Cria!

Cria! (Cría cuervos)

Farsi Persian 자막 다운로드

릴리스 정보

Cria Cuervos farsi 720p blue ray
다음의 해설 plp
پویا plp --- imdb-dl ---

태그

720p
720
게시일: 2013-08-31
다운로드: 59
청각 장애인용: Yes

Farsi Persian 자막 미리보기

처음 200줄입니다.

همونطور که آهنگ ادامه پيدا ميکنه "روزي که من به دنيا اومدم"

...باور اينکه اين بچه منم مثله يک شعره بي معني ميماند

"بزرگ کردن کلاغها"

مترجم plp پويا

.من و مادرم

.دهن "مايتي" مثل هميشه بازه

...عاشقتم، عاشقتم

.تو رو ميخوام

...آنسلمو" ،داري غلغلکم ميدي"

"صبر داشته باش "آنسلمو

عشق...عشق من ...عاشقتم

...از هرچيزي تو اين دنيا بيستر دوست دارم

...عاشقتم...بوسم کن

"آنسلمو"

آنسلمو"؟"

چي شده؟

!"آنسلمو"

...نميتونم...نفس...بکشم

...دارم خفه ميشم

!"آنسلمو"

!"آنسلمو"

...اوه خداي من

...خداي من

...بابا

...بابا

انا"...اينجا چيکار ميکني؟"

.خوابم نميبره

.که اينطور....خوابت نميبره

ميدوني ساعت چنده؟

.خيلي ديروقته

.برو بگير بخواب

...روني" ببين برات چي آوردم"

خيلي شکمويي...

رزا"، من کي اولين مراسم "عشاء رباني" ام رو ميگيرم؟"

.نميدونم. بايد يه چند سالي صبر کني

نوبت تو است "آنا". زودباش.

..."من خودم بلدم خانم "هيک

...بذار ببينيم

...که کار ميکنه

...يا که نه

"بذار من انجامش بدم "رزا

چي ميشه اگه من دماغت رو گاز بگيرم؟

چي ميشه اگه گردنت رو بوس کنم؟

چي ميشه اگه...دوباره اينجارو بوس کنم؟

اگه گوشت رو بوس کنم چي؟

!يه بوس محکم

!"آنا"..."آنا"

داشتي به چي فکر ميکردي؟

حقيقت داره که مادرم هميشه اين صليب رو مينداخت دور گردنش؟

.معلمومه که حقيقت داره .مادربزرگت اينو دادش بهش

.اين صليب شيطان رو دور ميکنه

!همينطور خون‌آشامها رو

.آماده شدن! بچه ها آماده‌ان خانم

.بذار ببينم

.به نظر مرتب ميان ."ممنونم "رزا

.مواظب رفتارتون باشين

.آيرين" بيا اينجا"

