Queer As Folk

Queer As Folk

Farsi Persian 자막 다운로드

시즌 4

릴리스 정보

Queer as Folk S04E10 720p WEB-DL x264-Pahe
다음의 해설 RainbowSubs

태그

webdl
게시일: 2025-04-26
다운로드: 46
청각 장애인용: No

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

‫- * یک، دو، سه، ‫چهار، پنج، شش *

‫* تکان بده، رفیق *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫* ضربان را برای شروع آماده کن *

‫- آرام باش و از ده به عقب بشمار، ‫آقای کینی.

‫- برایان-- ‫- چیزی نگو.

‫- ببین، مطمئنم این فقط ‫یه نقص موقتیه.

‫بدنت نیاز به زمان داره تا ‫خودشو ترمیم کنه

‫و تو دوباره ‫قدرتت رو به دست بیاری.

‫صبور باش.

‫همه‌چیز به‌زودی ‫دوباره راه می‌افته.

‫- ممنون که ‫چیزی نگفتی.

‫- می‌خوام اون کفش‌های پوما ‫خفن رو بگیرم

‫و یه شلوار جین دیزل، ‫شاید دو تا.

‫- هی، هی.

‫فکر کردی من چی‌ام، ‫از پول ساختنم؟

‫- آره، انگار.

‫تو داری یه فیلم می‌سازی.

‫- امیدواریم. ‫و من این‌قدر زحمت نکشیدم

‫که شلوار جین گرون ‫روی تو بندازم.

‫- بن، می‌خوام ‫چند تا شلوار جین دیزل بگیرم.

‫- شلوارتو بکش بالا. ‫شورتت معلومه.

‫- این دقیقاً هدفشه.

‫- داریم هانتر رو می‌بریم ‫که لباس جدید بخره.

‫- و پیتزا بخوریم و ‫بریم سینما.

‫- نه فیلم برت کلر.

‫پس فردا شب؟ ‫مرکز خرید؟ هر سه‌تامون؟

‫آره، باشه. خوبه.

‫آه، حتماً مارک بلوشتاینه. ‫آنفولانزا داره.

‫گفتم کلاسشو پوشش می‌دم.

‫الو؟

‫هی.

‫آهان.

‫حتماً.

‫آه، صبحانه، ناهار، ‫هر چی.

‫آره، اون موقع می‌بینمت.

‫- برای کسی که با آنفولانزا ‫افتاده،

‫اشتهای خوبی داره.

‫- اوه، آره، اون مارک نبود.

‫آنتونی بود، از کتابخونه.

‫یادت میاد، ‫دربارش بهت گفتم؟

‫- آره، چطور می‌تونستم یادم بره؟ ‫اون هر ساعت بهت زنگ می‌زنه.

‫این درست نیست.

‫- شاید عاشقته. ‫- اینم درست نیست.

‫اون فقط یه بچه‌ی خوبه ‫که می‌خواد نویسنده بشه.

‫ما دور هم جمع می‌شیم ‫و درباره کتاب‌ها حرف می‌زنیم، همین.

‫پس فردا شب.

‫پیتزا، فیلم، ‫و شلوار جین دیزل.

‫- باحال.

‫- آره، منظورم "گشاده".

‫- اوه، تاچ‌داون!

‫وای، این پسر چطور گل می‌زنه.

‫- من یه ضربه‌زن خوب دارم.

‫- حتماً.

‫- این سلاح مخفی یه کوارتربکه.

‫- حالا که حرف راز شد...

‫نامزدت می‌دونه؟

‫- چی رو می‌دونه؟

‫- که تو... هوم؟

‫- که من--

‫- واقعاً باید بگم؟

‫که تو، آه، کلمه‌ی "اچ" هستی.

‫- بدنی ورزیده؟

‫جذاب؟ ‫مجهز؟

‫آره، اون همه‌ی اینا رو می‌دونه.

‫- منظورم، آه، همجنس‌گرا بود.

‫گی. عجیب.

‫- هی، من همجنس‌باز نیستم.

‫- من اون کلمه رو گفتم؟

‫- همجنس‌باز یه آدم لوسه، ‫دخترونه، ضعیفه.

‫فکر می‌کنی من اینجوریم؟ ‫- به‌هیچ‌وجه.

‫- همجنس‌باز حتی نمی‌تونه ‫توپ پرت کنه.

‫می‌دونی من چقدر می‌تونم ‫توپ پرت کنم؟

‫- فکر کنم یه مایل دور.

