دارم درست و حسابی پدرتو ببینم
. شاید یه وقت دیگه
باشه ؟
! تومویا - کون
! لطفا وایسا
! ا - ا - ا - این واقعا یوشینو یوسکه - سانه
. خوشحالم به موقع تونستی ببینیش
وقتی بهش گفتم می تونه یوشینو یوسکه رو . ببینه ، با اتوبوس نصفه شب خودشو رسوند
. تو رو خوب یادمه ، ساگارا - سان
. تو همیشه خودتو نشون می دادی
. ممنون که اون روزا راهنماییم کردید
. انگار خوب با هم دیگه کنار میاید
. ممنون
میسائه - سان و یوشینو - سان همدیگه رو می شناختن ؟
. آره انگار
! بیاید ، بچه ها
. از همتون ممنونم که امروز اومدید
. افتخار می کنم که شما امروز با منید
. اما اگه ببازیم به هیچ دردی نمی خوره
. هر کسی که گند بزنه باید نونای سانائه رو بخوره
! با همه قلبتون بازی کنید
منظورش از نون سانائه چیه ؟
. ندونید بهتره
! بازی داره شروع می شه
. تلاشتو بکن ، خواهر
. موفق باشی ، یو - کون
. همگی ، بجنگید
پوهی پوهی
... با همچین تیم داغونی می خواد با ما بازی کنه
. انگار عقلتو از دست دادی
. من که زیاد مطمئن نیستم
. شاید این جالب ترین تیمی بشه که دیدیم
! ضربه
ضربه : وقتی توپ از زیر چوب توپ زن رد بشه ، یه ضربه می شه . اگه یه توپ زن 4 تا ضربه بده ، اوت می شه
. خیلی تیزه
داداشت تنها کسی بین ماس که . می تونه همچین ضربه هایی رو جمع کنه
! دستم ترکید
. دستت برا کسی مهم نیست ، فقط هر جوری شده توپو بگیر
زیاد سخت نمی گیری !؟
. سه تا بالا و سه تا پایین
. شروع خوبیه
هی ، چپ دسته ؟
مطمئن داره فک می کنه اگه سمت چپ . وایسه ، سریع تر می تونه به خونه ی اول برسه
... الکی چوبشو تکون می داد ، آخرشم این کارو کرد
. و اوت هم شد . خیلی ضایعه
No comments yet. Be the first to leave one.