.وقتي رفتي تو اطاق اولين کاري که ميکني اينه که پدرت رو ميبوسي

.بعد براي روح اش دعا ميکني

فهميدي؟

تو هم فهميدي، "آنا"؟

"حالا تو بيا "مايتي

!اولين مراسم عشاء رباني من کيه؟- !الان وقتش نيست-

.خوابيده بودم که يه صدايي شنيدم

.وقتي رفتم تو اطاقش ديدم که مُرده

.بعدش مامان اومد- "مامان مرده "آنا-

.خيلي ممنون

،"تو از همه بزرگتري "آيرين اول تو برو

."حالا تو برو "آنا

."زودباش ،"آنا

!زودباش

.من نميخوام- .قبلاً درباره‌اش حرف زديم-

."حالا نوبت تواست، "مِيت .با خودت ببرش

.قدم نميرسه

،يه روز که مادرم داشت خونه رو تميز ميکرد

،يه جعبه‌ي آهني از تو صندوق درآورد

:دادش به من و گفت

."اينو بنداز بيرون، "آنا

.اين نبايد اينجا باشه

.به علاوه اينکه، ديگه به درد نميخوره

...با کنجکاوي ازش پرسيدم

چي توي جعبه است؟

.بهم گفت که به من مربوط نيست

ازش پرسيدم که: توش سمٍ نيست؟

،خنديد و بهم گفت

.درسته، يه سم وحشتناک

.با يه قاشق از اين سم ميتوني يه فيل رو از پا دربياري

:بعدش هم گفت .زودباش، زودباش بندازش بيرون

،خيلي جا خوردم

...نميدونم چرا

.به حرف مادرم گوش نکردم و جعبه رو نگه داشتم

چون ميخواستم که پدرم رو بکشم؟

.100ها بار اين سوال رو از خودم پرسيدم

،حالا که بيست سال از اون ماجرا گذشته

،جوابهايي که الان به ذهنم ميرسه

خيلي ساده و غير قابل قبول‌ان

تنها چيزي که به روشني به ياد دارم اينه که

متقاعد شده بودم که ،پدرم مسئول ـه

زندگي غم‌انگيز و تلخ ـه

.چند ساله آخر زندگيه مادرم بود

...متقاعد شده بودم که، تنها او

.مقصره مريضي و مرگ مادرم بود

...مادرم

،با توجه به چيزي که ،اونهايي که ميشناختنش ميگفتن

.مادرم ميتونستبه به يک پيانيست فوق‌العاده تبديل بشه

.حتي وقتي که بچه بود

.استعداد زيادي تو موسيقي از خودش نشون ميداد

.و همه آينده‌ي درخشاني را براش پيشبيني ميکردن

...براي سالها .خودش رو وقف پيانو کرد

.حتي توي کنسرتهاي عمومي پيانو مينواخت

.توي يکي از همون کنسرتها با پدرم آشنا شد

.اونها عاشق هم شدن

.خيلي زود ازدواج کردن

،و مادرم پيانو رو کنار گذاشت

...تا خودش رو وقف ما کنه

.وقف ـه دخترهاش

.فکر کنم هميشه حسرت اون روزها رو ميخورد

.و پشيمون بود که پيانو رو رها کرده

.پيانو براي او آزادي بود

،با اين حال الان فکر ميکنم که

.ميترسيد که فقط يه پيانيست معمولي بشه

.برخلاف همه‌ي پيشبيني ها ،يه زندگيه ساکت و آرام رو انتخاب کرد

.تا همچين مسئوليت سنگيني به گردنش نباشه

آيرين" تو چجوري ميتوني اينجوري غذا بخوري؟"

.بهتره که چنگال رو اينجوري بگيري

.اينجوري راحت تره

!آنا"، چاقو رو درست بگير"

.نميدونم چرا نميتونين آداب سر ميز غذا خوردن رو ياد بگيرين

!ميت"، وقتي داري غذا ميخوري دهنت رو ببند"

.هيچکس چيزي به ما ياد نداده

،مزخرف نگو.پدر و مادرت هيچوقت بهتون ياد ندادن چجوري سر ميز غذا بخورين؟

.من هميشه اينجوري غذا ميخورم

چي گفتي؟

.هيچي

،اگه چيزي ميخواي بگي .واضح حرفت رو بزن

.از نصفه نيمه حرف زدن بدم مياد

!آيرين" ،چنگال"

.بابا هيچ وقت بهمون ياد نداد چجوري غذا بخوريم

مادرتون چطور؟

خواهرم هم بهتون ياد نداد چجوري غذا بخورين؟

!مادرم قبل از اينکه من به دنيا بيام، مُرد

کي همچين مزخرفاتي رو بهت گفته؟

.همگي خوب به حرفم گوش کنين

،به درخواست پدرتون

.من مسئول آموزش و پرورش شما هستم

،اين به اين معني است که .شما تحت حضانت من هستيد

...مادربزرگ هم

.توي همين خونه با ما زندگي ميکنه

.و ما هر دو سعي ميکنيم هر چيزي که نياز داشتين رو براتون تهيه کنيم

.شايد اولش براتون سخت باشه

اما مطمئن هستم که، اگه همگي تلاش کنيم ،همه چي درست ميشه

اينطور نيست، "مايت"؟

،بايد بهتون بگم که

!به نظرم خونه بيشتر شبيه يه کشتارگاهه

،از اين به بعد مي‌خوام همه چيز تميز باشه

.براي همين همگي بايد تلاش کنينم

.ميخوام قبل از پايان تعطيلات، خونه آماده بشه

ميتونم روي کمکتون حساب کنم؟

ميتونم برم؟

بله

منم ميتونم برم، خاله؟

!حتماً

.قول ميدم همه‌چي درست ميشه

،همه‌ي مردها مثل هم‌ان .همشون

.وقتي يه زن باشي اين مساله رو ميفهمي

.همشون يک چيز رو ميخوان

.اگه بري سمتشون همه چيزت رو از دست ميدي

...پدر تو .مرد کاملي بود

.اما اون ديوونه‌ي زنها بود

!خود من مجبور شدم چندبار از دستش فرار کنم

.واقعاً آدم هوس بازي بود

...مردي که ...ميتونم بگم

...يه زن که قبلاً تو خونه بقلي زندگي ميکرد

!يادش هم که ميوفتم خنده‌ام ميگيره

،يک روز ،ناگهان

.متوجه ميشه که سه ماهه که حامله است

همه ازش ميپرسيدن که پدر بچه کيه .ولي اون جوابي نميداد

.اما اون قسم خورد که ديگه با هيچ مردي نخوابيده

اون ميگفت که... متوجه حرفهام ميشي؟

نه زياد- ..خب-

.بيا...تهش رو بگير

...آفرين ،خلاصه...يه روز گفتش که

يک روز داشته از بقل يه ساختمون در حال ساخت راه ميگذشته که .يکهو يه چيزي افتاد تو پيراهنش

احساس کرد يه چيزي رفته تو لباسش ميدوني چي بود؟

!يه موش

!ميگفت که اون موش پدر بچه‌اش ـه

چيزي براي "روني" گرفتي؟

تو چجوري ميتوني همچين جونوري رو نگه داري!؟

.يه کاهو بهم بده

،برو از تو يخچال بردار

!زياد نگيريا

کدوم طبقه است؟

ترجمه نشده -

.ولي رفتن مسافرت

براش نامه نوشتي؟- .آره ،ولي جوابم رو نداد-

.دوست نداره- تو از کجا ميدوني؟-

تو يه احمقي- !خودت احمقي-

.ببين "روني" چه نرم و تُپُل ـه

.کوچولوي دوست داشتني

..."مايتي"

More Farsi Persian subtitles for Cria!

댓글

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left