Convent of Sinners

Convent of Sinners (La monaca del peccato)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Convent of Sinners 1986 DVDRip x264 MT21 farsi (@Red LineMt)
다음의 해설 RedBoy
🔴 By: RedBoy | (DVDRip_x264) | Telegram: @Red_LineMt 🔴

태그

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
x264
게시일: 2021-09-11
다운로드: 182
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

_____Red_Line_____

☆ با هنرنمایی نمایی: " اوا گریمالدی " در نقش: سوزانا سیمونا ☆

در این زیرنویس از تمام کلمات رکیک استفاده شده و !تماشای این فیلم برای کودکان مناسب نمی‌باشد

:.:.: صومعه گناهکاران :.:.: ::.:.:..:: راهبه گناهکار یا صومعه ای با هزار گناه مرگبار ::.:.:..::

اقتباس( برگرفته شده) از کتاب: خاطرات یک راهبه

:و با بازی کارین ویل در نقش: خواهر ترزا (::..::) ...:: و درخشش: گابریل گوری ::...

:و همچنین با درخشش :::: جسیکا مور در نقش: خواهر اورسولا ::::

:و همچنین با هنرنمایی 《 مارتین فیلیپس در نقش: دان مورل 》 ° گابریل تینتی در نقش: مونسیگنور °

:و همچنین با بازی ::.: کاتالین مورانی ::.: :.: بیبا بالتانو :.: ..:: ماریا پیا پاریسی ::.. ::.:: آلدینا مارتانو ::.::

:::.::: آهنگساز: گیدو آنلی و استفانو ماینتی :::.::: ::.::: نویسنده: رنه ریوت::.:::

!نه :فیلمبرداری :::::::.: جو دآماتو :::::::.:

:کارگردانی و ویرایش شده توسط " داریو دوناتی "

...مسیح از باکره های نادان و》

جدار بشر در این ضعیف کشی چه میخواهد؟ دنیس دوروت

!نه

!بزار برم! لطفا اجازه بده برم! کمک! نه

!بزار برم! بس کن

!نه

:مترجم RedBoy

:اطلاع از آخرین فیلم و سریال های ترجمه شده در کانال

@Red_LineMt

:کانالی متفاوت برای دوستداران سینما ::::.:::: @RedMoviez ::::.::::

انقدر کص کش شدی که این کارو روی تنها !دخترت هم انجام میدی

!پیر مرد بد جنس

و تو چته: ما می دونیم که تو قراره به کجا بری

این کودک بیچاره رنج بسیاری کشیده

خود را بر ضد طبیعت کرده و مشکلات زیادی برای خودش فراهم کرده

اما قلب ن دختر خوبیه و من نمیخوام به یک راهبه بد تبدیل بشه

اون نیاز به توجه خاصی داره مادر سوپریار

به همین خاطر من فقط از شما این درخواست دارم لطفا مراقبش باشید

خوبه

من مادر سوپریار هستم

اسم تو چیه، خواهر ؟ سوزانا سیمونا

خواهر سوزانا، یک نام زیبا هست

اینطور نیست، خواهر ترزا ؟

!مناسب تو هست، بخاطر اینکه زیبایی

به صفوف خواهران ما خوش آومدی سوزانا

حالا عزیزم، با من بیا مکانت "خانه" رو بهت نشون میدم

از حالا دیگه اینجا زندگی میکنی یک خونه ساده ست

در اینجا تو دعا می کنی

و اینجا هم باید بخوای اما نه انقدر زیاد که به یک تنبل تبدیل بشی

به هر حال فکر میکنم که امروز خسته شده باشی پس تمام تعهداتت رو فقط تا فردا صبح میبخشم

از بودن در اینجا خوشحال میشی- متشکرم، مادر-

اینجا چه کار می کنی ؟

ببخشید که به شما زحمت دادم، می خواستم خصوصی با شما صحبت کنم

این چیزی که باید بگم خیلی مهمه- الان نه، سرم شلوغه میتونی بری-

...من فقط می خواستم به برو-

امشب در انتطار دیدار تو هستم توی حجره ام

ببخشید مادر، اما چرا تاره کار امروز با ما نیست ؟

من بهش اجازه دادم که امشب در خونه اش بمونه

اون هنوز خستگی سفر رو دَر نکرده

میتونم بیام داخل ؟- البته-

یک چیزی برات آوردم که بخوری

انقدر زود نرو، اسمت چیه ؟ خواهر اورسولا-

ممنونم، خواهر اورسولا از محبت شما سپاسگزارم

مشکلی نداره

خواهر سوزانا هنوز نخوابیده ؟ نه هنوز. اما خیلی ناراحت به نظر میرسید

!اوه، خدا بزرگ

بهت کمکت نیاز دارم که قوی نگهم داره من این آرزو رو نداشتم که راهبه بشم

در این دنیای جدید به من قدرت اعطا کن تا بتونم تحمل کنم

من فقط می خواستم مطمئن بشم که چیز دیگه ای احتیاج نداری

نه مادر

ولی داری گریه میکنی، فرزندم

فکر می کنم وقت اینه که به‌ رختخواب بری

شب بخیر خواهر سوزانا

آمین

به نام پدر، و پسر، و روح القدس "فرمول تثلیثی- آمین- ( فرمول تثلیث در غسل تعمید و همچنین در دعاها ، مناسک ، مراسم مذهبی و مقدسات متعدد استفاده می شود )