‫- من برای میلیون‌ها نفر قهرمانم.

‫یه همجنس‌باز قهرمان نام ببر.

‫یه همجنس‌باز نام ببر که ‫رئیس‌جمهور بهش زنگ زده باشه

‫و گفته باشه، "بازی عالی بود."

‫یه همجنس‌باز نام ببر که ‫با هر چی‌لیدر دالاس خوابیده باشه،

‫و من حتی برای دالاس ‫بازی نمی‌کنم.

‫یه همجنس‌باز نام ببر که ‫هر بچه‌ای بخواد مثل اون بشه.

‫- هاروی فایرستین؟

‫- پس چرا کسی باید فکر کنه ‫من همجنس‌بازم؟

‫- شاید چون تو ‫عضوت رو توی من کردی؟

‫- خب من از سکس با پسرا خوشم میاد.

‫این یعنی عاشقشونم ‫یا می‌خوام ببوسمشون

‫یا حتی بشناسمشون.

‫این فقط برای تفریحه. ‫برای لذت بردن.

‫و هیچ‌کس نباید ‫درباره‌ی این چیزی بشنوه.

‫فهمیدی؟

‫- کی باور می‌کنه ‫اگه بهشون بگم؟

‫- هفته‌ی بعد، یه دیوارنگاره‌ی ‫عظیم ۲۵۰ فوتی از تو

‫توی پِن پلازا رونمایی می‌شه.

‫فردا، نمایشگاه نقاشی‌هات ‫اینجا باز می‌شه،

‫توی گالری سیدنی بلوم.

‫به من بگو، آقای آئرباخ،

‫چرا پیتسبورگ رو انتخاب کردی؟

‫- خب، مگه اینکه طرفدار ‫پایرتس باشی،

‫هیچ دلیل لعنتی‌ای ‫برای اومدن به اینجا نیست.

‫حالا خواهد بود. ‫- عالیه.

‫- شنیدم غرورت ‫به اندازه‌ی دیوارنگاره‌ات بزرگه.

‫- امیدوارم ‫نذاشته باشم ناامید بشی.

‫منظورم... امیدوارم ‫این شهر محروم از نون بیگل

‫وقتی کارم رو می‌بینن ‫همین حس رو داشته باشن.

‫- فکر کنم این همه‌ی چیزیه که نیاز داریم. ‫خوبه.

‫عالی بود. ‫ممنون.

‫- هر وقت بخوای، عزیزم.

‫چطور بودم؟ ‫- فکر کنم خوب بودی.

‫واقعاً گوش نمی‌دادم. ‫داشتم کار می‌کردم.

‫- خوشحالم ‫که حواست رو پرت نکردم.

‫- اصلاً.

‫می‌دونی...

‫یه حس عجیب دارم ‫که انگار... نادیده گرفته می‌شم.

‫عجیبه، چون، یعنی، ‫بیا رو راست باشیم،

‫من عادت ندارم نادیده گرفته بشم.

‫در واقع، فکر کنم آخرین بار ‫که این اتفاق افتاد، ۱۴ سالم بود.

‫سوزی شرودر اسمش بود. ‫- اوه.

‫- منو تو یه تستی فریز ‫ول کرد

‫به خاطر یه پسر با سه اسکوپ بستنی.

‫دلم رو شکست.

‫- خب، نگران نباش.

‫من سال‌هاست ‫به تستی فریز نرفتم.

‫پس چرا نمی‌ری ‫و با اون گزارشگر خوشگل

‫یه کم لاس نمی‌زنی ‫و منو با کارم تنها نمی‌ذاری؟

‫- هاروی، کی من ‫تو رو ناامید کردم؟

‫- داری شوخی می‌کنی؟

‫- یه بار نام ببر. ‫- وقتی ازت خواستم

‫باهام قرار بذاری، و تو گفتی، ‫"ممنون، ولی نه."

‫- باشه، یه بار دوم نام ببر.

‫- اوه، خدایا، برایان، من یکی ‫از اولین مشتری‌هات بودم.

‫فقط چون حالا ‫یه آدم مهم شدی...

‫صبر کن.

‫آقای دکارلو، ‫ببخشید که معطلتون کردم.

‫- اون کمپین ‫کی آماده می‌شه؟

‫- دقیقاً طبق برنامه‌ایم.

‫- چطور به نظر میاد؟ ‫- عالی به نظر میاد.

‫- برای جلسه بعدی سهامدارها ‫نیازش دارم.

‫- کی؟ ‫- جمعه، ساعت ۳،

‫وگرنه منو نابود می‌کنن. ‫- صبر کن.

‫به جیکوب بگو اگه طرح‌های ‫دندی لوب

‫تا ساعت ۹ صبح جمعه ‫روی میزم نباشه،

‫می‌ره به بچه‌های مهدکودک ‫نقاشی با انگشت یاد بده.

‫آقای دکارلو، ساعت ۱۰ صبح ‫جمعه چطوره؟

‫- هنوز تخمام سر جاشه.

‫- هاروی، به یه مورد دوم ‫فکر کردی؟

‫- در واقع، نه. ‫- دیدی؟ گفتم بهت.

‫- ببین، تو خیلی به من بدهکاری، برایان. ‫نمی‌دونم چی باید--

‫- حالا نگران نباش، ‫من برات اون صفحه آخر رو می‌گیرم.

‫- روی تو حساب کردم، ‫ستاره.

‫- وای، با این نمایش، ‫باید تو وگاس باشی

‫و ببرها رو غیبشون بزنی.

‫- یه کم بهم حال بده.

‫دارم سعی می‌کنم ۱۵ تا توپ ‫رو همزمان بندبازی کنم.

‫بدون شوخی.

‫کت قشنگیه.

‫- آره؟ معجزه کرد ‫روی پسر دندی لوب.

‫- می‌دونی، من این اعتماد به نفس ‫جدیدت رو دوست دارم، تئودور.

‫خیلی بهتر از ‫اون کمبود اعتماد به نفس قبلیت.

‫- خب، ماموریت بعدی من چیه، ‫جیم؟

‫- تبریک.

‫براون اتلتیکس یه میلیون گنده ‫خرج می‌کنه

‫تا یه مدل ‫برای خط جدید لباس زیرشون گیر بیاره.

‫- خب، از قضا، ‫من در دسترسم.

‫- متاسفانه، ‫اونا دنبال یکی‌ان

‫با شهرت بیشتر.

‫- چه برسه به ‫یه بسته بزرگ‌تر.

‫- اونا یه شخصیت ورزشی معروف ‫می‌خوان.

‫- من اتفاقاً ‫قهرمان پینگ‌پنگ کلاس جونیور پیتسبورگ ۱۹۸۶‌ام.

‫خب، نایب‌قهرمان.

‫خب، نایب‌قهرمان.

‫- خب، کدوم ساعت روز یا شب ‫باید

‫این جستجوی ستاره رو انجام بدم؟

‫- من برات انجامش می‌دم، بری.

‫- تو؟ ‫- آره.

‫من دندی لوب رو گیر آوردم، ‫مگه نه؟

‫ببین، با چند تا ایجنت حرف می‌زنم، ‫چند تا مدیر،

‫می‌بینم کی علاقه‌منده، ‫بعد یه لیست کوتاه درست می‌کنم.

‫انتخاب نهایی ‫البته با توئه.

‫- آره، این عالی به نظر میاد،

‫فقط یه جزئیات کوچولو.

‫تو هیچی درباره ورزش ‫نمی‌دونی.

‫- ولی درباره سکس می‌دونم،

‫چی تو یه شورت ‫خوب به نظر میاد.

‫بالاخره، من یه مرد گی‌ام،

‫و سکس سرگرمی ملی ماست.

‫- این نقاشی‌های ریج ‫و جی‌تی داغن.

‫چرا هیچ‌وقت نمی‌تونیم زفیر رو ‫تو یه سکس‌فست ببینیم

‫با یه پسر خوش‌تیپ؟

‫- چون هیچ‌کس کامیک‌های ما رو ‫برای دیدن سکس زفیر نمی‌خره.

‫- این اصلاً درست نیست

‫فقط چون تو نمی‌خوای ببینیش.

‫- این نیست که نخوام ببینمش.

‫اینه که نمی‌تونم تصورش کنم.

‫- خب، من می‌تونم.

‫وقتی اون و دوست‌پسر جذابش،

‫پالئونتولوژیست معروف جهانی،

‫پروفسور کن کرشنر، ‫باهم شروع می‌کنن،

‫واقعاً استخون‌های دایناسورهای ‫قدیمی رو به لرزه درمیارن.

Queer As Folk subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Queer As Folk

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left