از این رو، شکرت ( از این رو ، کلمات لاتین پایانی خطاب به مردم در جماعت مراسم رومی و همچنین خدمات الهی لوتری است )

خواهر سوزانا

دیر کردنت قابل قبول نیست، نمیتونی دوباره اینکارو بکنی

مطمئنم که دیگه این اتفاق نمیفته مادر سوپریار بهت قول میدم

!آه پدر

فکر میکنم باید با دون مورل آشنا بشی پدر روحانی اعترافات ما

پدر

این خواهر سوزانا ست. آخرین شاگرد ما که به مقدار زیادی حمایت و پشتیبانی نیاز داره

خوش آمدی، فرزندم

ببخشید پدر. می خوام که اعتراف منو بشنوین

البته خواهر

دون مورل- بله قطعا. با من بیا-

هر وقت اینا رو میشورم فکر می کنم کثیف کاری و غیر اخلاقی هست

خواهر آگاتا اومد

!اونو بهم بده

سه بار میتونی حدس بزنی که اگه خواهر آگاتا پیداش می‌کرد چه فکری میکرد

ببین خواهر آگاتا چطوره ؟ یا ترجیح میدی که یک مرد درونش باشه ؟

یه لحظه وایستا! مهم ترین بخشش یادت رفت

حالا بهتر شد، حالا شکل صحیح خودش رو گرفت

داری چیکار میکنی خواهر، قلقلک میدی ؟ خجالت نکش-

حس خوبی داره

بجنبین، یکم نمایش بهمون نشون بدین

خوب فرزندم، من که بهت گفتم که در موسیقی خیلی با استعداد هستی

اگر بتونی بهم آموزش بدی ، شاید منم یک چیزی بنوازم

حتما، باعث خوشحالی منه خوشحال میکشم هر کاری که شما بگین انجام بدم

کنجکاوی منو ببخشید، ولی این مرد جوان کیه ؟

!این نازرینو ست، نازرینو بیا اینجا

اون نمیتونه صحبت کنه یک بچه سر راهی بود که ما دریافتش کردیم

این خواهر سوزانا ست

اوه نه، ممنونم

باید بنوشی وگرنه بهش توهین کردی

مادر، حال شما خوبه ؟

کاری میتونم انجام بدم ؟ با من بیا-

منو به خونه ام ببرید

!خواهر آگاتا

خیلی حرفه ای مینوازی

اما ما به اندازه کافی غم در این صومعه داریم

چرا کمی شادتر ش نمیکنی ؟

من شک دارم بتونه بهتر بنوازه

به نظر من الان هم به اندازه کافی ازش لذت بردیم

تمامش کن، خواهر ترزا. زبونت داره از کنترل خارج میشه

شاید بهتر باشه نواختن تمام کنم فکر می کنم که دارم حوصله همتون سر میبرم

نه، من می خواهم که ادامه بدی

همتون میتونید برید

تو هم همچنین خواهر ترزا، ظاهرا که متنفر‌ بودی

نه دارم لذت میبرم، مادر

مثل اینکه نفهمیدی، باید مارو تنها بزاری

مادر بهم قول دادین که توصیه هاتون بهم میدین

من افکار نگران کننده ای دارم که با شما باید دربارش حرف بزنم

نه! نه ذهنت ناسالمه. میدونم می خوای درباره چی صحبت کنی

برو پی کارت! بعداً میتونی منو ببینی. شنیدی ؟

کاش خواهر ترزا انقدر عجیب و غریب نباشه

...اگر خودت علاقه مند باشی سوزانا میدونم چیزی داری که برای من بنوازی

لطفا، فقط برای من

سوزانا خیلی دوست دارم

اون چیزی که احساس میکنی نشونم بده

مادر

مادر چی شده ؟ دچار تشنج شدی مادر ؟

نه نگران نباش، چیزی نیست

خواهر سوزانا

چرا انقدر عجله داری که بری ؟ سعی میکنی از من دوری کنی ؟

نه پدر. نه

خوب چون من خیلی دوست دارم که اعترافات شما بشنوم این بهترین راه که تو رو بشناسم

من... من واقعا به خدا اعتقاد دارم. و من سعی میکنم خیلی محسوس زندگی کنم

اما اصلا در اون حرفه ای نیستم و نمیتونم به راهبه بودن عادت کنم

احساس می کنم که من در جهان بیرون با فایده تر خواهم بود

می دونم که می توانم یک همسر خوب و مادر برای یک نفر در جایی باشم

شما به من کمک میکنید، پدر ؟

برای چی خانوادت تو رو مجبور کردن خلاف آرزوت عمل کنی ؟

قطعا یک راز شوم وجود داره که من نمیتوانم بفهمم

آه پدر. اونا هرگز حقیقت بهم نگفتن اما من میدونم حقیقتی راز تولدم رو احاطه کرده

من بی معصومیت ام از دست دادم در یک شب که پدرم بوده

در اتاقم و به زور بهم تجاوز شد

اما چگونه می تونم انتظار اینو داشته باشم که تو منو درک کنی، پدر ؟

در اشتباهی، فرزندم. من درک می کنم

خیلی خوب درکت میکنم

اما حالا دیگه آروم باش، تو باید شجاع باشی

بهم بگو، زندگی در صومعه چطوره؟

نمیخوام شکایتی داشته باشم با نهایت مهربانی با من رفتار شد

به خصوص توسط مادر سوپریار که مثل یک کودک باهام رفتار میکنه

همیشه از من مواظبت میکنه من هرگز همچین محبتی را حس نکردم

خواهر ترزا من هنوزم بسیار علاقه مندم البته که هنوز هستم

اما حاضر نیستم که تو عقده ای باشی در صورتی که تو تنها کسی هستی که بهش اهمیت میدم

باید سریعا تمامش کنی اگه میخوای احساساتم هنوز برای تو باقی بمونه

و مهم ترین چیز اگر میخوای در موقعیت معاون

برای ادامه وظایف در صومعه بمونی

آه مادر. التماست میکنم منو تو کار های سخت نزارین

محرومم نکنید مادر منو از محبت تون محروم نکنین

بوی بچه تازه به دنیا اومده میدی که خیلی شیرینه، نازرینو

با این عضلات اون دیگه بچه نیست. او بیشتر شبیه یک مجسمه یونانی ه

به این موهای پای نگاه کن ...و به این

دارین چی کار میکنید ؟ نازرینو، لباست بپوش و برو

!هر دو شما! بیاین دنبالم

خواهر ترزا یکم پماد بیار

پشتتون بمالید، بجنب مواظب باشید

این اتفاقیه که میفته وقتی ثابت کنید لایق اون لباس نیستید

پیش من خجالت نکش سوزانا میتونی کلاً لخت بشی

من تمام راهبه ها رو لخت میشورم

اونطور که تو فکر میکنی بی‌رحم نیستم من همچنین میتونم مهربون و بخشنده باشم

به خصوص با کسانی که با خواسته های من در تضاد هستن

مردی تا به حال تو رو دیده اونطور که من دیدمت

نه مادر

حواست هست که باهات حرف نزنن فرزندم ؟

نمیدونم منطور شما چیه، من زبان احساسات بلد نیستم مادر

باید یاد بگیریش، برای هر فردی خیلی حساسه که چطور باید باهاش آشنا شد

نه مادر. میترسم که همچین احساسی بهم دست نده

...چقدر فایده داره که زبان احساسات باشه

اگر کسی وجود نداشته باشه که اونو درک کنه؟

اوه نگران نباش. تو همیشه میتونی شخصی رو پیدا کنی

چگونه می تونم وقتی که در یک صومعه حبس شدم ؟

به نظر من هیچ احساسی وجود نداره

اگر بخوای من میتونم یکم واضح تر توصیح بدم

نه، ترجیه میدم اینطور نباشه ترجیه میدم احمق باقی بمونم

نمیخوام خواسته هایی رو بیدار کنم، که نتونم برآورده اش کنم

راه های زیادی برای ارضای کردن خواسته ها وجود داره

تو میتونی به روش من اعتماد کنی

من- اوه سوزانا، نمیتونی تا ابد بیگناه باشی-

مادر، من خوش شانسم که چیزی نمیفهمم بمیرم بهتره تا معصومیت ام از دست بدم

!خواهر سوزانا!

من رفتار غیر قابل قبولی در برنامه ها دیدم

همونطور که میدونی من معاون دوم تو در اینجا هستم

و یک روز من قصد دارم اینها رو "وظایف" به مادر سوپریار گزارش بدم

و من به هیچ وجه اجازه نمیدم یک تازه کار قدرت ازم بگیره

من برای این خیلی فداکاری کردم و با تحقیر شدن بدستش آوردم

میخوام اینو بفهمی

صبح بخیر خواهر سوزانا

صبحت بخیر خواهر اورسولا

نگران به نطر میرسی انگار که تمام شب داشتی گریه میکردی

خوب آره همینطوره، خوار اورسولا

چی باعث شده که انقدر ناراحت بشی خواهر سوزان؟ چرا بهم اعتماد نداری؟

میدونم به عنوان یک دوست میتونم روت حساب کنم خیلی سپاسگزارم خواهر

حس خوبی بهم میده وقتی میدونن کسی هست که میتونم مشکلاتم بهش بگم

میتونی به من اعتماد کنی. اسرارت پیش من در امانه من هرگز با هیچکس صحبت نمیکنم

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left